اَشو | Ashoo
Статистикаصدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 106
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 525
- 1/48двое суток
- 601
- 1/72трое суток
- 648
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بیطرفی دوران گذار در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوتها در تعاریف حقوقی میتواند به بزرگترین شکافها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوریترین و گمراهکنندهترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح میشود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهیخواهان بیاعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت میکنند. این برداشت، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده میگیرد. ❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا میکنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهیخواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد. این باور، نهتنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد. باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهامگرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است. این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است. پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار میپذیریم. اما چه میشود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بیطرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟ در این سناریو، قانون اساسی مشروطهای که تماما ً بر اساس پیشفرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست میدهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو میرود. کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس میافتند. آنها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم میپوشند که بیطرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیمکننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمینکننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد. اتهام خیانت یا کمتوجهی به پادشاهیخواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی میکند: اعتماد به مردم. شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهیخواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان میدهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او میداند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همانگونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید. و قص علی هذا ، این گلهها و تخریبها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است. وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیتبخشی نهایی به پیروزی پادشاهیخواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است. اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار میگیرد. این موضع شاه، نه تنها نشانهای از کمتوجهی نیست، بلکه در واقع، عالیترین سطح احترام به آرمان پادشاهیخواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بیطرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادیهای مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید میورزند. بنابراین، تخریبها و گلههایی که از سر سوءتفاهم صورت میگیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بیطرفی مسیر را خدشهدار کنند. ✍ #اشو بازم کویره که،همه جویده جنس نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر... من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ... جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️: https://t.me/ASHOOZA
هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
🔹جنایی بخش دوم - آینهای که برخی مشروطهخواهان حاضر نیستند واقعیت خود را در آن ببینند جنایی بخش اول در سیاست، هیچ حقیقتی رسواتر از یک تناقض نیست. اگر شخصیتی از نگاه مخالفانش فاقد نفوذ، پایگاه و اثرگذاری است، چرا باید شبانهروز برای تخریب او نیرو، زمان و امکانات صرف شود؟ این پرسشی است که پاسخ آن را نه در هیاهوی رسانهای، بلکه در ماهیت رفتار برخی مشروطه خواهان و جریانهایی باید جست که سالها خود را سخنگوی آینده ایران میپنداشتند. شاه امروز صرفا یک نام در عرصه سیاست ایران نیست؛ او به نمادی از امید، همگرایی و گذار مسالمتآمیز برای بخش قابل توجهی از ایرانیان تبدیل شده است. این جایگاه با شعار به دست نیامده و با تبلیغات ساخته نشده است. اعتماد عمومی، سرمایهای نیست که بتوان آن را خرید یا تحمیل کرد؛ این سرمایه تنها در گذر زمان و با استمرار، ثبات، مسئولیتپذیری و توانایی ایجاد امید شکل میگیرد. دقیقا از همین نقطه است که سرچشمه بسیاری از حملات آشکار میشود. مسئله اصلی، شخص شاه رضا پهلوی نیست؛ مسئله، جایگاهی است که او در افکار عمومی یافته است. هنگامی که جامعه به یک چهره سیاسی اعتماد میکند، آن دسته از جریانهایی که سالها خود را محور تحولات میدانستند، ناگهان با واقعیتی روبهرو میشوند که با روایت ذهنی آنان سازگار نیست. نتیجه چنین وضعیتی، نه بازنگری در عملکرد، بلکه روی آوردن به تخریب است. بسیاری از این جریانها، سالیان طولانی به جای آنکه با مردم سخن بگویند، برای مردم نسخه پیچیدند. به جای شنیدن صدای جامعه، خود را معیار حقیقت معرفی کردند. هر صدای متفاوت را یا ناآگاه خواندند یا فاقد درک سیاسی. این نگاه از همان آغاز، دیواری میان آنان و بدنه جامعه ساخت. دیواری که امروز فرو ریخته و واقعیت را آشکار کرده است! جامعه ایران دیگر اسیر شعارهای پرطمطراق و آرمانپردازیهای بیپشتوانه نیست. مردم، بهای سنگین تجربههای گذشته را پرداختهاند و اکنون بیش از هر چیز، آزادی، امنیت، رفاه، قانون، کرامت انسانی و آیندهای روشن را مطالبه میکنند. نسلی که واقعیت را لمس کرده، دیگر فریب واژههای پرزرقوبرق را نمیخورد و میان شعار و برنامه تفاوت قائل است. در چنین فضایی، طبیعی است که شاه که از همبستگی، گفتوگو و آیندهنگری سخن میگوید، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. اما همین استقبال، برای کسانی که سالها انحصار گفتمان سیاسی را حق مسلم خود میدانستند، به واقعیتی تلخ تبدیل شده است؛ واقعیتی که پذیرش آن برایشان دشوارتر از حمله کردن به آن است. از همین رو، هرچه بر میزان استقبال از شاه رضا پهلوی افزوده میشود، حجم عملیات تبلیغاتی علیه او نیز افزایش مییابد. اما این رفتار، بیش از آنکه ضعف او را نشان دهد، بیانگر نگرانی کسانی است که احساس میکنند دیگر توان جهتدهی به افکار عمومی را مانند گذشته ندارند. تناقض نیز از همینجا آشکار میشود. از یک سو ادعا میکنند شاه رضا پهلوی هیچ جایگاهی ندارد و تأثیری بر جامعه ندارد؛ از سوی دیگر، هیچ روزی را بدون حمله به او سپری نمیکنند. اگر شاه بیاثر است، این همه اصرار برای بیاعتبار کردنش چه ضرورتی دارد؟ مگر میتوان برای خاموش کردن چراغی که روشن نیست، این اندازه تلاش کرد؟ پاسخ روشن است. آنچه آنان را به چنین رفتاری واداشته، نه قدرت استدلال، بلکه ناتوانی در پذیرش واقعیتی است که در برابر چشمانشان شکل گرفته است. هنگامی که یک جریان سیاسی از تولید اعتماد عمومی بازمیماند، سادهترین راه را انتخاب میکند؛ حمله به کسی که آن اعتماد را به دست آورده است. زیرا ساختن دشوار است و تخریب آسان. اما تاریخ سیاست، داوری بیرحمی دارد. هیچ جریان سیاسی با انکار واقعیت، واقعیت را تغییر نداده است. هیچ سرمایه اجتماعی با برچسبزنی نابود نشده و هیچ اعتماد مردمی با غوغاسالاری از میان نرفته است. شاه را میتوان نقد کرد، با دیدگاههایش موافق یا مخالف بود؛ اما نمیتوان یک حقیقت را نادیده گرفت: استمرار حملات سازمانیافته به او، خود گواهی است بر اینکه جایگاهش در معادلات سیاسی ایران دیگر قابل چشمپوشی نیست. آن مشروطه خواهانی که این واقعیت را انکار میکنند، پیش از هر چیز با واقعیت جامعه در ستیزند، نه با یک فرد. در نهایت، آینده از آن کسانی نیست که بلندتر فریاد میزنند؛ از آن کسانی است که اعتماد بیشتری میآفرینند. هیاهو فروکش میکند، اما اعتماد مردم باقی میماند. ✍ #اشو سلام به بهگارفتهها میکنن تو باتلاق کثافت شنا قلممون دعامونه، اوباش چیه چاقال؟ مبارزه دینه، شاه هم خدامونه پیاده شو ته خطه، میدون خراسونه... همون همیشگی 🙂👇 تیم شید من تک؛ کیرمم نمیتونید بخورید بوس بوس ❤️🔥 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
https://t.me/C_B_SHAHZADEH/232464 خودکارمون کشندهس، معلوم نی قلمه یا ماشه دودمانتون به باد میره دهن ما واشه توی وزارت نمیشناسنش از جلو فقط از پشت آشناس حجت کلاشه سوپاپ اطمینان چیه؟ سولاخه باک بنزین
تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
حرام اگر حتی یک درصد از این جماعت مشروطهچی بتواند اصلِ مسئله را بفهمد. مردمانی که از حقوق چیزی نمیدانند و تمام حرفشان در تکرار طوطیوار همان قانون اساسی مشروطه خلاصه میشود؛ قانونی که کوچکترین ربط و کارکردی در دوران گذار ندارد و این را هم نمیتوانند بفهمند.…
видео или голосовое, без подписи
هممیهنانم، امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند. آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود: حاکمیت قانون، حاکمیت ملی و اراده ملت، و پیشرفت و ترقی ایران. مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست: «ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.» کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون. اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند. اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه. امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن. بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد. سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
●مستند ماجرای بحرین (اسناد نادیده جدایی) لینک ها و اسناد مرتبط https://t.me/OmidIranAzad/128501?single https://t.me/OmidIranAzad/128527 https://t.me/OmidIranAzad/122415 https://t.me/OmidIranAzad/121007 https://t.me/OmidIranAzad/128887?single https://t.me/OmidIranAzad/130198
#تاریخ 🎇وزیر بحرینی گفته بود قبل اسلام ایران تو تاریکی بود، بنده خدا راست میگفت ایران کابوس و تاریکی اعراب خلیج فارس بود. مستند شاپور دوم ساسانی ۱۶ ساله که قبل اسلام، اعراب رو به تاریکی بُرد نه از چشم بلکه از کِتف‼️ @C_B_SHAHZADEH
فعلا ی کمی گرفتارم ، ولی اومدم بگم چوب من خیلی کلفته 👈 بره تو کونت پاره ت میکنه 🚶♂🚶♂🚶♂🚶♂
فعلا ی کمی گرفتارم ، ولی اومدم بگم چوب من خیلی کلفته 👈 بره تو کونت پاره ت میکنه 🚶♂🚶♂🚶♂🚶♂
https://t.me/ASHOOZA/1057 مرحوم حبیب یغمایی تعریف میکرد : در دوره رضا شاه که عزاداری و سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود؛ یک روز ملک الشعرای بهار به مرحوم شوکت الملک - امیر بیرجند گفته بود: ولایت شما هم درمانگاه دارد،هم آب دارد،هم مدرسه دارد،هم جاده و راه دارد،همه چیز هست،اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه می خواهند؟ مرحوم شوکت الملک گفته بود : آقا ! اینها درمانگاه نمی خواهند، اینها محرم میخواهند، اینها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی میخواهند، کربلا را به اینها بدهید همه چیز به آنها داده اید ! حبیب یغمایی متعلق به کوره دهی بود بنام "خور " که خیلی به آنجا عشق میورزید و در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد . و مهمتر اینکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در تمام عمر آنها را با خون دل جمع کرده بود به آنجا منتقل ساخت و وصیت کرد بعد از مرگش او را در آنجا دفن کنند . اما میدانید مردم قدر شناس همان سامان با جنازه اش چه کردند ؟ وقتی پیکر رنج کشیده او با کاروان استادان و شاگردانش از جمله دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی وبسیاری دیگر از چهره های نامدار وطن مان به روستای خور برده شد، همان کودکانی که در مدرسه یغمایی درس میخواندند و همان مردمی که در درمانگاهش درد های خود را درمان کرده بودند، به فتوای آخوندک ابله همان روستا، دامن شان را پر از سنگ های درشت تر از فندق و کوچک تر از گردو کردند تا جنازه این خدمتگزار به فرهنگ ایران را سنگباران کنند! و درد انگیز تر اینکه پس از دفن جنازه حبیب یغمایی، فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش خوابیدند و کشیک دادند مبادا آن پیکر بیگناه را از زیر خاک در بیاورند و به لاشخور ها بدهند. متاسفانه تاریخ میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نا شناسی ها داستان های بسیار دارد . به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
видео или голосовое, без подписи
https://t.me/+v4KyAScpQxJkZTE0 جلسه چهارم توی این گروه برگزار میشه.
تهران ٨٠ سال پيش... ماشين های قدیمی و چايى با سماور و قورى چينى و استكان كمرباريك و گوش دادن به صفحه گرام ( گرامافون ) اين فيلم از اون فيلمهاى خاطره انگیز و كمياب #بلوگا عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو ✨
آذری یا زبان باستان آذربایجان احمد کسروی 🔹 زبان باستان آذربایجان از دیدهی تاریخ و زبانشناسی #بلوگا عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو ✨
مستند زیبای امپراتوری گمشده ایران 2022 #بلوگا عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو ✨
رپرتاژى دربارهی ترويج و گسترش كتابخانه و كتابخوانى در دههی پنجاه خورشیدی. #بلوگا عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو ✨
من قاتل فریادهای طوفانی درونم شدم، که با سکوتشان قصد دارند از من انتقام بگیرند. انتقامی به قشنگی حقیقت نه به زیباییه متن ما به دنیا آمدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم ما بدنیا آمدیم برای آزمایش نه برای آسایش کیستم؟ رنجوری از سردرگمی ساکن پس کوچه نامردمی خسته از امروز و از فردای خویش باورم که ی میشود احوال خویش؟ تا بگوید با دل ناباورم کز نژاد کاوه آهنگرم هرکه چون من خسته از ویرانی است از نژاد آرش و ایرانی است ما که خود الگویه ایثار بوده ایم ما که از نسل دلیران بوده ایم ما که امروز اینچنین در ملک خویش چشم بر امید فردا مانده ایم، روزگاری روزگاری داشتیم....در حقیقت اعتباری داشتیم آتشی جاوید روشن داشتیم، ماءمنی با نام میهن داشتیم دیو آمد روشنایی را دور کرد، آتش جاوید ما را کور کرد بین مهر و مهربانی کین نهاد، نام این غارتگری را دین نهاد جام می برگیر و دل را کن قوی چونکه میدانم به قول مولوی هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش شهریار نصراللهی زندانی سیاسی عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇 √ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو ✨