- Последний пост
- 25 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یادداشت اخیر نیک آهنگ کوثر و علیرضا نادر در Foreign Policy در باره اثر بمباران زیرساختها روی مردم ایران در این یادداشت میخوانید: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی غیرنظامی، نهتنها به تضعیف جمهوری اسلامی منجر نشده، بلکه زندگی میلیونها ایرانی و امنیت اقتصادی و زیستمحیطی سراسر خلیج فارس را به خطر انداخته است. حمله به جادهها، پلها، شبکههای برق و تأسیسات آب، دسترسی مردم به غذا، دارو، سوخت و آب آشامیدنی را مختل میکند. برای نمونه، آسیب به تأسیسات آبشیرینکن بونجی در جاسک حدود ده هزار نفر در بیست روستا را برای چند روز از آب محروم کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز تأسیسات آب و انرژی کشورهای همسایه، از جمله کویت و بحرین، را هدف قرار داده است. این چرخه خشونت، غیرنظامیان دو سوی خلیج فارس را قربانی میکند، در حالی که بخش مهمی از تأسیسات نظامی و هستهای ایران در اعماق زمین و زیر کوهها قرار دارند و از حملات هوایی مصونتر هستند. مشکل دیگر، درهمتنیدگی زیرساختهای نظامی و غیرنظامی است. قرارگاه خاتمالانبیا و شرکتهای وابسته به سپاه در ساخت سدها، تونلهای انتقال آب، مترو، خطوط لوله و تأسیسات نظامی و هستهای نقش داشتهاند. بنابراین، حمله به برق، آب، جاده یا خطوط ارتباطی مرتبط با یک مرکز نظامی میتواند خدمات ضروری شهرها، روستاها و مزارع اطراف را نیز نابود کند، بدون آنکه تأسیسات زیرزمینی از بین بروند. حملات نظامی همچنین میتوانند ایمنی هستهای، بازرسیها و نظارت بر مواد هستهای را مختل کنند و حکومت را به ساخت تأسیسات عمیقتر و مخفیتر سوق دهند. دانش فنی با بمباران از بین نمیرود، اما بازسازی شبکه برق، بیمارستانها، پلها و سامانههای آب ممکن است دههها زمان ببرد. نتیجه اصلی این است که تضعیف یک حکومت با ویران کردن یک کشور تفاوت دارد. اگر هدف کمک به مردم ایران است، نباید زیرساختهایی را نابود کرد که بقای روزمره و آینده سیاسی و اجتماعی آنان به آن وابسته است. حکومتها ممکن است سقوط کنند و ارتشها عقبنشینی کنند، اما آبخوانهای آلوده، شبکههای برق فروپاشیده و سامانههای آب نابودشده میتوانند نسلها مردم را گرفتار فقر، بیماری و آوارگی کنند.
без подписи
без подписи
https://www.youtube.com/watch?v=NeFiXnasQOQ
ایران در خطر عقبگرد چندین ساله؛ تخریب محیط زیست سلامت بلندمدت را تهدید میکند شهره صدری- کارشناسان میگویند حملات به میادین گازی، سایتهای هستهای و تأسیسات نمکزدایی، آلایندههای سمی را به هوا، خاک و آب نشت میدهد که میتواند برای دههها بر سلامت تأثیر بگذارد کارشناسان میگویند جنگ ایران ترکیبی سمی از مواد شیمیایی، فلزات سنگین و سایر آلایندهها را آزاد کرده است که همه چیز را از کشاورزی گرفته تا آب آشامیدنی و سلامت مردم تهدید میکند – و خسارات زیستمحیطی و خطرات سلامتی را به جا میگذارد که میتواند برای دههها باقی بماند. کاوه مدنی، دانشمند ایرانی و مدیر موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه ملل متحد در این باره گفت: “تمام سوختن میادین نفت و گاز در مناطق ساحلی، تمام کشتیهایی که در آنجا هستند، نفتکشهایی که در حال سوختن یا [غرق شدن] هستند – همه اینها به معنای آلودگی است. برای کسی مثل من که برای پایداری و حفاظت از محیط زیست در آن منطقه مبارزه کردهام، این جنگ مانند چندین سال عقبگرد است”. ایران در معرض خطر ” عقبگرد چندین ساله” قرار دارد، زیرا تخریب محیطزیست سلامت بلندمدت را تهدید میکند. کارشناسان بسیاری می گویند حملات به میادین گازی، سایتهای هستهای و تأسیسات آب شیرینکن، آلایندههای سمی را به هوا، خاک و آب نشت میدهند که میتواند برای دههها بر سلامت تأثیر بگذارد. داگ ویر، مدیر رصدخانه درگیری و محیط زیست، یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در بریتانیا که آسیبهای زیستمحیطی ناشی از درگیریهای مسلحانه را رصد میکند، خاطرنشان کرد که مستندسازی خسارات بسیار دشوار بوده و در حال حاضر ارزیابی کامل غیرممکن است. این گروه از سنجش از دور ماهوارهای و اطلاعات منبع باز برای شناسایی خسارات و ارزیابی ریسکهای زیستمحیطی برای مردم، اکوسیستمها و زمینهای کشاورزی استفاده میکند. ویر گفت تا کنون بیش از ۴۰۰ حادثه با پیامدهای زیستمحیطی مرتبط با جنگ ثبت شده است، اگرچه به دلیل تأخیر در تصاویر ماهوارهای و قطعی اینترنت در ایران، بسیاری از جزئیات هنوز ناشناخته باقی مانده است. هوای آلوده آزاد شده میتواند منجر به مشکلات سلامتی متعددی شود. شاید ماندگارترین تصاویر جنگ ایران، آسمان تاریک شده ناشی از زیرساختهای نفتی در ماه گذشته باشد که توسط حملات هوایی به آتش کشیده شدهاند. بر اثر انفجار انبارهای نفتی باران سیاه در نزدیکی تهران، پایتخت ایران، بارید. کارشناسان میگویند ریز دودهها خطر ابتلا به مشکلات ریوی و قلبی را افزایش میدهد، در حالی که مواد شیمیایی سمی خطرات طولانیمدت سرطان را به همراه دارند و فلزات سنگین ناشی از ریزش میتوانند منابع خاک و آب را آلوده کنند. دوده، خاکستر و مواد شیمیایی سمی ناشی از حملات به انبارهای سوخت و پالایشگاه، همراه با قطرات آب در اتمسفر، به صورت باران روغنی و اسیدی به زمین بازگشت که منجر به اعلام وشعیت هشدار به شهروندان و درخواست برای ماندن در خانه در پی داشت. کارشناسان همچنین هشدار میدهند که بقایای و آلودگی ناشی از موشکها، و همچنین حملات احتمالی به تأسیسات تولیدی و سایر زیرساختها، میتواند آلودگی مضر را در سراسر منطقه منتشر کند. دسترسی مداوم به آب پاک یک نگرانی بزرگ کشورهای منطقه خلیج فارس برای تأمین آب آشامیدنی خود به صدها تأسیسات آبشیرینکن متکی هستند که در صورت آسیب دیدن تأسیسات یا آلوده شدن آب، خطرات بهداشتی و امنیتی را افزایش میدهد. کاوه مدنی خاطرنشان کرد که مردم منطقه “حتی در زمان صلح نیز با دسترسی به آب آشامیدنی پاک دست و پنجه نرم میکنند. هرگونه آسیب به زیرساختهای آب میتواند اثرات طولانیمدتی داشته باشد.” ایران گفته است که یک حمله هوایی آمریکا به یکی از تأسیسات آبشیرینکن آن آسیب رسانده است، در حالی که بحرین، ایران را به آسیب رساندن به یکی از تأسیسات خود متهم کرده است. کارشناسان میترسند که با طولانیتر شدن جنگ، تأسیسات بیشتری هدف قرار گیرند. گزارش کامل در لینک زیر https://www.envnew.ir/?p=3348
گزارش تصویری گاردین درباره ورود جهان به «عصر ورشکستگی آبی» 💧@KavehMadani
آبانگان این هفته: نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه. نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید. https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
ما یک ایران بیشتر نداریم …
باهم درباره آب حرف بزنیم - ۳۶۷ نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
وتنم – بخش بیست و پنجم
شرکت آب و فاضلاب تهران اعلام کرده که این استان از مهرماه پارسال تا کنون، کمترین میزان بارش در ۶۰ سال گذشته را پشت سر گذاشته و خشکسالی پنج سال اخیر، باعث شده ذخایر آب تهران به کمترین میزان در یک قرن اخیر برسد. نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
هشدار کارشناس ارشد سازمان ملل درباره لزوم بازنگری فوری نحوه حکمرانی و سیاستگذاری آب در سطح جهان مدیر موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد نسبت به «ورشکستگی آبی» در مقیاس جهانی هشدار داد و بر لزوم بازنگری فوری در نظام حکمرانی منابع آب تأکید کرد. وی خاطرنشان کرد که بدون اصلاحات ساختاری و مشارکت واقعی جوامع، مقابله با بحرانهای مرتبط با آب، اقلیم و امنیت غذایی ممکن نخواهد بود. لینک گزارش مشروح به زبان انگلیسی: 🔗 https://shorturl.at/jEjfM 🇺🇳 @KavehMadani
گفتوگوی شبکه سیجیتیان آمریکا با کاوه مدنی درباره رخدادهای حدی آب و هوایی در نقاط مختلف جهان در هفتههای اخیر 🔗 https://youtu.be/N8zet8WQqYw
درسهایی از بازنگری در مدیریت حوضه رودخانه کلرادو نیک آهنگ کوثر هرکس که تحولات آبی ایالات متحده را دنبال میکند، یک چشمش به سرنوشت رودخانه کلرادو و سدهای آن است. در سال ۱۹۲۲، هفت ایالت آمریکا برای مدیریت این حوضه حیاتی گرد هم آمدند و قرارداد کلرادو (Colorado River Compact) را امضا کردند؛ نخستین تلاش رسمی برای تقسیم منابع آب بین ایالتهایی که بخشی از حوضه در هر کدامشان وجود دارد. در این توافق، میزان سالانه جریان رودخانه حدود ۱۵ میلیون جریبفوت برآورد شد، معادل تقریبی ۱۸.۵ میلیارد متر مکعب آب. سهم هر یک از حوضههای بالادست و پاییندست نیز ۷.۵ میلیون جریبفوت (یعنی حدود ۹.۲۵ میلیارد متر مکعب) تعیین شد. در کنار سهمبندی بین ایالتها، آمریکا طبق معاهدهای جداگانه، موظف شد سالانه ۱.۵ میلیون جریبفوت (نزدیک به ۱.۸۵ میلیارد متر مکعب) آب به مکزیک اختصاص دهد، در حالیکه در هیچیک از توافقهای اولیه، سهمی برای نیازهای محیط زیستی رودخانه در نظر گرفته نشده بود. اما این برآورد بر پایه سالهایی با بارندگی استثنائاً بالا صورت گرفته بود، و بعدها مشخص شد که متوسط واقعی جریان رودخانه در بلندمدت بین ۱۲ تا ۱۳ میلیون جریبفوت است، یعنی چیزی حدود ۱۴.۸ تا ۱۶ میلیارد متر مکعب در سال. کاهش بارش، ذوب سریعتر برفها، تبخیر بیشتر به دلیل گرمایش جهانی، و رشد مصرف انسانی، این تعادل ناپایدار را بر هم زدند. در سالهای اخیر، برخی ایالتها تلاش کردهاند با کنار گذاشتن توافق تاریخی ۱۹۲۲، به سازوکاری واقع نگرانهتر برسند. از جمله پیشنهادهایی برای تخصیص آب بر پایهی میانگین جریان سهساله اخیر، نه دادههای قدیمی یا سهمهای نمادین. این چرخش مفهومی، اگرچه هنوز در مرحله آزمون است، میتواند در مدیریت منابع محدود، بهویژه در شرایط خشکسالی، مؤثر باشد. تفاوت اصلی این پیشنهاد با ایدههای قبلی، عدم تاکید روی «حق تاریخی» ایالتها است، چون به شرایط واقعی و تغییرات اقلیمی اتکا شده است. برای نخستینبار، ایالتهایی مانند کالیفرنیا پذیرفتهاند که در دورههای خشکسالی، مصرف آب را کاهش دهند، بدون آنکه به مفاد قدیمی قرارداد ۱۹۲۲ استناد کنند. اگر این رویکرد تازه تثبیت شود، میتواند الگویی برای عبور از سیاستهای کهنه و ضدتحول، و حرکت بهسوی مدیریتی انعطافپذیر و مشارکتی باشد. ارتباط ایران و تصمیمگیریهای حوضه کلرادو آنچه این تجربه را برای ایران معنادار میکند، نه فقط شباهت اقلیمی، بلکه ساختار مشابه تصمیمگیری است. اگر از تاریخ مدیریت آب در ایران پس از جنگ جهانی دوم باخبرید، احتمالاً میدانید که سفر محمدرضا شاه به سد هوور در لاسوگاس نقطه عطفی در سیاستگذاری آبی ایران بود. سد هوور، یکی از بزرگترین پروژههای مهندسی قرن بیستم، نهفقط الگوی فنی، بلکه نماد توسعه برای بسیاری از رهبران جهان از جمله شاه ایران شد. پس از آن، گروههای مهندسی آمریکایی، مشاوران صندوق بینالمللی پول، و نهادهایی چون اداره دره تنسی (TVA) وارد ایران شدند و سدسازی نوین در کشور کلید خورد. ساخت سدهای بزرگ، چه در رژیم پیشین و چه در دوران جمهوری اسلامی، به نمادی از اقتدار و پیشرفت بدل شد؛ اما به بهای تخریب گسترده محیط زیست، نادیدهگرفتن حقآبهها، و بیتوجهی به ظرفیت واقعی منابع. هنگام ساخت سدهای بزرگ در حوضه کلرادو، از جمله سد هوور و گلن کنیون، از ارزیابی اثرات محیط زیستی خبری نبود، چرا در آن دوران، چنین الزامی در قوانین وجود نداشت. این کوتاهی بعدها به تخریب گسترده زیستبومها انجامید، اشتباهی که در ایران نیز با الگوبرداری از همان الگو، بدون انجام ارزیابیهای علمی و محیط زیستی، بارها تکرار شد. در ایالات متحده، یکی از نقدهای جدی به قرارداد ۱۹۲۲ بیتوجهی به حقآبه قبایل بومی بود؛ جوامعی که پیش از شکلگیری ساختارهای حکومتی، در این سرزمینها زیسته بودند. در ایران نیز، سیاستهای آبی بدون مشارکت اقوامی چون لرها، کردها، عربها، بلوچها و ترکمنها اجرا شده است. این نادیدهگرفتن عدالت قومی، بحران آب را به بحران اجتماعی و هویتی بدل میکند. شباهتهای برخی مناطق ایران و حوضه کلرادو در شرایط امروز نیز چشمگیر است. هر دو با منابع آبی ناپایدار، ناپدید شدن تدریجی یخچالها و ذخیره برفی، کاهش بارندگی، افت سفرههای زیرزمینی و تنشهای بینحوضهای مواجهاند. اگر ما نیز در ایران سهم استانها و حوضهها را نه بر پایه دادههای تاریخی، که بر اساس جریان واقعی سالهای اخیر و ظرفیت اکولوژیک منابع تعیین کنیم، میتوانیم به تصمیمگیریهای منطقیتر و منصفانهتری برسیم.
با هم درباره آب حرف بزنیم – سه شنبه 3 تیر 1404 - آسیب های محیط زیستی جنگ
گفتگو با روزبه اسکندری، کارشناس سازههای آبی و پژوهشگر مستقل آب و محیط زیست، در باره مقاله مشترک با نیک آهنگ کوثر در رادیو زمانه #باهم_درباره_آب_حرف_بزنیم - ۳۵۲
سیر کردن #مافیای_آب سیری ناپذیر: رفع تحریم و بحران آب ادامه در زیر همین پست (ترجمه مقاله نیک آهنگ کوثر در شورای اتلانتیک) https://atlanticcouncil.org/blogs/menasource/feeding-the-water-mafia-sanctions-relief-and-irans-water-crisis/ با اوجگیری دما و شدت گرفتن بحران آب و برق در ایران، نگاه بسیاری از مقامهای حکومتی دوباره به سوی رفع تحریمها و احتمال توافق با ایالات متحده دوخته شده است. استدلال آنها ساده است: آزادسازی داراییهای بلوکهشده میتواند کمبودها را جبران و کشور را تثبیت کند. اما واقعیت پیچیدهتر از آن است. تجربهی تلخ چهار دهه گذشته نشان داده که بدون اصلاحات عمیق و ساختاری، تزریق پول فقط حکم مسکّن موقتی دارد—و در عمل، سقوط را شتاب میبخشد. در همین هفته، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، در اظهاراتی کمسابقه، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی ساختاری فاسد درون حکومت ایران نشانه رفت. او از شبکهای یاد کرد که بسیاری از ایرانیان سالهاست آن را میشناسند: «مافیای آب». گروهی که به گفتهی ترامپ، «زمینهای حاصلخیز را به بیابان خشک تبدیل کرده، بستر رودخانهها را تهی ساخته و ثروت را از مردم ربوده است.» برای میلیونها ایرانی که از پیامدهای تخریب محیطزیست و کمآبی ناگزیر به مهاجرت داخلی یا خارجی شدهاند، این نخستین بار بود که یک رئیسجمهور آمریکا، با صراحتی کمنظیر، آنچه را فعالان محیط زیست و افشاگران سالهاست فریاد میزنند، به زبان آورد. مافیای آب: شبکهای در سایه اما قدرتمند دههها است که از اصطلاح «مافیای آب» در فضای رسانهای و دانشگاهی ایران استفاده میشود. روزنامهنگاران، دانشمندان و کنشگران مدنی از آن برای توصیف شبکهای از مدیران دولتی، پیمانکاران، و شرکتهای مشاور وابسته به نهادهای نظامی و شبهنظامی استفاده میکنند که با اتکا به رانت سیاسی، پروژههای پرهزینه، ناکارآمد و اغلب مخرب را به اجرا میگذارند. این مافیا در تاریکی رشد کرده—پشت درهای بستهی تصمیمگیری، در فرایندهای فاقد شفافیت و تحت عنوان «توسعه» و «امنیت ملی». سدسازیهای بیرویه، انتقالهای بینحوضهای آب، و برداشت بیحساب از سفرههای زیرزمینی، نشانههایی آشکار از این الگوست. سخنان ترامپ، هرچند تند و مستقیم بود، اما واقعیت تلخ را روشن کرد: بحران آب در ایران صرفاً بحران کمبود نیست؛ بحران چپاول است. تجربه برجام: دلار آمد، اصلاح نه بازگشت میلیاردها دلار به ایران پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میتوانست نقطهی آغاز اصلاحات بنیادین در حوزهی آب و محیطزیست باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، بازتولید همان چرخهی معیوبی بود که سالهاست به نابودی منابع طبیعی کشور سرعت بخشیده است. پروژههای پرهزینه و ناکارآمدی که پشت درهای بسته طراحی شده بودند، ناگهان جان تازه گرفتند. سدسازیهای میلیاردی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، بدون توجه به پیامدهای محیط زیستی، یکی پس از دیگری اجرا شدند. تخلیهی بیرویهی سفرههای زیرزمینی شتاب بیشتری گرفت و فرونشست زمین به تهدیدی گسترده در دشتهای مرکزی بدل شد. در این میان، کشاورزی همچنان با الگوی پرمصرف و غیرپایدار ادامه یافت و اولویتهای محیط زیستی، مطابق معمول، به حاشیه رانده شدند. تزریق پول بدون اصلاح، نسخهی سقوط در نظام جمهوری اسلامی، این تصور که هر بحرانی را میتوان با پول حل کرد، نهتنها غلط، بلکه خطرناک است. طی چهار دهه گذشته—بهویژه پس از جنگ ایران و عراق—ورود منابع مالی بدون شفافیت، پاسخگویی یا مشارکت عمومی، نهتنها به بهبود شرایط نینجامیده، بلکه خود به عاملی برای فساد گسترده، تشدید تخریب محیط زیستی، و گسترش نارضایتی اجتماعی تبدیل شده است. بودجههایی که باید صرف بازسازی، تابآوری و اصلاح ساختارها میشد، به جیب پیمانکاران وابسته به قدرت رفت—و پروژههایی را تأمین مالی کرد که نه توسعهمحور بودند، نه مردممحور، و نه پایدار. نهادهای نظارتی و قانونگذاری، از جمله مجلس، سالهاست به نهادهایی نمایشی بدل شدهاند؛ بیشتر در خدمت ظاهرِ پاسخگوییاند تا عملِ نظارت. اعتراضات عمومی، بهویژه در استانهایی که قربانی کمآبیاند، با سرکوب پاسخ داده میشود نه با راهحل. اکنون نیز که احتمال کاهش تحریمها در جریان مذاکرات با آمریکا مطرح است، بازوی اقتصادی سپاه پاسداران—قرارگاه خاتمالانبیاء—در حال آمادهسازی برای گسترش نفوذ خود است. این قرارگاه که سالهاست پروژههای بزرگ عمرانی کشور را در اختیار دارد، آماده است تا با استفاده از شعارهایی چون «توسعه» و «محرومیتزدایی»، امپراتوری خود را وسعت دهد. اما این پروژهها، بدون ملاحظات محیط زیستی و شفافیت لازم، تنها فساد را تعمیق، ناکارآمدی را تثبیت و فروپاشی محیط زیستی را تسریع میکنند.
без подписи
без подписи
без подписи