رمان برده کوچک ارباب
Статистикаلینک چنل اول و کلی رمانای اولی مون اونجاست @Aftiynu مارو معرفی کنید به همه خانواده مونو بزرگتر کنیید🤝
- Последний пост
- 29 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اما عزیز من، کاش در روزگار دیگری می زیستیم، ما همگی حیف بودیم..
اما عزیزم؛ کاش دلتنگی هم پایانی داشت:)
وطنم از تن من خسته تر است ...
بچها سلام 😍 فعالیتمونو تو پیج شروع کردیم به حمایتتون نیاز داریم 🫠 رمانای جدید و خفن تر و پادکستای آرامبخش و زیبا داریم. منتظرتونیم🥲🫧 @writer19
از حالم میپرسی و من بهت میگم که آهنگام دیگه قشنگ نیستن،فیتیلهی شمعم غرق شده، آستینم به دستگیرهی در گیر کرده، خودکار رنگیام تموم شدن، انگشت کوچیکهی پام به لبهی تخت خورده، حافظهی گوشیم پره،، کنکور نزدیکه، یک عالمه تستِ نزده و مبحثِ نخونده روی دستم مونده، تو دورانِ پیاماسم، هیچ چیزی لذتبخش نیست و در برابرش همهچیز آزاردهنده و مسخرهست، خسته و زار و پریشونم. همین.
من در جغرافیایی چشم گشوده بودم که زیباترین بود، کهن ترین بود،صبور ترین بود،مقاوم ترین بود، اما با تمامِ اینها ، سرزمینِ من غمگین ترین بود، تنها ترین بود،بی گناه ترین بود! سرزمینِ من جان داشت،جانش را گرفتند. سرزمینِ من روح داشت،روحش را گرفتند. سرزمینِ من شاد بود،شادی اش را گرفتند. سرزمینِ من امیدوار بود،امیدش را گرفتند. سرزمینِ من سالهاست که سیاه پوش است یک روز کودکانش رو کشتند، یک روز نوجوانانش را به گلوله بستند، یک روز جوانانش را به دار کشیدند، یک روز داغِ فرزند به دل مادر و پدرانش گذاشتند، یک روز داغِ مادر و پدر به دلِ فرزندانش... در سرزمینِ من سیاست و مذهب ، عاملِ مرگ بودند. دربینِشیارهایِمَغزم.
دل نخواهم، جان نخواهم، آنِ من کو؟ آنِ من.
کل مالم بدهم، کهنه شرابی بخرم نیمه شب لاشه خود کنج خرابی ببرم خارج از همهمه ی شهر، نشینم با ماه بزنم می و بگویم که چه آمد به سرم ماه مروت کند و نقش تو تصویر کند تا که شاید شود آرام، دل در به درم غرق در می که شدم نوبت رویا بشود کاندر این عالم رویا، تو آیی به برم گر تو با کهنه شرابی، بیایی به برم کل مالم بدهم،کهنه شرابی بخرم ؟!
من مرگ رویاهایم را به چشم دیدهام؛ دیگر از چه بترسم؟
حقیقتا یه وقتایی حس میکنم توی خلأ معلقم🙂💔
_تابلوی نقاشی من میشی؟!منم بشم نقاش مرده ات! +چرا؟! _ونگوگ میگفت نقاشایی که از دنیا رفتن تابلوهاشون با ارزش ترین تابلوهای نقاشیه :)
همه مهتاب بجویند به تاریکی شب من به دنبال هلال رُخ تو میگردم💛
لب بستم و از پای نشستم اما این را نتوان که آرزویت نکنم...
باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی زِ بگذشتهای دور یادِ عشقی که با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گور...
کی گفته دلتنگی بو نداره؟! کی گفته دلتنگی حس خاصی نداره؟! کی گفته دلتنگی بعد یه مدتی عادی میشه؟! کی گفته دلتنگی دل زدگی میاره؟! کی گفته دلتنگی.......
اوکه! همه چیز خوب بود تا اینکه ازم دور شد و مشامم همه پر شد از بوی ادکلنش🚶🏼♀️
توروز دیگری هستی، تو فردایی؛ همان که باید بخاطرش زنده بمانم.
خودِ مَن با خودِ مَن در خودِ مَن میجنگد!
خودِ مَن با خودِ مَن در خودِ مَن میجنگد!
و گریستم به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم، پژمردند.