Lycoris Radiata
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 48
- 1/48двое суток
- 55
- 1/72трое суток
- 59
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
طرح اولیه بالاخره تموم شد😭😂 ولی از مدل مو خیلی راضیم
طرح اولیه بالاخره تموم شد😭😂 ولی از مدل مو خیلی راضیم
без подписи
چه عرض کنم؛ اگر این چیزا دغدغه بود که حداقل به صورت صوری یه دو تا قدم رو به جلو برداشته میشد ولی خب بزارید من بهتون میگم: نظام آموزشی ما مثل یک جزیره وسط اقیانوس آرام میمونه، هر چه که بوده، هر کسی که ساکن بوده هنوز هم هست و از طرفی اجازه ورود به هیچ عامل خارجی داده نشده، اما این چه معنایی میده، زمانی که تحقیق و مطالعه به همون شیوه قدیمی، منابع و مااخذ به همون کتابها و تزهای منسوخ شده محدود میشه اساساً پیشرفتی هم شکل نمیگیره. از طرف دیگه هنگامی که رقابت بر سر «حفظ کردن است» نه «فهمیدن» قدرت تحلیلگری و نقادگری بیمعنا میشود، مهم نیست این گزاره چه مفهومی را میرساند مهم این است آیا تو میتوانی آن را در کمتر از یک دقیقه پاسخ دهی؟ و اتفاقاً همین ضعف، موضعی را ایجاد میکند که خود شما هر آنچه میخواهید به خورد دانشآموز میدهید و مشکلات دو چندان میشود، یک مشت منابع قدیمی و منسوخ شده که از قضا غلط هم هستند.. درکل ایراد که زیاد هست، از ناکارامدی دبیران بگیر تا تصمیمهای احساسی که طول عمر هر کدام به کمتر از یک ده چند سال و حتی چند ماه میرسد. @mard_enzeva
без подписи
تصمیم گرفتم فردا متنش رو بذارم ایشالا که خیره🗿
بهتر است با عقاید خودمان یک ابله سفیه باشیم؛ تا اینکه با عقاید دیگران یک دانشمند به شمار آییم. -فریدریش نیچه.
без подписи
без подписи
без подписи
مابوروشی انیمهای که بزرگترین درسش از نظر من «تغییر انسان را زنده نگه میدارد» بود. بینهایت موضوع خوبی داشت! ولی خب معتقدم جوری که باید بهش پرداخته نشده خلاصه: در یک روز عادی این انفجار کارخانه فولاد بود که همه چیز رو تغییر این انفجار به ظاهر کسی رو نکشت ولی اهالی اون منطقه حبس شدن نه میتونستن جایی برن نه زمان میخواست جایی بره هر روز و حتی چند بار در روز زندگی و جهان ترک برمیداشت و این دود بود که دوباره از فروپاشی همه چیز جلوگیری میکرد. شخصیت اصلی یه پسر نقاش که درگیر طمع دیگران میشه و میخواد که به قیمت حتی فروپاشی همه چیز رو به جای درست برگردونه ارزش دیدن داشت ولی خیلی از صحنه های مهم رو زود رد کردن جاهایی که باید صبر میکردن تا اون صحنه قشنگ عمق وجود بیننده رو عذاب بده و شکنجه کنه ولی از این فرصت استفاده نکردن و کلا به احساسات بهای زیادی ندادن که به نظر من مهمترین بخش هر داستان هست. بعضی جاها خیلی آبکی همه چیز رو جمع کردن و اینطوری بودم که بابا وایسا من میخوام اینجا گریه کنم کجا میری😂 در کل داستان قوی ولی گذر سریع توصیف خوبیه بهش ۷/۱۰ میدم چون دیالوگ خوبی هم داشت پدربزرگ شخصیت مورد علاقم بسی مود بود😭
وقتی بفهمی آدما فقط بر اساس سطح درک خودشون همه چیزو میبینن از توضیح دادن دست میکشی.
فکر کنم زیادی تخیل ب خرج دادم نمیدونم امیدوارم خوشت بیاد 😂 و مرسی ازینکه شرکت کردی تو چالش روزی روزگاری : https://t.me/Alaris_is_here
متاسفانه از «استودیو فیلم سازی آبی» اشاره میکنند این زنه🗿💔
без подписи
без подписи
متنش رو نمیدونم بذارم یا نه ولی خب، بالاخره تموم شد
ما سکوت کردیم بلکه شرمسار شوند اما وقیح تر شدند حالا دیگر سکوت ما از نجابت نیست. از «بیاعتنایی» است.
تصمیم گرفتم انیمه هایی که دیدم رو اینجا ازشون حرف بزنم خیلی رندوم البته اگه گشادی رو بذارم کنار🗿