نجواهایِ شبانه
Статистикаدفترِ ذهنِ من در شب جایی برای فکرهای خام برای حسهایی که جا موندن
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 46
- 1/48двое суток
- 52
- 1/72трое суток
- 56
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
بعضی چیزها رو باید بذاری همون جایی که اتفاق افتادن بمونن و درش رو سه قفله کنی؛ نه اینکه هربار با خودت ببریشون خونه و شب تا صبح دوباره مرورشون کنی.
یه سری خاطرهها تو ذهنم روشنترن، نه بهخاطر اتفاقها… بهخاطر آدمهایی که توش بودن.
ارتباطم با گربهها، از ارتباطم با اکثر آدما قویتره.
کافه رفتن خیلی خوبه، رفتن به تفریحگاههای مجهز خیلی باحاله، پدل رفتن خیلی حال میده؛ ولی تا حالا شده کنار جدول شیرکاکائو و کیک بخورید؟ تا حالا شده وسط پاساژگردی یهو برق قطع بشه و با دوستات قایمموشک بازی کنید و از ته دل بخندید؟
هیچکجا ایران نمیشود، و ایران هم ایران نمیشود.
چیزهای کوچک هنوز میتونن خوشحالم کنن؛ و همین برای اثبات زندهبودنم کافیه.
و شب بسترِ آرامش بود، اگر این افکار خلاصم میکردن.
без подписи
هر سقوطی، یه جایی تبدیل به پرواز میشه.
گاهی حضور یک نفر مثل روشن شدن چراغی در دل تاریکیهاست؛ کافیست باشد، همین بودنش جهان را از نو معنا میکند. انگار نفس کشیدن راحتتر میشود، روزها رنگ میگیرند و زندگی از حالت معمولی بیرون میآید و تبدیل میشود به چیزی که ارزش زیستن دارد. بعضی آدمها نمیآیند که فقط کنارمان باشند؛ میآیند تا معنای زندگی را در نگاهمان بنشانند و آرامش را در قلبمان جاری کنند.
без подписи
без подписи
без подписи
این گربه کوچولو که اسمش ایرانه 19 دی پیداش کردیم که شب قبلش آسیب دیده، تا الان که دوستمون پیداش کرده بخش زیادی از هزینههای درمانش رو داده. مدارک پزشکیش، عکسهای پزشکی و آسیبهایی که دیده در تصاویر واضحه. حالا برای فیزیوتراپیش و هزینههای دیگهای که در ادامه روند درمان داره به کمک شما نیاز داریم، مبلغش مهم نیست هر چقدر که در توانتون هست ایران مارو زنده نگه میداره. کارت واریزی جهت جمعآوری کمکهاتون به ایران: 6219861902882090 باقی عکسها و جریانات این گربه کوچولو داخل این کانال هست. https://t.me/+p_VAOOEy1QpmNGY8
من بوی دود روی لباس و چای داغ کنار آتیش رو به کافههای شیک و گرون ترجیح میدم.
без подписи
گاهی برای نجات روحت، باید از چیزهایی چشمپوشی کنی که یک زمانی فکر میکردی بدونشون نمیتونی نفس بکشی. بعضی آدمها، بعضی حرفها، بعضی دلمشغولیها… فقط وزن اضافهان روی شونههات. رها کردنشون شاید اول درد داشته باشه، اما بعدش یک جور آرامش میاره که انگار سالها دنبالش بودی. آدم وقتی یاد میگیره از هر چیزی که روحش رو خسته میکنه بگذره، تازه میفهمه آزادی یعنی چی.
روزهایی که خوشحالم هیچ فعالیتی تو مجازی نمیکنم، فعالیت زیاد تو سوشال مدیا برای من یعنی فریاد کمک.
7 ماه شد كه ديانا دیگه نميتونه موتور سوارى كنه 7 ماه شد كه مهرداد ديگه نميتونه تو جمع رفيقاش باشه 7 ماه شد كه آرنيكا دیگه نميتونه تو مسابقات شنا بدرخشه 7 ماه شد كه مانى دیگه نميتونه به آرزوهاش برسه 7 ماه شد كه على دیگه نميتونه براى 207 مشكى تلاش كنه 7 ماه شد كه سپهر دیگه نميتونه تو رینگ بوكس مسابقه بده 7 ماه شد كه حميد دیگه نميتونه به مردم خدمت كنه 7 ماه شد كه مسعود دیگه نميتونه تو مسابقات بدنسازى قهرمانی کسب کنه 7 ماه شد كه احسان دیگه نميتونه بالاى سر توليديش باشه 7 ماه شد که دانیال دیگه با موتورش فیلم و عکس نمیگیره 7 ماه شد که آیدا روپوش سفیدشو تن نکرده 7 ماه شد که مامان جمیله با بچههاش چایی نخورده 7 ماه شد…