tgindex
『 ره 』
@Amini680персидский

«هر واژه، رَهی است؛ و هر رَه، اگر با صداقت پیموده شود، به دلی می‌رسد.»

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
47
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
16
21 постов
Вовлечённость
34,0%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
11
1/48двое суток
12
1/72трое суток
13

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • سیب‌های گلستانِ سعدی را دانه‌دانه چیدم تا اقیانوسِ عشق‌مان طعمِ ممنوعه را از یاد نبرد #سپید #آزیتا_امینی

  • در نبودت، تمام دریاها را گریستم! #آزیتا_امینی

  • 13 авг.102из Deebaamin017

    مثل ابراهیم، دل به آتش بزنیم؛ این‌بار، دونفره؛ خدا را چه دیدی، شاید آتش برای «ما» گلستان شد. #دیبا

  • без подписи

  • شعر که دهان گشود، گونه‌های دفتر از شرم رنگِ انار گرفت، و قلم لبانش را قنچه کرد تا عشق را زیباتر معنا کند. #سپید #آزیتا_امینی

  • در بیابان وجودم؛ پژواک غریبی‌ست که دنبال تو می‌گردد. #آزیتا_امینی

  • در بیابان وجودم؛ پژواک غریبی‌ست که دنبال تو می‌گردد. #آزیتا_امینی

  • به خورشید سلام☀🌹

  • 11 авг.1521из Mo_Sitoo

    ‌ «می‌گردی. بین فلسفه می‌گردی. لا‌به‌لای ادبیات می‌گردی. درون سينما می‌گردی، ميان موسيقى می‌گردی، بلكه فيلسوفى تو را يافته باشد، اديبی تو را نوشته باشد، فيلمسازى تو را ساخته باشد و موسیقی‌دانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعه‌ای درک شدن است؛ می‌خواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.» - وحید عیسوی ‌ ‌

  • 11 авг.1331из Adabiate_art20

    وقتی قلبم در دل تو می تپد چه جوری از خودم بگویم؟ وقتی اسم تو را صدا می کنند من برمیگردم چه جوری اسمم یادم بماند؟ من که دیگر من نیستم! #عباس_معروفی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌@Adabiate_art20

  • 11 авг.134из Blue_library

    کلماتی که از دل برمی‌آیند، هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر می‌کنند و تنها در چشم‌ها خوانده می‌شوند. 📄ژوزه ساراماگو #اهالی_قلم 💙@Blue_library

  • دانا تویی، آوا تویی حکمت هر معنا تویی کعبه تویی، همتا تویی گدایی این خانه منم بهر تویی، نهر تویی بارانِ زیبنده تویی خیر تویی، ابر تویی نیلِ سر افگنده منم شب تویی، نور تویی خورشیدِ تابنده تویی جان تویی، جانان تویی لبخنده پژمرده منم یکتا تویی، مفتاح تویی ای یارِ من، الله تویی نعمت تویی، رحمت تویی محتاجِ یک نگاه منم پند تویی، قند تویی طبیبِ بی‌مانند تویی فصل تویی، وصل تویی شمعِ جگرسوخته منم #آزیتا_امینی

  • 10 авг.146из argklamat

    ✨ زن‌ها دوست داشتنشان متفاوت است؛ یکی صدایت را در گلدانی می‌کارد، یکی پنهانت می‌کند در صندوقچه‌ای که هیچ‌کس کلیدش را ندارد، و دیگری با نام کوچکت های‌های گریه می‌کند؛ انگار هر زنی برای دوست داشتنت راهی پیدا کرده است جز راهی که به تو برسد #فاطمه‌_ملکی @argklamat🦋🪴

  • شعر را بوسیدم؛ از دهانِ دفتر گل ریخت و جهان برای لحظه‌ای عطر شد #سپید #آزیتا_امینی

  • 10 авг.155из Roomrosea

    «جزئیات زندگی روزمره‌ات را بنویس و برایم بفرست. دوست دارم آن‌ها را بدانم، حتی بی‌اهمیت‌‌ترین‌هایش را.» ژان پل سارتر / نامه به سیمون دوبووار @Roomrosea

  • تو عینُ الیقینِ منی؛ همان حقیقتی که با دیدنت جهان روشن می‌شود #سپید #آزیتا_امینی

  • با تو، سیمرغ دلم از «تِ» تردید می‌گذرد و به «قافِ» یقین می‌رسد. #سپید_نمادین #آزیتا_امینی

  • خلسه‌ی‌ماه انار را بوسید؛ درختِ ممنوعه جان گرفت. #سپید_نمادین #آزیتا_امینی

  • без подписи