- Последний пост
- 9 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 264
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امیر موحد pinned «دوستان خوبم 🌱 متأسفانه کانال قبلی امیر موحد بهخاطر یک مشکل فنی از دسترس خارج شده. من در اکانت دیگر خودم کانال جدیدی با همان نام ساختم تا ارتباط قطع نشه. ازتون خواهش میکنم 👇 بیاید اینجا عضو بشید و اگر امکانش هست خبرش رو به بقیه هم بدید 🙏 👉 [لینک کانال جدید]…»
دوستان خوبم 🌱 متأسفانه کانال قبلی امیر موحد بهخاطر یک مشکل فنی از دسترس خارج شده. من در اکانت دیگر خودم کانال جدیدی با همان نام ساختم تا ارتباط قطع نشه. ازتون خواهش میکنم 👇 بیاید اینجا عضو بشید و اگر امکانش هست خبرش رو به بقیه هم بدید 🙏 👉 [لینک کانال جدید] https://t.me/AM_movahed مثل همیشه ممنون از همراهیتون ❤️ امیر موحد
تنها چیزی که اینا نمیتونند مصادره کنند، جاوید شاه هستش
زن زندگی آزادی، جاوید شاه! عصیان علیه عصیانگری آنچه ایرانیان، پس از نزدیک به دو دهه امید بستن به «اصلاحطلبی» در دیماه سال ۹۶ فریاد کردند، همچون نهالی بود که امروز به درختی سترگ تبدیل شده است. درختی که حتی پس از سنگینترین سرکوبهای ممکن بر علیه ایرانیان در ۹۶، ۹۸، ۴۰۱ و دی خونین امسال، از دورترین روستاهای بلوچستان و کردستان تا دل تهران، در قلب تپندهی میلیونها شهروند ایرانی ریشه دارد و همه همه، امیدواریم میوهی «تغییر» را از شاخههایش بچینیم. جنبش آزادیخواهی ما، نه مثل روسیه در ۱۹۱۷ دل در گروی ایدئولوژیهای تمامیتخواه مدرن دارد و نه مثل جنبشهای معمول خاورمیانه، سودای بازگشت به صدر اسلام را در دل میپروراند. بلکه خواستی است برای حقوق مشروعمان، آزادیهای اساسیمان و بازگشت «عقلانیت» برای اداره میهنمان. نظم (و یا بهتر بگوییم، ضد نظمِ) حاکم بر ایران، همچون باتلاقی ما و میهنمان را اسیر خود کرده. آنچه پس از بهمن ۵۷ شکل گرفت، ملغمهای از طیفی از نکبتهای سیاسی و اندیشگانی بود که حتی یک نقطه سفید را هم نمیتوان در عملکرد آن یافت؛ ستیزهجویی بیدلیل و بیحاصل خارج از مرزها، ایران و ایرانیان را از پتانسیل خود محروم ساخته و ملک و ملت را در معرض خطرات بسیاری قرار داده. سازوکار رانتی به مانند یک هشتپا، دیوانسالاری و اقتصاد کشور را خفه کرده. تأکید بر بدویترین و وحشیانهترین نظم اجتماعی و فرهنگی، بدیهیترین آزادیهای طبیعی و معمول را سلب نموده و تاکید بر «خالصسازی» ایدئولوژیک، مشارکت مشروع ما را در تعیین سیاستهای عام و جزئی وطنمان را نادیده گرفته است. عصیانی بر علیه انسان، آزادی و عقلانیت. یک ماه ازخونینترین شبهای تاریخ ایران و پرپر شدن هزاران جوان میگذرد. اما تقریباً هیچکس نمیتواند انکار کند که جامعه امروز هم آتشی زیر خاکستر است؛ آتشی سوگوار و خشمگین. آتشی که در ۱۴۰۱، «زن زندگی آزادی» را شعلهور کرد و برای حقوقش برخاست و آتشی که ماه پیش، «جاوید شاه» را برای بازپسگیری کشورش فریاد زد. شعارهایی که هر چند به نظر منشأ متفاوتی دارند، اما بر یک خواسته پافشاری میکنند. خواست یک وطن آزاد که بتوان در آن زندگی کرد. ایرانیان با قدرت هر دو شعار را تصاحب کردند و برای فریاد یک زیست شریفانه از آنها بهره بردند. زیستی که در آن خبری از «گشت ارشاد» و «حمایت از گروه نیابتی» و «انتخابات فرمایشی» نباشد. ما نه عصیانگران ایدئولوژیک، که صاحبان خانهای هستیم که نمیخواهیم خانه و اصحابش در توهمات عدهای بسبسیار محدود بسوزد. @youngconservative
پیامی از یک استاد جامعهشناسی سیاسی پس از حضور در ۱۶ مراسم سوگواری در چند شهر و روستای یکی از استانهای سابقا مذهبی ایران؛ * جامعه ایران به مقابله علنی با اسلام سیاسی برخاسته و انقلاب اخیر برخلاف تصور اتمام آن، در قالب مبارزه با حکومت اسلامی در جریان است. این سبک از اعتراض کاملا ارگانیک و با اتحاد نانوشتهای بین بازماندگان و دارای تمام ویژگی های یک انقلاب اجتماعی- فرهنگی- سیاسی، مشابه رنسانس و انقلاب روشنگری، بطور توأمان است؛ ۱- در مجالس هیچ اثری از آخوند و ملا نبود و در ۳ روستا و ۷ شهرستان به امام جمعه ها و روضه خوانها سنگ زده یا رانده شدند. ۲- به جای صدای نوحه و قرآن، آوازهای محلی و سرودهای میهنی- حماسی یا ترانه های دلخواه کشته ها شنیده میشد ۳- چند مجلس در روستاها با لباس محلی و در شهرها با جامه آراسته شبیه مراسم شادی دیدم که نمونه بارزی از عصیان در برابر دین و بازگشت به ناسیونالیست بود ۴- در غالب مجالس انتقام خواهی و ادامه راه کشته ها بر شیون و زاری ارجحیت داشت ۵- از لحظه دریافت اجساد تا خاکسپاری نيروي سركوب نفرین میشدند و آرزوی مرگ آنها بر ماتم ارجح بود ۶- بیشتر کسانی که به اعتراض رفتند به ادامه راه تا سقوط و حکومتش وصیت کرده و بازماندگان در مراسم دیگران را به ادامه جنگ با حکومت دعوت میکردند ۷- نفرت از اسلام مورد نظر حاكميت و برائت از اسلام سیاسی بر هر چیز غالب است ۸- باور به روایت های شیعی رخت بربسته و تشکیک در روایاتی نظیر کربلا مشهود میباشد ۹- جمعیت حاضر، حتی آنها که بواسطه نسبت نزدیک آمده بودند با احتیاط به شعارهای حمایت از رضا پهلوی و بازگشت به وضعیت دوران پادشاهی محمدرضا شاه میپیوستند ۱۰- دخترانی که با کشته ها رابطه عاطفی داشتند با اعضای ذکور خانواده و بدون شرم از فرهنگ بسته شهرستانها عشق خود را علنی ابراز و کنار اعضای اصلی خانواده دادخواهان می ایستادند همه این ویژگیها به ما میگوید که جامعه ایران بعد از بارها پوستاندازی به قبل و بعد از این انقلاب تقسیم و برای استقرار سکولاریسم و جدایی دین از سیاست آماده شده است نام نویسنده محفوظ است #رنسانس_ایران_آزاد @iraneazadvaabad
🔸اختلاف اکثریت ملت ایران با #مسئولانجمهوریاسلامی به جز #ناکارآمدی #گستردگی_فقر و #بدبختی، بر سر #ایران و #ایرانیشدن است. 🔸متاسفانه در جغرافیای ایران، چیزی از #تاریخ، تمدن و فرهنگ اصیل ایران و نیاکانمان وجود ندارد پس این اختلاف عقیده بین مردم و مسئولانجمهوریاسلامی بسیار طبیعیست و مشخص بود دیر یا زود به تقابل و #جنگ میکشد! برای مثال اگر در راس #عربستان یک حکمران ایرانی بود، آیا مردم آنجا اجازه میدادند؟ قطعا خیر. #امید_فراغت روزنامهنگار @Roshanfkrane
🥹
без подписи
علی خامنه ای! گوش کن! 🔺خامنه ای: یک پلیسی با خونسردی تمام زانوشو بگذاره روی گردن یک سیاه پوستی و همینطور نگه داره و فشار بده تا او جان بده، او التماس کنه، استغاثه کنه اینم خونسرد بشینه روی او و فشار بده. چند تا پلیس دیگه هم وایستند تماشا کنند و هیچ اقدامی نکنند. این یه چیزی نیست که جدیداً به وجود آمده باشه، طبیعت آمریکایی اینه، اینا اون لجن ته حوضه که میاد بالا. این که مردم حالا شعار میدن که بگذارید مت نفس بکشیم یا نفس نمیتوانیم بکشیم که شعار مردم آمریکا امروز شده در ایالتها و تظاهراتهای وسیع شهرهای مختلف، این در واقع حرف دل همه ملتهایی است که آمریکا در اونجا ظالمانه وارد شده و اقدام کرده 🔻پ ن: علی خامنهای! تو برای قتل جورج فلوید اشک ریختی و امریکا را متهم کردی. خوب گوش کن! در امریکا قاتل محاکمه شد اما در نظام تو قاتلان پاداش گرفتند. در امریکا یک نفر کشته شد سیستم عقب نشست، در نظام تو دهها هزار نفر کشته شدند و تو ابراز رضایت کردی. تو گفتی "نمیتوانم نفس بکشم" نشانه ظلمه پس این همه نفس هایی که در خیابان های ایران با دستور تو و با گلوله بریده شد نشانه چی بود؟ امنیت اقتدار یا وحشت از مردم؟ تفاوت امریکا و جمهوری اسلامی در این نیست که جنایت رخ میده یا نه، تفاوت در اینه که در امریکا جنایت رسوا میشه اما در نظام تو جنایت پاداش میگیره و از جنایتکاران تقدیر میشه. تفاوت در اینه که در امریکا جنایت رسوا میشه اما در جمهوری اسلامی جنایت سیاست رسمیه. تو با قتل یک سیاه پوست در امریکا خطابه اخلاقی خواندی اما با قتل جوانان ایرانی ابراز رضایت کردی، تشویق کردی و ژست اقتدار گرفتی. قبل از اینکه برای دنیا نسخه حقوق بشر بپیچی اول جواب بده: قیمت هر جسد در جمهوری اسلامی چنده؟ تا وقتی به این سوال پاسخ ندی هر کلمهای که از دهانت درباره حقوق بشر بیرون بیاد، دروغ نیست وقاحته. تو از چنگیز و هیتلر و استالین پیشی گرفتی عاقبت شومی در انتظارته @iraneazadvaabad
دوستان ، هموطنان و همرزمان و همه دردمندان کشتار ایرانیان . به فراخوان قهر اجتماعی با کسانی که در گفتار و کردار و قضاوت ها خواسته یا ناخواسته در کنار خامنه ای خونخوار قرار گرفته اند بپیوندید. وظیفه ملی و انسانی و وجدانی تک تک ما در این مقطع این هست هواداران حکومت ننگین شیعه و داعش خامنه ای را تحریم کنیم. رابطه های خانوادگی و فامیلی و شغلی و اجتماعی را با چنین افراد خائن به انسانیت را قطع کنید. این راه مدنی را در پیش بگیریم و حتی در خانواده اگر چنین افرادی دارید قطع رابطه کنید. این فرمان دل تک تک ماست و حق تک تک جاوید نامان وطن ماست. 🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲 @Amovahedam
قهر اجتماعی؛ آخرین سنگر کرامت در برابر جنایت امیر موحد رزمنده جنگ ایران و عراق مردم ایران، مردم داغدار، زخمخورده و گرفتار خشونتی عریان که دیگر هیچ نامی جز «جنایت علیه بشریت» بر آن نمینشیند. آنچه در روزهای اخیر بر این سرزمین رفت، یک سرکوب معمولی نبود؛ کشتار جمعی بود. کشتاری که در بازهای کوتاه، مشروعیت هر حکومتی را برای همیشه میسوزاند. حکومتی که برای ماندن، مردمش را به گلوله میبندد، دیگر دولت نیست؛ ساختاری جنایتپیشه است که تنها با ترس زنده مانده. امروز ما با یک واقعیت تلخ روبهرو هستیم: این حکومت نه مشروعیت داخلی دارد، نه اعتبار بینالمللی. اما هنوز زنده است؛ چرا؟ نه فقط بهخاطر سلاح، بلکه بهدلیل شبکهای از توجیهگران، حامیان خاموش، و همراهان نامحسوس که در خانوادهها، فامیل ، محیط کار، روابط اقتصادی ، محافل اجتماعی و روابط روزمره از جمله هواداران حکومت و نیروهای سرکوب ، به بقای این فاجعه کمک میکنند. آنها همانهایی هستند که میگویند: «اگر اینها بروند، چه کسی میآید؟» «بدتر میشود.» «فعلاً باید تحمل کرد.» این جملات بیخطر نیستند؛ اینها زبان نرمِ تداوم جنایتاند. در برابر چنین وضعیتی، جامعهٔ زخمخوردهٔ ایران حق دارد و باید از کنش مدنی قاطع استفاده کند. یکی از مؤثرترین این کنشها، نه خشونت، بلکه قطع مشروعیت اجتماعی افراد فوق است. قهر اجتماعی یعنی چه؟ یعنی روشن و شفاف بگوییم: کسی که آگاهانه یا از سر منفعت، در کنار این حکومت میایستد یا برایش توجیه میسازد، دیگر نمایندهٔ اخلاق جمعی ما نیست. قهر اجتماعی یعنی: • قطع همکاریهای داوطلبانه با حامیان آشکار و پنهان حکومت • نپذیرفتن آنها بهعنوان «آدمهای عادی» در جمعهای خانوادگی و اجتماعی • نرمالسازینکردنِ حمایت از جنایت • و ایستادن بر یک خط روشن اخلاقی: یا با مردم، یا علیه مردم این نه انتقام شخصی است و نه خشونت؛ این سلب مشروعیت مدنی است. جامعهای که مرز اخلاقی نداشته باشد، دوباره قربانی خواهد شد. هیچکس مجبور نیست با کسانی معاشرت کند که خون هموطنانش را توجیه میکنند. هیچ خانوادهای موظف نیست سکوت کند وقتی جنایت، «نظر شخصی» جا زده میشود. هیچ محیط کاری نباید پناهگاه توجیهگران خشونت باشد. این قهر، قهر کرامت است. قهر برای حفظ انسانیت. قهر برای اینکه جنایت «عادی» نشود. مردم ایران، خشم شما حق شماست، غم شما مقدس است، و ایستادگیتان تعیینکننده. اما قدرت واقعی شما در همبستگی اخلاقی و قطع زنجیرهٔ توجیه است. تاریخ نشان داده است: حکومتها با گلوله میکشند، اما با انزوای اجتماعی فرو میریزند. این راه آسان نیست، اما راه درست همین است این عمل سیاسی را تبدیل به نهضت فراگیر مدنی کنیم. @Amovahedam
ایدئولوژیِ تقدیسشده؛ وقتی دین به پناهگاه جنایت تبدیل میشود امیر موحد بعد از آنچه بر ایران گذشت، دیگر هیچ بهانهای برای ابهام، مدارا یا سکوت باقی نمانده است. آنچه دیدیم، قتلعام بود؛ نه یک خطای امنیتی، نه افراط مقطعی، نه سوءتفاهم سیاسی. قتلعامی عریان که از دل یک ایدئولوژی بیرون آمد؛ ایدئولوژیای که سالهاست دین را از معنویت تهی کرده و آن را به ابزار اطاعت، بردگی و توجیه خشونت بدل ساخته است. این جنایت چنگیزگونه، تصادفی نبود. محصول مستقیم حکومت ایدئولوژیک دینی است؛ حکومتی که انسان را نه شهروند، بلکه «رعیتِ مکلف» میخواهد. در این منطق، جان انسان ارزشی ندارد، اگر «حفظ نظام» اقتضا کند. این همان منطق بردهساز است؛ همان منطقی که تاریخ بارها نشان داده، جز ویرانی و خون نتیجهای ندارد. اما امروز مسئله فقط سران حکومت یا نیروهای سرکوب نیستند. معضل واقعی، لایهی اجتماعیِ همدست با جنایت است؛ قشری که یا از دین سیاسی منتفع است، یا به نام ایمان سکوت کرده، یا بدتر از آن، در جمعهای خانوادگی، محل کار، فامیل و شبکههای اجتماعی، روایتهای حکومت را تکرار میکند و برای کشتار مردم «توجیه» میسازد. این افراد خواسته یا ناخواسته به صداوسیمای سیار جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند. همانها که بعد از حمام خون، بهجای همدردی با قربانی، دنبال «اما و اگر» میگردند؛ همانها که جنایت را با واژههای مذهبی، اخلاقی یا امنیتی بزک میکنند؛ همانها که با سکوتشان، به قاتل زمان میخرند. باید صریح گفت: پناهگاه اصلی دیکتاتور، همین باورمندانِ توجیهگر یا ساکتاند. من شخصاً بعد از این جنایت، به یک تصمیم قطعی رسیدهام: با هر فردی ، در خانواده، فامیل، روابط شغلی، دوستی، همکار و هر سطحی از زندگی ، که هنوز به این ایدئولوژی چسبیده، یا جنایت را توجیه میکند، یا در برابر آن سکوت کرده است، قطع رابطه کردهام و خواهم کرد. این نه از سر کینه است و نه هیجان؛ این یک تحریم اجتماعی آگاهانه است. تحریم کسانی که با باور یا سکوتشان، خون هموطنان ما را بیهزینه میکنند. جامعهای که مرز اخلاقی نداشته باشد، دوباره قربانی خواهد شد. هیچ «قرابت خانوادگی»، «مصلحت شغلی» یا «آشنایی قدیمی» نمیتواند توجیهکنندهی همراهی با جنایت باشد. ایمان اگر به کشتار نینجامد، مسئلهای شخصی است. اما وقتی به ابزار سرکوب و توجیه جنایت تبدیل شد، حق جامعه است که طردش کند. ایرانِ فردا با مماشات ساخته نمیشود. با «همه با هم» گفتنِ دروغین ساخته نمیشود. با تطهیر ایدئولوژیِ خونریز ساخته نمیشود. یا کنار حقیقت میایستیم، یا با سکوت و توجیه، شریک جنایت میشویم. من انتخابم را کردهام. و تاریخ، با بیطرفها مهربان نخواهد بود @Amovahedam
نقد تند حسین قاضیان، جامعه شناس، به روشنفکران مخالف انقلاب مردم ایران @iraneazadvaabad
یکی میگفت نمی روم جمع فامیلی چون در آن جمع یک پاسدار است یک بسیجی ست یک حکومتی ست یک ارزشی ست یک گول خور است یکی هست که به راحتی سرنگونی اف ۳۵ را باور میکند کارخانه تولید پهباد اسراییل در قلب تهران را باور میکند کشتار مردم توسط موساد را باور میکند . یکی میگفت من این آدمها را تحریم میکنم حتی اگر نزدیکترین فامیلم باشد میگفت تحریمشان میکنم تا طرد شوند تا هزینه ای باشد برای دفاع چشم و گوش بسته آنان از ظلم . تحریمشان میکنم و دورشان را خلوت میکنم تا روز به روز تنهاتر و غریبه تر شوند تا به خاطر تاییداتشان و شعارها و شرکت در تجمعات حکومتی تنبیه شوند یکی میگفت اگر تحریم ارزشی ها توسط مردم فراگیر شود و از دورهمی ها و روابط پس زده شوند و فامیل آنها را در جمعشان شرکت ندهند و در جمعشان شرکت نکنند آنها را متوجه خواهد کرد که سکوت در برابر جانهای بی جان در داخل کاورها و فقرها و فسادها و قاچاقها و ظلمها هزینه دارد و حداقل هزینه اش تنها شدن است و به حساب نیامدن است . یکی میگفت اگر دور و اطراف کاسبان تحریم و ظالمین خلوت شود اتفاقات خوبی خواهد افتاد اتفاقی مثل تنها ماندن علی و حوضش . ✍الف. ب
🔴شوکی بزرگ و حیرت انگیز تر از سرکوب این دیگر فیلم شبکه های ماهواره ای نیست ! این گزارشی جدید و آخرالزمانی از سوی یک متخصص پزشکی قانونی خود جمهوری اسلامی در خصوص چگونگی کشته شدن بسیاری از مردم بی پناه بدست نیروهای انتظامی ونظامی است که مستنداً اثبات میکند تعداد زیادی از مردم از بالای سر مورد اصابت تیرهای جنگی قرارگرفته اند و این یعنی آنکه تعدادی از نیروهای سرکوب روی پشت بام ساختمانها وبصورت کاملاً هدفمند با سلاح جنگی به سر مردم شلیک کرده اند !!! و در ادامه توضیحات تخصصی از ساچمه های سربی استفاده شده در سلاحهای شاتگان مخصوص شکار حیوانات که چگونه علاوه بر مصدومیت موجب جانباختن انسانها میشود بیان میکند !!! به کدامین درد گریه کنیم ؟! وبه کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده خویش ؟ این فجایع وقتل عام گروهی مگر قابل فراموشی است ؟!😩😔 https://t.me/isargaran_pahlavi #جبهه_رزمندگان_ایران_آزاد
صحبت های بانو فریبا شیرازی(مجری خبر ایران اینترنشنال) درباره سیاست ترامپ در قبال رژیم @KafeAndeshe
رهبر القاعده تو ایرانه بعد میگن اگر جمهوری اسلامی بره کشور میشه محلی برای تروریستا. تازه گفت حکومت عوض بشه من میخوام بیام افغانستان.
🔵 حمیدرضا حاجوی جنایتکار بیرحم گروهک تروریستی سپاه پاسداران در اعتراضات دیماه ۴۰۴ حداقل دویست نفر از هموطنان ما را کشته و مجروح کرده است. .
без подписи
🕊️➖ تو شاهنامه وقتی دو تا مار روی شونه های ضحاک در اومد؛ هر روز باید مغز دو جوان می دادن مارهای ضحاک بخورن. دو آشپز به اسم ارمایل و گرمایل یواشکی مغز یکی رو می دادن به جاش مغز گوسفند قاطی می کردن و جوان دیگه رو فراری می دادن. یعنی حتی زیردست ضحاک هم آدم حسابی پیدا میشد، اما زیردست ضحاک زمان ما نه😕