Arrtah
Статистикаآرته | Arrtah خورشید قصههای ناگفته... نشر آزاد آرته، خالق و حامی رمانهای قدرتمند فارسی برای خوانندگان حرفهای و کنجکاو که به کم راضی نمیشن. #لیست_مطالب مدیر ارشد: @Arrtah_manager
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 319
- 1/48двое суток
- 365
- 1/72трое суток
- 394
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه / اروتیک •.•.•.•.•.•........... •. فصل پانزدهم، از بورلی هیلز تا سانتا مونیکا، قسمت دوم .• هانا آب دهانش را قورت داد. انگار کسی با مشت، به سینهاش کوبیده بود. سیدنی آه کشید. هانا نباید آنجا میبود و نباید آن حرفها را میشنید. علیرغم اینکه تمام مدت چیزهایی را از او مخفی کرده بودند و او را احمق فرض کرده بودند، اما چیزی در ته دلش میگفت که نباید آنجا میبود. بهتر بود همان لحظه با دستهایش، گوشهایش را میگرفت. نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
•១[Glass Lotus]១• نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه خلاصهی داستان: سیدنی سندوال، بازیگری هالیوودیه که برای ورود به دنیای شهرت و ثروت، باید رابطهش با چری لین، دختری که عاشقشه رو تکذیب کنه... نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
حکیم ربض 「نویسنده: آرتهور 「ژانر: تاریخی / حماسی •.•.•.•.•.•........... •. فصل هفتاد و هفتم، طمع عطر تن یار .• ماهور خندید و بعد راهنماییش کرد: «میتونی زبونت رو بفرستی تو؟» «کدوم تو؟» نشر آرته🌱 「#sage_of_the_rabz」 「#حکیم_ربض」 「#آرته #آرتهور」
•១[sage of the Rabz]១• حکیم ربض 「نویسنده: آرتهور 「ژانر: تاریخی / عاشقانه خلاصهی داستان: ماهور، حکیم معروف نیشابور به پسری جوان و مرموز به اسم فواد کمک میکند تا بیماری برادرش را درمان کند بیآنکه بداند مریضش، ولیعهد کشور است. درمان شکست میخورد و ماهور و فواد ناخواسته درگیر مکافات سوقصد به جان ولیعهد میشوند. نشر آرته🌱 「#sage_of_the_rabz」 「#حکیم_ربض」 「#آرته #آرتهور」
از چپتر امشب نمیشه پیش نمایش منتشر کنم... 👀
نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه / اروتیک •.•.•.•.•.•........... •. فصل پانزدهم، از بورلی هیلز تا سانتا مونیکا .• مایکل ادای حیرت کردن را درآورد و ابروهایش را بالا برد. از این مکالمه لذت میبرد؟ «اوه، پس بهم بگو چطوری با یه دختر پونزده ساله که از قضا دانش آموز لعنتیشه رفیق شیش شده و هیچ مشکلی با زندگی با این دانش آموزش نداره. قضیه چیه؟ فهمیده من تهیهکنندهم و میخواد از من پول بتیغه؟» «تو هیچی نمیفهمی، خفه خون بگیر.» نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
•១[Glass Lotus]១• نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه خلاصهی داستان: سیدنی سندوال، بازیگری هالیوودیه که برای ورود به دنیای شهرت و ثروت، باید رابطهش با چری لین، دختری که عاشقشه رو تکذیب کنه... نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
.✨پس نمایش!✨...🎭................. دیگ شیطان لایت دستهایش را به دور او حلقه کرد و محکم گرفت و لحظهای بعد ناگهان از جایش برخاست. نفس ادموند حبس شد. ندانست باید چهکار کند، پس بلافاصله پاهایش را دور کمر او حلقه کرد تا زمین نیفتد اما بعد حس کرد که خیلی حالت همجنسگرایی به خود گرفته و حلقهی پاهایش را باز کرد که پایین بیاید، هرچند، لایت او را رها نکرد. «آهای حیوون! منو بذار زمین.» لایت دم گوشش خندید. «حیوون؟!» ادموند را محکمتر در هوا نگاه داشت و بعد سرش را از گردن او بیرون آورد و از پایین به او خیره شد. کم پیش میآمد که ادموند بتواند او را از بالا ببیند. با دیدن انحنای لبها و هلال زیر چشمانش و حالت صمیمی چروکهای دور پلکهایش، از این فاصلهی کم، حس کرد که گونههایش داغ میشوند. لایت گفت: «پاهات رو دورم حلقه کن.» نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」 「#نمایش」
پیش نمایش از فصل پنجاه و چهارم، هیولایی که گرگ نیست دیگ شیطان نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」 「#نمایش」
دیگ شیطان 「نویسنده: آرتهور 「ژانر: ترسناک / ماوراطبیعی .•. . . . . . . . . . . . . . . •. فصل پنجاه و چهارم .• هیولایی که گرگ نیست ادموند بهمحض آنکه پاهایش را روی زمین یافت و نفسی گرفت، به سمت او حمله کرد. یقهاش را گرفت و غرید: «اگر فکر میکنی با این کارها حواسم پرت میشه و بیخیال سؤالم میشـ...» لایت هم یقهی او را گرفت اما نه به قصد دعوا. او را به سمت خودش کشید و کلامش را با بوسهای محکم و خشن قطع کرد. نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」
•១[ Devil's cauldron ]១• دیگ شیطان 「نویسنده: آرتهور 「ژانر: ترسناک / ماوراطبیعی خلاصهی داستان: دهکدهای در شرف سقوط که دَرما نام دارد، ناگهان با راهاندازی مسابقات خونینی که در یک میدان بزرگ به اسم دیگ شیطان برگزار میشوند، رونق دوبارهای میگیرد و با جذب توریست و تماشاچی از سرزمینهای اطراف تبدیل به شهری ثروتمند و شلوغ میشود. مردم دَرما، لرد لُو جوان را به دلیل نبوغش برای طراحی این مسابقات و نجات شهرشان ستایش میکنند اما جوان بیسروپایی به اسم ادموند، متوجه میشود که لرد لُو راز تاریکی را پشت مسابقاتش پنهان میکند و تصمیم میگیرد سر از کار او درآورده و دیگ شیطان را نابود کند. هشدار: این کتاب محتوای خشن، تابوشکنانه و +18 دارد. نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」 「#آرته #آرتهور」
شیطان از رگ گردن به شما نزدیکتر است...
پیش نمایش از فصل پنجاه و چهارم، هیولایی که گرگ نیست دیگ شیطان آنها به سمت نقاشی دیواری دویدند که مقابلش یک محفظهای شیشهای قرار داشت که درون آن یک آروارهی بزرگ بود، پدرو اول کنجکاو بود باقی نقاشی را ببیند اما با دیدن آرواره، نظرش سمت آن جلب شد. همه دور آن حلقه زدند و اولین کلامی که میانشان جاری شد، سخن پدرو بود: «این که گرگ نیست.» نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」 「#نمایش」
پیش نمایش از فصل پنجاه و چهارم، هیولایی که گرگ نیست دیگ شیطان لایت گفت: «پاهات رو دورم حلقه کن.» نشر آرته🌱 「#Devils_cauldron」 「#دیگ_شیطان」 「#نمایش」
نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه / اروتیک •.•.•.•.•.•........... •. فصل چهاردهم، غروب در تقاطع دلتا .• «...اون دوستی و عشق رو نمیفهمه، چه برسه به مفاهیم سادهتری مثل همکاری! از دخترشم بپرسی همینو بهت میگه. اون کم از هیولا نداره. بیا، باهم جلوش وایمیسیم. از فیلم بیا بیرون، باهم دیگه باهش میجنگیم.» سیدنی آب دهانش را قورت داد و سرش را بالا گرفت، انگار که تا حالا میخواسته ساکت بماند، اما دیگر چنین تصمیمی نداشت. «دخترش؟» نگاه سیدنی به چشمهای چری میخ شد. راه فراری نبود. «تو از کجا دخترش رو میشناسی؟» چری سر تکان داد. «چری. از کجا دخترش رو میشناسی؟» نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
•១[Glass Lotus]១• نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه خلاصهی داستان: سیدنی سندوال، بازیگری هالیوودیه که برای ورود به دنیای شهرت و ثروت، باید رابطهش با چری لین، دختری که عاشقشه رو تکذیب کنه... نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه / اروتیک •.•.•.•.•.•........... •. فصل سیزدهم، شکار ببر، قسمت دوم .• ...زمزمه کرد: «حسش میکنی؟» نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه / اروتیک •.•.•.•.•.•........... •. فصل سیزدهم، شکار ببر، قسمت اول .• تردید و وحشت مثل جریانی از باد سرد سر رسید و بین اندام چری را فرا گرفت. اگر دربارهی قتل فهمیده باشد، به هر نوعی... نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
•១[Glass Lotus]១• نیلوفر شیشهای 「نویسنده: شایان آرجی 「ژانر: رازآلود / عاشقانه خلاصهی داستان: سیدنی سندوال، بازیگری هالیوودیه که برای ورود به دنیای شهرت و ثروت، باید رابطهش با چری لین، دختری که عاشقشه رو تکذیب کنه... نشر آرته🌱 「#Glass_Lotus」 「#نیلوفر_شیشهای」 「#RG」
без подписи