🎀بانوي/مجاهد 🎀
Статистика👈کپی برداری از مطالب حامیانِ دین شرعا وقانونا حلال میباشد! 💞أَلا بِذِڪرِاللّٰهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب💞 👈آگاه باشید❗️ ❣ڪہ ❤️ تنها با یاد خدا 💕آرامش پیدا مے ڪند @Ashganallah
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
زن صالحه؛ معمار یک نسل موفق! محبوب دلها محمد ﷺ می فرماید: «الدُّنْيَا مَتَاعٌ، وَخَيْرُ مَتَاعِ الدُّنْيَا الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ» 📖 صحیح مسلم (1467) ترجمه: دنیا متاع است؛ اما بهترین متاع دنیا، زن نیکو کار است. پیامبر ﷺ زیبایی، ثروت و مقام را بهترین سرمایه زندگی ندانست؛ بلکه همسر صالحه را بهترین متاع دنیا معرفی کرد. زن صالحه کسی است که با ایمان، اخلاق و مسئولیتپذیری، مایه آرامش شوهر و تربیت درست فرزندان باشد، در حضور و غیاب همسر امانتدار باشد و خانواده را به سوی خیر و دینداری سوق دهد. یکی از چالشهای عصر ما این است که گاهی برخی زنان چنان درگیر کار، کسب درآمد، مهمانیها، دیدارهای دوستانه، شبکههای اجتماعی یا حتی راحتطلبی و بیتوجهی به مسئولیتهای خانوادگی میشوند که همسر و فرزندان به حاشیه رانده میشوند و بر عکس، گاهی شوهر درگیر موارد فوق می شود که در نتیجه، محبت خانوادگی کاهش مییابد، تربیت فرزندان آسیب میبیند و آرامش خانه کمرنگ میشود. قابل یاد آوری است که اسلام با کار، تحصیل و فعالیت اجتماعی زن مخالفتی ندارد؛ اما تأکید میکند که زن صالحه میان مسئولیتهای مختلف خود تعادل برقرار میکند و اجازه نمیدهد که هیچ مشغلهای او را از وظیفه مهم همسرداری، مادری و ساختن یک خانواده سالم و باایمان غافل سازد. خانهای که در آن محبت، مسئولیتپذیری و توجه به فرزندان باشد، از بسیاری مشکلات اخلاقی و تربیتی در امان میماند. زن صالحه تنها همسر خوب نیست؛ بلکه سازنده یک خانواده موفق و یک نسل صالح است. ✍️الفقير إلى عفو ربه د. فضل أحمد مهاجر @ostad_muhajer
🥀 ✍قرار بود با سواد شویم یک عمر صبح زود بیدار شدیم... لباس فرم پوشیدیم... صبحانه خورده و نخورده... خواب و بیدار... خوشحال یا ناراحت ... با ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسه قرار بود با سواد شویم روی نیمکت های چوبی نشستیم صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل یک پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم قرار بود با سواد شویم بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم و بعد نگرانی... دلهره... حرف مردم... شب بیداری و تارک دنیا شدن کنکور شوخی نداشت... باید دانشجو می شدیم... قرار بود با سواد شویم دانشگاه و جزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل... تمام شد تبریک ... حالا ما دیگر با سواد شدیم فقط می خواهم چند سوال بپرسم ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟ ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟ ما چقدر سواد رابطه داریم؟ ماچقدر سواد دوست داشتن داریم؟؟ ماچقدر سواد انسانیت داریم؟ و ما چقدر سواد زندگی داریم؟ مافقط قرار بود با سواد شویم
لحظه استغفار را ساده نگیر❗️🌹
🔻دعایی برای رهایی از شر شهوت زیاد.
در مسیر پیامبر ﷺ تا شیطان شکستخورده باشد، نه تو! عبدالله بن حریب نزد پیامبر اکرم ﷺ آمد و گفت: «ای رسول خدا! من مردی هستم که بسیار مرتکب گناه میشوم.» پیامبر ﷺ فرمود: «به سوی خدا توبه کن و از او آمرزش بخواه.» گفت: «اما دوباره به گناه بازمیگردم.» فرمود: «توبه کن و از خدا آمرزش بخواه.» گفت: «باز هم برمیگردم.» پیامبر ﷺ دوباره فرمود: «توبه کن و از خدا آمرزش بخواه.» پرسید: «تا چه زمانی، ای رسول خدا؟» پیامبر ﷺ فرمود: «آنقدر توبه کن تا سرانجام شیطان شکستخورده باشد!» یکی از شیوههای ابلیس برای گمراه کردن مردم این است که گناهانشان را در نظرشان بزرگ جلوه میدهد و رحمت خدا را در ذهنشان کوچک میسازد. به محض اینکه بندهای گناهی انجام میدهد، شیطان به سراغش میآید و در گوشش زمزمه میکند که دیگر جایی در میان صالحان ندارد، این دین مخصوص پرهیزکاران است، پردهای را که خدا بر او افکنده بود دریده و اکنون باید از بازگشت به سوی خدا شرم کند. ابلیس میخواهد ما را شبیه خودش کند؛ زیرا خودش هنگامی که گناه کرد، تکبر ورزید، سرکشی کرد و بر خطای خود پافشاری نمود. اما ما چه نسبتی با او داریم؟ ما فرزندان آدم علیهالسلام هستیم؛ پدری که وقتی لغزید، از خدا آمرزش خواست، بر خطای خود گریست، و خداوند توبهاش را پذیرفت و حتی او را به مقام پیامبری رساند. مبادا شیطان میان تو و خدا فاصله بیندازد! در هر حالی که هستی، به سوی خدا حرکت کن. اگر گناه کردی، استغفار کن؛ اگر دور شدی، شتابان بازگرد. هرگز دری را که خداوند برای بازگشتت گشوده است، به روی خود نبند. اگر به خاطر گناهی که گهگاه تکرار میشود، نماز جماعتی را که به آن عادت داشتهای ترک کنی، اشتباه کردهای. برعکس، بیشتر به آن پایبند باش؛ چه بسا نجات تو، به خواست خدا، از همان راه باشد. اگر به گناهی گرفتار شدهای که هنوز نتوانستهای از آن رها شوی، صدقهای را که همیشه به نیازمندی میدادی قطع نکن. به من بگو: اگر به خاطر یک گناه، نماز جماعت را ترک کنی و به خاطر گناهی دیگر، صدقه دادن را هم کنار بگذاری، پس از کدام در وارد رحمت خدا خواهی شد؟ معادله ساده است: اگر نتوانستی گناهی را فوراً ترک کنی، آن را با طاعتها و کارهای نیک در محاصره قرار بده. •أدهم شرقاوی @fanus9 | فانوس
📚 چهل حدیث نبوی در فضائل قرآن، حافظان و قاریان آن گردآوری و تنظیم: عبدالله بن محمد ارمکی مترجم: صباح ولینژاد آنچه پیش روی شماست چهل حدیث از احادیث گوهربار نبوی در فضیلت قرآن کریم، حاملان و قاریان آن و پاداشها و نعمتهاییست که الله عزوجل در دنیا و آخرت برای ایشان مقرر فرموده است. این دُرهای گرانبها را در ۱۴ باب به رشتهٔ تحریر درآوردم و امیدوارم الله سبحانه و تعالی آن را سودمند و مبارک قرار دهد، مهر قبول بر آن بنهد و اخلاص در گفتار و کردار را به من و خوانندگان گرامی و هر کس که در نشر آن سهمی داشته، عنایت فرماید که او سبحانه و تعالی کارساز و بسیار توانا بر این مهم است. وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین والحمد لله رب العالمین.
#استوری💫 ابتلاء، بهار قلبها و فصل برگریزانِ گناهان است❤️🩹 #یاسر_الحزیمی @fanus9 | فانوس
انسانِ مؤمن، وقتی مرتکب کاری حرام یا گناه میشود، آرامش درونش را از دست میدهد؛ دلش سنگین میشود، دچار آشفتگی، اندوه یا احساس گمگشتگی میگردد، و چهبسا با سختیها و بلاهای زندگی روبهرو میشود تا دوباره به راه درست بازگردد و از خطا فاصله بگیرد. زیرا قلبِ بیدار، با خطا آرام نمیگیرد. و از همین معناست که گفتهاند: «هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، او را مبتلا میکند» پس گاهی سختیها، نشانهٔ رهاشدگی نیستند؛ بلکه میتوانند نشانهٔ توجه، تربیت و بازگرداندن انسان به سوی خیر باشند. @fanus9 | فانوس
🔹اشتباه رایج در سجده
#اذکار 🔺دعا هنگام غم و اندوه 🔹اللَّهُمَّ إِنِّيْ عَبْدُكَ، ابْنُ عَبْدِكَ، ابْنُ أَمَتِكَ، نَاصِيَتِيْ بِيَدِكَ، مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤُكَ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ، سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِيْ كِتَابِكَ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِيْ عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيْعَ قَلْبِيْ، وَنُوْرَ صَدْرِيْ، وَجَلاَءَ حُزْنِيْ، وَذَهَابَ هَمِّي 📚مسند احمد 🔸«الهى! من بنده ى تو و فرزند بنده و کنیز تو هستم، پیشانى من «زمامم» در دست تو است، فرمان تو در حق من نافذ است، قضاوتت در حق من عین عدالت است. الهى! من بوسیلۀ هر اسمى که خـود را بـا آن مسمّى کردهاى، یـا در کتابت نازل کردهاى، یا به یکى از مخلوقاتت تعلیم دادهاى، یا ترجیح دادهاى که نزد تو در علم غیب بماند، از تو مسألت مینمایم که قرآن را بهار دل، نور سینه، برطرف کنندۀ غم و اندوه من بگردانى». 🔹اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَعُوْذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ، وَالْعَجْزِ وَالْكَسَلِ، وَالْبُخْلِ وَالْجُبْنِ، وَضَلَعِ الدَّيْنِ وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ 📚صحیح بخاری 🔸بار الها! من از غم و اندوه، و ناتوانى و سستى، بخل و ترس، سنگینى وام، غلبۀ مردان، به تو پناه میبرم.
اشکهای پنهان پشت مهریههای بلند مهر در اسلام برای بزرگداشت زن است، نه برای قیمتگذاری او. مگر کسی دختر خود را می فروشد؟ اگر ارزش زن به مقدار مهر میبود، حضرت فاطمه زهرا با مهری ساده (زرهی ارزان قیمت) به ازدواج داده نمیشد؛ در حالیکه او برترین زن زمان خود بود. پس مهر نشانهی کرامت و حق زن است، نه بهای او. اما امروز، گاهی مهریهها آنقدر سنگین شده که دختران مانند کالا دیده میشوند و سالها از عمرشان در انتظار شروط و ارقام غیرمنطقی میگذرد. بسیاری از جوانان با قرض و فشار ازدواج میکنند و هنوز شیرینی زندگی را نچشیده، زیر بار قرض میروند. این سختگیریها نهتنها زندگی را شیرین نمیکند، بلکه گاهی کینه و اختلاف را از همان آغاز به دلها میاندازد. واقعیت این است که مهریههای سنگین، ازدواج را آسان نمیسازد، بلکه راه فساد و تأخیر را هموار میکند. چه بسیار ازدواجهایی که به خاطر همین مسائل کوچک و توقعات زیاد، حتی در آغاز راه دچار مشکل شدهاند. جوانان امروز بیش از هر زمان به پاکدامنی نیاز دارند؛ پس آنان را با امکانات ساده و معقول به ازدواج تشویق کنید، چون زندگیهای آسان، آیندههای آرامتری میسازند. هرکس بر دیگران سخت بگیرد، خدا نیز بر او سخت میگیرد. اگر کسی گفت: «دختری که ارزان برود، ارزان میماند»، بگویید: آیا ام سلیم کمارزش بود که مهرش اسلامِ ابوطلحه انصاری شد؟! بسیاری از خانوادههای موفق، دختران خود را با سادگی به جوانان شایسته سپردهاند و نتیجهاش زندگیهای پایدار بوده است؛ در حالیکه سختگیریهای بیش از حد، تضمینی برای دوام زندگی نیست. زمانه تغییر کرده و فتنهها بیشتر شده است؛ نیاز امروز، آسانسازی ازدواج است. اینکه جوانان زودتر با سادهترین امکانات زندگی پاکی را آغاز کنند، بسیار بهتر از آن است که دیرتر و پس از گرفتار شدن در مشکلات، به رفاه ظاهری برسند. پس بیایید ازدواج را آسان کنیم؛ که هیچ چیز برای دختر و پسر شیرینتر از یک زندگی ساده، پاک و با برکت نیست. @ostad_muhajer
⚠️ چه چیزی انسان را بالا میبرد، حتی اگر عملش کم باشد؟ 📜 قال رسول الله ﷺ: «اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُمَا كُنْتَ، وَأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا، وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ» 🌱 هرجا که هستی از خدا پروا کن، و بدی را با نیکی دنبال کن تا آن را پاک کند، و با مردم با اخلاق نیک رفتار کن. این حدیث، یک نقشهٔ کامل برای زندگی است. سه جمله کوتاه، اما یک برنامهٔ جامع برای ساختن انسان. اول: رابطه با خدا. تقوا یعنی مراقب بودن حتی وقتی هیچکس نمیبیند. یعنی در خلوت همان باشی که در ظاهر هستی. دوم: رابطه با خود. انسان خطا میکند، این طبیعی است. اما مهم این است که بعد از خطا چه میکند. بازگشت، جبران، و پاککردن اثر گناه. سوم: رابطه با مردم. اخلاق، چهرهٔ بیرونی ایمان است. هرچه درون پاکتر، رفتار زیباتر. این حدیث میگوید: کامل بودن مهم نیست، در مسیر درست بودن مهم است. کسی که این سه را حفظ کند، حتی اگر زمین بخورد، باز هم در حال رشد است. انسان بزرگ کسی نیست که خطا نکند، کسی است که بعد از هر خطا، درست بلند شود.
از غفلت تا برکت؛ مسیر اصلاح خانواده الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله، وبعد! بیایید فرزندانمان را تا جایی که میتوانیم، حتی در حال خواب، دعا و دم (رقیه) کنیم. دست بر سر و بدنشان بکشیم و با آرامی سوره فاتحه، معوذتین و دعاهایی که بلد هستیم بخوانیم. امروز کودکان ما در معرض خطرهای زیادیاند؛ از تلفنها و فضای مجازی گرفته تا محیط بیرون و حتی چشمهای حسود. بسیاری از فرزندان ما بدون توجه روحی و دعای ما بزرگ میشوند، و بعد از آن از مشکلات و مریضیها شکایت میکنیم. بیایید خانههایمان را با تلاوت سوره بقره، معوذتین، ذکر و دعا زنده نگه داریم؛ چون همینها سبب حفاظت، آرامش و برکت میشود. بسیاری از کمشدن برکت، زیادشدن اختلافها میان زن و شوهر، و پریشانی فرزندان، نتیجه غفلت ما از این امور معنوی است. پس بیایید آرامش را دوباره به خانههایمان برگردانیم تا از برکت و خوشی آن بهرهمند شویم.
⚠️ چرا بعضی دلها تاریک میشوند؟ 📜 قال رسول الله ﷺ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَخْطَأَ خَطِيئَةً، نُكِتَتْ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ… فَإِنْ تَابَ وَنَزَعَ وَاسْتَغْفَرَ صُقِلَ قَلْبُهُ، وَإِنْ عَادَ زِيدَ فِيهَا…» 🌱 هرگاه بنده گناهی انجام دهد، نقطهای سیاه در قلبش پدید میآید… اگر توبه کند و بازگردد، دلش پاک میشود؛ و اگر ادامه دهد، آن سیاهی بیشتر میشود. این حدیث، یک واقعیت پنهان را آشکار میکند: گناه فقط یک عمل نیست، یک اثر است. هر گناه، اثری در دل میگذارد. در ابتدا کوچک است، اما اگر تکرار شود، کمکم دل را میپوشاند. اولین نشانهها چیست؟ سنگینی عبادت، کمشدن لذت از ذکر، بیتفاوتی نسبت به خطا، و عادی شدن گناه. خطر از جایی شروع میشود که انسان دیگر از گناه ناراحت نشود. اما درِ بازگشت همیشه باز است. توبه، فقط پاک کردن یک گناه نیست؛ بازگرداندن نور به قلب است. هر بار که انسان صادقانه برگردد، دلش دوباره زنده میشود، سبک میشود، و نور میگیرد. اما اگر ادامه دهد، جایی میرسد که دیگر حق را نمیبیند. دل، مثل آینه است؛ یا با گناه تیره میشود، یا با توبه صیقل میخورد. هر گناهی که ساده گرفته شود، یک قدم به تاریکی نزدیکتر است.
«ﻳَﺎ ﻋِﺒَﺎﺩِﻱ ﺇِﻧَّﻜُﻢْ ﺗُﺨْﻄِﺌُﻮﻥَ ﺑِﺎﻟﻠَّﻴْﻞِ ﻭَﺍﻟﻨَّﻬَﺎﺭِ، ﻭَﺃَﻧَﺎ ﺃَﻏْﻔِﺮُ ﺍﻟﺬُّﻧُﻮﺏَ ﺟَﻤِﻴﻌًﺎ، ﻓَﺎﺳْﺘَﻐْﻔِﺮُﻭﻧِﻲ ﺃَﻏْﻔِﺮْ لَكُمْ» رواه مسلم (حديث قدسي). « ای ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻦ، ﺷﻤﺎ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽﺷﻮﯾﺪ ﻭ من هستم ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺁﻣﺮﺯﻡ، ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻛﻨﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ می بخشم. آنچه از حدیث بدست می آید: 1. درگاه الهی، منبع امید و رحمت است: مفاد حدیث نشان میدهد که ناامیدی از رحمت الهی جایگاهی در نظام تربیتی اسلامی ندارد. 2. انتساب بندگی به انسان، نوعی شرافت است: تأکید حدیث بر اینکه انسان بنده خداست، بیانگر فضیلتی بزرگ برای انسان است که در ارتباط او با خالق معنا مییابد. 3. واقعیت گناه در طبیعت انسانی: حدیث به واقعگرایی دینی اشاره دارد؛ بدین معنا که انسان به سبب طبیعت خود، در معرض خطا و گناه است. 4. مرجعیت الهی در مغفرت: فقط خداوند است که توانایی مطلق در بخشش گناهان دارد و این ویژگی اختصاصی ذات الهی است. 5. تواضع، عامل رفعت در نزد خداوند: حدیث، پیوند میان فروتنی و ارتقای معنوی را بیان میدارد و این اصل، پایهای در اخلاق اسلامی است. 6. اخلاص در استغفار، شرط قبولی توبه: اگر طلب آمرزش با اخلاص همراه باشد، وعده الهی بر مغفرت تحقق مییابد. 7. گناه، زمینهساز بازگشت است نه یأس: گناه نباید منجر به قطع امید گردد، بلکه باید انگیزهای برای توبه و بازگشت باشد. 8. نیازمندی مستمر انسان به خدا: حدیث به وابستگی دائمی انسان به خالق اشاره دارد، در حالی که خداوند بینیاز مطلق است. 9. محوریت محبت الهی در رابطه با انسان: نگاه اسلام به خداوند، نگاه محبتآمیز است و خداوند در پی نابودی بندگان نیست، بلکه هدایت و آمرزش آنها را میخواهد. 10. فراهم بودن فرصت توبه در طول زندگی: خداوند همواره درهای توبه را باز نگه میدارد و این نشانهای از رحمت بیپایان اوست الفقير إلى عفو ربه فضل احمد مهاجر
تا طلب بخششِ تو... منطقی و واقعی باشد، ای دوست من از خدا میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که هنوز خطاهای آشکار و پنهان خود را در پیشگاه او نپذیرفتهای؟ میخواهی که تو را ببخشد، در حالی که نافرمانی والدینت را گناه نمیدانی؟ خواهان عفو او هستی، در حالی که کوتاهی و بیتوجهیات به همسایه گرسنهات را مصیبت نمیبینی؟ میخواهی خداوند تو را ببخشد، در حالی که هنوز به ترک حجابت بهعنوان معصیت اعتراف نکردهای؟ چگونه انتظار داری خداوند گناهی را که حتی آن را نمیبینی، ببخشد، چه از سر کبر و چه از روی بیتوجهی؟ آیا شرط اعتراف در این آیه برایت روشن نیست؟ «وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» «اعترفوا بذنوبهم»؛ پاسخ الهی: «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» است و «عسى» تحقق از جانب خداوند است. و بزرگترین حدیث در باب مغفرت، که پیامبر ﷺ آن را «سید الاستغفار» نامید، میگوید: «وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي» یعنی: به گناهم اعتراف میکنم به گناهت اعتراف کن، حتی اگر هنوز به آن پایبند باشی؛ باشد که خدا تو را در ترک آن یاری دهد و ببخشد. زیرا روبهروی خدا ایستادن با گناهی که به آن اعتراف کردهای و از آن پشیمان هستی، هزار برابر آسانتر از روبهرو شدن با خدا با گناهی است که در آن تکبر، لجاجت یا حتی فخر داری دلِ شکسته و معترف به گناه، به خدا نزدیکتر است تا دل متکبر و مغرور که خود را ستایش میکند. اعتراف به خطا و عذرخواهی در میان مردم فضیلت است؛ پس در پیشگاه پروردگار مردم چگونه خواهد بود؟! پس به سوی خدا با قلبی شکسته وارد شو تا شکستنهایت را جبران کند… با اعتراف به ضعفِ خود پیش او برو تا تو را توانمند سازد… و با پذیرش ناتوانیات نزد او وارد شو تا از قدرت او بهرهمند شوی. در هم شکستن ضعف است؛ جز وقتی که در پیشگاه خدا باشد؛ در آن صورت، همان قدرت مطلق است! و در آخر همه ما گناهکاریم. باشد که اینگونه مورد عفو خداوند قرار گیریم •دکتر ایمن خلیل البلوی @fanus9 | فانوس
گاهی با وجود روشن بودنِ پایان، بر ماندن پافشاری میکنیم… خود را به دستهایی میآویزیم که به سوی ما دراز نمیشوند، و به دلهایی دل میبندیم که برای ما نمیتپند. برای ماندن میجنگیم، و برای آنکه همهچیز تمام نشود، از لغزشهای تکراری چشمپوشی میکنیم و به همان لحظههای شاد ، با آن که اندکاند وفادار میمانیم… راستش را بخواهی، نمیدانم چرا با وجود تمامی اینها باز هم با رضایتِ دل ادامه میدهیم، تا جایی که همهچیز در درونمان میشکند، و آنگاه میگوییم: « چرا ناامیدمان کردند؟» در حالیکه خودمان بر نفس خویش رحم نکردیم | فانوس
چند روز دیگر، روال زندگیمان به بزرگترین و والاترین روالِ ممکن دگرگون میشود! شب را دوست خواهیم داشت و گردهماییمان بعد از غروب خورشید خواهد بود پیش از اذان فجر ... با شتاب برای نوشیدن آب برمیخیزیم، مساجد با صدای تراویح طنینانداز میشود، و رگهایمان سرشار از جرعههای ایمان خواهد شد خدایا، ما را به رمضان برسان؛ در حالی که دلهایمان آرام، و حالمان در بهترین حالتها باشد؛ بدون حسد و کینه دور از گناه و سراسر اشتیاق @fanus9 | فانوس
«خدای متعال در قرآن به صبرِ زیبا، گذشتِ زیبا و جدایی زیبا فرمان داده است؛ صبرِ زیبا آن است که در آن هیچ گلایه و شکایتی نباشد؛ گذشتِ زیبا آن است که در آن هیچ سرزنشی نباشد؛ و دوری و جدایی زیبا آن است که در آن هیچ آزاری نباشد.» • ابنقیّم رحمه الله
📜 «دزد وارد شد و امیر بیرون آمد» 📜 با خود میگفت: تنها دخترم را به چه کسی بسپارم؟ هر شب پادشاه بر تختش مینشست و در سکوت به آینده دخترش و به جوان شایستهای که او را برای دامادی انتخاب کند میاندیشید؛ شبی وزیرش را فراخواند و از او خواست شبانه به مسجد برود و ببیند آیا جوانی هست که دعا و مناجات را بر خواب ترجیح داده باشد یا نه. اما بدشانسی درست همان شب رخ داد؛ دزدی تصمیم گرفت وارد مسجد شود تا هر چه میتواند بدزدد. او پیش از وزیر و سربازان به مسجد رسید. دزد دید درِ مسجد بسته است، ولی توانست از دیوار بالا برود و به داخل بپرد. در حالی که به دنبال چیزی باارزش میگشت، صدایی شنید؛ انگار کسی در را باز میکند. سردرگم شد و راهی نیافت جز اینکه تظاهر کند در حال نماز خواندن است. سربازان رسیدند، در را گشودند و با صحنهای شگفت روبهرو شدند: مردی در حال نماز. وزیر گفت: «سبحانالله! از شدت شوق به نماز این جوان، شاید وقتی در را بسته دیده، از دیوار بالا رفته و وارد شده است. صبر کنید تا نمازش تمام شود و او را نزد من بیاورید.» دزد هم از ترس، نمازی را تمام میکرد و بیدرنگ نماز دیگری آغاز مینمود، و سربازان با شگفتی به تقوا و عبادتش مینگریستند. تا اینکه وزیر دستور داد دستش را بگیرند پیش از آنکه رکعتی دیگر را آغاز کند. او را به قصر پادشاه بردند. وقتی پادشاه از نمازها و مناجاتهای پیدرپیاش شنید، گفت: «گمان میکنم تو همان کسی هستی که مدتها در پیاش بودهام. به سبب تقوا و ایمانت، تنها دخترم را به همسری تو درمیآورم تا امیر شوی.» جوان مبهوت شد، گویی آنچه را که میشنید باور نمیکرد. سرش را از شرم پایین انداخت و با خود گفت: «خدایا، مرا امیر کردی و دختر پادشاه را به همسریام درآوردی به خاطر نمازی دروغین که تظاهرش را کردم… پس اگر تو را با اخلاص و ایمان عبادت میکردم، هدیهات چگونه میبود؟»