- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگه کنارت پر انرژی و پرحرف شدم یعنی خیلی دوستت دارم.
без подписи
قرار نیست چون دریا رو دوست داری خودت رو توش غرق کنی.
без подписи
همه داستان آشنایی من و تو رو شنیدن، ولی هیچکس نفهمید چه پایان غم انگیزی داشتیم!
دیگر خبری از "میگذرد"نبود؛هر غمی ماند کماکان ماند.
без подписи
без подписи
без подписи
ارتباطمون با دوستها مجازیه حتی کسی که دوسش داریم مجازیه چی شد انقدر از زندگی واقعی دور شدیم؟ چیشد به جای گرفتن دستای یک نفر دستمون رفت روی کیبورد برای پیام فرستادن ؟ چیشد انقدر تنها شدیم...
без подписи
آدم کلی تلاش می کنه که خودش رو سرگرم کنه و مشغول کار باشه که از افکار و وضعیتش دور بمونه، ولی یهو یه سیل از احساسات بد میاد و غرقش می کنه.
без подписи
حافظه قویه و صبر زیاد ، میچرخه به وقتش.
«بغلت کردم که یکم آروم بگیرم بغلم کن، بغلم کن می خوام تو دستای تو بمیرم»
без подписи
جامعه، خانواده و آدمهایی که توی زندگیم بودن، کمکم بهم یاد دادن به هیچکس اعتماد نکنم. اما ماجرا فقط به بیاعتمادی ختم نشد؛ با گذشت زمان، به هر کسی که دور و برم بود شک کردم. آخرش هم رسیدم به جایی که تنها موندم. تنها با جنگی که هر روز توی سرمه، و تنها با آدمی که هر روز توی آینه میبینمش وبهش شک دارم ولی نمیتونم از دستش فرار کنم.
اگه دوست داشته باشه برات تلاش می کنه، خودت رو الکی گول نزن!
«ما جوان هایِ وطن بودیم پدر. رنگ داشتیم و صدای فریادمان گوش یک جهان را کر میکرد. حالا اما، جوان های این وطن در خاکش خفتهاند. ما هم که ماندیم، دیگر رنگی جز تیرگی در وجودمان نیست.»
با آهنگِ شاد گریه کردن ، یه لول دیگه از غمگین بودنه...