tgindex
کافه خیال

کافه خیال

Статистика
@Azar_farahaniiперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
170
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
75
25 постов
Вовлечённость
44,1%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 26
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
15
1/48двое суток
17
1/72трое суток
18

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • وقتی مغزِ محاسبات را اشتباه انجام می‌دهد فئودور داستایفسکی در «جنایت و مکافات»: * _وجدان، نام دیگرِ ترس است که در درونِ آدمیزاد خانه کرده..._* راسکولنیکف، یک دانشجوی باهوش، نقشه‌ای می‌کشد که فکر می‌کند بی‌نقص است: قتلِ یک پیرزنِ رباخوار. محاسباتِ او منطقی است؛ فکر می‌کند با کشتنِ یک «موجودِ بی‌استفاده»، می‌تواند زندگیِ چندین انسانِ خلاق را نجات دهد. او «سیستم» را در ذهنش حل کرده. اما وقتی تبر را بالا می‌برد و پایین می‌آورد، چیزی در بیولوژیِ انسانی‌اش فرو می‌ریزد. او ناگهان می‌فهمد که برخلافِ تئوری‌های کاغذی‌اش، نمی‌تواند از شرِ «خودش» فرار کند. او از ترسِ وجدان، خودش را تکه‌تکه می‌کند، نه از ترسِ قانون. گاهی بزرگترین زندان، همان فکری است که فکر می‌کنیم آزادمان می‌کند... @Azar_farahanii

  • زندگی، همین خوشی‌های بی‌دلیل است. همین لحظه‌های ساده‌ای که زیر سایه‌ی خنکِ ایام لم می‌دهند؛ و سوار بر حریر خیال رویا می‌بافند. رویایی به زیبایی نور به لطافت خاطرات من و تو در کافه‌ی خوشبختی با چای تازه‌دمی که نثار تو می‌شود و آغوشی که سهم من است باجمعه‌ای که شتابان به بهانه‌ای از کنارمان می‌گذرد بی‌آنکه بداند ما در همین لحظه‌های کوچک تمامِ زندگی را زندگی کرده‌ایم #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • تا زمانی که خدا هر روز صبح تو رو بیدار می‌کنه، همچنان برات برنامه داره "بهش اعتماد کن" @Azar_farahanii

  • برایم کاری نداشت فریبت دهم برای تو نقش بازی کنم زبان بریزم عاشقی کنم به هزار چهره درآیم تا تو را از آنِ خود کنم من اما عشقی ساده می خواستم ساده در کالبدِ زندگی عشقی صاف که پاکی و وقار از آن بچکد اصلا هیچ چیز به سادگیِ دل نمی رسد پای عشق که به میان آید پاییز هم برای انارهایش دانه دانه رو سرخ می کند #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • @Azar_farahanii

  • @Azar_farahanii

  • به دستانم که می نگرم؛ ؛یاد لمس دستان تو در جانم ریشه می دواند. و جای خالی شان چون خنجری، خش می اندازد بر تنهایی هایم،. روزگاری،آغوش شان جان پناه بی قراری هایم بود چون آغوش گرم مادر. خواب را با حلاوت شیرین،بر کام جانم می‌نشاند. به دستانم که نگاه می کنم؛ اشتیاق آن دوران شباب را در بند بند وجودشان باز می یابم، همان وقت که نخستین بار قلم در دست گرفتم. آن را به رقص واداشتم با چه ذوقی ، با چه امیدی برای نوشتن از زندگی و برای ساده زیستن در کالبد واژه ها. . آه ، چه سهم عظیمی از توجه را به آن ها بدهکارم .چه بی دریغ از آن ها کار کشیدم.چه بسیار آزردم شان .در خشم به وقت طرد شدن در بن بست های بی پایان زندگی چنان فشردمشان که گویی مسکن روح و روانم خواهند شد. اکنون که به دستانم نگاه می کنم کلام آن طبیب حاذق در پس زمینه ی ذهنم زنگ می‌خورد::کمی لطیف تر با آن ها برخورد کن جانآ؛ آخر آن ها پیش از آفریده شدن، پیش از خلق کردن ، بار سنگین درد را به دوش می‌کشند. #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • "لااقل نگذار زندگی طوری پیش برود که وقتی دنیا به آخر رسید، ببینی آن‌که از همه کمتر دوستش داشتی، خودت بودی." @Azar_farahanii

  • به من گفت: چرا دیگر نمی نویسی ؟ زل زدم؛ خیره خیره نگاهش کردم. من،.... ؟ راستی چرا دستم به هیچ کاری نمی‌رود ؟ دلتنگ نوشتنم اما نا ندارم، رمقی برای جمع کردن تمام افکار به هم ریخته ی ذهنم. حال جان دادن هم ندارم . بی حوصلگی از سر و کول لحظه هایم می‌ریزد. من حتی حوصله ی نگاه کردن به خودم هم در آینه ندارم. حوصله،،این روزها شده کمیاب ترین حس دنیا بی حوصلگی در بند بند وجودم ریشه دوانیده چونان زالویی شیره اش را مکیده  تا آن جا که دل و دماغی برای یک دم زندگی کردن هم ندارم. #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • چهره‌ی حقیقت را شک‌های منطقی تشکیل می‌دهند." @Azar_farahanii

  • عمرم را خرج کرده بودم چیزی نمانده بود که قد بکشد برای با تو بودن. جرعه‌ای شراب برای مستی‌ام کافی بود اگر خدا نظری می‌کرد از تمام این زندگی همین بی‌خبری برای ادامه‌ بس بود این‌که ندانم سرنوشتِ تو را به دستان چه کسی گره زد #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • ‍ 🎧 ویژه‌برنامه رادیویی – روز جهانی ریشه‌کنی فقر 🌍 تقدیم از رادیو آکادمی خاک ✨ هر حمایت شما یعنی شریک شدن در خلق صداهای اصیل و حرفه‌ای. 🏛 رادیو آکادمی خاک جایی که هنر، نوآوری و صدا، یک موج اصیل فرهنگی می‌سازند. 🎙 اجراکنندگان: 🔹 فهیمه خاکزاد 🔹 فاطمه مرتضی‌پور 🔹 شبنم موسوی 🔹 ماهین فرهادی 🔹 زهرا شفیعی 🔹 طاهره خانی 🔹 میترا ترکمان 🔹 سایه احمدی 🔹 آرزو هوشنگی 🔹 چکاوک 🔹 ماهرخ دیویدخسروی 🎤 مجری: 🔹 سریرا مهرجو با سپاس و قدردانی از نویسندگان گرامی این اپیزود: 🔹 سرکار خانم بهروزیان 🔹 سرکار خانم قریشی 🔹 سرکار خانم فراهانی 🔹 سرکار خانم شفیعی 🔹 سرکار خانم هوشنگی که با همراهی و قلم ارزشمندشون ما رو در تولید این برنامه یاری کردند. 🌿🎙️ 🎚 تهیه‌کننده، میکس و مسترینگ: 🔹 علی بیرانوند 🔖 شناسه نشر دیجیتال: ۱۳۵۸۴ 🗓 انتشار: ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵ 📻 کانال رسمی: @radiookhaak 🆔 اسپانسری: @Radiookhaakofficcal 🔥 #رادیوخاک #روز_جهانی_ریشه_کنی_فقر #گویندگی #فرهنگی #دیجیتال #اسپانسر 🌟 این فقط یک صدا نیست… این یک انفجار فرهنگی دیجیتال است! ━━━🦋🍃🌸🍃🦋━━━ 📻 رادیو آکادمی خاک «۱۳۵۸۴» – موج اصالت کانال رسمی 📻رادیو آکادمی خاک «۱۳۵۸۴»🎙 📻 @radiookhaak 🆔 @Radiookhaakofficcal ━━━🦋🍃🌸🍃🦋━━━

  • + هیچ‌وقت سعی نکنید آدم خوبه‌ی هیچ داستانی باشید، خودتون باشین و هیچ‌وقت به کم‌تر از استانداردهاتون راضی نشین وقتی رعایت حال بقیه رو می‌کنید از نظر بقیه دم دستی تلقی می‌شین چه تو کار، چه تو رابطه، چه فامیل، چه دوست @Azar_farahanii

  • @Azar_farahanii

  • چشم‌هایش دیگر مثل همیشه نبود گرفته بود و رنگ پریده چون هوای گرگ و میشِ پاییزی بغض، راه گلویش را بند آورده بود تنها یک تلنگر یک اشاره کافی بود تا هق هق اش را بشکند چون ابر بهار بر گونه هایش چکه کند ماژیک قرمز برداشتم لبخندی بر لب هایش ترسیم کردم تا به جای باریدن ستاره در مردمک هایش شکوفه بزند #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • و هر روز... زندگی را دوباره از سر بگیر بیخیال هرچیز، که تا امروز نشد... @Azar_farahanii

  • کدام سختی ....؟ جان دادن سخت نبود برای آدمی که عمرش جان گرفتن بود کدام کلمه.....؟ آخرکلمه‌ای نمانده بود که روی لب‌هایش به حراج بگذارد آدمی که با واژه‌ها سرِ ناسازگاری داشت اما در گفتنِ «دوستت دارم» خساست به خرج نداده بود آدمی که روزهایش را برای یک شب مستی میانِ امواجِ موهایت طلاق داده بود. #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • حالا وقتش نیست که ببینی چه نداری... ببین با آنچه داری چکار می توانی بکنی! @Azar_farahanii

  • آسمان رفاقت مان شبیه چه بود ؟ پاییز ی که باران را وداع گفته یا برفی که زمستانش بار و بندیل  در تاریخ احوالاتمان گسترانده حواست هست سپیدی میان تار موهایت لانه بسته  نشانی رفاقت مان بماند بر سر مزار خاطراتمان آن جا می‌بینمت اگر سرما رخصت دهد #آذر_فراهانی @Azar_farahanii

  • ما برای ادامه دادن هیچکسی را نداریم جز خودمان. و این کافیست ... @Azar_farahanii