حرفای از ته دلم:)
Статистикаتو این چنل انواع دغدغه ها و افکار و درد دلای بنده دیده میشه خوشحال میشم بیای https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-530358-kHSqqSX
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 75
- 1/48двое суток
- 85
- 1/72трое суток
- 92
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
ای مردم ای مردم ای مردم بارون کو؟ بارون کو؟ بارون کو؟ ای بارون ای بارون ای بارون هامون کو؟ هامون کو؟ هامون کو؟ درد من اینه که این روزا خنده رفته از لبای خونه چراغ روشنش خاموشه امیدش مرده و داغونه خونه چش به راه بارونه هامون هنوز گاهی تو خوابش صدای موجاش رو میخونه حال هامون بد داغونه حرف من اینه که ای بابا چرا هیچکی درد خونه رو نمیدونه؟ چرا ترک خورده دیوارا و بدجوری دلش خونه کاش برگرده بارون یه وقتی کاش حرف ماهی ها رو بخونه هامون با آخرین نفساش هنوز در انتظار بارونه ای مردم ای مردم ای مردم این خونه هنوز خونمونه اگه گوشاتونو تیز کنید هامون داره هنوز میخونه بارون کو؟ بارون کو؟ بارون کو؟ هامون کو؟ هامون کو ؟ هامون کو؟ سیستان قشنگ و سرسبزه اون روزگاران دور کو؟
قد یه کتاب حرف تو سرمه ولی وقتی بخوام بگمش غیر کلمه هیچ هیچی به دهنم نمیاد :)
تنش در اسارت بود، راهش بسته بود، اما سرش هنوز رو به جاده بود؛ انگار باور داشت که دارد میدود، حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود.
از شلدون کوپر یاد گرفتم میشه خودتو مثه یه ربات بی احساس نشون بدی در حالی که شدیدا احساسیی
عکسی از عخشم☕️🩵
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
چرا آسمون حتی تو این حالتشم خوشکله؟؟
اوه ماااای گااااد😂👌
هم باهاش درد دل میکنم هم باهاش درس میخونم هم باهاش رمان مینویسم هم باهاش عکس درست میکنم چیه این هوش مصنوعی؟؟
من نمیدونم این جوونی که من دارم جوونیه یا حسرت دون؟؟ حسرت خیلی چیزا تا آخر عمر قراره رو دلم بمونه از چیزای خیلی جزئی و پیش پا افتاده تا چیزای کلی و مهم این چه جوونییه آخه؟؟ خدایا عدالتت کجاست؟؟
دوستانی که عراق رفتید یه سر اینجام بزنید مرسی اینجا طاق نصرت صدام در بغداد است جایی که او برای تحقیر ایران و نمایش پیروزی خود از ۵ هزار کلاه خود سربازان ایرانی در آن بنا استفاده کرد
بگو ماهی، تو از قلب کدامین جنگل تاریک میآیی؟ که پیشانیات از عطر خزههای سحر، لبریز و بارانیست و ابروها دو شاخ توسکا در باد طوفانیست. دو چشمت برکهٔ بکر است پر از ماهی تاریکی که پیش از لمس آب، افتادن یک برگ را در خویش میفهمد لبانت برگِ خیس نارون در چشمهٔ اندوه و موهایت، شب مهدار جاده پشت کوهستان حیرانیست تو زودتر از همه، آواز بال سار زخمی را درون بغض آدمها، میان خنده میخوانی تو حافظگنج دردی، ماهکانِ من؛ زخمها را نیمهشب در پای آتش مینشانی با نخ باران لباسِ پارهٔ اندوهِ آنان را رفو کردی. نه چون سنگ حصارِ قلعهای مغرور که چون ریشه به سنگِ سختِ این دیواره خو کردی و راه چشمه را در ظلمت صخره، تو بو کردی نجنگیدی برای دستزدنها شبیهِ بوتهٔ چای زمستانی به زیرِ برف سنگین، سبز ماندی، ریشه دواندی درون سینهات ققنوس تبداری قدم میزد قفس از میلهها نه از هراس پرکشیدن بود بگذار اینگونه بپندارند که طوفان زد و این شیشه به روی سنگ ویران شد ولی شیشه چو زیرِ پای طوفان خرد شد، تاریک نمیماند به هر خرده، مسیر آفتاب تازهای خواند تو از ویرانی و آوار میآیی؟ نه... تو آن سروی که از جای تبر سرشاخهٔ پرنورتری خندید #ارسالی
واوووو
видео или голосовое, без подписи
مرسی که سلیقه شخصی داری و هر چیزی که ترند میشه رو استفاده نمیکنی. ازت خوشم میاد
جوری که دندون درد خرههه
تاریخ ثابت کرده همه لیاقت دیده شدن و معروف شدن ندارن بعضیا جو برشون میداره فک میکنن وظیفه مردمه که ازشون حمایت کنن و اگه حمایت نکنن مشکل از مردمه
نمیدانم چرا دست از سرِ من برنمیداری؟ چرا اینگونهای در خوابِ من تا صبح بیداری! به محض اینکه پلکم رفتهرفته میشود سنگین برایم شعر میخوانی برایم چای میآری بهم میریزم از چیزی که رنگی دارد از رفتن نباید آخر هر جملهی خود نقطه بگذاری! چنان لبریزم از گفتن که بر پیراهنم حتی تو را فریاد کرده جوهرِ خودکارم انگاری پریشانیِ گیسویت مرا آرامتر کرده چه هنجاری برایم ساختی با نابهنجاری برایم نیمهشب تک بیتِ صائب میفرستد باز رگِ خوابِ من افتاده به دستِ مردمآزاری #سید_حمیدرضا_برقعی