tgindex
مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

Статистика
@BOOKFCперсидский

دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 120
+4 за 3 дн.
Сутки
+3
+0,10%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
107
25 постов
Вовлечённость
3,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
91
1/48двое суток
104
1/72трое суток
112

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.106111

    Sulk /sʌlk/ یعنی با ناراحتی و دلخوری گوشه‌گیر شدن و عمداً کم‌حرف یا بی‌حرف بودن؛ معمولاً حالت کودکانه یا لوس‌گونه هم می‌تواند داشته باشد. He’s sulking. قهر کرده و توی خودش رفته. Stop sulking! بس کن دیگه، قهر نکن! She’s been sulking all day. تمام روز قهر کرده و اخمو بوده. Why are you sulking? چرا قهر کردی؟ 📌 Sulk هم فعل است و هم اسم: He’s in a sulk. قهر کرده / توی حالت قهره. Don’t sulk. قهر نکن. @bookfc

  • عبارت be off to یعنی «راهیِ جایی شدن» یا «رفتن به سمت جایی». مثال‌ها: Are you off to work? داری میری سر کار؟ Are you off to school? داری میری مدرسه؟ Are you off to the gym? داری میری باشگاه؟ Are you off to London? راهی لندن هستی؟ I’m off to bed. دارم میرم بخوابم. / من دیگه میرم بخوابم. We’re off to the airport. داریم میریم فرودگاه. 🔹 where Are you off to…? @bookfc

  • 1. Prank caller 📞 = کسی که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کند معمولاً هدفش خنداندن خودش یا دیگران است؛ مثلاً با هویت جعلی تماس می‌گیرد یا حرف عجیب می‌زند. He was a prank caller. او کسی بود که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کرد. Someone keeps prank-calling me. یکی مدام برای شوخی و اذیت به من زنگ می‌زند. ⸻ 2. Crank caller 📞 = مزاحم تلفنی / کسی که تماس‌های آزاردهنده یا عجیب می‌گیرد تأکید بیشتر روی آزاردهنده، عجیب یا بی‌دلیل بودن تماس است، نه لزوماً شوخی. I keep getting calls from a crank caller. مدام از یک مزاحم تلفنی تماس دریافت می‌کنم. @bookfc

  • Nude color یعنی: رنگ نود، رنگ پوست یا رنگی نزدیک به رنگ طبیعی پوست (بسته به رنگ پوست هر فرد می‌تواند بژ، کرم، قهوه‌ای روشن و… باشد) @bookfc She wore a nude dress. او یک لباس به رنگ نود پوشیده بود. I like nude lipstick. من رژ لب نود را دوست دارم. She bought nude high heels. او کفش پاشنه‌بلند به رنگ نود خرید. Nude colors go with almost everything. رنگ‌های نود تقریباً با همه چیز ست می‌شوند. نکته در دنیای مد و آرایش، nude معمولاً به معنی رنگی شبیه رنگ طبیعی پوست است، نه برهنه. اما اگر nude بدون کلمه color به کار برود، ممکن است معنی برهنه یا عریان بدهد. مثال: She is wearing a nude-colored shirt. او یک پیراهن به رنگ نود پوشیده است. He was nude. او برهنه بو

  • 4 авг.134101

    مثال مقایسه‌ای فرض کنید دوستتان در مهمانی نیامده است: He should have come. باید می‌آمد. (اما نیامد.) He could have come. می‌توانست بیاید. (امکانش را داشت.) He must have forgotten. حتماً فراموش کرده است. (حدس قوی) He may have forgotten. شاید فراموش کرده باشد. (فقط احتمال @bookfc

  • بله، Must have + V3 را می‌توان این‌طور ترجمه کرد: «احتمال خیلی زیاد دارد که …» یا «به احتمال قوی …» یا در بعضی موقعیت‌ها: «حتماً … کرده است» اما دقت کنید: این قطعیت ۱۰۰٪ نیست؛ بلکه گوینده بر اساس شواهد یک حدس خیلی قوی می‌زند. مثال: He must have forgotten my name. = به احتمال خیلی زیاد اسم من را فراموش کرده است. = حتماً اسم من را فراموش کرده است. (ترجمه محاوره‌ای) @BOOKFC She must have been tired. = به احتمال زیاد خسته بوده است. They must have left early. = به احتمال زیاد زود رفته‌اند. @BOOKFC

  • 3. May have + V3 معنی: شاید… (احتمال درباره گذشته، اما مطمئن نیستیم) ساختار: @BOOKFC Subject + may have + V3 مثال‌ها: She may have missed the bus. شاید اتوبوس را از دست داده باشد. He may have forgotten my name. شاید اسمم را فراموش کرده باشد. They may have gone home. شاید به خانه رفته باشند. I may have left my keys at work. شاید کلیدهایم را سر کار جا گذاشته باشم. We may have made a mistake. شاید اشتباه کرده باشیم. @BOOKFC

  • 2. Could have + V3 معنی: می‌توانستی، اما انجام ندادی. (فرصت یا امکان از دست رفته) ساختار: Subject + could have + V3 مثال‌ها: @BOOKFC I could have won the game. می‌توانستم بازی را ببرم. You could have asked me. می‌توانستی از من بپرسی. She could have become a doctor. می‌توانست دکتر شود. We could have taken a taxi. می‌توانستیم تاکسی بگیریم. They could have helped us. می‌توانستند به ما کمک کنند. @BOOKFC

  • @BOOKFC این ساختارها برای صحبت درباره گذشته به کار می‌روند؛ اما هر کدام معنی متفاوتی دارند. 1. Should have + V3 معنی: باید کاری را انجام می‌دادی، اما انجام ندادی. (پشیمانی، انتقاد یا توصیه) ساختار: Subject + should have + Past Participle (V3) مثال‌ها: You should have called me. باید به من زنگ می‌زدی. I should have studied harder. باید بیشتر درس می‌خواندم. She should have told the truth. باید حقیقت را می‌گفت. We should have left earlier. باید زودتر راه می‌افتادیم. They should have listened to you. باید به حرفت گوش می‌دادند.

  • 🌐 مرکز مکالمه زبان بدون کتاب Book Free Conversation | BFC Novin Talk ✨ NovinTalk | مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک ✨ 🌐 Website: novintalkbfc.ir 📸 Instagram: @book_free_conversation ▶️ YouTube: https://youtube.com/shorts/Pt-NWld93Sc?si=5iIPD8AJb3uaDQUK 💬 Telegram: @BOOKFC 🟢 WhatsApp: https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X 🟣 Rubika: @bookfreeconversation 🟡 Eitaa: https://eitaa.com/bookfc ⸻ 📞 تماس و مشاوره ثبت‌نام: 02122641523 02188951250 📍 مناطق برگزاری کلاس‌ها: شمال تهران | غرب تهران | شرق تهران ⸻ 🔥 یادگیری واقعی زمانی شروع می‌شود که جرأت صحبت کردن داشته باشی.

  • ماشین روشن نمی‌شود. The car won’t start. (رایج‌ترین حالت در مکالمه) ماشین خراب است. The car is broken. یا The car is not working. ماشین استارت نمی‌خورد. The car won’t crank. یا ساده‌تر: The engine won’t turn over. (یعنی موتور نمی‌چرخد و استارت نمی‌زند) ماشین آب و روغن قاطی کرده. The coolant and oil have mixed together. یا در اصطلاح مکانیکی: The engine has a blown head gasket. (احتمالاً واشر سرسیلندر زده است) چند جمله کاربردی: My car won’t start. I think the battery is dead. ماشینم روشن نمی‌شود. فکر کنم باتری خوابیده. My car broke down on the road. ماشینم وسط راه خراب شد. I need to take my car to the mechanic. باید ماشینم را پیش مکانیک ببر https://t.me/BOOKFC

  • Came to عبارت فعلی (phrasal verb) است. come to = به هوش آمدن / دوباره آگاه شدن گذشته‌اش می‌شود: come → came → come مثال: I fainted, but I came to a few minutes later. غش کردم، اما چند دقیقه بعد به هوش آمدم. When she came to, she was in the hospital. وقتی به هوش آمد، در بیمارستان بود. نکته: come to چند معنی دیگر هم دارد: به هوش آمدن He came to after the accident. او بعد از تصادف به هوش آمد. به یک نتیجه رسیدن / متوجه شدن I came to understand the problem. متوجه مشکل شدم https://t.me/BOOKFC

  • مکالمه‌های طبیعی A: I won the lottery! B: Oh my gosh! Congratulations! A: My car was stolen. B: Oh my God! I’m so sorry. A: Look at this view! B: Wow! It’s incredible! نکته مهم: در مکالمه روزمره آمریکایی، Oh my gosh و حتی OMG (Oh my God) بسیار رایج هستند. اگر می‌خواهید مؤدبانه‌تر یا خنثی‌تر صحبت کنید، Oh my gosh انتخاب بهتری است

  • Exchange currency یعنی تبدیل یا تعویض ارز. مثال‌ها: I need to exchange some currency before my trip. من باید قبل از سفر مقداری ارز تبدیل کنم. Where can I exchange currency in this city? کجا می‌توانم در این شهر ارز تبدیل کنم؟ You can exchange dollars for euros at the airport. می‌توانید دلار را در فرودگاه به یورو تبدیل کنید. The bank offers a good exchange rate for foreign currency. بانک نرخ تبدیل خوبی برای ارز خارجی ارائه می‌دهد. I exchanged 500 dollars into Japanese yen. من ۵۰۰ دلار را به ین ژاپن تبدیل کردم. واژگان مرتبط: exchange currency = ارز را تبدیل کردن exchange rate = نرخ ارز / نرخ تبدیل foreign currency = ارز خارجی currency exchange = صرافی / خدمات تبدیل ا @bookfc

  • رنگم پرید در انگلیسی: I went pale. ✅ (رایج‌ترین؛ رنگ صورتم پرید) I turned pale. ✅ (ناگهان رنگم پرید) My face went pale. ✅ (صورتم رنگ‌پریده شد) مثال‌ها: I went pale when I heard the news. وقتی خبر را شنیدم، رنگم پرید. She turned pale because she was scared. او از ترس رنگش پرید. His face went pale after the accident. بعد از حادثه، صورتش رنگ‌پریده شد. 🌐 Website: novintalkbfc.ir 💬 Telegram: https://t.me/BOOKF

  • 😴 Sleep (خواب) I feel sleepy. من خوابم می‌آید / احساس خواب‌آلودگی می‌کنم. I feel sleepy because I didn’t sleep well last night. من خوابم می‌آید چون دیشب خوب نخوابیدم. I feel sleepy after lunch. بعد از ناهار خوابم می‌آید. I was sleepy, so I went to bed early. خوابم می‌آمد، بنابراین زود به رختخواب رفتم. ⸻ 💤 Fall asleep (خوابم برد) I fell asleep. خوابم برد. I fell asleep while watching TV. وقتی تلویزیون تماشا می‌کردم خوابم برد. I fell asleep on the sofa. روی مبل خوابم برد. I was so tired that I fell asleep quickly. آنقدر خسته بودم که سریع خوابم برد. ⸻ 🌟 Remember: I feel sleepy = خوابم می‌آید (قبل از خواب) I fell asleep = خوابم برد (خواب اتفاق افتاده) 💬 Telegram: https://t.me/BOOKFC 🌐 Website: novintalkbfc.ir

  • �✨ خدایا شکرت ✨🤲 🌅 هر روز یک فرصت تازه است برای رشد، یادگیری و ساختن آینده‌ای بهتر. 💚 با شکرگزاری، آرامش وارد قلبم می‌شود و امید در زندگی‌ام بیشتر می‌گردد. 🌟 Thank you, God, for every new day. 🌱 Every day is a new opportunity to grow, learn, and create a better future. 💫 Gratitude fills my heart with peace and my life with hope. 💬 Telegram: @BOOKFC

  • hoity-toity Pronunciation: /ˌhɔɪti ˈtɔɪti/ English definition Hoity-toity (adjective) means acting as if you are more important, richer, or better than other people; snobbish and arrogant. Persian meaning متکبر، ازخودراضی، اشرافی‌مآب، خودبرتربین Examples She is too hoity-toity to talk to ordinary people. او آن‌قدر متکبر است که با مردم عادی صحبت نمی‌کند. Don’t be so hoity-toity. این‌قدر ازخودراضی نباش. He has a hoity-toity attitude. او رفتار متکبرانه‌ای دارد. Some rich people can be hoity-toity, but not all of them. بعضی افراد ثروتمند ممکن است متکبر باشند، اما همه این‌طور نیستند. I don’t like hoity-toity people. من آدم‌های متکبر را دوست ندارم. Common collocations hoity-toity attitude = رفتار متکبرانه hoity-toity people = آدم‌های ازخودراضی hoity-toity restaurant = رستوران اشرافی و متظاهر hoity-toity neighborhood = محلهٔ اشرافی 📘 تلگرام: @BOOKFC https://t.me/BOOKFC 💬 واتساپ: کانال مکالمه https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X 🟢 بله: کانال مکالمه https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q 📸 اینستاگرام: @book_free_conversation https://www.instagram.com/book_free_conversation

  • تحت تأثیر قرار دادن، شگفت‌زده کردن Impression (اسم) = برداشت، تأثیر اولیه Impressions (جمع) = برداشت‌ها، تأثیرات مثال‌های impress She impressed everyone with her speech. او با سخنرانی‌اش همه را تحت تأثیر قرار داد. Your English really impresses me. انگلیسی تو واقعاً مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد. He wants to impress his boss. او می‌خواهد رئیسش را تحت تأثیر قرار دهد. The movie didn’t impress me. آن فیلم مرا تحت تأثیر قرار نداد. Try to impress people with your kindness, not your money. سعی کن مردم را با مهربانی‌ات تحت تأثیر قرار بدهی، نه با پولت. 📘 تلگرام: @BOOKFC https://t.me/BOOKFC 💬 واتساپ: کانال مکالمه https://whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29FkgU2X 🟢 بله: کانال مکالمه https://ble.ir/join/BZVLoUce7Q 📸 اینستاگرام: @book_free_conversation https://www.instagram.com/book_free_conversation

  • «سخنرانی کردن» در انگلیسی چند معادل دارد که بسته به موقعیت استفاده می‌شوند: give a speech ⭐ (رایج‌ترین) make a speech (کاملاً درست و رایج) deliver a speech (رسمی‌تر) give a presentation (اگر ارائهٔ آموزشی یا کاری باشد، نه سخنرانی عمومی) speak in public (سخنرانی یا صحبت کردن در جمع) مثال‌ها She gave a speech at the conference. او در کنفرانس سخنرانی کرد. He made a speech about beauty. او درباره زیبایی سخنرانی کرد. The president delivered a speech yesterday. رئیس‌جمهور دیروز سخنرانی کرد. I have to give a speech tomorrow. من باید فردا سخنرانی کنم. I’m nervous about speaking in public. از سخنرانی در جمع استرس دارم @bookfc @Alihallajzadeh

مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC — tgindex