زندگی در سفر سنگ! یادداشت های باقر طالبی دارابی
Статистикаاز انسان، از معنا و از زندگی به مثابه سفر سنگ کشان بسوی قله؛ از « پوچ» های معنا یافته و از یافته های پوچ، می نویسم!
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 511
- 1/48двое суток
- 585
- 1/72трое суток
- 631
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
معنای اسلام و مسلمان در قرآن من هر گاه به نماز جماعت می روم ، فرصت قرائت قران را غنیمت می شمارم و سعی میکنم در حد سواد اندک خویش در آیات " تدبّر " کنم. امشب در برنامه قرائت یک صفحه از قرآن در مسجد امام رضا در خیابان هدایت که مصادف با شب شهادت امام رضا نیز هست ، با آیات سوره بقره که در عکس مشاهده می کنید، مواجه شدم. از آیه ۱۲۷ به بعد سوره بقره. روایت گری پیامبر اکرم در قالب وحی از توجه و حساسیت حضرت ابراهیم و برخی پیامبران دیگر به " مسلم " بودن خودشان و فرزندانشان و نوادگان بعد از ایشان جالب توجه است؛ گویی پیامبر اسلام که امشب که شامگاه غریبان رحلت آن نبی و " والا پیامبر" است، تلاش دارد ریشه توحید و تسلیم و مسلمان بودن را به زمان بنای کعبه از سوی ابراهیم و اسماعیل ربط بدهد. این نوع پیوستگی تاریخی در روایتی که قرآن ارائه می کند می تواند دلیل دیگری باشد بر اینکه معنای اسلام و مسلمان بر خلاف درک عمومی در میان ما، اسلام تاریخی نیست. اسلام در قرآن با توجه به ریشه های تاریخی کاربرد این مفهوم به معنای " تسلیم خدا بودن و سِلم و صلح ورزیدن به هم نوع " است. والله اعلم
پینوکیو کارتن محبوب ما یک نوستالژی قشنگ؛ یک فرصت برای رفتن به حدود ۵۰ سال قبل؛ تلاش برای بازیابی " شخصیت سایه " شکل گرفته در ناخودآگاه که رفتار و پندار و گفتار ما را تحت تاثیر قرار می دهد. پینوکیو، سندباد، یوگی و دوستان، گالیور، ووو ما تحت تاثیر کدام شخصیت یا شخصیت های کارتونی قرار گرفته ایم و همچنان احتمالا به تعبیر کارل گوستاو یونگ " سایه " اش در درون ما جا خوش کرده است.
تهی شدن مکان و فضا از معنا! در طول پنج یا شش سال گذشته که گاهی در این مکان و داخل این فضا برای مطالعه و نویسندگی و ترجمه آمد و شد داشته ام، هیچگاه چنین نبوده که مکان برای من جذاب نباشد و فضا برای من از گیرایی و معنابخشی تهی گشته باشد. بی تردید مکان فیزیکی همان است. فضا فرق کرده است. با این همه من تردید ندارم که این " ملال " که در وجودم حس می کنم نه ناشی از مکان و نه فضای تغییر یافته است. من در نگاه به خود و تحلیل خویشتن بر مبنای روش " خود انتقادی" به این نتیجه می رسم که شناخت مدرن و دغدغه سنت و مشاهده واقعیت های متضاد و متعارض این وضع روحی را ایجاد کرده است. مدرنیته، کثرات گرایی، نسبی گرایی و بحران معنا در یک سو و سنت، زیست سنتی و بنیادگرایی و مطلق اندیشی متعصبانه در سوی دیگر، فضای عمومی و زیست جمعی ایرانیان را به شدت در تقابل قرار داده است. شناخت این تقابل و مشاهده ناآگاهی مطلق در ابعاد مختلف زندگی جمعی و سبک های زندگی متنوع رنج آور شده است. جهت گیری فرهنگی من و تو و ما چه باید باشد؟ پرسش جدی در باره زندگی ایرانیان. ملال آوری زندگی در روزگار ما و تاب آوری شناختی دو روی سکه وجود من است.
без подписи
دیدگاه ارگانیک چارلز هورتن کولی در باره جامعه او را به مخالفت ابتدایی با فردگرایی فایده گرایانه ی اسپنسر کشاند. رویکرد فردگرایانه ای که آن زمان در امریکا و انگلیس غالب بود، منجر به این باور شده بود که کسانی که سخت کار می کنند، مستحق ثروتی هستند که بدست می آورند و کسانی که عاجز از بقا و ترقی در جامعه اند، باید نقصی داشته باشند. عاقبت کار ضعیفان نابودی است. اما کولی مصرانه باور داشت که جامعه کلیتی ارگانیک با اجزایی پیوسته است. چنان چه هر یک از اجزای آن آسیب ببیند، متعاقبا کل جامعه آسیب خواهد دید. اظهارات کولی در باره مفاهیم گروه نخستین، ماهیت انسان و خود آیینه ای، که اغلب ارتباط سه گانه خوانده می شوند، تاییدی بر دیدگاه ارگانیک اوست. پ.ن. زندگی نامه و دیدگاه های جامعه شناسان کلاسیک در غرب حاکی از محوریت دانشگاه میشیگان در امریکا در زمینه علوم اجتماعی بطور عام و روان شناسی اجتماعی بطور خاص است. میشیگان در تاریخ علوم اجتماعی بسیار نام مهم و با معنایی است.
بدون شرح!
دیالوگ مونیکا خطاب به دانشجویان : نگاهشون کن تو رو خدا؛ فکر می کردم اگر یه روز درس را در بیرون از ساختمان کلاس برگزار کنیم سرتون را از داخل گوشی های موبایل بیرون می آورید اما هنوزم مشغول صفحات کوچک تان هستید. لایک کردن عکس های آدم هایی که تا حالا از نزدیک ندیده اید؛ کامنت گذاشتن برای زندگی اونا و اونا برای زندگی شما؛ ببینم اصلا خبر دارید تو دنیایی که ساکن هستید، چه اتفاقی دارد می افتد. فکر کردید عکس روی صفحه گوشی شما هیچ ارتباطی به این دنیای ما ندارد. دنیایی که دارید توش زندگی می کنید داره کم کم آب میره؛ یک گروه گوچک از افراد در حال خریدن آن هستند و پس مانده اش را به ما می فروشند. آنها دارند به دنیای شما تجاوز می کنند و چیزهایی را که از دنیای شما می دزدند به شما می فروشند. یعنی آنها آب آشامیدنی و هوای تنفس تان را به شما می فروشند و شما مثل گوسفند برای خریدن صف کشیده اید. آنها برادراتون را می کشند و بچه هاتون را می دزدند و هرچه دوستش دارید را آلوده می کنند و شما اصلا متوجه نمی شوید چرا که مسحور دنیای خیالی شده اید. دنیایی که وجود واقعی ندارد. منو ببینین چطور دارم وقتم را تلف می کنم! پایان دیالوگ و سکانس
یک سکانس بسیار قوی و انتقادی از سریال « مزرعه یلّواستون » ( Yellowstone Ranch ) لوکیشن : دانشگاه تربیت معلّم ایالت مونتانا درس : تاریخ امریکا استاد : مونیکا لانگ کلاس قرار بود در فضای آزاد و بیرون از کلاس برقرار شود و استاد( مونیکا) وارد محوطه می شود؛ دانشجویان ( دختر و پسر) همه سر در گوشی های خود دارند. به دیالوگ تکان دهنده این بخش سریال که از زبان مونیکا، استاد سرخ پوست و عروس خانواده جان داتن نقل می شود دقت کنید. بخصوص آنهایی که همیشه سر در گوشی و فضای مجازی دارند.
без подписи
چندی قبل نشستی علمی در جمع برخی محققان و اساتید حوزوی و دانشگاهی داشته ام . پی دی اف چکیده بحث را ضمیمه یادداشت می کنم. عکس آن جلسه است. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
از نگاه من حال او و حال من یکی است؛ مکان ما مشترک است؛ زمان ما مشترک است. هر دو تنهاییم. هر دو قدم میزنیم. اما من او را به تصویر کشیدم او نمی تواند. من او را با نگاه خودم تعقیب می کنم او نمی تواند. او گربه است و من انسان. او شعور درونی دارد و من درک شناختی. او برای بقا مبارزه می کند و من نیز برای بقا. او برای بقا تمدن نمی سازد، من برای بقا تمدن می سازم. من و گربه در هستی و زمان هم یکسانیم و هم تفاوت داریم. گربه اما احتمالا شادتر از من است. من چند ماه است درد و رنج جنگ را حس می کنم او نه. من چند ماه است به ذهنم فشار می آورم که بفهمم " آخه چرا انسان برای بقا دست به شر مطلق می زند؛ یعنی جنگ راه می اندازد ....
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
وقتی جای خلوتی و دنجی را بر می گزینی و منتظر دوست و همکار دانشگاهی ات هستی که به تو ملحق شود، اتفاقی می افتد که جالب است. تا او برسد مشغول مطالعه می شوم و آن دوست بی خبر از راه می رسد و بدون اینکه متوجه ام کند عکس میگیرد و سپس صدایم می کند و بار دیگر ، و اینبار عکس هوشیار و با لبخند می اندازد، نتیجه همین می شود که می بینید.
گویا برنارد شاو ، نویسنده طنزگوی ایرلندی است که گفته است ، زمین تیمارستان دیوانگان کرات دیگر است! و سخن او را مطالعه ی تاریخ تایید می کند. پیشرفت و ترقی بشر در طی ده هزار سال تنها پیروزی در تکمیل نرم افزارهای تخریب بوده است. از قلماسنگ آدمیان نخستین گرفته تا سلاح های اتمی امروز، بشر همیشه در پی آن بوده است که افزارهای جنگی نیرومندتری برای از بین بردن همنوعان خویش اختراع کند. خوشبختانه در طول تاریخ مردان خردمندی نیز پیدا شده اند که خویشتن را وقف بازآوردن تندرستی به مغزهای بیمار انسان های دیگر کرده اند. این طبیبان از خود گذشته ی دیوانه خانه خاکی ما، پیامبران و فیلسوفان بوده اند- پیامبرانی چون موسی و اشعیا که ما را بخاطر دیوانگی های مان سرزنش کرده اند، فیلسوفانی چون سقراط و اسپینوزا که کوشیدند تا ما را به زندگی نیک و خردمند راهنمایی کنند. در این کتاب زندگی نامه و چکیده اندیشه های حدود چهارصد تن از فیلسوفان بزرگ تاریخ که داروی خردمندی و حکمت برای درمان ناانسانگری انسان به انسان تجویز کرده اند، باز نمودم. اینان همه بر یک عقیده نیستند، ... اما همه آنها استدلال آرام را بر پرخاشجویی پر قیل و قال ترحیح میدهند.
.. . ⁉️ چرا در جهان امروز، بیش از هر زمانِ دیگری به صلح نیازمندیم؟! پارهای از سخنان مصطفی ملکیان در همایش "جانِ آشنا، جانِ آشتیجو" #سروش_مولانا @sorooshemewlana
без подписи