از هر دری سخنی در دیانت بهائی
Статистика@BahaiWorldReligion "یک عمل پاک عالم خاک را از افلاک بگذراند" 🌐 BahaiWorldReligion.com تماس با ادمین: @Unity1844
- Последний пост
- 31 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حق بهاییان؛ آزمون ایرانِ آزاد #مسعود_نورمحمدی ظلمی که بر بهاییان ایران رفت، حاشیهٔ تاریخ نیست؛ متنِ عریانِ بیعدالتی است. بهرام بیضایی، شاهدی روشن از این ستم بود. او گفت در خانوادهای بهایی زاده شده، اما «مذهبش فرهنگ است». همین تولد کافی بود تا از استادی دانشگاه کنار گذاشته شود، حقوقش پرداخت نشود و سالها بهشیوهای خاموش حذف گردد. نه بهخاطر خطا، بلکه بهخاطر بودن. آنچه بر بیضایی رفت، استثنا نبود؛ قاعده بود. بهاییان را از تحصیل محروم کردند، از کار راندند، اموالشان را گرفتند، قبرستانهایشان را ویران کردند و جانهایی را بیدلیل ستاندند. اینها «اختلاف عقیده» نبود؛ نقض سیستماتیک انسانیت بود. ایرانِ آزاد، اگر بخواهد آزاد باشد، باید این پرونده را بیبهانه ببندد: لغو کامل تبعیض، بازگرداندن حقوق پایمالشده، و تضمین شهروندی برابر برای همه—بیپسوند و پیشوند. حق بهاییان امتیاز نیست؛ حداقلِ اخلاق است. و دفاع از آنها، دفاع از آیندهای است که در آن هیچکس به جرم تولد، حذف نمیشود. برخورد ما با بهاییان، محکِ صداقتِ آزادی ماست. @iranazadvaabad
محمد نوریزاد، از طرفداران سابق و مخالفان امروز رژیم جمهوری اسلامی با انتشار مقاله «بوسه بر پای یک بهایی کوچک» در ۲۴ تیرماه ۱۳۹۲ و شرح دیدار خود از آرتین، فرزند یک زوج زندانی بهایی، برگ جدیدی را در فعالیتهای مدنی در دفاع از حقوق بهاییان گشود. هدف اولیه فعالان حقوق اقلیتها در این راستا، متوقف ساختن «برخوردهای تند و توفانی با اندیشههای مغایر» از جمله آیین بهاییت و پیروان آن است. نوریزاد با انتشار مقاله «جنجال یک بوسه نابهنگام» در تاریخ ۲۸ تیرماه ۹۲ در وبسایت خود در پاسخ به جنجالها و اعتراضات نسبت به اقدام خود، بیان میدارد که این برخوردها «در این سالهای دراز، بیش از آن که نگرانی روحانیان ما را از انحراف مسلمین به نمایش بگذارد، نشانگر این است که روحانیان ما در همه ادوار تاریخ، حیاتشان را در دست به یقه شدن با یک دشمن اعتقادی یافتهاند. و این دست به یقه شدن، برای روحانیان ما یک "نیاز" حتمی و حیاتی برای بقای خودشان بوده و هست.» در این راستا، آزادی زندانیان بهایی که صرفا به دلیل عقاید مذهبی خود در زندان به سر میبرند و شناسایی حق تحصیل برای جوانان بهایی از خواستههای اولیه این اقدامات است. دیدار از خانواده زندانیان و جوانان محروم از تحصیل، با هدف "اظهار شرمندگی" و نوعی تبری جستن از اقدامات حکومت اسلامی در تضییع حقوق بهاییان به یکی از فعالیتهای محوری فعالان حقوق بهاییان تبدیل شده است. نوریزاد که به همراه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی از جمله آیتالله معصومی تهرانی، عیسی سحرخیز، نسرین ستوده، و نرگس محمدی در ششمین سالگرد دستگیری مدیران جامعه بهایی در اردیبهشت ۱۳۹۳ شرکت داشت، بیان نمود که «هر کدام از ما به خاطر رنجی که این عزیزان به خاطر اعتقادشان متحمل می شوند باید به گونه ای اظهار شرمندگی کنیم.» ارتقای همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف در ایران و پرهیز از تعصبات کور مذهبی از دیگر اهداف اصلی است. بر این اساس، آیتالله عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی سرشناس و نواندیش شیعی، ضمن تقدیر و اعلام حمایت از اقدام نوریزاد، اقدام وی را «شكل نمادين سخن از انساندوستی و احترام به انسانيت انسان» بدون توجه به دين و مذهب و نژاد و مليت قلمداد نمود. #رواداری #گفتگو #همزیستی #حقوق_اقلیت #آزادی_دینی #رواداری #گفتگو_توانا #محمد_نوریزاد @Tavaana_TavaanaTech
۲۳ فروردین ۱۳۵۸ یعنی حدود دو ماه از آمدن خمینی به ایران، علیاکبر خرسندی در گنبدکاووس به جرم بهایی بودن اعدام شد! اگرچه کشتار مقامات بلندپایه سیاسی حتی زودتر آغاز شده بود، اما مورد علیاکبر خرسندی، از اولین نمونههای اقلیتکشی پس از استقرار حکومت اسلامی بود. در خرداد ۱۳۶۰ اقلیتستیزی حکومت اسلامی با نمایش وحشیگری هم همراه بود. آنها هفتتن بهایی را شکنجه جسمی کرده و با شلیک چندین گلوله هر یک را به قتل رساندند. سه تن از این شهروندان بهایی، پزشک بودند و در بیمارستان همدان که حالا بیمارستان خمینی نامیده میشد، کار میکردند! جنایتکاران پیکرهای بیجان قربانیان خود را مقابل همین بیمارستان نهادند تا لابد نمایشی از وحشت برپا کنند! اتهام رسما اعلامشده این افراد همکاری با ساواک و رژیم صهیونیستی بود! اما دستنوشتههای حسین مطلق در زندان نشان میدهد که هیچ مدرکی برای اثبات این اتهامات به آنها ارائه نشد بلکه به آنها گفته شده بود که غرض از این شکنجهها مسلمان شدن آنهاست و اینکه اگر مسلمان شوند آزاد خواهند شد! از این تاریخ به بعد، حمله به بهاییان گستردهتر و سیستماتیکتر شد و تمام کشور را در برگرفت! علاوه بر این دیگر اقلیتها از جمله درویشان و یهودیان هم مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند؛ مطالعه تاریخچه اقلیتستیزی در عصر حکومت اسلامی نشان میدهد که اگرچه بهاییان عموما از اولین قربانیان بودهاند، اما سیاست ضعیفکشی و اقلیتستیزی به هیچوجه با آنان تمام نشده است… برای مطالعه پروندهای در خصوص اولین موج کشتار بهاییان به صفحه توانا رجوع کنید: https://tavaana.org/bahaeian_hamedan/ #رواداری #گفتگو #بهایی #اقلیت #اقلیت_ستیزی @dialogue1402
без подписи
بهائیان و نوسازی ایران - گراورسازی و صنعت چاپ بهائیان ایران نقش مهمی در پیشرفت صنعت چاپ و گراورسازی داشتند. جهانگیر مصور رحمانی، از پیشگامان عکاسی و چاپ بود. عباس نعمت، پدر گراورسازی ایران، این هنر را از مصر به ایران آورد و با تأسیس روزنامه «تهران مصور»، تحولی در تاریخ چاپ کشور رقم زد. @iranintltv
حسینعلی منتظری بهعنوان یکی از چهرههای برجسته فقه شیعه در ایران، در سالهای واپسین عمر خویش دیدگاههای شمولگرایانه نسبت به دیگر مذاهب پیدا کرده بود. فتواهای او، بهویژه در مورد حقوق بهاییان ایران، بازتابی از تلاش او برای ایجاد جامعهای عادلانه و شمولگرا است. منتظری که مقلدان مذهبی بسیاری داشت، در فتوای خود تأکید کرد که از آنجا که بهاییان اهل ایران هستند، حق آب و گل دارند و بایستی از حقوق شهروندی برخوردار باشند. دیدگاههای منتظری درباره حقوق بهاییان، گامی جسورانه در راستای شمولگرایی مذهبی و تلاش برای بهبود وضعیت حقوق شهروندی اقلیتها در ایران بود. به نظر شما نگاه منتظری به بهاییان قابل تعمیم به خداناباوران نیز است؟ درباره نکته بالا این ویدئو را در وبسایت گفتوشنود از دست ندهید: https://dialog.tavaana.org/disbelieving/ #حقوق_خداناباوران #حقوق_شهروندی #حقوق_اقلیت #عدالت_اجتماعی #حسینعلی_منتظری #گفتگو_توانا @dialogue1402
صدیقه وسمقی، نویسنده و اسلامپژوه در مناظرهای در کانال «آزاد» گفت: «مطالبات مردم ایران فراتر از چهارچوب جمهوری اسلامی است، چون تبعیض در قانون اساسی، نهادینه شده است. قوانین جمهوری اسلامی بر اساس شریعت و سنت نوشته شده و اساس این حکومت بر تبعیض بنا شده است.»
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
ترورهای ایدئولوژیک با چاقو در ایران معاصر: از بابیو بهائیکشی تا قتلهای زنجیرهای🔺 فاطمه شمس «در ترورهای ایدئولوژیک، قاتلان خود را موظّف به «انجام وظیفه»میدانند. این وظیفه یا برداشتی شخصی از انجام یک فریضهی شرعی و دینی است و یا دستوری که آنها موظّف به اطاعت و اجرای آن هستند و در قبال انجام آن قرار است پاداش دنیوی و اخروی دریافت کنند. ایدئولوژیهای تروریستی، یک وجه اشتراک مهم دارند: آنها فقط «یک تفکّر پاک و درست» ــ تفکّر خودشان ــ را قبول دارند و معتقدند تفکّرات ناپاک دیگر از راه راست منحرف شدهاند و خبیث و شیطانیاند. این نوع استدلال به توجیه خشونت عریان ترور ختم میشود و آن را عملی واجب و لازم میپندارد. این یادداشت به بهانهی انتشار کتاب چاقو: جزئیات یک ترور ناکام به قلم سلمان رشدی نوشته شده و تجربهی ترور ناکام رشدی با چاقو را دستمایهای ساخته است برای بازخوانی پروندهی ترورهای ایدئولوژیک جمعی از دگراندیشان ایران معاصر که با پشتیبانی و فتوای آخوندهای شیعه و به دست اسلامگرایان با چاقو به قتل رسیدند.» @NashrAasoo 💭
راوی میگوید که هفت سالش بوده که پدرش یک صبح تعطیل ایام نوروز، کتاب تاریخش را باز کرده و از یک زن در گذشتههای تاریخی برای او روایتی نقل کرده است؛ داستان زندگی کسی که به مجرد شنیده شدن، رد خود را حتی تا سالها بعد، بر خوابهای شنونده هم گذاشته است. آیا چه چیزی زنی مدرن در تهران را در قرن بیستم این چنین تحتتاثیر قرار میدهد راجع به زنی دیگر که در قرن نوزدهم میلادی در همین قزوین و تهران زندگی میکرده است!؟ راوی، شبنم طلوعیست. پدرش، افسر آموزشدیده ارتش شاهنشاهی که مقارن انقلاب ۵۷ از خدمت منفصل شده است. فیلم یک مستند است به نام «خاک، شکوفه، آتش» که داستان طاهره قرهالعین را از دید شبنم طلوعی روایت میکند. اما شروعش، به لحاظ داستانگویی و روایتشناختی، فوقالعاده قوی و موثر است. شاید مانند همان داستانی که پدر شبنم، برای او در هفتسالگی تعریف کرده بود! راوی میگوید که در گذر زندگی خیلی زود تشخیص داده است که تاریخنگاری بیطرف وجود ندارد. اما آیا مفهومش این است که در تاریخ هرگز هیچ حقیقتی وجود نداشته است!؟ راوی میگوید که شاید حقیقت تاریخ خود تویی، که یک روز گرم تابستان، تو را در باغی خفه کردند و جسم بیجانت را به چاه انداختند. تصمیم گرفته شد که نامت، با همه اوراق هویتی برای همیشه از بین برده شود تا آیندگان چیزی از تو در خاطر نداشته باشند! شاید تو به نحو سمبولیکی، تجسم همان حقیقت مدفون شده در دروغ تاریخی که معلم درس ادبیات و شعر هم اجازه ندارد که از اشعار تو یادی کند! آدم یاد آن جمله مشهور از نیچه در کتاب فراسوی نیک و بد میافتد: «اگر حقیقت، زن باشد چه!؟» (“Wenn die Wahrheit ein Weib wäre, wie?”) برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود بروید: dialog.tavaana.org/soil-blossoms-… #شبنم_طلوعی #طاهره_قره_العین #سیاست_امحا #سیاست_نیست_سازی #رواداری @Dialogue1402
گزارش آزادی بیان در هفتهای که گذشت(۱۶ تا ۲۲ شهریور ۱۴۰۳) * بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بیهیچ حصر و استثنا حقِ همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد. https://telegra.ph/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%DB%B1%DB%B6-%D8%AA%D8%A7-%DB%B2%DB%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3-09-14 . .
شبنم طلوعی، هنرپیشه، کارگردان، نمایشنامهنویس و خواننده در این ویدئو با اشاره به سوابق هنریاش در ایران با تاسف میگوید که هیچ نامی از او در وبسایتهای ایرانی نیست. او که از ناحیه پدر، بهاییزاده است، در مدت زندگیاش در ایران همواره به شکل غیررسمی حذف میشده است. طلوعی که متولد ۱۳۵۰ است از سال ۱۳۸۳ ایران را به مقصد فرانسه و سپس ایالات متحده ترک کرده است. تا پیش از این، مجموعه داستانهایی از او به فارسی منتشر شده و رمان «بازیگر عزیز من» نوشته او به همت نشر چشمه منتشر شده است. شبنم طلوعی در مستند سینمایی «خاک، شکوفه، آتش» به زندگی طاهره قرهالعین میپردازد و آنچه در این ویدئو تماشا میکنید به دعوت انجمن دوستداران فرهنگ ایران و به مناسبت ساخت همین فیلم بیان شده است. صفحه گفتوشنود تلاش میکند با آنچه که میتوان سیاست «امحاء» یا حذف و نیستسازی نامید، مبارزه کند. در این راستا، به استقبال «دیگریها»ی محذوف رفتهایم و تریبونی برای آنها فراهم ساختهایم. شایان ذکر است که نسخه کامل این ویدئو را در نشانی زیر مییابید: https://youtu.be/H0k070TAYcg?si=fMdvdEVpXV_SfuP6 #گفتگو_توانا #رواداری #حذف #سیاست_حذف #طاهره_قره_العین #خاک_شکوفه_آتش #شبنم_طلوعی @dialogue1402
🔰آی آدمها تصور کنید مژگان ایلانلو اوین دیوارهای بتونی بلندی دارد ، آنقدر بلند که اگر بخواهی در زمان کوتاه هواخوری، آسمان را نگاه کنی کلاه از سرت می افتد. اوین درهای فولادی سنگین پر صدایی دارد ، آنقدر پر صدا که هر وقت زن نگهبان در طبقه پایین آن را قفل و زنجیر می کند صدایش در راهرو و سالن طبقات بالا می پیچید. بند زنان اوین ، چهار سالن تو در تو دارد که هر کدام از آن سالنها پر از تخت های دو طبقه ای است که حدود هفتاد زن زندانی سیاسی در آن حبس شده اند و ماه های اخیر تعدادشان آنقدر زیاد شده که حتی کف خواب هم دارند . بالا و کنار هر تخت عکس هایی از فرزندان ، نوه ها، همسر ، پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، عکسی از کوه و دشت و جنگل و دریا نصب شده است تا شاید حس شیرین حضورشان روزها و شبهای بی پایان زندان را تحمل پذیر کند . زنانی از جنس شریف ترین ، شجاع ترین و حق جو ترین انسانهای تاریخ، سالهاست پشت آن دیوارهای بتونی و درهای آهنی حبس شده اند . این یک سنت دیرینه است که زنان زندانی در درد و رنج یکدیگر ، خواهرانه شریک می شوند و همدلانه در روزهای سخت کنار یکدیگر می مانند و پناه بی پناهی های هم می شوند. شاید حتی بیشتر و نزدیک تر از خانواده. تصور کنید روزی ناگهان ،کسی وسط راهروی اتاق شماره دو و یک همانجا که سالهاست اتاق نرگس و مهوش و فریبا و فاطمه است ، همانجا که شریفه و پخشان هستند ، بایستد و با بهت و ناباوری خبر دهد که دادگاه حکم به اعدام دو تا از خواهرهایشان داده ، قیامت می شود .. جمع می شوند در همان حیات کوچک با دیوارهای بلند. دستان هم را محکم می گیرند قلبهایشان را به هم نزدیک می کنند و با تنها سلاحی که در دست دارند، صدایشان ، فریاد اعتراض سر می دهند ، گلویشان زخم می شود از حجم رنجی که می خواهند فریاد بزنند . صدایشان در پشت همان دیوارهای بلند و درهای آهنی می پیچد . تصور کنید کوه های بلند اوین ،آن قطعه کوچک آسمان آبی که انگار با دیوار قاب گرفته شده و کبوتران و گنجشک هایی که هر روز لبه آن دیوارهای بتونی به تماشا می نشینند، تنها شاهدان آن زنان فریاد زننده بیقرار هستند . تصور کنید ناگهان شب هنگام ، مردان سیاه پوش غول پیکر تا دندان مسلح ، با باتوم و سپر و زره های آهنی، همان وقت که همه درها قفل و زنجیر شده است ، به اتاق های این زنان حبس شده ، هجوم می برند ، با باتوم و سپر به در و دیوار آهنی می کوبند ، وحشت ایجاد می کنند، لگد می زنند ، نعره می کشند ، فحاشی می کنند ، یورش می برند. . تصور کنید زنان زخمی می شوند ، دچار حمله پنیک می شوند ، برنده صلح نوبل که همه سالهای جوانی و عمرش در زندان بوده دچار حمله قلبی می شود ... بدن های میانسال زنانی که فرسوده و رنجور سالهای طولانی زندان است ، می لرزد و از حال می روند ... تصور کنید کسی این طرف دیوار اوین رو به دوربین ها نهج البلاغه می خواند ... تصور کنید کسی این طرف دیوار اوین رو به دوربین ها نهج البلاغه می خواند ... چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۳ https://t.me/iranazadvaabad