tgindex
دلمشغولیها

دلمشغولیها

Статистика
@BekhodnotesКнигиперсидский

کتابها (ترجمه): هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن درآمدی به فهم فایده‌گرایی،نشرطه @BeKhod87

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
467
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
82
25 постов
Вовлечённость
17,6%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
20
1/48двое суток
22
1/72трое суток
24

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • مینوی خرد  (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفت‌وگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفت‌وگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهان‌شناسی…

  • без подписи

  • без подписи

  • این هم فراز دیگری از مینوی خرد در بیان نحوه پیدایش دوگانه/ثنویتِ نیک و بد یا خیر و شر. براين اساس، نیروهای خیر و نیکی که همان امشاسپندان یا فرشتگان مقربند، آفریده اورمزد و برآمده از روشنایی اویند؛ درحالیکه نیروهای شر و بدی فرزندان نامشروع اهریمن. عامل همه…

  • دوگانگی بنیادین و ذاتی نیک و بد این فقره از کتاب مینوی خرد بخوبی تضاد و دوگانگی ذاتی دو نیروی خیر و شر را در عالم، طبق الهیات زرتشتی نشان می‌دهد. خیر و شری که بهیچوجه نمی‌توانند از منبعی یکسان ناشی شوند. این نگاه بیک معنا نیز پاسخی به مسئله شرور بدست میدهد…

  • مینوی خرد  (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفت‌وگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفت‌وگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهان‌شناسی…

  • 29 июл.8113из kharmagaas

    عبید زاکانی در رساله «صد پند» می‌گوید: «در شرابخانه و قمارخانه و مجلس قحبگان و مطربان، خود را به جوانمردی مشهور مکنید تا برای هر چیز به شما رو نکنند» حال این ابله دقیقا شبیه به «جوانمردان قحبه‌خانه» است که برای هر چیزی روی او حساب می‌کنند. طبق اعلام رسانه‌ها سالهاست امورات زناشویی خود را برون‌سپاری کرده است. اینجا هم به زبان بی‌زبانی می‌گوید آی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، ایران را از دست آخوندها بگیرد و به من بدهید آنوقت هرمز را می‌هم. موشک را می‌دهم، هسته‌ای را می‌دهم و... چرا؟ چون جوانمرد مجلس قحبگان است:-) @kharmagaas

  • 29 июл.812из azbarresihayetarikhi

    دنبال کردن و ديدن اين بوق بی‌وطن دشمن‌ساخته اگر سابقا نشانه مهمی بر بی تفاوتی نسبت به وطن و سرنوشتش و همراهی با دشمنان اين مرز و بوم بود اينک ديگر نشانه بلاهت است و بی تردید ترحم برانگيز! اگر ايرانی هستی با خاموش کردن هميشگی اين بوق ايران‌ستيز در خانه و محل کارت نشان بده نه بی‌وطنی و نه نادان! https://t.me/azbarresihayetarikhi

  • مینوی خرد  (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوش‌ساخت‌ترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفت‌وگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفت‌وگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهان‌شناسی زرتشتی، سیاست و آیین کشورداری را در بر می‌گیرد. کتاب با دیباچه‌ای کوتاه آغاز می‌شود و سپس در ۶۲ پرسش و پاسخ ادامه پیدا می‌کند. پرسش‌کننده، مسائل گوناگون زندگی و دین را مطرح می‌کند و مینوی خرد پاسخ‌هایی روشن و حکیمانه می‌دهد. موضوع‌های اصلی کتاب عبارتند از: - اخلاق و فضایل: راستی، دادگری، میانه‌روی، قناعت، سخت‌کوشی و پرهیز از آز، خشم، حسادت و دروغ - سرنوشت روان پس از مرگ و عبور از پل چینود/چینوت - نسبت بخت (تقدیر) و کوشش انسان - روایت‌هایی از شاهان و پهلوانان اساطیری ایران؛ جمشید، فریدون، گرشاسپ و افراسیاب نویسندهٔ کتاب ناشناخته است، اما احتمالاً از موبدان یا دانشوران زرتشتی بوده است. هستهٔ اصلی آن به اواخر دورهٔ ساسانی برمی‌گردد و تدوین نهایی‌اش احتمالا به سده‌های نخستین پس از اسلام نسبت داده می‌شود. متن اصلی به پهلوی نوشته شده و نسخه‌ هایی به پازند و ترجمهٔ سنسکریت نیز از آن باقی مانده. از میان ترجمه‌های فارسی، ترجمهٔ دکتر احمد تفضلی همچنان معتبرترین و پرکاربردترین است. @BeKhodnotes

  • 27 июл.6612из maktubaaat

    وضعیت ساحل دریاچه ارومیه را مشاهده می کنید که غرق در زباله و کثافت است. این فقط دریاچه ارومیه نیست. هرجا طبیعتی هست در کنارش موجی از زباله و آشغال دیده می شود. با قاطعیت می شود گفت فرهنگ عمومی مردم در یکی دو دهه گذشته به طور چشمگیری رو به افول رفته است. این وضعیت در دهه های قبل به این وضع فاجعه بار نبود. مردمی که به طبیعت خود رحم نمی کنند حتی در برابر اشغال سرزمین توسط بیگانه هم بی تفاوت خواهند بود. @maktubaaat

  • ابن‌سینا و مِی نظرات ضد و نقیضی درباره نسبت شیخ‌الرئیس بوعلی سینا با مِی و شراب ابراز شده است. برخی کوشیده‌اند شراب و واژگان مرتبط با آن را در آثار او به معنایی غیر از نوشیدنی‌های مستی‌آور تعبیر کنند، با این تفسیر که شیخ شخصی مؤمن و نمازخوان و معتقد بوده که این اَنگها به او نمیچسبد. اما واقعیت اینجاست که ابن‌سینا در آثار گوناگون خود به شراب در معنای مِی یا همان نوشیدنی‌های سکرآور اشاره دارد و نه نوشیدنی در معنای عام آن، و هم از محاسن و معایبش هردو سخن گفته است. بعنوان مثال، شیخ رساله‌ مختصری دارد با عنوان «سیاسة البدن و فضائل الشراب و منافعه و مضاره»، که دکتر یحیی مهدوی در کتابشناسی ابن‌سینا این اثر را بعنوان یکی از آثاری‌ که به احتمال زیاد به ابن‌سینا تعلق دارد نسبت داده است. در این رساله مختصر، ابن‌سینا به سازوکار اثرگذاری مِی یا شراب در بدن انسان پرداخته و عنوان می‌کند که شراب با اثرگذاری روی روح (یا اوج طبق حکمت هندی) میتواند بدن را در حالتی خوب یا بد قرار دهد؛ به این صورت که، طبعِ روح/اوج که جایگاه آن در قلب یا دل قرار دارد بر سکون و سردی است، درحالی‌که طبع شراب بر گرمی و حرارت. مصرف مقدار کمی از مِی می‌تواند مزاجِ ساکن و سرد روح یا اوج را بسوی حرکت و گرمی متغیر سازد و بتعبیری نیروبخش و نشاط‌آور باشد. هرچند زیاده‌روی در آن نیز می‌تواند زیانبار باشد. سپس به بیان اینکه چه کسانی باید و چه کسانی نباید مِی مصرف کنند میپردازد، و اینکه اصولن چرا انسان‌ها به مصرف مِی تمایل نشان می‌دهند. همچنین راه‌هایی برای ترک و یا شروع مِی‌خواری بیان میکند. متن رساله چنین آغاز می‌شود: «شیخ‌الرئیس که خداوند روان پاکش را مقدس بدارد، فرمود: این کتابی است در تدبیر بدن و فضایل شراب، منافع آن، مضرات آن، آنچه برای زیاده‌روی‌کننده پدید می‌آید، آنچه برای عقل سودمند است و آنچه از هر بیماری ناشی از آن عارض می‌گردد.» او سپس توضیح می‌دهد که تمام شادمانی‌های دنیای مادی با پنج حس و پنج اندام به دست می‌آید و پایهٔ همهٔ اینها، روح یا «اوج» است؛ همان هفت قطره خون در میان دل که وزن هر قطره‌اش به اندازهٔ دوازده دانه جو است. ویژگی‌های این روح، سکون، سردی، نرمی و لطافت است و شراب دقیقاً ویژگی‌های متضاد دارد: گرمی، حرکت، خشکی و قبض. ابن‌سینا در ادامه می‌نویسد که شراب را می‌توان سم دانست و هم غذا؛ به شرط آنکه اعتدال رعایت شود. ​درواقع، تمام غذاها و نوشیدنی‌ها هرگاه مردم در آن زیاده‌روی کنند سم هستند؛ و تمام سم‌ها هرگاه انسان در مصرف آن‌ها اعتدال رعایت کند، غذا به شمار می‌روند. از فضایل شراب نیز چنین می‌گوید: اگر به اندازهٔ توان و همراه با غذا نوشیده شود، باعث خوشی دل، صفای رنگ رخسار، فزونی نیرو و شجاعت، روانی زبان، تقویت عقل، از بین رفتن کینه، دوری بخل، تیزی ذهن و یادآوری دوستان می‌شود. با این حال، او هشدار می‌دهد که اگر نوشیدن آن از حد بگذرد، شخص از مرز انسانیت خارج می‌شود. به این صورت که، شراب عقلِ مصلحت‌اندیش را غایب می‌کند و هرچند بدن را از اندوه و شرم‌های تکلف‌آمیز می‌رهاند، اما انسان را در معرض از دست دادن دنیا و آخرت قرار می‌دهد. از پیامدهای اعتیاد به آن نیز کاهش عقل، پنهان‌کاری، فریاد زدن، فروگذاشتن شرم و ارتکاب گناه را برمی‌شمارد. سپس به گروه‌هایی که نباید شراب بنوشند اشاره می‌کند: پادشاهِ سیاستمدار، قاضی، فقیهی که به او اقتدا می‌شود، دبیر، پزشک، خدمتکار، افراد گرم‌مزاج، گرسنه، تشنهٔ ناشتا و بیماران خاص. و در مقابل، کسانی که شراب برایشان حکم دارو دارد که باید آنرا مصرف کنند: افراد سردمزاج، فلج‌شده، بیمار تازه‌بهبودیافته، مبتلایان به سل، دچار سوءهاضمه و کسانی که در اندوه و تفکرات بد غوطه‌ورند. در پایان، ابن‌سینا راهکارهایی برای ترک شراب ارائه می‌دهد: چند روز گرسنگی، سپس نان خیسانده در شراب به تدریج، و پرهیز از گوشت در طول دورهٔ ترک. همچنین برای بازگشت به شراب، آمیختن آن با آب و مصرف تدریجی را توصیه می‌کند. @BeKhodnotes

  • 13 июл.1191из tanbooresheydayi

    ایران ای سرای امید، تنبور

  • 13 июл.12312из shekoftandaraftab

    انسان خوب در شاهنامه چگونه کسی است؟ انسانی است که به زحمت می‌شود گفت که با امروز مناسبت دارد. کما آن که حتی در آن زمانها هم کسانی که در شاهنامه به خوبی شناخته شده‌اند، جای محکمی در زندگی نیافته‌اند. تقریبا همه آن‌ها خیلی زود مرده‌اند و آن تعداد کسانی هم که زندگی کرده‌اند زندگی آنها با کشمکش و رنج همراه بوده است. به هر حال برای ما که در کار وداع کردن با گذشته هستیم، خالی از فایده نیست که ببینیم گذشتگان نسبت به انسان خوب و انسان بد چه نظری داشته‌اند، زیرا شاهنامه چکیده فرهنگ و فرزانگی ایران پیش از اسلام است و تنها در این کتاب است که ما می‌توانیم به ذخیره‌ای از تجربه‌ها و آموخته‌های پدران خود در طی سالیان دراز دست یابیم. به طور کلی انسان خوب شاهنامه دارای این صفات است: ۱- خردمندی: هیچ صفتی برای مرد و زن بالاتر از خردمندی نیست کسی که از خرد برخوردار است می‌داند که چگونه باید زندگی کند. هرگز زیان نمی‌بیند و به راه کژ نمی‌افتد، خرد، گوهر زندگی است، چون آن را یافتی رستگاری این جهان و آن جهان با تست. ۲- فرهنگ: پس از خرد فرهنگ می‌آید. در واقع این دو به هم وابسته‌اند. خردمند به فرهنگ روی می‌برد، و با فرهنگ از خرد نصیب می‌یابد. خاصیت فرهنگ آن است که به ما راه و رسم زندگی می‌آموزد و انسانیت ما را می‌شکفاند. فرهنگ اکتسابی است، هر چند برای دست یافتن به آن، آمادگی ذاتی لازم است. مرد با فرهنگ از اعتدال و آهستگی و رفتار برخوردار است. ۳- صلح‌طلبی: با آنکه شاهنامه کتاب جنگ‌ها است، با اینحال مرد خوب کسی است که صلح طلب باشد. تنها در یک مورد جنگ رواست، و آن جنگ بر ضد بدی است. جنگ‌های کین‌خواهی نیز از این جهت واجب است که برای مجازات گناهکار است. ۴- بی‌آزاری: انسان خوب به کسی آزار نمی‌رساند. مصراع معروف «میازار موری که دانه کش است»، همه حکمت شاهنامه را در خود خلاصه کرده است. فریدون به پسرش ایرج می‌گوید: نباید ز گیتی تو را یار جست بی‌آزاری و راستی یار تست بی‌آزاری جنبهٔ خودداری دارد، جنبه مثبت آن خدمتگزاری است، و همه مردان خوب شاهنامه سعی داشته‌اند که خدمتگزار مردم باشند. ۵- نام نیک: این درست نیست که انسان به هر قیمتی شد زندگی کند، باید با نیکنامی و سربلندی عمر بسر برد. در نظر پهلوانان خوب شاهنامه، مرگ بهتر از بد نامی است، چنانکه در این بیت آمده است: بنام ار بریزی مرا گفت خون به از زندگانی به ننگ اندرون نوشته‌های بی‌سرنوشت - اسلامی‌ ندوشن @shekoftandaraftab

  • تشیع، هویت و مقاومت ایرانی به شخصه، تشیع بیش از جنبه‌های الهیاتی و کلامی‌اش، از نظر عنصر هویت‌بخشی به هویت ایرانی برایم حائز اهمیت است. به نظر می‌رسد که ایرانیان از تشیع به‌عنوان یکی از ابزارهای مقاومت و ایستادگی در برابر سلطه سیاسی اعراب و ایدئولوژی برتری‌جویانه سیادت عرب بر عجم استفاده کردند و در بستر تاریخی ایران، قرائتی از اسلام شکل گرفت که رنگ‌وبوی ایرانی پررنگی به خود گرفت. اگر نگوییم تشیع نسخه‌ای ایرانی از اسلام است، دست‌کم می‌توان گفت ایرانیان در صورت‌بندی تاریخی، فرهنگی و آیینی آن نقشی بنیادین ایفا کردند و برخی مؤلفه‌های باوری و فرهنگی ایرانِ پیش از اسلام نیز در این فرایند بازتفسیر و جذب شدند. درباره مولفه‌های احتمالی ایرانی تشیع میتوان به نمونه‌های گوناگونی اشاره کرد: از میان آنها می‌توان به احتمال ورود آموزه‌های زرتشتی درباره روز رستاخیز و زندگی پس از مرگ که بروشنی در کتاب ارداویراف‌نامه بیان شده است؛ یا تقدس عدد دوازده و امامان دوازده‌گانه که چه بسا بازتابی از دوازده سپهبد نیک در آیین زرتشتی باشند؛ یا امر امامت که همچون مفهوم فرّه ایزدی امری اکتسابی نیست؛ یا شباهت‌های بسیار ماجرای کربلا با داستان سیاوش–از حیث مظلومیت، شهادت و سنت سوگواری—و حتی عدد هفتاد و دو تن که چه بسا بازتابی از هفتاد و دو بخش یسناهای کتاب اوستاست–عددی که دوباره در تعداد رشته‌های تشکیل دهنده کمربند مقدس زرتشتیان، یعنی کُستی، تکرار می‌شود؛ و یا مفهوم منجی که بنظر بازتابی از مفهوم سوشیانت در سنت زرتشتی است. میتوان گفت ایرانیان که بتازگی اسلام آورده بودند بجای آنکه اسلام را آنگونه بپذیرند که اعراب بدانها تحمیل کرده بودند، به مرور از قرائت رسمی اسلامِ خلافت فاصله گرفتند و در بستر فرهنگی و سیاسی ایران، قرائتی متمایز از اسلام را در «مقاومت» نسبت به اسلام سنی گسترش دادند. از اینرو، اتفاقی نیست که شماری از نخستین حکومتهای ایرانی در دوره اسلامی که تلاش کردند حکومتی مستقل از دستگاه خلافت عباسی را در بغداد تشکیل دهند، حکومت‌های شیعه یا شیعه‌گرا بودند: علویان طبرستان (زیدیان مازندران) که نخستین حکومت شیعی مستقل ایرانی در قرن سوم بودند و در برابر خلافت عباسی مقاومت کردند؛ گزارشهایی از گرایش‌های شیعی در سلسله زیاران وجود دارد که مرداویج زیاری بعنوان بنیانگذار این سلسله، که آرمان بازپس‌گیری تیسفون و احیای پادشاهی ساسانی را در سر می‌پروراند،‌ هدفش تسخیر بغداد بود، هرچند نهایتن به هدف خود نرسید و در یک توطئه به قتل رسید؛ آل بویه که نهایتن عضدالدوله دیلمی توانست بغداد را تسخیر کرده و خلیفه را عزل کند و خلیفه دست نشانده قرار دهد، شیعه بودند؛ آل کاکویه در اصفهان و همدان با گرایش شیعی؛ در روایاتی نیز صفاریان و شخص یعقوب لیث صفاری نیز که همواره سر نزاع با خلافت بغداد را داشت شیعه دانسته می‌شوند؛ سپستر نیز این سربدارانِ شیعه بودند که در مقابل ظلم و جور مغولان مقاومت کردند و حکومتی شیعی را در منطقه خراسان بنیان نهادند؛ تا سپستر زمانی که صفویان که خود را در مواردی احیاکننده پادشاهی ساسانیان میدانستند در مقاومت نسبت به اسلام سنی عثمانی، تشیع را بعنوان عامل وحدت‌بخش بعنوان دین رسمی برسمیت شناختند. در واقع، یکی از عوامل مهمی که موجب شد ایران برخلاف بسیاری از سرزمین‌های فتح‌شده، همچون مصر،‌ هویت زبانی و فرهنگی متمایز خود را حفظ کند، همین ظرفیت‌های مقاومت سیاسی و فرهنگی بود که تشیع در دوره‌هایی یکی از حاملان اصلی آن شد. البته این تنها عامل نبود و عواملی چون تداوم زبان فارسی، میراث دیوانسالاری ایران و احیای فرهنگی در دوره‌هایی مانند سامانیان نیز نقش بسیار مهمی ایفا کردند. براین اساس، جمهوری اسلامی را نیز بعنوان حکومتی شیعه باید میراث‌بر همین حکومتهای ایرانی دانست که در طول تاریخ عنصر مقاومت را برای حفظ هویت ایرانی در مقابل متجاوزین برگزیدند. مقاومتی که اگر نمی‌بود، احتمالن چیزی بنام ایرانِ یکپارچه پس از سه جنگ تحمیلی همه‌جانبه دیگر وجود نمی‌داشت. @BeKhodnotes

  • قطعه‌ای از آلبوم شمس جان دکلمه: عبدالجبار کاکایی آواز: داود آزاد موسیقی: عماد توحیدی شعر: مثنوی معنوی @BeKhodnotes

  • از آن به که کشور به دشمن دهیم! میخواهید بدانید چطور اسکندر امپراتوری هخامنشی، اعراب امپراتوری ساسانی، و افغانها امپراتوری صفوی را در هم شکستند؟ به وضعیت فعلی و واکنش‌ها، چه در داخل و یا خارج، نسبت به حمله احتمالی اسرائیل به کشورمان نگاه کنید: یعنی افرادی…

  • 25 июн.1411из cgie_org_ir

    زنجیرۀ محبّتِ حسین(ع) ▪️دبا: در آستانۀ عاشورای حسینی (ع)، در پی، فرازی از مدخل «زَنْجیرْزَنی»، یکی از شیوه‌های عزاداری گروهی شیعیان و بیش‌تر رایج در ماه محرم، در دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران نوشتۀ عمادالدین باقی را می‌خوانیم. ▪️«چون زنجیرزنی پیشینه‌ای مثل سینه‌زنی و حتی تعزیه ندارد، می‌تواند از ابداعات سده‌های اخیر باشد. در منابع و اسناد موجود، هیچ خبری دال بر اینکه تا پیش از صفویه، زنجیرزنی به‌عنوان یک سبک عزاداری رواج داشته است، مشاهده نمی‌شود و نخستین خبرها دربارۀ زنجیرزنی به پس از تشکیل دولت صفویه بازمی‌گردد. پیترو دلا واله که در سالهای ۱۰۲۶-۱۰۳۲ ق / ۱۶۱۷-۱۶۲۳ م در اصفهان بوده، ضمن گزارشهای خود از سوگواری محرم، از زنجیرزنها سخنی نگفته است. هنوز روشن نیست که این سبک عزاداری نخستین‌بار از میان کدام مردم و چگونه ابداع شد و شیوع پیدا کرد. اوژن فلاندن که در سالهای ۱۲۵۶-۱۲۵۷ ق / ۱۸۴۰-۱۸۴۱ م در ایران بوده، گزارشی از زنجیرزنی مردم تهران ارائه داده است که نشان می‌دهد در میان مردم آن روزگار زنجیرزنی مرسوم بوده است. ▪️به گزارش سرنا، زنجیرزنی در ۱۲۹۴ ق / ۱۸۷۷ م هم وجود داشته است و ساکنان محلۀ بربرهای تهران، در هنگام زنجیرزنی قسمت بالای بدن و سر و پایشان را برهنه می‌کردند. آنها زنجیرها و اشیاء نوک‌تیز دیگری همراه داشتند و آن‌قدر خود را می‌زدند تا خون جاری می‌شد؛ در این حالت، از شدت هیجان ازخودبی‌خود می‌شدند. از برخی گزارشها نیز استنباط می‌شود که زنجیرزنی کار درویشها بوده و یا دست‌کم در گروه آنان زودتر مقبول و معمول گردیده است. درویشان همواره در سوگواریها، همراه تودۀ مردم حضور فعال داشتند. ▪️رواج سنت زنجیرزنی در میان بربرهای تهران را در گزارشهای سیاحان دیگر نیز می‌توان پی گرفت. پولاک در شرح وقایع ۱۲۶۷-۱۲۷۷ ق / ۱۸۵۱-۱۸۶۰ م، شاهد یکی از مجالس عزاداری بربرهای تهران بوده و در سفرنامه‌اش نوشته است. ▪️در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار نیز زنجیرزنی وجود داشت. معیرالممالک، داماد ناصرالدین شاه، می‌نویسد: ظاهراً دسته‌های زنجیرزن در روزهای تاسوعا و عاشورا راه می‌افتادند. از روز هفتم محرم، دسته‌های سینه‌زن، زنجیرزن، قمه‌زن و جز اینها در شهر تهران به راه می‌افتادند و شبها با مشعل و شیپور و موزیک، ولوله‌ای برپا می‌کردند. ▪️با توجه به مدارک تاریخی، اگرچه زنجیرزنی از دورۀ صفویه رواج یافته، اما اوج‌گیری آن از زمان قاجاریه به بعد بوده است.» ▪️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٢٧ تا ٣١ از جلد پنجم دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران و هم‌چنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید: https://www.cgie.org.ir/fa/article/257521/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%86%DB%8C @cgie_org_ir

  • هرچند بنابر تقویم مَهی (قمری)، فردا به عنوان روز دهم محرم و عاشورای حسینی شناخته می‌شود، اما چرخشی بودن ماه‌ها در این تقویم باعث می‌شود که شرایط آب‌وهوایی و فصلیِ روزِ حقیقی رویدادها پنهان بماند. در مقابل، در تقویم خورشیدی (شمسی) که بر مبنای چرخش زمین به دور خورشید تنظیم شده، این جابه‌جایی وجود ندارد و فصول همیشه ثابتند. ​استاد احمد بیرشک در کتاب ارزشمند خود «گاه‌شماری ایرانی»، بسیاری از وقایع مهم تاریخی را بنابر تقویم خورشیدی محاسبه کرده‌اند. بر این اساس و طبق محاسبات دقیق ایشان، روز واقعی که امام حسین در آن به شهادت رسیدند، به احتمال بسیار زیاد ۲۱ مهرماه بوده است؛ روزی در اوایل پاییز. ​@BeKhodnotes