tgindex
اسلام بهترین دین

اسلام بهترین دین

Статистика
@BestReligionIslamперсидский

این کانال برای شریک ساختن معلومات اسلامی می باشد.

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
111
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
38
29 постов
Вовлечённость
34,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 29
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
19
1/48двое суток
21
1/72трое суток
23

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بسیاری از مردم از پیروی شریعت الله و گام نهادن در راه هدایت او هراس دارند. از دشمنیِ دشمنان خدا و نیرنگ‌های آنان می‌ترسند، از هم‌دست شدن مخالفان بر ضد خود بیم دارند، و از فشارهای اقتصادی و غیر‌اقتصادی واهمه می‌کنند. اما همهٔ این‌ها چیزی جز پندارها و ترس‌های بی‌اساس نیست؛ همانند پندار قریش، آن‌گاه که به رسول خدا ﷺ گفتند: «اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمین خود ربوده خواهیم شد.» ولی هنگامی که هدایت الله را پذیرفتند و از آن پیروی کردند، در کمتر از یک‌چهارم قرن، بر شرق و غرب زمین چیره شدند. از کتاب: فی ظلال القرآن نویسنده: سید قطب رحمه‌الله

  • پیش از هر چیز، انسانیم... باید به خاطر داشته باشیم که انسان، هر اندازه مؤمن یا کافر، ثروتمند یا فقیر، قدرتمند یا ناتوان باشد، هرگز از دایره‌ی انسان بودن خارج نمی‌شود. حتی پیامبرانِ الهی علیهم‌السلام، که برترین انسان‌ها بودند نیز احساسات و عواطف انسانی داشتند. حضرت نوح علیه‌السلام هنگام غرق شدن فرزندش اندوهگین شد؛ زیرا پیش از آنکه پیامبر باشد، یک پدر بود. حضرت موسی علیه‌السلام وقتی طناب‌های ساحران را دید، ترس را احساس کرد؛ زیرا پیش از آنکه پیامبر باشد، یک انسان بود. و هنگامی که قومش را در حال پرستش گوساله دید، از شدت خشم، الواح تورات را بر زمین نهاد و گریبان برادرش هارون را گرفت؛ زیرا او نیز انسانی از جنس گوشت و خون بود. و پیامبر اکرم ﷺ در فراق فرزندش ابراهیم، عمویش حمزه و همسرش خدیجه رضی الله عنها اشک ریخت؛ زیرا پیامبر بودن، انسان بودن را از او نگرفته بود. پس با مردم بر پایه‌ی همین حقیقت رفتار کنید؛ اینکه آنان پیش از هر چیز، انسان‌اند. زن هرچقدر هم ثروتمند باشد، ممکن است با هدیه گرفتن یک شاخه گل از همسرش خوشحال شود؛ نه به این دلیل که توان خریدنش را ندارد، بلکه چون محبت را نمی‌توان با پول خرید. و هرقدر هم به مقام و قدرت برسد، باز هم به محبت، حمایت، آغوشی امن و سخنی مهربان نیاز دارد؛ زیرا پیش از هر جایگاه و عنوانی، یک انسان است. مرد هم اگر بر قومی حکومت کند، این جایگاه هرگز جای خالی فرزند یا خانواده را برایش پر نمی‌کند؛ زیرا این نیاز، برخاسته از فطرت انسانی اوست. از مردم انتظار نداشته باشید فرشته باشند. ما خشمگین می‌شویم، می‌ترسیم، شکست می‌خوریم، اندوهگین می‌شویم، اشک می‌ریزیم، امیدمان کم‌رنگ می‌شود؛ همان‌گونه که دوست می‌داریم، می‌بخشیم، شاد می‌شویم و لبخند می‌زنیم. با انسان بودنِ خود زندگی کنید، و فراموش نکنید کسانی که هر روز با آنان روبه‌رو می‌شوید نیز انسان‌اند، نه فرشته. •ادهم الشرقاوی ••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ

  • در پایان، از انسان چیزی جز اثر او باقی نمی‌ماند. برخی می‌روند و از خود باقیاتِ صالحات به یادگار می‌گذارند؛ نوری که دل‌ها را روشن و راه‌ها را هموار می‌کند. و برخی می‌روند، اما زخمی بر دل‌ها و اثری از فتنه و اندوه بر جای می‌نهند که دیرزمانی فراموش نمی‌شود. پس خوشا به حال آن‌که پس از رفتنش، رحمتش در میان مردم باقی بماند. ••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ

  • برای خود، «عملِ پنهانی» نزد خدا داشته باش! روزی سپاه مسلمانان برای نبرد با رومیان به میدان رفت. هنگامی که دو سپاه رو‌به‌روی هم قرار گرفتند، یکی از سواران روم برای مبارزه‌ی تن‌به‌تن پیش آمد. مردی نقاب‌دار از سپاه مسلمانان به میدان رفت، با او جنگید و او را از پای درآورد. اندکی بعد، سوار دیگری از سپاه روم مبارز طلبید. همان مرد نقاب‌دار به میدان رفت و او را نیز به هلاکت رساند. بار سوم نیز همین اتفاق تکرار شد؛ سوار دیگری آمد و همان مرد ناشناس او را نیز شکست داد. مسلمانان شگفت‌زده شدند و گرد او جمع آمدند تا بدانند این رزمنده‌ی شجاع کیست. اما او نقابش را محکم گرفته بود تا کسی او را نشناسد. در این میان، مردی به نام ابوعَمر پیش آمد و نقاب را از چهره‌اش کنار زد... ناگهان همه دیدند که او عبدالله بن مبارک رحمه‌الله است. عبدالله با ناراحتی به او گفت: «گمان نمی‌کردم تو از کسانی باشی که ما را رسوا کنند، ای ابوعمر!» او می‌خواست جهادش، رازی میان خود و پروردگارش بماند؛ عملی که هیچ‌کس از آن آگاه نشود. حتی آشکار شدن چهره‌اش را نوعی رسوایی می‌دانست؛ زیرا بیم داشت مردم او را بشناسند، از شجاعتش سخن بگویند و او را بستایند، در حالی که تنها رضایت خدا را می‌خواست. این، اوج اخلاص است؛ اینکه انسان حتی در جایگاهی که معمولاً نام و افتخار به دست می‌آید، تلاش کند عملش تنها برای خدا باقی بماند. •ادهم الشرقاوی #عمل_پنهانی ••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ

  • بوسه‌ای از جنس نبوت در روزگاری که برخی، خشونت را نشانه‌ی مردانگی می‌پنداشتند و گمان می‌کردند سنگدلی، وقار و هیبت می‌آورد، پیامبر خدا ﷺ معیار دیگری را به انسان‌ها آموخت؛ معیار رحمت. او به ما فهماند، کسی که دلش برای کودکان نرم نمی‌شود، در حقیقت از گوهر رحمت بی‌بهره است؛ و قلبی که از رحمت خالی شود، زیباترین ویژگی انسانی خود را از دست داده است. روزی گروهی از اعراب نزد پیامبر ﷺ آمدند، در حالی که نوه‌اش، حسن بن علی رضی‌الله‌عنهما، در کنار او بود. پیامبر ﷺ او را بوسید. اعراب با تعجب پرسیدند: «شما فرزندانتان را می‌بوسید؟» فرمود: «آری.» گفتند: «به خدا سوگند، ما هرگز فرزندانمان را نمی‌بوسیم.» پیامبر ﷺ فرمود: «اگر خداوند رحمت را از دل‌های شما گرفته باشد، من چه می‌توانم بکنم؟» چه بسیار پدرانی که چنان گرفتار خشونت‌اند که گویی دل‌هایشان از سنگ است، و گمان می‌کنند، ابراز مهر و عاطفه با مردانگی سازگار نیست. در حالی که پیامبر ﷺ مردانه‌ترین انسان بود، و همین مردانگی، هرگز او را از ابراز محبت و مهربانی بازنداشت. فرزندان شما، بیش از هر چیز، احساسی را که در کنار شما تجربه کرده‌اند به خاطر خواهند سپرد. نه مبلمان گران‌قیمتی را که خانه را با آن آراستید، نه خودروی لوکسی را که سوارش شدند، نه غذاهای رنگارنگی را که برایشان فراهم کردید، و نه تخت‌های راحتی را که بر آن خوابیدند. آنچه برای همیشه در خاطرشان می‌ماند، چیز دیگری است: شانه‌ای که هنگام شکستن زیر بار سختی‌ها به آن تکیه کردند، آغوشی که پسر، پس از مردود شدن در امتحان، در آن آرام گرفت، و آغوشی که دختر، پس از شکست یک خواستگاری یا نامزدی، در آن پناه یافت. • سخنان گرم و دلگرم‌کننده‌ات، • لحظه‌های سرشار از مهربانی، • قصه‌های پیش از خواب، • شام دیرهنگامی که برای خوشحالی آنان، قانون‌های خانه به خاطرش کنار گذاشته شد، • تعریفی که در حضور دیگران از آنان کردی، یا زخمی که با تمسخر بر دلشان گذاشتی، • هدیه‌های موفقیت، • غافلگیری‌های روزهای شادی، • سفرهای خانوادگی، • و لبخندهایی که بر چهره‌شان نشاندی. تنها همین‌هاست که در حافظه فرزندان باقی می‌ماند. اگر این‌ها را از دست بدهی، هیچ‌یک از کارهایی که بعدها انجام دهی، جای خالی‌شان را پر نخواهد کرد. «اگر خداوند رحمت را از دل‌های شما گرفته باشد، من چه می‌توانم بکنم؟» پیامبر ﷺ با همین یک جمله، حقیقت را روشن ساخت. رحمت، یک فضیلت اخلاقیِ حاشیه‌ای یا عادتی اجتماعی نیست؛ بلکه نشانه زنده بودن قلب است. کسی که نمی‌تواند کودکی را با مهر ببوسد، چگونه می‌تواند امانت انسانیت را بر دوش بکشد؟ دل‌هایی که رحمت از آن‌ها گرفته شده باشد، با ادعای ایمان یا پرگویی، دوباره زنده نمی‌شوند. پیامبر ﷺ آمد تا انسان را به انسانیتش بازگرداند و به ما بیاموزد: دینی که دل را نرم نکند، دینِ محمد ﷺ نیست. ایمانی که مهرش به ضعیفان نرسد، ایمانِ کامل نیست. و کسی که برای خانواده خود خیر و مهربانی نداشته باشد، برای دیگران نیز خیری نخواهد داشت. • ادهم شرقاوی ••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ

  • без подписи

  • 29 июн.202из Hedayat1442

    هر کسی به نوعی به دینِ الله متعال خدمت می‌کند؛ یکی درس می‌دهد، یکی ثبت می‌کند، یکی دیزاین میکند و دیگری نشر می‌کند. خلاصه هر کس به اندازه توان خود به دینِ الله متعال و اسلام عزیز خدمت می‌کند. شما نیز به اندازه توان خود کانال های درسی ما را، با دوستان و عزیزان خودی شریک کنید، در نشر دینِ الله متعال سهیم شوید و در اجر کسانی که درس می‌خوانند شریک باشید. لینک کانال‌های درسی ما: https://t.me/addlist/pJHefUllQYk3Y2M1

  • 29 июн.21из Tammkin1

    خطر حاکمان و علمای گمراه پیامبر ﷺ به وجوب شناخت پیشوایان گمراه کننده ارشاد فرموده است،همانطور که رسول الله ﷺ امر دجال را کاملاً روشن نموده است. با اینکه دجال بزرگترین فتنه ای است که در دنیا به وقوع می پیوندد،این حدیث بیان می کند که پیشوایان گمراه کننده بدتر و فتنه شان شدیدتر وافسادشان بزرگتر است و پیشوا، کسی است که از او پیروی می شود. بنابراین پیشوایان گمراه کننده یعنی؛حاکمان گمراه کننده و علمای گمراه کننده، و رسول الله ﷺ صلاح و فساد مردم را به صلاح و فساد این دو گروه مرتبط دانسته است و، همانطور که ابن المبارک رحمه الله تعالی گفته است: و هل أفسد الدین إلا الملوک و أحبار سوء و رهبانها و آیا دین را کسی غیر از پادشاهان و علمای سوء به فساد کشانده است؟ فساد حاکمان: امام بخاری در صحیحش روایت می کند که زنی ،از ابوبکر صدیق پرسید که:بقای ما بر این امر صالح-اسلام-که الله آن را برای ما بعد از جاهلیت آورد،تا چه زمان است؟ گفت:بقای شما برآن تا آن زمان است که پیشوایان شما بر آن استقامت کنند. صلاح حاکمان: برپاداشتن اسلام و تطبیق شریعت و نشر عدالت در حکم وقضاوت. و فسادشان یعنی؛ترک دین الله تعالی وعدم بر پای آن درمیان مردم قاضی عیاض می گوید:اگر حاکم دچار کفر و تغییر شریعت یا بدعت شد، از حکم ولایت خارج شده و اطاعتش ساقط است #بين_منهجين

  • 18 июн.19из BaranHekmat

    انسان با وعده‌هایی که در قرآن آمده، چنان بی‌نیاز می‌شود که دیگر برای درخواست چیزی از مخلوقات، خود را خوار و خفیف نمی‌کند. ابن هبیره رحمه الله (الإفصاح) 🌧 باران حکمت اینستاگرام | تلگرام | فیس‌بوک

  • روز مادر مبارک

  • 12 июн.221из BabakHamzeh1924

    پیش از آغاز جام جهانی... به قلبت یادآوری کن که این دنیا و همهٔ سرگرمی‌هایش، گذراست. این فقط یک بازی است؛ لحظاتی شادی می‌آورد و لحظاتی اندوه، اما هرگز نباید چیزی که برای سرگرمی است، ما را از چیزی که برای آن آفریده شده‌ایم غافل کند. مبادا یک مسابقه باعث شود نمازت را از دست بدهی، صفِ جماعت و مسجد را ترک کنی، یا دلت را چنان مشغول کند که یاد خدا در آن کم‌رنگ شود. اسلام با شادی و تفریحِ مباح مخالف نیست؛ اما به ما یاد می‌دهد که دلِ مؤمن، قبل از هر چیز به پروردگارش وابسته باشد. هیجانِ مسابقه تمام می‌شود، نتیجه‌ها فراموش می‌شوند، بازیکنان تغییر می‌کنند، اما آنچه نزد الله باقی می‌ماند، ایمان، عمل صالح و لحظاتی است که برای او زندگی کرده‌ای. از رقابت سالم لذت ببر، اما مواظب باش سرگرمی، تو را از عبادت باز ندارد؛ زیرا خداوند فرمود: ﴿وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ #جام_جهانی #فوتبال ••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Babakhamzeh1924

  • بیماریِ خاموشی هست به نامِ: «عادت کردن به نعمت‌ها» نشانه‌هایش این است که: • به نعمت‌های خدا خو بگیری، طوری که دیگر آن‌ها را نعمت ندانی. • هر روز به خانه‌ات بیایی و خانواده‌ات را در سلامتی ببینی، اما یادت برود شُکر خدا را بجا بیاری. • بتوانی هر چه را که می‌خواهی بخری، بی‌آنکه به یاد بخشنده‌ی نعمت بیافتی. • صبح بیدار شوی، در امنیت و آرامش، اما سپاس خدا را بر زبان نیاوری. سپاس‌گزاری را همراهِ همیشگی‌ات کن، که نعمت‌ها با شُکر خدا پایدار می‌مانند و با بی‌توجهی از بین می‌روند. #الحمدلله @Raaasekh | راسخ

  • ✍️ قربانی یا قصّابی؟! ابراهیم علیه‌السلام یک عمر بت شکست. و سپس نوبت قربانی‌کردن چیزی دیگر رسید. نوبت «اسماعیل» خودش. اسماعیلِ ابراهیم، پسرش بود. نه یک پسر معمولی، بلکه پس از صد سال انتظار، تنهایی، مبارزه با ظلم نمرود و جهل قوم، خدا به او این پسر را داده…

  • «لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّى أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَمَالِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ» «هیچ بنده‌ای ایمان نمی‌آورد تا اینکه من نزد او از خانواده، مال و همهٔ مردم محبوب‌تر باشم.» [صحیح مسلم | ۴۴] صفحه فیسبوک: نـردبانـ سـعادتــ / احیا

  • ✍️ قربانی یا قصّابی؟! ابراهیم علیه‌السلام یک عمر بت شکست. و سپس نوبت قربانی‌کردن چیزی دیگر رسید. نوبت «اسماعیل» خودش. اسماعیلِ ابراهیم، پسرش بود. نه یک پسر معمولی، بلکه پس از صد سال انتظار، تنهایی، مبارزه با ظلم نمرود و جهل قوم، خدا به او این پسر را داده بود. آیا می توانی شیرینی این پسر را نزد آن پدر تصوّر کنی؟ اگر تو پس از یک قرن انتظار صاحب فرزندی دلبند شوی، چقدر آن فرزند را دوست خواهی داشت؟ و دقیقا در لحظه ی ثمر، لحظه ای ‌که پسر دستیار پدر می شود، فرمان صادر شد: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡيَ قَالَ يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ الصافات/۱۰۲ و چون [اسماعیل] به [سن نوجوانى و] حد تلاش [و همکارى] با او [= ابراهیم] رسید، به وی گفت: پسرم، در خواب [به من وحی می‌شود و] مى‌بینم که تو را ذبح مى‌کنم. نظرت در این باره چیست؟» [اسماعیل] گفت: «پدرجان، آنچه را به تو امر شده است انجام بده. ان شاء الله مرا [در برابر اجرای این فرمان،] شکیبا خواهی یافت». آری این، فرمانِ الله بود که می گفت: «با دست خودت، کارد به حلقوم اسماعیل بگذار و او را بکش!» وحشت پدر در لحظه ی نخست صدور این فرمان را تصور کن! ابراهیم علیه‌السلام باید از این آزمایش نیز سربلند بیرون می‌آمد، این آزمایش، آزمایشی سخت بود؛ سخت تر از ایستادن در برابر یک شهر مُشرک و نابود کردن بت خانه آنان به تنهایی! سخت تر از ایستادن در برابر پدری که نه تنها بت پرست، بلکه بت تراش هم بود و کارگاه تولید بت داشت! سخت تر از ایستادن در برابر پادشاهی ظالم چون نمرود! سخت تر از آن بود که تمام مردم یک شهر هیزم جمع کنند و کوهی از هیزم تشکیل دهند و ابراهیم را پرتاب در آن آتش کنند! این آزمایش، آزمایشِ درون بود جهادِ درون، جهاد علیه نفس، جهادِ اکبر! اما این داستان فقط مال ابراهیم نیست. این داستان خودِ توست. تو هم یک «اسماعیل» داری. چیزی که جانت به آن بسته است. چیزی که اگر بخواهی در راه حقیقت، عدالت، یا آنچه به آن ایمان داری قدم برداری، جلویت را می‌گیرد. اسماعیل تو می‌تواند پولت، شغلت، مقامت، آبرویت، خانواده‌ات، معشوقه ات، وابستگی‌های عاطفی‌ات، ترس از دست دادن جایگاه اجتماعی‌ات، حتی خودت، مَنیّت و خودخواهی‌ات...باشد. «هر آنچه که بیشتر از اجرای حُکمِ الله و رسول الله، دوستش میداری» هر چیزی که می‌گوید: «نرو، بمان، نگه دار، به خطر نینداز، ساکت باش، توجیه کن» – همان اسماعیل توست. هرچیزی که مانع نماز، روزه و ذکات ات می شود، هرچیزی که مانع اجرای حکم الهی می شود، حتی یک حکم. اسماعیل تو می تواند حق خواهر، برادر، دختر، مادر، همسایه یا حق هر بنده ای باشد که آن را غصب کرده ای، برای خود برداشته ای و برای نگهداشتن آن نزد خودت بهانه های پوچ و بی اساس تراشیده ای. حتی همان دَین و قرضی که در موقع نیاز از دیگران گرفته ای و آن را خرج کرده ای و اکنون برای عدم بازپرداخت آن حتی شماره قبلی ات را عوض کرده ای، می تواند اسماعیل تو باشد. «هر آنچه که بیشتر از اجرای حُکمِ الله و رسول الله، دوستش میداری» _در روستای ما کسی به دختر حق نمیدهد!_رواج ما این است که داماد باید بجای دادن مَهر خود دختر، به پدر دختر پول بدهد تا بتواند با او ازدواج کند! _در قریه ما اگر دختری پس از ازدواج، همسرش فوت کند آن دختر باید با یکی از برادران شوهر فوت شده ازدواج کند چون او ناموس خانواده ی داماد محسوب می شود و اگر با برادر شوهر (اِیور) خود ازدواج نکند فرزندانی که از شوهر فوت شده بجا مانده حق خانواده ی داماد محسوب گردیده و آن‌ها او را به زور یا رضا برای خود بر میدارند و حتی ارتباط فرزندان با مادرش را نیز قطع می‌کنند! این چند مورد از رسم و رواج‌هایی ‌که به عنوان نمونه بیان شد و باقی رسم و رواج های غیر شرعی که کم و بیش همه از آن‌ها اطلاع دارند، تماما بر خلاف احکام الهی در قرآن و سنت سنیه ی پیامبر اسلام ﷺ می باشند و هیچ جایی در دین اسلام ندارند! اگر تو نیز رسم و رواج های باطلِ رایج میان مردم شهر یا روستای خود را بر احکام صریح الهی در شریعت اسلام ترجیح داده ای و عملاً پیروی از رسم و رواج را بیشتر از پیروی از قرآن و پیامبرت دوست داری، همین «رسم و رواج باطل و ضد دین»، اسماعیل توست! «هر آنچه که بیشتر از اجرای حُکمِ الله و رسول الله، دوستش میداری» "ذبح گوسفند به جای اسماعیل، قربانی است. اما ذبح گوسفند فقط به عنوان یک گوسفند، قصّابی است" یعنی اگر نماد را به جای اصل بگیری، اگر فقط تشریفات را انجام بدهی، اما هیچ چیز از اسماعیل درونت را قربانی نکرده باشی، هیچ فرقی با یک قصاب نداری. اکنون معنای سخن پیامبر ﷺ را بهتر خواهی فهمید:

  • #آیا_قبر_ابوجهل وجود دارد که حاجیان افغان او را سنگباران کردند؟! کاش بجای دستار بندی های گسترده؛ حد اقل یکبار احادیث بخاری و مسلم را به گوش افغان‎ها برسانیم؛ آن وقت رسوا نخواهیم شد. امام بخاری (3976) آورده است: ابوطلحه - رضي الله عنه - مي گويد: نبي اكرم - صلى الله عليه وسلم - روز بدر، دستور داد تا (جسد) بيست و چهار نفر را از سران قريش را در يكي از چاه هاي كثيف و متعفن بدر بيندازند (که یکی از آنها، ابوجهل بود). و عادت رسول الله - صلى الله عليه وسلم - اين بود كه هر گاه بر قومي پيروز مي شد، سه شب در ميدان جنگ مي ماند. بدين جهت، روز سوم جنگ بدر، دستور داد تا شترش را جهاز كنند. سپس براه افتاد وصحابه نيز بدنبالش براه افتادند. آنها مي گويند: ما فكر مي كرديم كه براي انجام كاري مي رود. ولي آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - به مسيرش ادامه داد تا اينكه كنار آن چاه ايستاد و هر يك از كشته شدگان را با نام و نام پدرش صدا مي زد و مي فرمود: «اي فلان بن فلان! و اي فلان بن فلان! آيا بهتر نبود كه از الله و رسولش، اطاعت مي كرديد؟ همانا ما به آنچه كه پروردگارمان وعده داده بود، رسيديم. آيا شما هم به آنچه پرودگارتان وعده داده بود، رسيديد»؟. شاکر الذهبي

  • без подписи

  • 24 апр.34из Tammkin1

    🔻هر چه درباره جنایت‌های نظام نصیری ـ یعنی نظام اسد ـ در سوریه گفته شود، حقیقت آن بسیار هولناک‌تر از این حرف‌هاست. آنچه امجد یوسف از کشتار و جنایت علیه بازداشت‌شدگان انجام داد، تنها قطره‌ای از دریای جنایت‌هاست. فقط چون خودش جنایتش را با ویدیو ثبت کرده بود، مردم او را شناختند؛ وگرنه آنچه از شکنجه و جنایت در زندان زندان صیدنایا و شاخه‌های امنیتی پنهان مانده، بسیار بزرگ‌تر و وحشتناک‌تر است و به خدا سوگند، هیچ چیز درباره مجازات آنان دل را آرام نمی‌کند مگر سخن خداوند: «در آن روز هیچ‌کس مانند عذاب او عذاب نمی‌کند.» یعنی هر مجازاتی در دنیا باشد، حتی یک دهم آنچه مرتکب شده‌اند را جبران نمی‌کند. وای بر کسانی که با آنان همدردی کردند، یاری‌شان دادند، یا ظلم و طغیانشان را کوچک جلوه دادند. پس سپاس خدایی را که امجد یوسف را در حالی دیدیم که بسته و خوار شده است؛ و امید آنکه به زودی دیگر جنایتکاران نظام اسد نیز به همان سرنوشت گرفتار شوند. و از خداوند عزیز و حکیم می‌خواهیم که در مورد دیگر ستمگران و جنایتکاران در سرزمین‌های مختلف، کسانی که بر امت محمد ﷺ ظلم کردند، فساد نمودند، صالحان و مصلحان را زندانی و شکنجه کردند، وعده‌اش را به ما نشان دهد؛ همان‌گونه که فرموده است: «و آن [عذاب] از ستمگران دور نیست.» ✍:شیخ احمد السید

  • هیچ‌ چیزی همانند گفتن «لا حول ولا قوة إلا بالله» گره‌های بستهٔ کارها را نمی‌گشایدو اگر صاحب حاجت می‌دانست که در این کلمه چه اندازه یاری، توفیق و درستی کار است هرگز آن را ترک نمی‌کرد. امام مناوی رحمه‌ الله (فتح القدیر: ۳/۱۵) 🌧 باران حکمت

  • کثیف ترین مردها....