- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4
- 1/48двое суток
- 4
- 1/72трое суток
- 4
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گاهی فکر میکنم مهمترین حرفهای من همان حرفهایی است که حوصله ندارم بگویم..
میدانی، من خواب را دوست دارم؛ چون هرگاه بیدارم، زندگیام تمایلِ عجیبی به فروپاشی دارد.
تمامیِ روزها یک روزند تکّهتکّه میانِ شبی بیپایان...
نمیرسد غمِ عالم به انتها هرگز...
بودِ ما، محضِ نمود است؛ سرابیم سراب...
لحظهای میرسد كه آدم از همه چيز دست میكِشد چون عاقلانهترين كار، همين است !
کو ابر که در گریه نماید مددِ ما؟
آدم ذره ذره به اینکه اتفاق قشنگی توی زندگیش نمیفته، عادت میکنه.
از این دنیا به جز زخمِ زبان یادم نمیآید من آن باغم که چیزی جز خزان یادم نمیآید...
без подписи
اندوه ارث پدری و مادریمان بود، ادامهدار، ریشهدار، همیشگی، جدا نشدنی.
مقصود اگر که عبرتِ ما بود، ای حکیم! یک نیمروزِ تجربه بس بود زندگی....
بر زبانم طعم تلخ صبر، کدام شیرین آن را خواهد زدود؟
без подписи
без подписи
سرنوشت در سنی غمگینم کرد، که مردم در آن سن، آرزوهایشان را زندگی میکنند…
اونجا که حزین لاهیجی میگه: آیا خبرت هست که بر ما چه گذشت؟!
ما هرگز فراموش نمیکنیم فقط کمی چشمهایمان را میبندیم، تا بتوانیم زندگی کنیم.
دلشکسته و خستهام، اما هنوز ایستادهام؛ عمیقترین زخمهایم هم مرا نکُشت، و حالا هیچ چیز توان فرو ریختنم را ندارد.
خود را مرور میکنم و فکر میکنم من جز حدیث رنج چه میدانم از خودم؟