tgindex
مجله ۴فصل هنر

مجله ۴فصل هنر

Статистика

این مجله /روزنه ای ست.با منظری به هنر/ ادبیات/ موسیقی/سینما/نقد ونظر/ترجمه/خبر/...معرفی کتاب وچه بسا نوشته ها باب طبع کسی نباشد.درعین حال /زیبایی هنر. درتضاد تضارب نگاه ها است..مدیر کانال@محسن فاضلی@۰09194844788

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
16
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
84
+1 за 2 дн.
Сутки
+1
+1,20%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
6
24 постов
Вовлечённость
7,1%
к подписчикам
Постов в день
2,3
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
4
1/48двое суток
4
1/72трое суток
4

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.4из mollaanasroddin

    نه به اعدام گوها،نه به این اعدام ها نمی گویند؟! رسانه ها:سه زندانی در آمریکا در یک روز با تزریق کشنده اعدام شدند. ملانصرالدین:کشورهای مختلف قوانین گوناگونی دارند که درست یا غلط از نظر دیگران،مملکت خود را با آن اداره می کنند. مطمئنا در ممالک مختلف شهروندانی هستند که بخشی از قوانین حاکم بر سرزمین شان را نمی پسندند،اما به آن گردن می نهند.باید چنین کنند. هیچ کس اعدام کردن را دوست ندارد.همه آرزو دارند روزی برسد که نه کسی،فردی را بکشد و نه فردی به خاطر کشتن کسی یا کسانی اعدام شود. وقتی جنایتکارانی بالفطره و خونریز،از روی عمد و با نقشه قبلی دست به جنایت زده،باید چگونه او را مجازات کرد؟آیا به خاطر این جنایات باید تشویق اش کرد یا تنبیه؟ شکی وجود ندارد جرم های سبک تر که در آن خونی ریخته نشده، مجازات کمتری نسبت به قاتلان داشته و به حبس های مختلف محکوم می شوند. نمی توان به جای خانواده های مقتولان(قتل های اتفاقی) تصمیم بگیریم، زیرا طبق قانون یک حق شخصی است و قاضی هم نمی تواند این حق را بگیرد،اما پیشنهاد می کند او را عفو کنند. دستورات قرآن و اسلام نیز بر این قرار گرفته تا اولیای دم،قاتل را ببخشند.بارها شده که اعدام یک قاتل در ایران سال ها به تاخیر افتاده تا بشود رضایت خانواده مقتول را جلب کرد. جنایتی که جنبه عمومی داشته و امنیت یک مملکت را به خطر می اندازد،نمی توان جنایتکاران اصلی را به راحتی بخشید یا از خانواده های کشته شده ها رضایت گرفت. قانون اعدام در بسیاری از کشورها انجام می شود،به خصوص در آمریکا،منتها بعضی از ایالات آن حکم اعدام برای قاتل ندارند. پنجشنبه گذشته طبق قوانین سه ایالت،سه زندانی در آمریکا در یک روز با تزریق کشنده اعدام شدند. هیچ کس در آمریکا هشتک نه به اعدام راه نینداخت!وطن فروش ها و مخالفان واقعی اعدام نیز چنین نکردند!کشورهایی که همیشه ایران را محکوم می کنند هم اعتراضی نداشتند! اینکه دائم تعدادی وطن فروش یا وسط باز در ایران هشتک «نه به اعدام» راه می اندازند،بی شک به خاطر صلح طلبی شان نیست،بلکه کار آنها کاملا سیاسی وهدایت شده از خارج است. عجیب است که این عده بدترین و بی رحمانه ترین جنایات را مجاز شمرده و به اعدام مسببان کشتار نه می گویند!

  • 14 авг.3из mollaanasroddin

    ذوق زدگی مسوولان از نبود خبرنگار مطالبه گر! ملانصرالدین:بعد از عزلت نشین کردن بزرگان و معلمان باسواد عرصه رسانه که خبرنگاران کاربلدی را آموزش دادند،مدت هاست که دیگر خبرنگار پرسشگر و مطالبه گری در این عرصه به چشم نمی آید. این مشکل در همه عرصه ها وجود دارد،از سیاسی و اقتصادی گرفته تا....تخصص ما در عرصه هنر،سینما،ادبیات،تلویزیون،رسانه و آموزش است.بنابراین سوادمان می رسد فقط در این عرصه ها قلم بزنیم. نزدیک به دو دهه است در نشست های مختلف یا گفت وگو با مسوولان و مدیران دولتی و غیردولتی هنر،سینما و تلویزیون،همچنین سینماگران و بازیگران،همه چیز تکراری بوده و پرسش ها گویا از پیش تعیین شده اند! وقتی وزیر ارشاد،رییس سازمان سینمایی،رییس تلویزیون و... در نشست یا مصاحبه ای حاضر می شوند،خبرنگاران ضمن حفظ احترام مصاحبه شونده،باید آنها را به چالش بکشند،نه اینکه سوال های پیش پا افتاده و تکراری بپرسند!این گونه گفت وگو کردن باعث ذوق زدگی مسوولان شده و می شود! به پرسش های مطرح شده در نشست اخیر خبرنگاران با رییس سازمان سینمایی نگاهی بیندازید،جز پرسش های دم دستی،تکراری و کودکانه، چیز دیگری می بینید؟!

  • 13 авг.6из mollaanasroddin

    جناب خاتمی،ای کاش به جای ارسال تسلیت،ممنوعیت اش را لغو می کردید! رسانه ها:سیدمحمد خاتمی درگذشت حسین خواجه امیری(ایرج) را تسلیت گفت. ملانصرالدین:حسین خواجه امیری(ایرج) و برخی از هنرمندان،پس از انقلاب،به خصوص دهه 60 بدون حکم محکمه ای از هنرنمایی کردن برای مردم محروم شدند. سیدمحمد خاتمی در دهه 60 وزیر ارشاد بود.بنابراین می توانست به هنرمندان محروم از هنرنمایی کمک کرده تا دوباره روی صحنه رفته یا مقابل دوربین بایستند،اما چنین نکرد! وی در نیمه دهه هفتاد بر راس قوه مجریه نشست و 8 سال دوره ریاست جمهوری اش به درازا انجامید،اما برای رفع ممنوعیت هنرمندان کاری نکرد تا اینکه بسیاری از آنان در حسرت هنرنمایی دوباره درگذشته یا زمینگیر شدند. جناب خاتمی،بهتر نبود شما هم مانند دیگر مدیران و مسوولان رده بالای دولت در ادوار مختلف و امروز،به جای ارسال تسلیت،هنرمندانی مانند ایرج را در زمانی که توان داشتند به عشق شان،یعنی هنرنمایی می رساندید تا حسرت به دل از دنیا نروند؟! عجیب است،شاید هم نباشد که هیچ کدام از دولتمردان دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب،برای رفع محرومیت از هنرمندان کاری نکردند!

  • 13 авг.4из mollaanasroddin

    نگرانی ما نیز از جنس نگرانی زنده‌ یاد جواد عقیلی است مهر-شکوه‌الزمان پیرایش همسر زنده‌ یاد جواد عقیلی:او تا واپسین روزهای زندگی بیش از هر چیز نگران آینده نقاشی قهوه‌خانه‌ای و آثاری بود که با عشق گرد آورده بود. ملانصرالدین:مرحوم جواد عقیلی را از نزدیک ملاقات کرده و بیشتر پرده ها و تابلوهای قهوه خانه ای اش را نشانم داده بود.این دیدار مربوط به ساخت مستندی می شد که در نیمه دهه هفتاد رخ داد. مطمئنا تعداد نقاشی و پرده های قهوه خانه ای او بسیار بیش از این تاریخ است.تقریبا از تمام بزرگان این عرصه،از حاج حسین همدانی گرفته تا عباس بلوکی فر و محمد فراهانی،آثاری را در گنجخانه خود داشت. پس از سوختن تقریبا تمام تابلوهای بی نظیر موجود در قهوه خانه اکبر بلند(اکبر دواتگر)،مفقود شدن آثار موزه آب انبار و.... واقعا نگران وضعیت گنجخانه زنده یاد جواد عقیلی هستیم. سرکار خانم شکوه‌الزمان پیرایش همسر محترم زنده‌ یاد جواد عقیلی،جنس نگرانی ما نیز مانند آن مرحوم است.امیدواریم با مدیریت شما و فرزندان استاد،طرحی اندیشیده شود که این تابلوها که گنجینه ای گرانبها هستند، حفظ شوند.

  • 13 авг.5из mollaanasroddin

    ملاقات استاد ایرج در بیمارستان،قبل از فوت! ملانصرالدین:زنده یاد حسین خواجه امیری معروف به ایرج،چند دهه در عرصه موسیقی و سینما هنرنمایی کرد.اهل سیاست و فسادانگیزی نیز نبود،اما سال های مدیدی او را از روی صحنه رفتن محروم کردند! امثال مسوولان و آنانی که برای عوامفریبی و تبلیغ،قبل از فوت به عیادت استاد ایرج بدحال و تکیده در بیمارستان رفتند،چرا تلاش نکردند وی را از ممنوع الکاری بیرون آورده تا هنرنمایی کند؟!باید به جای ملاقات این هنرمند بزرگ در بیمارستان،آن هم ساعاتی پیش از مرگ،پیشتر به تماشای هنرنمایی اش می رفتند! بزرگان هنرمندی مانند استاد ایرج که به حاشیه رانده و عزلت نشین شان کردند،بسیار بوده و هستند،اما هیچ مسوول و مدیری تلاش نکرد این هنرمندان وطن پرست را از حاشیه به متن آورده تا ایران و ایرانی از هنرشان بهره مند شوند. هنرمندان اصیل و وطن پرست را از دور خارج کردند تا عده ای بی هنر که اعتقاد به هیچ چیزی ندارند،در عرصه هنر و موسیقی به تاخت و تاز بپردازند! تمام آنهایی که امروز پیام تسلیت می فرستند،تسلیت شان قابل پذیرش نیست،زیرا بوی ریا و عوامفریبی می دهد!

  • 12 авг.5из mollaanasroddin

    مادر شهید نیما مرادی که پسرش در حمله اوکراین به کشتی ایرانی شهید شد: براندازهای لاشخور عکسی از او منتشر نکردند، چون مثل کشته‌ شده‌های دی ماه برای شان نان و آب ندارد!

  • 12 авг.5из cinemaeshgh

    ای عشق، مرا به ماسِوا خواهی برد؟ از کوچه زندگی مرا خواهی برد؟ وقتی که شدم شهید بی نام و نشان همراه خودت به کربلا خواهی برد؟ سیدرضا اورنگ

  • 12 авг.6из mollaanasroddin

    طرح تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور،اعتراف به یک شکست بزرگ است! سایت سازمان سینمایی:طرح تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور، نه یک چالش چهل ‌ساله،بلکه می‌بایست مهم‌ترین مسئله از اولین اکران عمومی فیلم در سینمای ایران دانست. ملانصرالدین:پیش از آنکه خانه سینما و شورای صنفی نمایش تشکیل شده و همراه مدیران دولتی در هر کاری دخالت کنند،سینمای ایران رونق داشت و سالن های سینما مملو از مخاطبان مشتاق بودند. به یاد نمی آورم پیش از دخالت دولت و تشکل های شبه دولتی،بین سینمادار و پخش کننده بر سر میزان فروش بلیت و تسهیم آن مشکلی پیش آمده باشد،اگر هم دیده می شد،بسیار کم بود که حتی به گوش خبرنگاران فضول هم نرسیده! مدام طرح تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور را یک چالش و خواسته چهل ‌ساله مطرح می کنند.این اعتراف مدیران دولتی،بخش خصوصی،شبه پخش کنندگان و شبه سینماداران به این مهم است که تا چهل سال پیش این تسهیم بندی مشکلی نداشته،اما با دخالت دولت، خانه سینما و شورای کذایی صنفی نمایش، همه چیز مشکل دار شده است! دوستانی در سالن چندمنظوره موزه سینما در این زمینه سخنرانی کرده اند.ضمن احترام به همه آنان که برخی از این جمع از دوستان من هستند، باید بگویم حرف های شان از لحاظ کارشناسان و منتقدان کاربلد،هیچ ارزشی ندارد.بعضی نیز فقط مجیزگویی کرده اند! روابط عمومی سازمان سینمایی و سینماشهر، مدام در مورد این طرح خنده دار و شکست عجیب،گزارش رفته و صحبت های غیرکارشناسی حاضران در سالن عروسی موزه سینما را منتشر می کنند! پیش خود فکر می کنند دارند یک دستاورد را جا انداخته و آن را پای نام دوره رائد فریدزاده که در صدر فهرست ضعیف ترین معاونان سینما و روسای سازمان سینمایی ادوار مختلف قرار دارد،مهر می زنند!اما نتیجه عکس داده و می دهد! اولا این طرح در زمان حسین انتظامی و از طریق اپلیکیشن سمفا شروع شد.آن موقع هم از این تبلیغات کردند.نتیجه اش چه شد؟! دوما این دست و پا زدن های تبلیغاتی و جار و جنجال ها نشان دهنده توخالی بودن این طرح است!مطمئنا طولی نخواهد کشید که همان آش و همان کاسه خواهد شد! از همه مهم تر،دیگر سینمادار کاربلد و اصیلی مانند زنده یاد هوشنگ کاوه و مانند او در قید حیات نیستند.بعد از فوت سینماداران و پخش کنندگان بزرگ،کل چرخه پخش و اکران از هم پاشید. آنهایی که امروز فعال هستند،شبه پخش کننده و شبه سینمادارند و هیچ عشق و عرقی به سینما نداشته و ندارند!

  • 12 авг.51из binam2020bot

    به نام قلم؛ به نام حقیقت امروز، روز خبرنگار است؛ اما من می‌خواهم از خبرنگار سخن نگویم، از قلم سخن بگویم. از همان تکه چوب و مرکبی که قرن‌هاست خواب قدرت را آشفته می‌کند؛ از همان کلمه‌ای که گاهی از هزار سرباز، خطرناک‌تر است؛ و از همان حقیقتی که اگر نوشته شود، دیگر به آسانی نمی‌توان آن را کشت. قلم، فقط ابزار نوشتن نیست؛ شاهدی است که حافظه انسان را از فراموشی نجات می‌دهد. قدرت‌ها می‌آیند و می‌روند، حکومت‌ها ساخته می‌شوند و فرو می‌ریزند، پرچم‌ها عوض می‌شوند، نام خیابان‌ها تغییر می‌کند؛ اما آنچه یک خبرنگار صادق ثبت می‌کند، در حافظه تاریخ باقی می‌ماند. و شاید به همین دلیل است که در تمام تاریخ، قدرت از دو چیز بیش از همه هراس داشته است: از مردمی که می‌پرسند و از قلمی که پاسخ را می‌نویسد. خبرنگار، تماشاگر تاریخ نیست؛ چشم بیدار تاریخ است. او باید جایی بایستد که دیگران ترجیح می‌دهند کسی نایستد؛ سؤال کند، وقتی همه سکوت کرده‌اند؛ ببیند، وقتی دیگران چشم بسته‌اند؛ و بنویسد، وقتی نوشتن هزینه دارد. خبرنگار واقعی، بلندگوی قدرت نیست بلکه آینه‌ای است که قدرت باید جرأت نگاه کردن در آن را داشته باشد. قلم اگر قرار باشد فقط آنچه را صاحبان قدرت دوست دارند بنویسد، دیگر قلم نیست؛ بروشور است و خبرنگاری اگر فقط تکرار آن چیزی باشد که از پیش گفته شده، دیگر خبرنگاری نیست؛‌ تریبون است. رسالت خبرنگار، تکرار حقیقت‌های بی‌خطر نیست؛ رسالت او پیدا کردن حقیقت‌های پنهان است. اما حقیقت، همیشه زیبا نیست. گاهی حقیقت، زخمی است. گاهی تلخ است. گاهی خشم‌آور است. گاهی آن‌قدر سنگین است که نوشتنش، شجاعت می‌خواهد. اما تاریخ را کسانی نمی‌سازند که فقط حرف‌های خوشایند می‌زنند؛ تاریخ را کسانی ثبت می‌کنند که حاضرند برای حقیقت، هزینه بدهند. من به خبرنگاری باور دارم که قلمش را برای حقیقت به گرو نمی‌گذارد؛ نه در برابر قدرت، نه در برابر ثروت، نه در برابر شهرت و نه حتی در برابر محبوبیت. زیرا بزرگ‌ترین خیانت به قلم، دروغ گفتن نیست؛ گاهی سکوت کردن در جایی است که باید فریاد زد. جامعه‌ای که خبرنگار شجاع داشته باشد، حتی اگر زخمی باشد، هنوز امید به درمان دارد. اما جامعه‌ای که در آن پرسش کردن جرم، نقد کردن هزینه و حقیقت گفتن خطر باشد، آرام به نظر می‌رسد؛ اما در زیر این آرامش، ممکن است یک انفجار تاریخی در حال شکل گرفتن باشد. خبرنگار باید صدای کسانی باشد که صدایشان به جایی نمی‌رسد؛ صدای کارگری که دیده نمی‌شود، مادری که فراموش شده، کودکی که سهمش از زندگی کمتر از دیگران است و شهروندی که حق دارد بداند چه کسی برای سرنوشت او تصمیم می‌گیرد و چرا. قلم، متعلق به هیچ جناحی نیست؛ قلم متعلق به حقیقت است‌و اگر روزی میان حقیقت و مصلحت مجبور به انتخاب شد، اگر خبرنگار حقیقت را انتخاب کند، شاید امروز تنها بماند؛ اما فردا تاریخ به احترامش خواهد ایستاد. من فکر می‌کنم خبرنگار واقعی، یک سرباز است؛ اما نه سرباز جنگ با انسان‌ها، بلکه سرباز جنگ با دروغ، فراموشی و تحریف. سلاح او دوربین است، سنگرش کاغذ، فشنگش کلمه‌ و پرچمش حقیقت و چه باشکوه است انسانی که می‌داند یک جمله می‌تواند برایش هزینه داشته باشد، اما باز هم آن جمله را می‌نویسد. امروز، در روز خبرنگار، باید از قلم‌هایی تجلیل کنیم که هنوز می‌نویسند؛ اما بیش از آن، باید از قلم‌هایی تجلیل کنیم که هنوز نمی‌ترسند. زیرا ملت‌ها فقط با جاده و ساختمان و کارخانه ساخته نمی‌شوند؛ ملت‌ها با حافظه، آگاهی و حقیقت ساخته می‌شوند‌و خبرنگار، نگهبان همین سه چیز است. پس بگذارید قلم‌ها زنده بمانند؛ حتی اگر دست‌هایی بخواهند آنها را بشکنند. بگذارید پرسش‌ها زنده بمانند؛‌ حتی اگر پاسخ دادن دشوار باشد و بگذارید حقیقت گفته شود؛ زیرا هیچ قدرتی آن‌قدر بزرگ نیست که بتواند برای همیشه واقعیت را سانسور کند. روزی همه صاحبان قدرت از صحنه تاریخ عبور خواهند کرد؛ اما آنچه باقی می‌ماند،‌ روایت انسان‌هاست. و در آن روز، تاریخ خواهد پرسید: چه کسانی دیدند و سکوت کردند؟ چه کسانی دانستند و ننوشتند؟ و چه کسانی، در تاریک‌ترین لحظه‌ها، چراغی به نام قلم روشن نگه داشتند؟ امیدوارم نام خبرنگاران شجاع، در پاسخ به این پرسش آخر باشد. روز خبرنگار، روز کسانی نیست که فقط خبر می‌نویسند؛‌ روز کسانی است که اجازه نمی‌دهند حقیقت بمیرد. به احترام قلم. به احترام حقیقت و به احترام خبرنگاری که هنوز می‌پرسد، می‌بیند و می‌نویسد. 🌷🌷🌷 لیلا حاجیان ۱۴۰۵

  • 11 авг.5из cinemaeshgh

    لبخندهای چندش آور بالای سر بیماران بدحال! سینماعشق:صحنه های زشت و چندش آور کم ندیده ام،اما بی شک زشت ترین و چندش آورترین آنها،دیدن فیلم و عکس هایی است که برخی بالای سر بیماران بدحال و مقابل چشم خانواده نگران اش می گیرند،به خصوص افرادی که مدعی فرهنگ و هنر هستند! چندین سال است نوشته و گفته ام،چنین حرکت های کریه و مکروهی، حرمت شکنی از بیمار بدحال و برهم زدن امنیت و بیشتر کردن درد اوست. بازیگران و دیگر هنرمندانی که با صلابت مقابل مردم و دوربین ها هنرنمایی کرده اند،همیشه دوست داشته و دارند،حتی در بدترین حال،با همان چهره ای که مردم می شناسند در خاطرها بمانند،نه صورتی درهم شکسته واندامی نحیف و از کار افتاده. مرحوم ایرج قادری،تا دم مرگ اجازه نداد که وی را در آن حالت اسف بار و رنجور روی تخت ببینند.برای همین می گفت:دوست دارم مردم مرا همان گونه که روی پرده سینما دیده اند،به یاد آورند. چنگیز وثوقی از بازیگران مغرور سینماست.همیشه دوست داشت با ابهت دیده شود.آیا سزاست اکنون که روی تخت بیمارستان،رنجور و نزار افتاده،عکس و فیلم اش منتشر شود؟!

  • 11 авг.4из mollaanasroddin

    حمایت بی چون و چرای وسط بازها و توابین بی توبه از حامیان جانیان بالفطره! سینماعشق:دنیای عجیبی است.انگار معانی نیز دچار تغییرات آنچنانی شده اند.مثلا جنایت های فجیع جرم شناخته نشده،اما مجازات این جنایتکاران،جنایت محسوب می شود! عده ای مزدور وطن فروش،سفاک و زامبی مسلک دوره دیده در اردوگاه های اسرائیل و آمریکا،ماموران زحمتکش و جوانان این مرز و بوم را که از کیان و مرزهای ایران دفاع می کردند،ناجوانمردانه و بسیار فجیع، تکه تکه کرده و به آتش کشیدند!اما صدایی از شبه سلبریتی های بی رحم و وطن فروش بلند نشد.این موجودات خبیث و کثیف،نه تنها این جنایات را محکوم نکردند،بلکه جنایت جنایتکاران را ستوده و به افتخارشان کف زدند و سوت کشیدند و سرمستانه رقصیدند! وقتی جنایتکاران به خاطر جنایت فجیع و غیرانسانی شان مجازات شدند، یکباره اشک تمساح شان دم مشک شان آمد و هشتک «نه به اعدام» راه انداختند تا به زعم خود به گونه ای جلوی مجازات ها را بگیرند! بدبختی اینجاست که این خودفروشان وطن فروش،خودجوش دست به این کار نزدند،بلکه به دستور آمریکا و اسرائیل کودک کش که توسط امثال اینترنشنال به آنان القا شد،چنین کردند.چقدر پست و پلید و بی شرف هستند این موجودات خبیث! چند روز پیش پیکر سوخته مداحی جوان و بی گناه به نام حمیدرضا رجب زاده ربوده شده و پیکرش در بیابان های اطراف تهران پیدا شد. قلب او زنده زنده از سینه اش بیرون کشیده شده و پس از مثله کردن، پیکر تکه تکه شده اش را با بی رحمی کامل سوزانده و فیلم و خبرش را در فضای مجازی منتشر کردند! وطن فروش های زامبی مسلک شیطان صفت و شبه سلبریتی های بی شرف و خونخوار،نه تنها این جنایت فجیع را محکوم نکرده و هشتک «نه به سوزاندن و...» راه نینداختند،بلکه خوشحال هم شده و برخی از وطن فروش های رذل و کثیف به ترقص درآمده و ویدیوی آن را انتشار دادند! وسط خواب های مواجب دولتی بگیر!نه تنها این جنایات وحشتناک و غیرانسانی را محکوم نکردند،بلکه برای نجات شبه سلبریتی های وطن فروش و بی رحم که اقدام قانونی قوه قضاییه در مجازات قاتلان سنگدل و مزدور بیگانه را با هشتک «نه به اعدام» و پست و استوری های چندش آور،زیر سوال بردند،به میدان آمده و تلاش کرده و می کنند تا هشتک گذاران بی رحم را از چنگال مجازات نجات دهند! وسط خواب ها و توابین بی توبه،نمی دانند حمایت از جانی،دست کمی از جنایت ندارد؟اگر می دانند،چطور و با چه رویی درخواست عدم پیگیری قضایی این جنایت پروران را از قوه قضایی دارند؟! مردم آریایی ایران بزرگ از رییس قوه قضایی می خواهند که گریبان جنایتکاران و حامیان آنها را رها نکند تا به سزای اعمال زشت و بی رحمانه خویش برسند. دردآور اینجاست،وسط خواب ها و توابین بی توبه که دندان دولتمردان را شمرده و برخی از آنها را با خود همراه و هم جناح می بینند،بابت حمایت شان از حامیان جانیان،دستخوش دو همتی نیز از دولت خواسته اند تا حساب خودشان و هشتک گذاران وطن فروش را دوباره پر کرده تا با توان و پشتوانه بیشتری به وطن فروشی و هشتک گذاری علیه ایران و ایرانی بپردازند! اگر برخی از دولتمردان مقهور و وارفته،لی لی به لالای وسط بازها و توابین بی توبه نگذاشته و با آنها مدام ملاقات نداشتند،آنها این چنین گستاخ نمی شدند که بابت خلافکاری های شان،دو همت نیز دستخوش بخواهند!

  • 11 авг.61из honarland_ir

    🎞️ مستند داستانی لبالب، براساس زندگی و آثار ناخدا عباس 🎞️ 🕰️ساعت 21:15 از شبکه دو سیما 📺 تکرار: ⏰ ساعت 2:10 بامداد ⏰ ساعت 8:10 صبح ⏰ ساعت 16:05 عصر از شبکه دو سیما ☎️ دریافت نظرات شما درباره مستند "لبالب" با تماس به شماره تلفن 📞 ۱۶۲ در تهران پیامک روابط عمومی شبکه دو: 300002 🎥 خلاصه قسمت سوم مستند داستانی لبالب ناخداعباس که مورد حقد و حسد افسران خارجی و بی مهری مسؤلان داخلی قرار گرفته است، با انتقال به خوزستان به کشف آبراه خورموسی همت می گمارد که مورد تشویق دریادار بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب قرار می گیرد که به دست نیروهای متجاوز انگلیسی در خلیج فارس به شهادت می رسد. همزمان به مرثیه سرایی برای اهل بیت (ع) می پردازد و...... 👈 لینک تماشای کامل قسمت سوم قسمت ۳ https://telewebion.ir/episode/0x16ca9843 👈 لینک تماشای کامل قسمت دوم قسمت ۲ https://telewebion.ir/episode/0x16ca8451 👈 لینک تماشا از تلوبیون، لبالب قسمت ۱ https://telewebion.ir/episode/0x16ca6ec5

  • 10 авг.7из mollaanasroddin

    شایعه آمدن نادره رضایی نیز فاجعه است! ملانصرالدین:شایعه شده معاون پرحاشیه و معزول سابق هنری وزارت ارشاد،قرار است با لطایف الحیل و حمایت اعوان هم جناح که برخی از آنها از مدیران رده بالای دولتی هستند،دوباره به این معاونت برگردد. حتی شایعه آمدن چنین فردی که موقعیت وزیر ارشاد را به خطر انداخته و اخیرا نیز استوری های عجیب گذاشته که خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف وطن فروش های داخل و خارج و دشمنان ایران بوده،از جمله هشتک «نه به اعدام»،فاجعه ای بزرگ محسوب می شود،چه رسد به آنکه این شایعه به واقعیت بپیوندد! شایعه گوشی به گوشی شده حکایت از آن دارد که قرار است نادره رضایی جای بابک رضایی را بگیرد. هرچند خانم سخنگوی دولت از دوستان و حامیان سرسخت این خانم حاشیه پرداز است،اما بازگشت اش،حتی اگر با دستور رییس جمهور باشد،به فاجعه منجر شده و کوچک ترین ترکش آن بر دامن وزیر ارشاد نشسته و او را از مسند وزارت با حکم نمایندگان سرنگون خواهد کرد! هرچند مدیران رده بالای وزارت ارشاد،این شایعه را به شدت رد می کنند،اما این نگرانی هنوز وجود دارد!

  • 10 авг.8из mollaanasroddin

    آفتابه به دستان همیشگی! ملانصرالدین:دنیای رسانه بسیار جذاب،اما سخت و گاهی نفس گیر است. به همین دلیل تنها کسانی باید پا به این عرصه بگذارند که روحیه ای مستقل داشته، دارای سواد حداقلی بوده و از همه مهم تر اینکه شکیبا باشند و روح آزادگی در وجودشان مدام فوران کند.البته درد وجدان نیز به وفور داشته باشند. بسیاری وارد عرصه رسانه می شوند،اما یا سختی آن را تاب نمی آورند و یا دنبال کاسبی کردن از رسانه رفته و با مجیزگویی و زیر علم این و آن سینه زدن روزگار می گذرانند.متاسفانه تعداد این شبه رسانه ای ها بسیاربسیار زیاد است. در روزگاران گذشته و نه چندان دور،عده ای در دربار پادشاهان و افراد گردن کلفت و صاحب مکنت و ثروت،کار یومیه شان این بود که آفتابه به دست آماده خدمت باشند تا هر کدام از حضرات یا علیای مخدره احتیاج به رفتن به مبال پیدا می کردند،آفتابه را پر کرده و برای تطهیر به آنان برسانند.گاهی این کار موروثی بوده و نسل به نسل ادامه پیدا می کرد. امروزه شغل شریف آفتابه به دستی، به همه جای مملکت،به خصوص رسانه و به ویژه دنیای هنر و سینما با شکلی دیگر نفوذ کرده و نهادینه شده و آفتابه به دستان در مبال های جدید و «اوپن» مشغول به خدمت رسانی به اربابان خویش هستند! عده ای که حرفه آفتابه به دستی را بین المللی کرده و نوکری اجانب را می کنند.جنگ های 12 روزه و رمضان دست این وطن فروشان شبه منتقد و شبه خبرنگار را برای همه رو کرد.این گروه نه تنها از دشمنان بابت به شهادت رساندن مردم و تخریب زیرساخت های کشور حمایت کرده،بلکه به مجیزگویی هم پرداخته و می پردازند! جمع کثیری از آفتابه به دستان در مبال های «روباز» شبه مدیران بخش دولتی و خصوصی هنر و سینما به خدمت مشغول بوده،ضمن تلاش برای زدودن و شستن کثافت کاری های آنها،شدیدا چاپلوسی شان را کرده و می کنند تا نان و نامی به کف آرند!برخی از رسانه نیز مانند شرکت های خدماتی چنین خدماتی را انجام داده و می دهند! بدبخت ترین این آفتابه به دستان شبه منتقد و شبه خبرنگار،کسانی هستند که با خودفروشی تمام در خدمت شبه سلبریتی ها بوده و برای شان مدام آب رسانی می کنند جهت شستن کثافات آنها!اصلا برخی برای همین شغل آفتابه به دستی وارد این حرفه شده اند! به گونه ای کاسه آنها را لیسیده،بند کفش شان را بوسیده و مجیزشان را می گویند که گویی خدایان دوباره از دل اسطوره ها بیرون آمده اند! هرکاری که آنها می کنند و هر دسته گلی که به آب می دهند،حتی وطن فروشی،شبه منتقدان و شبه خبرنگاران آفتابه به دست با تمام وجود از این جمع حمایت کرده و وجدان خویش را هم به راحتی زیر پا گذاشته و می گذارند. متاسفانه بعضی از روابط عمومی های بخش دولتی و خصوصی هنر و سینما نیز به جای انجام وظیفه ذاتی خود و تعامل با افراد شریف و مستقل عرصه نقد و رسانه،به شغل شریف آفتابه به دستی مشغول بوده و هستند! جالب اینکه جمع آفتابه به دستان،چون غیرت و حیثیتی نداشته و از هنر نویسندگی و نقدنویسی بی بهره اند،تاب دیدن منتقدان شریف،روزنامه نگاران اصیل و خبرنگاران باوجدان را نداشته و مدام تلاش دارند به سمت آنان لگدپرانی داشته باشند،اما شاید در حد لگد پشه! چون جرات نداشته و ندارند که با نوشته خود به جنگ بزرگان عرصه نقد و رسانه بروند،فقط از فاصله ای بعید به سنگ پرانی و فحاشی مشغول بوده و هستند،حتی جرات ندارند یک قدم به جلو بیایند!بعضی از این موجودات در سوراخی خاص بیتوته کرده و از آنجا لگدپراکنی می کنند! بیهوده نیست که حافظ نکته سنج و شیرین سخن خطاب به ملامگسان دیروزی و امروزی گفته:ای مگس،عرصه سیمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود می بری و زحمت ما می داری!

  • 10 авг.8из mollaanasroddin

    جناب فریدزاده،خالی بندی بس است! سایت سازمان سینمایی-رائد فریدزاده:حیات و بالندگی صنعت تصویر نه در اتاق‌های دربسته که در آینه‌ نقدهای منصفانه و روایت‌های دغدغه‌مندِ تضمین می‌شود. سینمای ما وام‌دارِ قلم‌هایی است که امروز بی‌لکنت و صریح و دلسوزانه، راه را برای خلق تصاویری ماندگار هموار می‌کنند. ملانصرالدین:رائد فریدزاده نیز مانند اغلب وزرا و مدیران دولتی و بخش خصوصی،روز خبرنگار یادش افتاده که اصلا چنین موجوداتی در جهان و ایران زیست می کنند! رییس سازمان سینمایی،مانند تمام مدیران کارنابلد،واهمه ای شدید از منتقدان و خبرنگاران باوجدان و مستقل داشته و دارد.همواره با بهانه های مختلف از این مهلکه گریخته! تمام مواردی که در پیام اش برای روز خبرنگار آمده،خالی بندی ای بیش نیست.خودش هم می داند هیچ گاه با منتقدان و خبرنگاران اصیل و مستقل تماس نگرفته و جلسه نگذاشته،حتی در نشست ها نیز رسانه ها و خبرنگاران دستچین شده و خودی را دعوت می کنند تا پرسش هایی را مطرح کنند که پاسخگو هستند! دلیل عقب ماندگی سینما در این چهار دهه،دشمنی وزرای ارشاد و مدیران سینمایی با منتقدان کاربلد و دلسوز است.

  • 10 авг.7из honarland_ir

    🎞️ ‌ مستند داستانی لبالب، براساس زندگی و آثار ناخدا عباس 🎞️ ‌ 🕰️ساعت 21:15 از شبکه دو سیما ‌ 📺 تکرار: ‌ ⏰ ساعت 8:10 صبح ⏰ ساعت 16:05 عصر ‌ از شبکه دو سیما ‌ 🎥 خلاصه قسمت دوم مستند داستانی لبالب ‌ ناخداعباس که دریانوردی را از اجدادش به ارث برده بود پس از نجات کشتی طوفانزده پدر و کسب مهارتهای مختلف وارد نیروی دریایی تازه تاسیس قاجار می شود. پس از سالها کار در کشتی مظفری در کنار افسران اروپایی، به فرماندهی کشتی مظفری می رسد. این دوران مصادف با اشغال بوشهر توسط انگلیس و حوادثی مانند جنگ جهانی اول و شروع نوحه سرایی ناخداعباس دریانورد است... ‌ 👈 لینک تماشای کامل قسمت دوم قسمت ۲ https://telewebion.ir/episode/0x16ca8451 👈 لینک تماشای قسمت اول مستند لبالب قسمت ۱ https://telewebion.ir/episode/0x16ca6ec5 ‌ ☎️ دریافت نظرات شما درباره مستند "لبالب" با تماس به شماره تلفن ‌ 📞    ۱۶۲  در تهران در سراسر کشور امکان پذیر است. ‌

  • 9 авг.6из cinemaeshgh

    برای شهید حمیدرضا رجب زاده که هندهای جگرخوار، زنده زنده قلب اش را از سینه بیرون کشیدند. آزادی من لاله سرخ کفن است بر سینه من نشان زخمی کهن است بر لوح ازل نوشته جان و تن من قربانی پرچم سه رنگ وطن است سیدرضا اورنگ

  • 9 авг.5из mollaanasroddin

    طوطی سخنگوی دولت؛ای کاش یک بار شرمنده می شدید! پایگاه اطلاع‌رسانی دولت-فاطمه مهاجرانی:یقین داریم که صدای خبرنگاران، صدای حقیقت، امید و صدای منافع ملی است. ملانصرالدین:طوطی سخنگوی دولت،خودش بهتر از هرکسی می داند که این گفته های اش به هیچ وجه حقیقت نداشته و تنها برای سرگرم کردن خبرنگاران بی تجربه و از همه جا بی خبر است!اما مگر باتجربه ها را می توان گول زد؟! خانم سخنگو،وقتی شما و ریس جمهور از فردی که پشت به وطن و در زمین دشمنان بازی کرده،حمایت و حتی در هیات دولت مطرح کردید، برای چندمین بار ثابت شد که شما فقط با منتقدان و خبرنگاران اصیل،باوجدان و وطن پرست مشکل داشته و دارید! چرا باید از چنین افرادی حمایت کنید که نمک این مردم و کشور را خورده،اما نمکدان شکسته و به میهن خویش پشت کرده و در زمین دشمنان قاتل و خونریز ایران بزرگ ایستاده و می ایستند؟! خانم مهاجرانی،شما و همفکران تان،چشم بسته و کورکورانه از هم جناحی ها و طرفداران تفکرتان حمایت کرده و می کنید،حتی اگر دست به زشتکاری و خیانت به میهن بزنند! مد نظر شما خبرنگاران و منتقدانی نیست که با تمام وجود و استقلال کامل به نوشتن خبر و نقد مشغول هستند تا امور کشور در بخش های مختلف سر و سامان بگیرد،از سیاست و اقتصاد گرفته تا هنر.منظورتان خبرنگارانی است که مجیز امثال شما را گفته و می گویند.اصلا مهم نیست وطن پرست نبوده و اعتقادی به مردم و اعتقادات شان نداشته باشند! این عجیب نیست اگر نگوییم بسیاری،اما برخی از وطن فروش ها،وسط بازها و سکوت کنندگان بر جنایات دشمن در رسانه های دولتی و شبه دولتی،نه تنها می نویسند،بلکه مسوولیت نیز دارند! خانم سخنگو،شما در عرصه رسانه و هنر،حتی یک بار نیز نشده با اهالی رسانه شریف و اصیل و وطن پرست ملاقات کرده و از آنان حمایت کنید، اما به وفور با وطن فروش ها،وسط بازها و سکوت کنندگان دیدار داشته و وعده های آنچنانی به آنها داده اید! فامیل خیلی دور یکی از وزرای اسبق!می دانید بعضی از منتقدان و روزنامه نگاران شریف و وطن پرست و اصیل که موی و ریش شان در عرصه رسانه سپید شده،نه حقوق بازنشستگی دارند و نه بیمه تامین اجتماعی؟می دانید که به سختی امرار معاش می کنند؟می دانید به علت نداری،درد بیماری را به جان می خرند؟می دانید که مدام با سیلی صورت خود را سرخ کرده و می کنند؟دیگر سیلی هم کارگر نیست،زیرا تمام چهره شان کبود شده و سرخی نمی تواند رخ بنماید! شما این تلاشگران عاشق و جان بر کف را رها کرده و از میلیاردری مانند عادل فردوسی پور که پول هنر نداشته و نمکدان شکنی به مردم و ایران بزرگ را می خورد با تمام وجود حمایت می کنید؟! تا به حال شده به یک منتقد یا روزنامه نگار گرفتار مستقل و مخالف تفکرتان زنگ زده و جویای احوال اش بشوید؟فکر کرده اید چرا این بزرگان شریف سال هاست در هیچ رسانه ونشریه ای،به خصوص دولتی حضور نداشته اند؟ می دانید اغلب آنان را به خاطر اینکه مجیزگو نبوده و نقد صادقانه نوشته اند، بایکوت کرده اند،به ویژه رسانه های هم جناح ها با شما؟! حمایت از کسی که به تیم ملی کشورش توهین کرده و باخت آن را آرزو می کند،شرمندگی بزرگی است!آیا می توانید مقابل آینه بایستید و عرق شرم نریزید؟اگر نریختید که...! امثال شما و در دولت های مختلف،شبه منتقد و خبرنگار مجیزگو و باج سبیل بگیر خواسته و می خواهید،نه منتقد و خبرنگار اصیل و باوجدان که از حقیقت بنویسد و شش دانگ پشت وطن و مردم اش باشد. اگر امثال عادل فردوسی پور دستبوس!هم جناح شما نبودند،این چنین از آنها دفاع می کردید؟هرگز!ده ها سایت و کانال و نشریه مستقل و حقیقت نویس،تعطیل یا فیلتر شده و مدام تهدید می شوند،اما یک بار از آنها حمایت نکرده و نمی کنید! خانم سخنگو،ما به جای شما شرمنده شده و می شویم!ای کاش شما خودتان هم به خاطر کارهایی که کرده و حرف هایی که زده اید، یک بار شرمنده می شدید!یادم رفت بپرسم،اخوی های گرام کجا هستند؟!

  • 9 авг.6из mollaanasroddin

    جنایت وحشیانه هندهای جگرخوار وطن فروش خبری دردناک،دهشتناک و جگرسوز مدام گوشی به گوشی شده و می شود که نشان از جنایتی وحشتناک داشته و در تاریخ فقط به دست هندجگرخوار صورت گرفته است! مزدوران پهلوی چی که در وطن فروشی و سفاکی نمونه ای در تاریخ ندارند،مداح جوانی به نام حمیدرضا رجب زاده را ربوده و زنده زنده قلب او را از سینه بیرون کشیده و پیکر مطهرش را قطعه قطعه کرده اند!مانند همان شهیدان مظلومی که در دی ماه توسط مزدوران آمریکا و اسرائیل تکه تکه شده و به آتش کشیده شدند! این‌ مداح جوان،به جز عشق امام حسین،ایمانی راسخ،قلبی پاک و صدایی خوش،چه سلاحی با خود داشت که زامبی های خونخوار وطن فروش او را ربوده و به طرز فجیعی به شهادت رساندند؟! آیا کسی که خون آریایی در رگ های اش می جوشد،با هموطن خود چنین می کند؟هرگز.این جنایت ها فقط از دست حرامزاده های بی اصل و نسب برمی آید و بس. وطن فروشان بی شرف و سفاک،شبه سلبریتی های سنگدل و وسط خواب های دشمن پرستی که مدام هشتک نه به اعدام را استوری کرده و پست می گذاشتند،چرا هشتک نه به چنین‌ جنایت هایی را استوری نمی کنند؟! بی شک دست شبه سلبریتی های وطن فروش و بی رحم و تمام‌ کسانی که نه به اعدام را هشتک کردند،حتی آنهایی که ناآگاهانه چنین عمل زشتی را انجام دادند،دست شان به خون این جوان بی گناه آلوده است. تردیدی نیست که کیفر گناهان خود را به زودی خواهند داد. خانم سخنگوی دولت که بعد از فیلتر شدن برنامه ضدایرانی عادل فردوسی پور،شدیدا نگران شده و با دستپاچگی عجیبی از این فرد پشت به وطن کرده دلجویی می کنید،چرا کلامی درباره شهید حمیدرضا رجب زاده که زنده زنده قلب اش از سینه بیرون کشیده شد،از دهان همیشه فعال تان بیرون نمی آید؟! از نظر شما و دولت،امثال فردوسی پور از سربازان میدان، مردم‌ کف خیابان و شهیدان وطن با ارزش تر هستند؟! اگر چنین است،ما این دولت را نخواسته و به رسمیت نمی شناسیم!

  • 9 авг.7из honarland_ir

    🎞 سریال مستند داستانی «لبالب» 🎞 روایتی متفاوت از مستندهای تلویزیونی براساس زندگی پر ماجرای فخرالذاکرین جنوب "ناخداعباس" هرشب 🕰ساعت 21:15 از شبکه دو سیما 📺 تکرار: ⏰ ساعت 8:10 صبح ⏰ ساعت 16:05 عصر از شبکه دو سیما 👈لینک تماشا از تلوبیون، لبالب قسمت ۱ https://telewebion.ir/episode/0x16ca6ec5