چهارطبقه
Статистикаچهارطبقه شهر را با تمام زیباییها و زشتیهایش، رویدادها و زندگی روزمرهی شهروندانش، با نگاهی نقادانه به تصویر میکشد. شمارهی ثبت: ۶۲۵۱ بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ارتباط با ما: @CharTabaqeh1 www.instagram.com/CharTabaqeh
- Последний пост
- 11 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#پستموقت اگر به همکاری با چهارطبقه تمایل دارید، لطفاً به @CharTabaqeh1 پیام دهید.
🔺نقطهی صفر شهر تنها از خیابانها، ساختمانها و عملکردهای هر روزه ساخته نمیشود، بلکه از لایههای انباشتهی تاریخ، خاطره، تنوع و زیست مشترک شکل میگیرد. تخریب هر بنای تاریخی، بهویژه بناهای دارای وجوه فرهنگی، دینی و خاطرهانگیزی، چیزی بیش از حذف یک کالبد شهری است و در تداوم زمانی شهر، گسست ایجاد میکند. از این منظر، تخریب کلیسای تاریخی انجیلی نهتنها باید محکوم شود، بلکه دستاندرکاران آن باید مورد پیگرد قرار گیرند تا از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود. در مبانی نظری طراحی شهری، متیو کرمونا در معرفی ابعاد ششگانهی طراحی شهری، از «بُعد زمانی» سخن میگوید. این بعد نشان میدهد که فضاهای شهری فقط در لحظهی اکنون معنا ندارند، بلکه در پیوند با گذشته، حال و آینده ادراک میشوند. زمان در شهر هم در ریتمهای روزمره، فصلی و آیینی حضور دارد و هم در حافظهی تاریخی، رویدادهای مهم، تداوم معنا و تغییرات تدریجی کالبد و زندگی شهری. بنابراین هنگامی که یک بنای تاریخی از میان میرود، مسأله فقط از دست رفتن یک اثر معماری نیست؛ بلکه بخشی از حافظهی جمعی و لایهی زمانی شهر آسیب میبیند، بهخصوص اگر چیزی جایگزین آن شود که هیچگونه ارجاعی به گذشته ندهد. نمونهی روشن این نگاه را میتوان در بازسازی محدودهی برجهای دوقلوی نیویورک پس از ۱۱ سپتامبر دید. آن واقعه، یک لحظهی تاریخی در ابعاد بینالمللی بهوجود آورد و سؤال همگان از طراحان شهری این بود که چه چیزی از آوار آن برجها، سربرآورد؟ شاید ساختن دو برج، بسیار بلندتر از قبلیها، میتوانست نشانگر قدرت شهر باشد؛ اما در آن پروژه، طراحان شهری کوشیدند بهجای بازسازی کالبدی و حذف یک خاطرهی تلخ جهانی، نماد آن خاطره را برای همیشه در شهر جاودان کنند. در پروژهی نقطهی صفر (ground zero)، ردپای برجهای پیشین، به عنصر اصلی طراحی فضا تبدیل شد. حوضچههای یادمانی در همان نقطهای که روزی برجها سر به فلک کشیده بودند، به عمق زمین رفتند. درج نام قربانیان، ساخت موزه و برگزاری آیینهای سالانهی یادبود، همگی تلاشهایی هستند که نشان میدهد شهر میتواند گذشتهی دردناک خود را حذف نکند، بلکه آن را به شکلی معنادار در زندگی آیندهی خود ادغام کند. نقطهی صفر نیویورک، هم خاطرهی فاجعه و هم نشانهی تابآوری است. در بازگشت از نیویورک به مشهد، اگرچه تخریب کلیسای تاریخی انجیلی، اقدامی جبرانناپذیر و غیرقابلگذشت است، اما مواجههی آیندهنگرانه نباید تنها در سوگواری متوقف بماند. پیشنهاد ارزندهی ساخت مکانی برای گفتوگوی ادیان میتواند راهی برای تبدیل فقدان به امکان باشد؛ مشروط بر آنکه صادقانه، مصرانه، دقیق و با احترام به حافظهی مکان دنبال شود. چنین مکانی نباید صرفاً یک ساختمان نمادین تازه باشد که گذشته را پاک میکند؛ بلکه باید بهصورت آگاهانه به تاریخ کلیسای تخریبشده، تکثر دینی و فرهنگی و خاطرهی همزیستی ادیان در مشهد ارجاع دهد. در طراحی چنین پروژهای، کاربست نظریهی کرمونا و شناخت درست بُعد زمانی شهر، باعث میشود که شهر آینده، گذشته را حذف نکند. آیندهی این مکان، زمانی معنادار است که گذشته را به رسمیت بشناسد، خطا را انکار نکند، خاطره را حفظ کند و از دل فقدان، مکانی برای گفتوگو، همزیستی و مسئولیتپذیری جمعی بسازد. صالح شریفی، دانشآموختهی شهرسازی @CharTabaqeh
(۱۳۷۴) نقطهی صفر @CharTabaqeh
🔺مرثیهای برای کلیسا، یا کلیسایی برای مرثیه؟ کلیسای انجیلی مشهد تا همین چند روز پیش، ساختمانی خاموش در کوچهای شلوغ بود؛ سالها تعطیل و قفلخورده، در حاشیهی زندگی شهری ایستاده بود و بیشتر پسزمینهی عکسها و سوژهی گزارشهای میراثی بود تا عبادتگاه. اما همین که بامداد چهاردهم خرداد، بولدوزرها در تاریکی شروع کردند به بلعیدن آجرها، کلیسا ناگهان از یک «شیء بیصاحب» تبدیل شد به مرکز ثقل یک سوگواری جمعی. نفس تخریب، هیچ دفاعی ندارد. بنای ثبت ملی شده باید تحت حفاظت باشد، نه اینکه در نیمهشب، بیمجوز میراث و بدون پروانه، با لودر از ریشه کنده شود. شبانه بودن و سرعت عمل، خودش اعترافی ضمنی است: این کار آنقدر غیرقابلدفاع است که حتی تحملِ نور روز را هم ندارد. وقتی یک اثر ثبت ملی در قلب شهر اینگونه نابود میشود، مسأله فقط تخلف یک مالک خصوصی نیست؛ مسأله ساختاری است که قرار بوده حافظ این بنا باشد و خواب مانده، و بعد از بیدار شدن، تنها کاری که میکند ابراز تأسف و پیدا کردن یک مقصر انتزاعی است. در روایت رسمی، همه ناراضیاند و هیچکس مسئول نیست. نهادهای مختلف همه تکذیب یا محکوم میکنند، با این حال، کلیسا دیگر وجود ندارد. ما در وضعیتی زندگی میکنیم که در آن «مسئولیت» بهوفور یافت میشود، اما «مسئول» بهندرت دیده میشود. در این میان، هیاهوی شبکههای اجتماعی هم داستان خودش را دارد. بخشی از این خشم اصیل و محترم است، اما اگر کمی از موج فاصله بگیریم، یک سؤال ساده آزاردهنده است: این همه عاشقِ کلیسا، قبلاً کجا بودند؟ سالهایی که درِ بنا قفل بود، سقفش نم میکشید و از فعالیت فرهنگی خبری نبود، چند نفر برای مرمت یا تغییر کاربریاش تلاش کردند؟ امروز مرثیهخوانی برای کلیسایی که دیگر نیست، ارزانترین نوع فضیلتفروشی است؛ هزینهاش چند کلمه در شبکههای اجتماعی و چند عکس قبل/بعد است. البته نباید صدای کسانی را که سالها بیسروصدا مستندسازی و مطالبه کردهاند، با این موج احساسی یکی دانست. برای دیدن بناهای خاموش، لازم نیست زیاد دور شویم. همدورهایهای زیادی در کوچههای جنت یا خیابان چمران پشت دیوارهای نمکشیده دارند آهسته خاک میخورند و منتظرند نوبتشان در صف تصمیمهای شبانه فرا برسد. خانههایی که در عمل بین بیتفاوتی ساکنان شهر و بیبرنامگی مدیران گیر کردهاند. در اینجا یک سؤال صادقانه پیش میآید: آیا واقعاً هر خانهی قدیمی باید به هر قیمتی حفظ شود؟ خیلیهایمان اگر مالک خانهای پرهزینه و بدون درآمد باشیم، یا میفروشیم یا آرزو میکنیم کاش میشد بفروشیم. این پرسش، دفاع از تخریب نیست؛ یادآوری این واقعیت است که اگر میخواهیم مالک خصوصی را «حافظ میراث» بدانیم، باید اول کاری کنیم که زیر بار این میراث، زندگیاش خرد نشود. تا وقتی راهحل منصفانهای (از تسهیلات مرمت تا امکان بهرهبرداری) نداریم، شعار «حفظ همهی خانههای قدیمی» بیشتر شبیه یک شعار لوکس اخلاقی است. حساب نهادهای عمومی اما جداست. وقتی یک نهاد عمومی مالک بنای واجد ارزش است و آن را رها میکند، این دیگر مسألهی «نداشتن توان مالی» نیست؛ مسألهی اولویتهاست. نمیشود از یک طرف بنا را ثبت ملی کرد و «میراث ملت» نامید، و از طرف دیگر، در عمل آن را رها کرد تا آخرش زیر چرخ بولدوزر از بین برود. برگردیم به عنوان این نوشته؛ واقعیتی که این روزها در شبکههای اجتماعی میبینیم، بیشتر شبیه بخش دوم است: کلیسایی که حالا فقط نقشِ صحنه را بازی میکند تا ما روی آن مرثیههای خودمان را اجرا کنیم؛ مرثیهی سیاستزدگی، مرثیهی بیعملی و مرثیهی نمایشِ فضیلت. راستش کلیسای انجیلی، سالها پیش از آنکه تخریب شود، در وجدان جمعی ما تخریب شده بود. اگر قرار است این همه سوگواری، معنایی بیش از چند روز خشم مجازی داشته باشد، شاید باید از همین امروز برای بناهایی مرثیه بنویسیم که هنوز ایستادهاند؛ برای بناهایی که همین حالا میشود نجاتشان داد، نه وقتی که فقط آلبوم عکس «قبل و بعد» باقی مانده است. مرثیهی واقعی برای کلیسای انجیلی، نه در هشتگها و استوریها، که در تبدیل سوگِ امروز به مسئولیت فرداست. امیرسجاد غلامیان، کارشناسارشد طراحی شهری @CharTabaqeh
(۱۳۷۳) کلیسایی برای مرثیه @CharTabaqeh
🔺مشهد، بازنویسی حافظهی جمعی مفهوم حافظهی جمعی، نخستینبار توسط جامعهشناس فرانسوی، موریس هالبواکس، مطرح شد. او در کتاب حافظهی جمعی توضیح میدهد که حافظه صرفاً امری فردی و ذهنی نیست، بلکه در چارچوبهای اجتماعی شکل میگیرد. از نظر هالبواکس، حتی زمانی که انسان چیزی را به ظاهر بهصورت فردی به یاد میآورد، این یادآوری از خلال زبان، روایتها، ارزشها و فضاهای اجتماعی بازسازی میشود. در این میان، فضا نقشی اساسی دارد؛ خاطرهها در مکان تثبیت میشوند و مکانها به گذشته معنا میدهند. در ادبیات شهری، این ایده گسترش یافت و مفهوم حافظهی جمعی شهر شکل گرفت. بر این اساس، شهر صرفاً مجموعهای از عناصر کالبدی نیست، بلکه نوعی آرشیو زنده است که لایههای متنوعی از تجربه، روایت، تعلق و تاریخ را در خود نگه میدارد. شهر، گذشته را تنها حفظ نمیکند، بلکه آن را در زمان حال بازخوانی میکند و از این مسیر میان گذشته، حال و آینده پیوند برقرار میشود. اما حافظهی شهری امری خنثی و بیطرف نیست. در هر شهر، همواره این پرسش مطرح است که چه چیزی باید حفظ شود، چه چیزی باید دیده شود و چه چیزی باید به فراموشی سپرده شود. از همینجا پای قدرت به مسأله حافظه باز میشود. مدیریت شهری فقط خیابان و ساختمان را سامان نمیدهد؛ بلکه در عمل میتواند در حال بازنویسی حافظه و سازماندهی روایتهای مجاز شهر باشد. آنچه در سالهای اخیر در مشهد رخ داده، صرفاً تغییرات کالبدی یا پروژههای نوسازی نیست؛ بلکه نشانههایی از نوعی مداخله در حافظهی جمعی شهر را با خود دارد. گویی مدیریت شهری نه در پی خواندن روایتهای متکثر شهر، بلکه در پی یکدستسازی آن است؛ رویکردی که لایههای ناهمخوان، صداهای حاشیهای، نشانههای تاریخی و فضاهای حامل تنوع فرهنگی را از متن شهر حذف میکند. در چنین وضعیتی، «هویت شهری» نه بهعنوان امری زنده، چندلایه و برآمده از زیست شهروندان، بلکه بهمثابه تصویری رسمی، انتخابشده و قابلکنترل تعریف میشود. تخریب شبانهی کلیسای انجیلی در خیابان جنت مشهد را باید در همین چارچوب خواند. این کلیسا فقط یک ساختمان نبود، بلکه یکی از نشانههای حضور تاریخیِ اقلیتهای دینی و بخشی از حافظهی چندصدایی شهر به شمار میرفت. حذف آن، حذف یک بنای منفرد نیست؛ بلکه پاککردن یکی از ردهای تاریخی شهر از عرصهی عمومی است. وقتی مکانهای خاطرهمند از میان میروند، تنها کالبد شهر تغییر نمیکند، بلکه امکان بهیادآوردن نیز محدود میشود. مسألهی امروز مشهد تنها از دست رفتن چند بنای قدیمی نیست؛ مسأله، غلبه نوعی منطق شهری است که بهجای پذیرش تکثر تاریخی و فرهنگی، در پی تولید شهری با هویتی یکدست، تصفیهشده و فاقد ناسازههای تاریخی است. این همان نقطهای است که در آن، پروژههای توسعه شهری میتوانند به پروژههای حذف حافظه تبدیل شوند. این در حالی است که موضع رسمی و پیشینیهی تاریخی ایران نشان میدهد که تنوع قومی و هویتی در ایران، نه یک شکاف تهدیدآمیز، بلکه بخشی از سرمایهی اجتماعی و فرهنگی کشور است. هویت قومی، جزئی از هویت ملی است و وحدت ملی زمانی پایدار میماند که تفاوتهای قومی و مذهبی به رسمیت شناخته شوند، نه آنکه در فرایندهای یکدستسازی شهری و فرهنگی حذف گردند. از این منظر، حفظ نشانههای تاریخی و فرهنگیِ اقوام و گروههای مختلف، بخشی از حفظ انسجام و حافظهی جمعی شهر به شمار میآید. حسین ایمانی، دانشجوی کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه فردوسی @CharTabaqeh
(۱۳۷۲) مشهد، بازنویسی حافظهی جمعی @CharTabaqeh
♦️فعالان و سازمانهای مردمنهاد شهری برگزار میکنند: میزگرد مجازی با موضوع «شهر و کنشگری شهرسازانه: ترسیم وضعیت موجود و جستجوی مسیرهای ممکن» میزبان: مجمع کنشگران شهری همساخت ▫️زمان: چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۸ ▫️لینک دسترسی به نشست: meet.google.com/iqs-dquy-rtg
📣 کارگروه میلان( حمل و نقل شهری) با همکاری انجمن جامعه شناسی ایران دفتر خراسان رضوی برگزار میکند: 🔴 عدالت در خیابان ضرورت اصلاح سیاستهای حمل و نقل شهری به نفع همه شهروندان 💬 ارائهدهندگان: 💠 شیرین احمدنیا( رئیس انجمن جامعه شناسی ایران) 💠 صالح شریفی(پژوهشگر شهرسازی و مدرس دانشگاه) 💠 محمد نظرپور( پژوهشگر مطالعات شهری) 🗓زمان: چهارشنبه 28 آبان ماه ۱۴۰۴ | ساعت 17:30 📍مکان: پژوهشکده ثامن | سناباد ۴۱ ، تقاطع اول سمت راست ، شماره ۳۴
🔺بلندمرتبهسازی در تالار شهر شورای شهر مشهد در نظر دارد طرح بلندمرتبهسازی را در جلساتی بررسی نماید. چنین فرایند ارزشمندی، هنگامی دقیق و اثربخش خواهد بود که متخصصان به پشتوانههای مطالعاتی و علمی طرح دسترسی داشته باشند و گفتوگوها در فضای شفاف و عمومی برگزار شود. در این راستا، بنیاد چهارطبقه به نمایندگان شورای شهر مشهد پیشنهاد میکند که: ۱- مطالعات پشتیبان و مستندات کامل طرح بلندمرتبهسازی (شامل پیوستهای محیطزیستی، اجتماعی، اقتصادی، ترافیکی، پدافند غیرعامل و...) بهصورت عمومی منتشر شود. ۲- درهای جلسات بررسی طرح بهروی عموم مدیران، متخصصان، دانشجویان، سرمایهگذاران، نمایندگان نهادها و شهروندان باز شود و جلسات در فضای عمومی و شفاف بررسی شود. @CharTabaqeh
(۱۳۷۱) بلندمرتبهسازی در تالار شهر @CharTabaqeh
دکتر جابریمقدم: چرا در طی دهههایی که از برنامهی توسعهی مدرن در ایران گذشته، تکلیف سه موضوع زیر مشخص نشده است؟ ۱- آمایش سرزمین ۲- طرح جامع مسکن ۳- طرح جامع حملونقل http://meet.google.com/uep-bdzs-bdc
بیانیهی بنیاد چهارطبقه دربارهی طرح بلندمرتبهسازی مشهد شهر مشهد به عنوان دومین کلانشهر کشور و یکی از مهمترین مقاصد زیارتی و فرهنگی ایران، در دهههای اخیر با چالشهای جدی در حوزهی مدیریت زمین، توسعهی کالبدی، و حفظ میراث تاریخی خود مواجه بوده است. در شرایطی که بحرانهایی چون فرونشست زمین، کمبود منابع آبی، فشار بر زیرساختها، و نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی روزبهروز افزایش مییابد، اقدامات متعدد و گستردهای که هریک میتواند تشدیدکنندهی شرایط بحرانی مشهد باشد، در جریان است؛ بلندمرتبهسازی در بافت اطراف حرم مطهر نهتنها متوقف نشده، بلکه پروژههای بدون مجوز قانونی، با فشار افراد و نهادهای قدرتمند و ذینفوذ در حال ساختوساز است؛ ادارهکل میراث فرهنگی، حفاظت از بافت تاریخی شهر بر عهدهی مشاوری گذاشته که طی سه دههی اخیر، بزرگترین توجیهکنندهی تخریب آثار تاریخی بوده است؛ و در نهایت، آستان قدس رضوی بهدنبال توسعهی افقی شهر به سمت اراضی شرق مشهد است، اراضی که تنها بخشی از آن، هماکنون بهعنوان مزرعهی نمونهی کشاورزی در حال فعالیت است. در چنین شرایطی، تهیه و ارائهی طرح بلندمرتبهسازی، بیش از آنکه بهعنوان یک سند توسعهای در چارچوب یک سیاست منسجم و یکپارچه تلقی شود، به سندی توجیهی برای بهرهبرداری افراطی از شهر شباهت دارد. ادعای طراحان، مبنی بر آنکه بلندمرتبهسازی موجب «جلوگیری از رشد افقی»، «صیانت از بافت تاریخی»، «تأمین مسکن» یا «ایجاد برند شهری» میشود، بدون ارائهی پشتوانههای فنی و تحلیل اقتصادی-اجتماعی، فاقد اعتبار علمی است و تنها زمانی قابل صحتسنجی خواهد بود که تمامی مستندات آن بهصورت کامل و عمومی منتشر شود. از یکسو، بیتوجهی طرح به مسائل مهمی چون بحران فرونشست زمین و نادیده گرفتن مصوبهی صریح شورای عالی شهرسازی و معماری، مبنی بر ممنوعیت بارگذاری مازاد بر اراضی در معرض فرونشست، از مهمترین نواقص طرح بلندمرتبهسازی مشهد است، و از سوی دیگر، استفادهی ابزاری از واژگان و اصطلاحات تخصصی، نظیر توسعهی مبتنی بر حملونقل (TOD)، اعتبار علمی طرح را خدشهدار کرده است. بنیاد چهارطبقه ضمن تأکید بر ضرورت تعیین الگویی منسجم برای توسعهی همهجانبهی شهر مشهد، بلندمرتبهسازی را تنها در قالب چنین الگویی توجیهپذیر میداند، که با لحاظ نکات زیر قابل بررسی خواهد بود: ۱- اصلاح رویهی بررسی طرح و انتشار تمامی مستندات (شامل گزارش اصلی و تمامی پیوستها) بهصورت عمومی؛ ۲- ارائهی پیشنهادهای محدود، متناسب با افق زمانی طرح، بهنحویکه حق تصمیمگیری برای آیندگان را نیز تضمین نماید؛ ۳- ارائهی پیشنهادهای هدفمند در نواحی دارای زیرساخت کافی، دسترسی مناسب و فاقد آثار جبرانناپذیر محیطزیستی؛ ۴- تعیینتکلیف و تصویب طرح بلندمرتبهسازی و جلوگیری از صدور هرگونه مجوز موردی و موضعی، با استفاده از خلاء طرح یکپارچه؛ بنیاد چهارطبقه اعتقاد دارد که مشهد نیازمند تصمیمگیری آگاهانه، شفاف و مبتنی بر دانش است و میتوان با عقلانیت، گفتوگو و مشارکت جمعی مسیر توسعهی شهر را به سوی آیندهای متوازن و انسانی هدایت کرد. @CharTabaqeh
دکتر جابریمقدم: در رابطه با مشهد با تناقضی اساسی مواجهیم، از طرفی میخواهیم چندین هزار هکتار به اسم توسعهی افقی به شهر الحاق میکنیم و از سوی دیگر، در بخشهای زیادی از شهر بستر بلندمرتبهسازی را فراهم میکنیم. http://meet.google.com/uep-bdzs-bdc
دکتر جابریمقدم: به لحاظ محتوایی با بررسیهایی که صورت گرفته، این طرح اشکالات اساسی دارد؛ تنها محتوای این طرح سوداگری است. http://meet.google.com/uep-bdzs-bdc
دکتر جابریمقدم: در کشور ما هنوز، امکان بررسی تأثیر باد در ساختمانهای بلندمرتبه به لحاظ فنی وجود ندارد، شاید بتوانیم در مورد تکبناها گمانههایی داشته باشیم ولی در رابطه با پهنهها خیر. http://meet.google.com/uep-bdzs-bdc
چهارطبقه pinned «لینک نشست: meet.google.com/uep-bdzs-bdc»
لینک نشست: meet.google.com/uep-bdzs-bdc
چهارطبقه pinned «همراهان گرامی، در صورت قطع شدن نشست فعلی، ادامهی نشست در لینک زیر برگزار خواهد شد: meet.google.com/uep-bdzs-bdc فعلاً نشست در لینک پیشین ادامه دارد.»
همراهان گرامی، در صورت قطع شدن نشست فعلی، ادامهی نشست در لینک زیر برگزار خواهد شد: meet.google.com/uep-bdzs-bdc فعلاً نشست در لینک پیشین ادامه دارد.