tgindex
Cɪɴᴇᴍᴀ Tᴡᴇᴇᴛs | سینما توییتز

Cɪɴᴇᴍᴀ Tᴡᴇᴇᴛs | سینما توییتز

Статистика

تبلیغات و ارسال توییت: @CW9style

Последний пост
16 янв. 2025 г.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
1 966
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 117
20 постов
Вовлечённость
209,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‍ ساختار فانتزى اساساً نجات بخش است. بدان علت كه فانتزى به جاى تامين جواب در سطح تفكر، صحنه‌اى برپا مى‌كند، مى‌تواند جنبه الزاما نامرئی ساختار نمادين را به ما نشان بدهد. فانترى سوژه را به فراتر از قواعد حاكم بر تجربه ممكن – فراتر از محدوديت‌هاى فهم – مى‌برد و به سبب آن، چنانکه در هركدام از فيلم‌هاى لينچ ديديم، ناممكن را تجسم مى‌كند. تصور فراسو از يک سو سوژه را چنین اغوا مى‌كند که گویا او به ابژه‌ای كه واقعاً در اختيارش نيست دسترسى دارد؛ اما از سوى ديگر٫ سناريوى خيالى امكان ورود به مكانى را به سوژه مى‌دهد که در آن جا قواعد رايج معتبر نيست. ما با فرورفتن در فراسو و اعتقاد به منطق فانتزى نظم متفاوتى از عليّت رادر دنياى پدیداری القا می‌كنيم. به اين لحاظ، همذات انگاری كامل با انحراف فانتزى، عملى اخلاقى است كه در آن به كلِ عرصه بازنمايى و دستورات قانون نمادين بى‌اعتنا مى‌شويم. فانتزى تنها وقتى امكان كشف آزادى ما را به ما مى دهد كه آن را نه گريز از واقعيت خود بلكه واقعى‌تر از واقعيت خود بدانيم. امر واقعى در تقلب آشكار فانتزى نمايان مى‌شود. ما با همذات‌انگارى كامل با فانتزى به منزله چيزى واقعى، اختلال خيالى در هستى را بر خود هستى ترجيح مى‌دهيم – و به اين واسطه شكاف ساختار ايدئولوژى و رخنه در قلمرو عليّت را ترجيح مى‌دهيم. با قبول فانتزى خود به طور همگانى و ترک ایده فانتزى به منزله عقب نشينى شخصى از دنيا، عملى ناظر بر اخلاق جمعى انجام داده‌ايم.(۱) سينما مكان ممتاز تسهيل چنین اعمالى است، چون فرم آن نمايش فانتزى شخصى به شكل همگانى است. اما سينما براى تحقق اخلاق فانتزى بايد بتواند فانتزى را تا نقطه انتها تعقيب كند. ديويد لينچ با جداكردن دنياى فانتزى به منزله قلمرو مجزا در چارچوب تجربه سينمايى اين كار را انجام مى‌دهد. او به ما نشان مى‌دهد كه سرسپاری مطلق به فانتزى شخصى، آزادى را برای سوژه به ارمغان مى‌آورد. نزد لينچ، فانتزى نه عقب نشينى خيالى از واقعيت ناخوشايند، بلكه مسيرى است كه ما را به فراسوى محدوديت‌هاى كاذب واقعيت روزمره مى‌برد، ما با تعهد مطلق به فانتزى، سرشت خود واقعيت را تغيير می‌دهیم. – سینمای دیوید لینچ (تحلیلی بر پایه اندیشه‌های فروید، لاکان و هگل)؛ تاد مک‌گوان؛ ترجمه محمدعلی جعفری ۱. كانت آزادى و عمل ناظر بر اخلاق جمعى را به يک معنا می‌گیرد. توانايى انجام دادن عمل اخلاقى ثابت مى‌كند که ما آزاديم، و تنها به وسيله عمل اخلاقى مى‌توانيم خودآيينى خود را تایید كنيم. هر چند سوژه آزاد مى‌تواند عمل اخلاقى را انتخاب نكند، اما تصميم به عدم انتخاب، نشانه تأثير عوامل آسيب شناختى و در نتيجه فقدان آزادى است. «دیوید لینچ: ۲۰۲۵-۱۹۴۶»

  • مقایسه‌ی سایز اژدهایان دنیای گیم آف ترونز @CinemaTweets | Arash

  • بدون شرح… @CinemaTweets | Arash

  • без подписи

  • 6.01 “Wine and Roses”🥀 #BetterCallSaul @CinemaTweets | annie

  • نقد فصل ۴ سریال اتک آن تایتان و بررسی پایان بندی مانگا #نقد_سریال @Cinematweets

  • یکی نولان رو از برق بکشه تا همه‌ی فیلم رو تعریف نکرده؛ روزی سه‌تا مصاحبه می‌کنه تو هر کدومم یه اسپویل ریز: این‌جاش سوبژکتیوه، وسطش گریه می‌کنید، آخرش مثل اینسپشنه، ترانه‌ی انتهاییش رو شادمهر خونده. ‏یه کم عزت نفس داشته باش مرد، تو نولانی باباجان باربی انقدر ترس نداره :)) @Cinematweets | احسان آهنی

  • ‍ ‍ فروش فیلم و سریال‌هایِ مبتذل، با کمکِ افرادی تضمین می‌شود که هنرشان رذالت است. به‌جایِ توانایی هنری، آموزش، خلاقیت و... به رذالت نیاز دارند: هرچه رذل‌تر، محبوب‌تر و موفق‌تر. به این برشِ کوتاه از به‌اصطلاح طنزشان نگاه کنید. این جملات اگر از حلقوم یک آخوندِ منبری یا بسیجی خارج شده بود، شبکه‌های اجتماعی مملو شده بود از ابراز خشم به کسانی‌‌که بازداشت می‌کنند، شکنجه و تجاوز می‌کنند و به زخمِ بازداشتی و قربانی تجاوزِ حکومتی می‌خندند. اما وقتی نمک ریختن روی زخم، به سلبریتی و بخش خصوصیِ فرهنگی برون‌سپاری می‌شود، آب از آب تکان نمی‌خورد. اگر انگشت‌شمار نقدی هم شکل بگیرد یا کاملا در حاشیه می‌مانند یا حتی جمعیتی از مسخ‌شدگانِ سلبریتیسم، با هزار و یک استدلال روی تعفنِ سلبریتی محبوب‌شان ماله می‌‌کشند یا از آن بالاتر به منتقد می‌گویند: این کار خودش انتقاد به سیستم است! جمهوری اسلامی گونه‌ای از سوپرستار را تولید کرده که می‌توان نامِ وزینِ سلبریتی بسیجی را به آن اطلاق کرد. سلبریتی‌بسیجی، بخشِ خصوصیِ رذالتِ حکومتی است. پژمان جمشیدی، نقشی را به عهده می‌گیرد، اگر به عهده‌‌ی "مجید بنی‌فاطمه" گذاشته می‌شد، نفرت از جمهوری اسلامی را تشدید می‌کرد. اما معجزه‌ی سلبریتی‌‌بسیجی این است که نه تنها نفرت تولید نمی‌کند، بلکه کاری می‌کند تا مخاطب به تجاوز جنسی در زندان‌های جمهوری اسلامی بخندد. (اگر هم نخدد لااقل بداند با تجاوز هم می‌شود شوخی کرد.) او تجاوز جنسی توسط حکومت را سخیف و عادی‌سازی می‌کند. سلبریتی بسیجی‌ها دقیقا عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی هستند که تسمه‌های‌شان در دست حکومت است تا بی‌توجه به شرایط حاکم بر جامعه، استفراغِ ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی را از طریق صنعت سرگرمی در خانه‌های مخاطبان توزیع کنند. سلبریتی‌بسیجی، از لحاظ پوشش با آخرین مدهای هالیوود همراه است، ظاهرش هیچ شباهتی به بسیجی ندارد، گاهی با تقسیم کار رسانه‌ای، طوری لباس می‌‌پوشد که بسیجیِ اورجینال به او چند فحش نثار کند (این فحش‌ها سلبریتی قصه‌ی ما را به قهرمان اعتراض هم تبدیل می‌کند)، به یورو دستمزد می‌گیرد و به ریال خرج می‌کند، در پنت‌هاوس چندصد میلیاردی در شمال تهران می‌نشیند و قبل از خواب در اینستاگرام‌اش می‌نویسد: «منفی‌نگر نباش.» @Cinematweets | Blackfishvoice

  • ژان-لوک گدار: «ژاک روزیه در کایه دو نبود ولی به تنهایی یک موج‌ نوی تمام و کمال بود.» Jacques Rozier (1926-2023) @Cinematweets

  • 🎥 Twin Peaks @Cinematweets | Arash

  • اوه اوه پول اینا رو بدین تا بگامون ندادن #Succession @Cinematweets | Arash

  • 🎥 Marvelous Mrs. Maisel @Cinematweets | Arash

  • مدتی بود که دنبال یه سریال خوب بودم که ناگهان با این سریال “میلیاردها” آشنا شدم سریالی که با توجه به ژانر آن که درام هست اصلا خشک و خسته کننده نیست و این قدر پتانسیل بالایی داره که در اولین اپیزود آن شما رو شکار خودش میکنه و دو کارکتر اصلی این ماجرا میبینم ویژگی مشترکشون باهوش بودن هست و دست به هر کاری میزنن حتی شرافتشون لکه‌دار می‌کنن که صدر قدرت بمونن و سمت دیگری رو شکست بدن، جنگی که خیلی لذت داره به شدت توصیه می کنم. #پیشنهاد_سریال @Cinematweets | Hossein

  • هی همه جا میگن pilot لاست بهترین بود و این حرفا. خب اگه خوب بود پس چرا هواپیما سقوط کرد؟ @Cinematweets | Arash

  • هنوز میبینم که تو گروه های سینمایی هی به همه میگن تاپ تن بده،باو به چه زبونی بگیم: ۱۰.دوستان عزیز ۹.واقعا ۸.ده ۷.سریال ۶.برتر ۵.وجود نداره ۴.و نمیشه ۳.تاپ تن ۲.داد ۱.سوپرانوز @Cinematweets | Arash

  • جالبه بدونین که کریستوفر نولان برای فیلم اینتراستلار،که بعد ها دانشمندان ازش به عنوان منبع برای کشف سیاه چاله استفاده کردن، یه مزرعه ذرت واقعی کامل کاشت و بعد از فیلم با فروش ذرت ها سود کرد!!!! #Fact @Cinematweets | Arash

  • نیازی نیست هر اثر هنری‌ای را تعبیر و تفسیر کنیم و بکر بودنش را از بین ببریم. فیلم تکان‌دهنده‌ی ژووافسکیِ لهستانی، تسخیر (Possession، ۱۹۸۱) چنین خاصیتی دارد؛ پر از رمز و راز و به شکل بی‌رحمانه‌ای خشن و زننده. فیلمی که حتی یک لحظه هم متوقف نمی‌شود و چنان ذهن را تسخیر می‌کند که بعد از پایانش باید کمی بنشینید، مکث کنید و دنیای غریب‌ش را درون‌تان هضم کنید. طبعاً نوشتن درباره‌ی چنین فیلم عجیبی، ساده نیست و چنان که گفتم، نیازی هم به این کار نداریم. بلکه حس و حال توصیف‌ناشدنیِ فیلم، تمام آن چیزی‌ست که باید دریافت کنیم. این اثر آنقدر بزرگ است که پای خود را به دیگر جنبه‌های هنر هم باز می‌کند. به‌گونه‌ای که گروه تریپ‌هاپ شناخته‌شده‌ی Massive Attack در ساخت یکی از موزیک‌ویدیوهای خود یعنی Voodo In My Blood از آن الهام میگیرد. داستان این ترک حول یک تفکر توهم‌آور و ترسناک برای شخصیت اصلی می‌چرخد که از رابطه‌ای جدید، هرچند خوب یا بد می‌ترسد. اتفاقی که در موزیک‌ویدیو به رباتی تشبیه می‌شود که او را کنترل می‌کند. در یوتیوب ببینید. @Cinematweets

  • توئین پیکس: بازگشت – دیوید لینچ – در میان آینده تاریک گذشته – جادوگر به انتظار آوایی است – بین دو جهان که بر او بانگ زند – آتش؛ با من گام بردار… – نقاشی از دیوید لینچ @Cinematweets | CinemaParadisooo

  • без подписи

  • تصمیم گرفتم اینجا رو تا از این خراب تر نشده تمومش کنم ممنون از همه کسایی که تا اینجا باهامون بودن و همچنین از ادمین ها بدرود @They_call_me_sami