CINEMACENTER
Статистикаارتباط با ما : @Kami_it @PostRocker کانال معرفی و نقد اثار سینمای جهان و ایران،موسیقی کانال موسیقی ما @IMPRESSIONS
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 46
- 1/48двое суток
- 52
- 1/72трое суток
- 56
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
برد پیت معتقد است هوش مصنوعی، اگر بهعنوان یک ابزار و نه جایگزین هنرمندان استفاده شود، میتواند به حل یکی از مشکلات مهم امروز هالیوود کمک کند: دشواری تأمین بودجه برای فیلمها با بودجه متوسط. او میگوید استفاده از هوش مصنوعی میتواند هزینههای سنگین تولید، بهویژه در بخش جلوههای ویژه بصری، را کاهش دهد و امکان ساخت فیلمهایی با بودجه حدود ۴۰ تا ۹۰ میلیون دلار را بیشتر کند. پیت با وجود مخالفتهای گسترده با هوش مصنوعی در صنعت سینما، معتقد است این فناوری میتواند فرصتی برای فیلمسازانی باشد که پروژههای جاهطلبانه اما پرهزینه دارند و در شرایط فعلی شانس چندانی برای دریافت بودجه از استودیوهای بزرگ ندارند. با این حال، پیت با استفاده از هوش مصنوعی برای جایگزین کردن بازیگران واقعی مخالف است. از نگاه او، کاربرد اصلی و مفید هوش مصنوعی در هالیوود باید پشت دوربین و بهخصوص در حوزه جلوههای ویژه باشد؛ ابزاری برای کاهش هزینهها و زنده نگه داشتن فیلمهای کارگردانمحور و با بودجه متوسط که ساختشان روزانه دشوارتر میشود. @cinemacenterch
@cinemacenterch
@cinemacenterch
مجله والچر فهرست ۱۰۰ کارگردان قدرتمند هالیوود را منتشر کرده و معتقد است پس از سالها سلطه فرنچایزها و جهانهای سینمایی، کارگردانها دوباره به مهمترین چهرههای صنعت فیلم تبدیل شدهاند. این رتبهبندی بر اساس نظر مدیران استودیوها، تهیهکنندگان، مدیر برنامهها، روابط عمومیها و روزنامهنگاران و با در نظر گرفتن معیارهایی مانند کارنامه هنری، موفقیت تجاری، کنترل خلاقانه، اعتبار حرفهای، محبوبیت و چشمانداز آینده تهیه شده است. این نشریه همچنین تأکید کرده که فهرست، بازتاب ساختار قدرت فعلی هالیوود است؛ ساختاری که همچنان عمدتاً در اختیار مردان سفیدپوست قرار دارد. بیست کارگردان برتر از نگاه والچر به ترتیب: 1- کریستوفر نولان 2-رایان کوگلر 3-دنی ویلنوو 4-گرتا گرویگ 5-کوئنتین تارانتینو 6-جیمز کامرون 7- استیون اسپیلبرگ 8-مارتین اسکورسیزی 9-جردن پیل 10-پل توماس اندرسون 11-فیل لرد و کریستفر میلر 12-رایان جانسون 13- دیوید فینچر 14- آلخاندرو گونسالس ایناریتو 15-بونگ جون هو 16-گییرمو دلتورو 17-زک کرگر 18-امرالد فنل 19-جیمز گان 20-جیمز منگولد @cinemacenterch
فیلم «ادیسه» (The Odyssey) به کارگردانی کریستوفر نولان در نخستین آخر هفته اکران خود ۱۲۴.۵ میلیون دلار فروش داشته است. این بهترین افتتاحیه فیلمی از کریستفر نولان از زمان نمایش «شوالیه تاریکی برمیخیزد» (The Dark Knight Rises) با فروش ۱۶۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۲ است. «ادیسه» سومین افتتاحیه بزرگ سال محسوب میشود. دو فیلمی که بالاتر از «ادیسه» قرار میگیرند عبارتند از «داستان اسباببازی ۵ » با ۱۵۹ میلیون دلار و «فیلم سوپر ماریو گلکسی» (The Super Mario Galaxy Movie) با ۱۳۱ میلیون دلار. سالنهای فرمت بزرگ (Premium Large Formats) سهم چشمگیر ۵۳ درصدی از فروش داخلی فیلم را به خود اختصاص دادهاند. از این آمار، آیمکس (IMAX) بهتنهایی ۵۱.۸ میلیون دلار فروش داشته که معادل ۲۳ درصد از کل فروش جهانی بلیتهای فیلم است. قابل ذکر است که این افتتاحیه از آن جهت چشمگیرتر است که «ادیسه» درجهبندی سنی R دارد؛ یعنی تماشای آن برای افراد زیر ۱۷ سال بدون همراهی بزرگسال محدود است و همین موضوع میتواند تعداد مخاطبان بالقوه را کاهش بدهد. @cinemacenterch
نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما نامزدهای بخش فنی @cinemacenterch
نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما نامزدهای بخش ترجمه @cinemacenterch
نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما نامزدهای بخش تآلیف @cinemacenterch
نهمین دوره جایزه کتاب سال سینما @cinemacenterch
"زیباترین آهنگ جهان را بنواز... صدایم کن" عمو حبیب در میانهی جراحی قلب باز، دچار سکتهی مغزی شد و وقتی بههوش آمد، توانایی سخن گفتن را از دست داده بود. پزشکان گفتند این وضعیت ممکن است دائمی باشد؛ هرچند احتمال اندکی وجود دارد که قدرت گفتار، نه مانند گذشته، بلکه بهتدریج و تنها در بخشهایی، بازگردد. وقتی این را شنیدم، عمیقاً اندوهگین شدم. با خودم تصور کردم اگر جای روشنک، بردیا یا بابک بودم، تنها آرزویم شنیدن دوبارهی صدای پدرم بود؛ و هیچ آهنگی در جهان زیباتر از آن نبود که او دوباره نامم را صدا بزند. از همین احساس، آهنگی در درونم شکل گرفت: "زیباترین آهنگ جهان را بنواز... صدایم کن" برای همهتان آرزو میکنم زیباترین آهنگ زندگیتان هرگز خاموش نشود؛ آواهایی که دوستشان دارید، صداهایی که به جهان شما معنا میبخشند. لینک دانلود از Bandcamp (کیفیت بالای WAV) : • امکان دانلود از ایران بدون نیاز به PayPal تنها با داشتن ایمیل و وارد کردن 0 در کادر مبلغ • یا دریافت با مبلغ دلاری دلخواه از طریق PayPal https://naformmusic.com/s/s81n7 لینک دانلود از وب سایت (MP3 320) : • دریافت با مبلغ تومانی دلخواه ( 0 تومان یا بیشتر) https://naformmusic.com/s/u8ne7
مستند 76 دقیقه و 15 ثانیه با کیارستمی نویسنده و کارگردان: سیف الله صمدیان این پرتره سینمایی، هنرمندی را به تصویر میکشد که رویکرد کمنظیرش به هنر و زندگی او را تبدیل به یکی از پرشورترین تحسینکنندگان «زندگی» کرده بود. هدف اصلی این فیلم نمایش ۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه از لحظاتی دیدهنشده از زندگی و کار عباس کیارستمی است به احترام و به یادگار ۷۶ سال و ۱۵ روز از سفر خلاقانه مردی که در دهه هفتاد زندگیاش حتی، گویی جهان را از چشم کودکی هفت ساله میدید؛ پر از تازگی و شگفتی بیآنکه به «روزمرهگی در نگاه» دچار شود. @cinemacenterch
شهرنوش پارسیپور، نویسنده معاصر ایران، جمعه شب ۱۲ تیرماه ۱۴۰۵ در سن ۸۱ سالگی در پی سکته قلبی در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو درگذشت. پارسیپور که متولد ۱۳۲۴ تهران بود، تحصیلات خود را در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه تهران و سپس در رشته زبان و فرهنگ چینی در دانشگاه سوربن فرانسه به پایان رساند. او فعالیت گسترده خود در عرصه داستاننویسی را از دوران جوانی آغاز کرد و با خلق آثاری همچون «سگ و زمستان بلند» و «طوبا و معنای شب» به یکی از چهرههای ادبیات داستانی ایران تبدیل شد. پارسیپور در کارنامه خود آثار دیگری چون «عقل آبی»، «شیوا»، «آسیه در میان دو دنیا» و مجموعهداستان «آویزههای بلور» را نیز جای داده است. این نویسنده پیشتر با ناصر تقوایی، کارگردان سرشناس سینما، ازدواج کرده بود. @cinemacenterch
شهرنوش پارسیپور در ۸۱ سالگی درگذشت @cinemacenterch
مستند ماندن با نماندن؛ زندگی و کار منوچهر فرید | 2023 منوچهر فرید بازیگر دوران طلایی هنرهای نمایشی ایران در دهههای چهل و پنجاه، اگر بر سر دوراهی عشق و وظیفه، علاقهی عمیقش به هنر را برمیگزید، میشد یکی از دهها بازیگر همنسلش که در دو دورهی کاری قبل و بعد از انقلاب ۵۷ فعال بودهاند. برای فرید اما دورهی "بعد" وجود نداشت. به او گفتند که دیگر نباید بماند. رفت و در عوض، بر سر اعتقادش ماند. خودش فروتن است و تودار. اما همراهان زندگی و کار منوچهر فرید در مستند "ماندن با نماندن" به ما شرح حالی میدهند از این که مهاجرت او چه قدرش تصمیم بود و چه قدر اجبار، از آن چه که بر او گذشت و آنچه حالا و در ۸۶ سالگی، ۴۵ سال بعد از توقف بازیگری، در ذهن و دلش جاریست. با حضور: منوچهر فرید، بهرام بیضایی، پرویز صیاد و زهره ندائي (فرید) تصویر، تدوین، صدا: ندیم بدیعی موسیقی: باربد بیات دستیار صدا: ساناز حسینی تولید: رسانه پارسی @cinemacenterch
منوچهر فرید، بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون که همنسل پرویز فنیزاده، جمشید مشایخی و... بود، در شهر ملبورن، استرالیا چشم از جهان فروبست. منوچهر فرید متولد ۱۳۱۶ بود. او پس از تجربههای مختلف تئاتری از اجراهای صحنهای گرفته تا نمایشهای زنده تلویزیونی، به خصوص همکاریهای متعدد با حمید سمندریان، از اوایل دهه ۴۰ همانند تعدادی دیگر از همدورهایهای خود، پا به سینما گذاشت. «خشت و آیینه» ساخته ابراهیم گلستان اولین تجربه سینمایی منوچهر فرید است و او تا پیش از ترک همیشگی ایران در سال ۱۳۵۸، در طول ۱۴ سال در ۱۵ فیلم سینمایی بازی میکند. در سال ۱۳۵۷، منوچهر فرید در نمایش «آدمهای ماشینی»، اثر «کارل چاپک» به کارگردانی حمید سمندریان مشغول تمرین بود که این نمایش به دلیل مصادف شدن با انقلاب تعطیل شد. «آدمهای ماشینی» آخرین نمایش تلویزیونی فرید بود. از فیلمهایی که فرید ایفای نقش کرده میتوان به «غریبه و مه»، «چریکه تارا»،«کلاغ»، «رگبار»،«میراث من جنون»، «بلوچ»، «صدای صحرا» و... اشاره کرد. وی در سریالهای تلویزیونی نظیر «دلیران تنگستان» نیز حضور داشته است. @cinemacenterch
بهروز رضوی بازیگر، دوبلور و از صداهای ماندگار درگذشت. فرهنگ جولایی، پیشکسوت رادیو و از بستگان بهروز رضوی این خبر را تایید کرده است. بهروز رضوی از چندی پیش در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانی در کرج بستری بود و ساعت ۲۳ شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ماه در همین بیمارستان دار فانی را وداع گفت. بهروز رضوی که طی ماههای اخیر در بیمارستان بستری بود، با تشخیص تیم پزشکی و پس از اطمینان از ثبات وضعیت سلامت، مرخص شد و به منزل بازگشت. او همچنان تحت درمان و مراقبت بود و بهتازگی به دلیل تشدید بیماری مجددا به بیمارستان انتقال یافته بود. بهروز رضوی از گویندگان قدیمی رادیو بود که سالها با صدای گرم و رسای خود در برنامههای مختلف رادیویی، به ویژه در حوزه ادبیات و شعر، همراه مخاطبان بوده است. این پیشکسوت رادیو در برخی آثار سینمایی و تلویزیونی و همچنین آثار شبکه نمایش خانگی به عنوان بازیگر حضور داشته است. او همچنین «مستند ایران» به کارگردانی زندهیاد حمید مجتهدی را هم از سالهای دور گویندگی کرده است. @cinemacenterch
@cinemacenterch
از اینجا رقابتی بین پدر و پسر بر سر رعنا شکل میگیرد که یادآور فیلم غزل (۱۳۵۵ - مسعود کیمیایی) است. رقابت عشقی بین دو دوست یا دو برادر و در اینجا بین پدر و پسر که منجر به کشته شدن معشوق میشود درامی جذاب است که مسبوق به سابقه هم هست. اگر شخصیت پردازی علی و بازی حامد بهداد در نیمه دوم فیلم و هنگام رقابت عشقی با پدرش، خوب پرداخت شده بود میتوانست یکی از شاهکارهای سینمای ایران باشد. در اواخر فیلم هم چرخش یکباره رعنا از پول و ثروت به عشقی که تازه شکل گرفته و ریشهای ندارد باورپذیر نیست. علی هم که اکنون نه شغلی دارد نه آهی در بساط، نمیتواند کمک حالی برای رعنا باشد و باری مضاعف بر دوش اوست. بازی لیلا حاتمی در نیمه دوم فیلم سرد و بی روح است. نه حس پشیمانی را به خود میگیرد و نه قاطع در تصمیم خود است. حتی شبیه زنی که عاشق شده نیست. در پایان فیلم، دفن جنازه رعنا در خانه، در حالی که قتل او در بیرون از خانه بوده و غلام میتوانست جسد او را در بیابان بسوزاند یا دفن کند توجیهی ندارد. کشته شدن رضا هم که در این رقابت نقشی نداشت دلیل موجهی ندارد و اتفاقاً اگر بعد از کشته شدن پدر و برادرش، او زنده میماند شاهد قصه بهتری بودیم. در پایان ذهن تماشاگر درگیر آن میشود که حق با پدر بود یا پسران؟ فیلمساز عامداً یا سهواً از ابتدا شروع به بد گویی و بد نشان دادن پدر میکند. فیلم با نقشه قتل پدر توسط دو برادر آغاز میشود و با همین نیت پیش میرود. در پرده اول فیلمنامه همه دیالوگها و رفتارها مبنی بر شیطان صفت بودن پدر است در حالی که در تصویر چنین شدتی را نمیبینیم. هر دو برادر که در زندگی شخصی و کاری موفق نیستند همه مشکلات را بر گردن پدر میاندازند و فقط فکرشان این است که با فروش خانه یا نوسازی آن، به سعادت میرسند و هیچ تلاش دیگری ندارند. پدر حق دارد که خانه را نفروشد زیرا با زرنگی، خانه مادری علی را که انقلابیون مصادره کرده بودند از دولت خریداری کرده. از طرفی او به پسرانش که دیگر سنی دارند و هر دو شاغل هم هستند پولِ جیبی میدهد. غلام که سالها مجرد زندگی کرده و در زمان تأهل هم عشق و مهری ندیده حق دارد که برای نیازهای جنسی خود از روسپیان استفاده کند. هنگامی که او میخواهد رعنا را به خانه بیاورد به پسرانش میگوید که فکر و خیالی نکنند اما علی خلاف آن عمل میکند و پدر را خشمگین میکند. علی میتوانست برای خودش دوست دختر و همدمی دیگر بیابد و چشم به زنی مطلقه که پدرش نشان کرده نداشته باشد. این موضوع باید دور از اخلاق و دایره فکری علی باشد که خود را روشنفکر میداند. یادمان نرود که پدر سالهاست با این فکر که خودش پدر رضا نیست و همسر دومش به او خیانت کرده، گذرانده و شاید به همین دلیل به مواد و مسکرات روی آورده اما با این وجود به روی رضا نیاورده و او را دوست میدارد و هوایش را دارد اما علی که در جریان قتل مادر رضا بوده سکوت اختیار کرده و با این وضع کنار آمده. رعنا هم اگر زنی پاکدامن بود با پول خام نمیشد. در سکانسی که پدر در راهرو به رعنا پول میهد و او ابتدا نمیپذیرد اما غلام اصرار میکند و حتی توسط رعنا مورد ضرب و شتم قرار میگیرد اما پول را به او میدهد، کات میشود به پلانی که رعنا بهت زده در حال شستن دست و صورت و لباس زیرش است!!! این پلان تداعی کنند تعرض به رعناست. در صورتی که چنین نیست. از این نوع پلانها و میزانسنهای تعجب برانگیز در فیلم کم نیست. بطور مثال در پلانی که غلام و پسران مهمان خانه رعنا هستند در میزانسنی که دور میز نشستهاند رعنا باید بین غلام و علی قرار میگرفت نه روبروی علی. یا هنگامی که پدر مردانگی علی را زیر سوال میبرد و میگوید: «علی باید دختر میشد» نما از غلام کات میشود به نگاه رعنا به علی. در حالی که باید کات بعدی به علی باشد تا موقعیت شکننده او را در این لحظه نمایش دهد. پس از آن هم نما کات میشود به نمای بیاهمیتی که رضا در آن سیگارش را روشن میکند. یا صحنهای که علی هنگام صرف شام با پدر و برادرش در خانه، مشغول کتاب خواندن است و ... تنها میزانسنهای فیلم نیست که در برخی موارد تماشاگر را گمراه میکند بلکه تدوین و نمای نقطه نظر هم در برخی سکانسها اشکال اساسی دارد. بطور مثال، اولین پلان رعنا که در مغازه غمخوار قدم میزند نمای نقطه نظر معلوم نیست از طرف کیست. در صحنه بعدی غلام که در حال دید زدن رعنا هست خط فرضی شکسته میشود و دوربین راهش را گم میکند یا در خانه رعنا وقتی غلام میگوید علی باید زن میشد صحنه باید کات داده میشد و نمای بعدی چهره علی که سرافکنده و شکسته شده نمایش داده میشد. در نهایت فیلمساز با پیش فرض قرار دادن پدر به عنوان نماد شر و ابتذال، مقصود خودش را به تماشاگران تلقین میکند اما روایت فیلم و عناصر بصری آن گویای نظرات و مقاصد فیلمساز نیست. #کامران_تفنگدار ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ @cinemacenterch
@cinemacenterch
رعنا (با بازی لیلا حاتمی) زنی است که به عنوان مستاجر وارد این خانه و خانواده میشود. او شخصیت پیچیده و خاکستری دارد که درست در فیلم مشخص نمیشود. شاید هم نقش او دچار جرح و تعدیل شده باشد. او با کلاس و خوش تیپ اما اغواگر است. اولین سکانسی که از او میبینیم با لوندی در حال راه رفتن با کفش پاشنه بلند در عتیقه فروشی غمخوار(دوست غلام) است. غمخوار (با بازی همیشه خوب محمدرضا داوودنژاد) او را از قبل میشناسد و میگوید: "بیشتر به ما سر بزن". این جمله را طوری ادا میکند که انگار رابطهای با این زن داشته و در مقابل درخواست رعنا برای پول بهرهای میگوید: "چشم اون رو هم ردیف میکنم". پس از اینکه رعنا میبیند غلام دزدکی او را دید میزند از شاگرد غمخوار(علی رحیمی) میپرسد که او کیست و او پاسخ میدهد آدم درستی نیست. با این حال، رعنا تصمیم میگیرد که به پیشنهاد غلام، مبنی بر اینکه در طبقه بالای خانهاش مستاجر شود، جواب مثبت دهد. با اینکه غلام افکار شیطانی نسبت به رعنا دارد و خود شیرینی میکند اما رعنا که کم سن و سال نیست و قبلاً هم ازدواج ناموفقی داشته، انگار متوجه رفتار و مقاصد شوم غلام نشده یا با نقشهای از قبل فکر شده مبنی بر تلکه کردن و سوءاستفاده از غلام، پیشنهاد او را میپذیرد. شخصیت دوگانه رعنا تا پایان فیلم مجهول میماند. تماشاگر در ابتدا فکر میکند که رعنا با قصد و نیت سوءاستفاده از غلام وارد آن خانه شده زیرا نحوه آشنایی غلام با او و پیشنهادش برای سکونت در خانه، نمایش داده نمیشود. فقط غلام به پسرانش میگوید که با زنی آشنا شده و میخواهد با او زندگی کند و فعلاً او را به طبقه بالا میآورد، برای همین آنها "یابو برشان ندارد" و چشم به او نداشته باشند. رعنا در ابتدا زنی قوی و مستقل ظاهر میشود به نحوی که شاگرد غمخوار روی نجابت او تاکید میکند و بر سر آن با غلام شرطبندی میکند اما در ادامه با گرفتن ماشین ظرفشویی و پول، خام شده و تن به خواسته و نیت شیطانی غلام میدهد و روی دیگری از خود نشان میدهد. تماشاگران دچار یک تناقض میشوند، آیا رعنا واقعا زن نجیبی است یا برای کلاهبرداری و سوءاستفاده وارد آن خانه شده است. ضمن اینکه اگر از قبل با قصد و نیتی نبوده اما با گرفتن هدیه و پول، رنگ دیگری به خود میگیرد. در این بین علاقه او به علی بدون هیچ پیش زمینهای و حتی بی آنکه ویژگی خاصی در علی وجود داشته باشد آن هم در کوتاه مدت، غیر واقعی است. طبیعی است که علی با دیدن چنین زنی به او علاقهمند شود زیرا رعنا زنی جوان، خوشگل و خوش تیپ است و علی که سنی از او گذشته نه تاکنون ازدواج کرده و نه دوست دختری داشته اما علاقه یک باره رعنا به علی و تحریک کردن غلام، که خانه و پولش را در اختیار رعنا گذاشته، منطق درستی ندارد. به یاد آورید ملاقات علی و رعنا را که در واقع اولین برخورد آنهاست. علی کمک میکند در پارکینگ را برای او باز کند و رعنا با لوندی بدون هیچ مقدمهای به علی نزدیک میشود و باعث تحریک و برانگیختن او میشود. یا شبی که رعنا و علی به کافهای مخوف میروند رفتار هر دو بسیار عجیب و غیرواقعی است. تماشاگر تا آن زمان ندیده علی سیگار بکشد فقط ابتدای فیلم فندکی از جیب در میآورد و به رضا میدهد. او ظاهراً خلافی انجام نمیدهد اما در آن کافه از مواد استفاده میکند و خود را گم میکند. رعنا هم برای بردن علی به آن کافه با آن فضای خاص و با حضور همسر سابقش و روبرو شدن با آن منتقد هنری و تیک زدن با او جلوی علی، دلیل کافی و درستی ندارد. @cinemacenterch