tgindex
زادهٔ زمین، ساکن زُحل، طبقهٔ اول

زادهٔ زمین، ساکن زُحل، طبقهٔ اول

Статистика
@Citizen_Saturnперсидский

دفترچه یا‌‌دداشت شیعهٔ غریبِ مرتضی‌علی♥️

Последний пост
27 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
7 731
−14 за 4 дн.
Сутки
−10
−0,13%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
7 705
27 постов
Вовлечённость
99,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 27
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
4 360
1/48двое суток
4 996
1/72трое суток
5 388

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 27 июл.4 9106965

    خیلیا رفتن ولی چه خوب که رفتن

  • 27 июл.4 9236492

    سلام:) ببخشید خیلی دایرکت دادین و بی‌جواب موند. شرایطم مناسب نبود. البته توی بله بودما ولی خب. چطورین؟

  • 26 мая10,9 тыс1 2739

    سلام♥️ وصل شدین؟

  • 26 февр.14,1 тыс33914

    #پیام_شما خداقوت ساناز جان ببخشید یه دوره ای رو همراه لوموس گفته بودین قراره بذارین اونو نمیدارین؟🥺 ————————————————— من واقعاً و عمیقاً عذر می‌خوام که طول کشید. این دورهٔ پیدا کردنِ منِ گمشده واسه من خیلی مهم و باارزش بود و هست. چون خودم رو خیلی تکون داد اما راستش سر اتفاقات اخیر و‌ مشکلاتی که برام پیش اومد، نه جونی داشتم نه توانی. ممنونم که همراهی کردین و چیزی هم نگفتین. حتما آماده‌ش می‌کنم و برای بچه‌هایی که لوموس این سری رو هم شرکت کنن ارائه‌ش می‌دم(رایگان)

  • 26 февр.12,7 тыс30417

    اهالی محترم زحل ما قبل از عید هم ثبت‌نام تندخوانی داریم هم لوموس تندخوانی که توی همین اسفند شروع می‌شه اما لوموس ۱۵ فروردین شروع می‌شه. افزایش قیمت هم نذاشتم چون شرایط رو درک می‌کنم و البته ممنونِ آدمای چشم و دل سیری هستم که باهام کار می‌کنن و هیچ‌وقت باهام بحث مالی نکردن♥️

  • 26 февр.11,3 тыс3869

    یه مراجع کوچینگ دارم از استرالیا یه نفر از چین یه نفر از لندن یه نفر از روسیه بعد شما ببین منِ بدبخت چطوری ساعت‌های اینا رو هماهنگ می‌کنم. پریروز من وسط شیفت بودم، مراجع روسیه‌م پیام داد من الان آماده‌م، لینک بفرستین. گفتم وا من گفتم ساعت ۱۸ ما که می‌شه ۱۶ شما گفت خب الان ۱۶ست😂🥴 بعد یادم اومد روسیه از ما جلوتره. یه وضعیتی دارم عجیب‌‌وغریب. مراجعین ایرانم که مجبورم با ساعت خودم هماهنگ کنم.

  • 25 февр.10,2 тыс30542

    без подписи

  • 24 февр.9 41460532

    اینم نونه‌ست:))))

  • 24 февр.7 30964237

    دوستم گفت باورم نمی‌شد یه روز ببینم واسه یه مشت غیرمسلمون شله‌زرد درست کنی. این الان باید روش مولودی شاه نجف باشه😂

  • 24 февр.5 74061713

    قبل از ماه رمضون من با خودم زعفرون برده بودم مدرسه که واسشون شله‌زرد درست کنم. همه چقدر خوششون اومد. بعد شف گفت همه الان بلدین نون درست کنین، کی واسه مهمونای امشب نون می‌‌پزه؟ گفتم من بپزم؟ گفت اره. من یه نون پختم و توش یکم زعفرونم ریختم:))) فیلم و عکس نون و شله‌زردو می‌ذارم واستون. این نون بی‌نظیر شد همه کیف کردن. امروز بعد از چند روز مجدد رفتم مدرسه یهو یه خانمی با شف اومد توی آشپزخونه و شف بهش گفت این سانازه. خانمه دست داد و گفت خیلی منتظر بودم ببینمت ولی گویا مدرسه نبودی. اومدم ازت تشکر کنم بابت اون نونی که درست کردی. یکی از بهترین نون‌هایی بود که توی تمام عمرم خوردم:) همهٔ اونایی که روی میز ما بودن هم عاشقش شدن. شف گفت این زنِ زعفرونیه😂😂😂 توی همه‌چی زعفرون می‌ریزه. بایدم خوشمزه شه. خلاصه اون‌قدر خوشحال شدم که نگو

  • 24 февр.5 27662317

    اول از همه طاعات‌تون قبول باشه♥️ این مدت خیلی شیفتام سنگین بود و نمی‌تونستم زیاد برم مدرسه آشپزی. همیشه اذان ظهر به شف می‌گفتم من برم نماز بخونم. ساعت رو حدودی می‌دونست. امروز که بعد از چند روز رفتم، یهو گفت ساااااااااناز نرفتی نماز بخونی، خدا از دستت عصبانی می‌شه الان😂😂😂 گفتم هنوز اذان نگفته. تغییر می‌کنه زمان اذان طبق تغییرات خورشید. بعد گفت ترسیدم که الکی داری به خودت گرسنگی می‌دی بعد خدا هم از دستت عصبانی شه. بعد گفت ساناز خدا پیره؟ ریش و موی بلند سفید داره؟😂😂😂😂 گفتم نه. خلاصه یه عالمه سوال بامزه پرسید. ولی واکنشش واسه نمازم خیلی خوب بود.

  • 24 февр.5 7713165

    چندتا اتفاق بامزه افتاد توی این مدت گفتم واستون تعریف کنم

  • 22 февр.7 0744655

    امروز آف بودم و به‌جز مراجعین کوچینگم هیچ کار مثبت دیگه‌ای نکردم. فقط لش کرده بودم رو تخت. ولی روزه گرفتن توی خونه چقدر آسون‌تره خدایی🥴♥️

  • 22 февр.7 95839615

    الهی بگردم واسه خودمون😂😂😂 تا یکی بهمون یه محبت کوچیک می‌کنه می‌خوایم آب شیم از خجالت. اخه چرا؟ شما خیلی ارزش‌مندین😍♥️

  • 22 февр.5 57751224

    امروز داشتم به مراجع کوچینگم می‌گفتم چی می‌تونی پیدا کنی که باهاش خودت رو به زندگی سنجاق کنی؟ همزمان داشتم فکر می‌کردم که توی شبای سیاه، چی منو به زندگی وصل نگه داشت؟ شاید باورتون نشه اما یکیش همین تشکرا و پیام‌هایی که به ا‌دمین، پشتیبان‌های لوموس یا خودم می‌فرستادین و به‌خاطر لوموس و محتواش تشکر می‌کردین. من خیلی شرایط بدی داشتم ولی همین پیام‌ها باعث می‌شد لبخند بزنم. حس خوب بهم بده. ممنونم ازتون که نادانسته و فقط از سر سخاوت برای من سنجاق‌هایی بودین که منو به زندگی وصل می‌کرد♥️

  • 22 февр.6 1204265

    من ۲۵ تا مجلهٔ مدام کودکی رو که خودم توش نوشته بودم خریدم و هدیه دادم. توی اون مدتی که نت قطع بود به دست‌تون رسید و بعد که نت وصل شد خیلیا اومدن تشکر کردن و من بی‌حال‌تر از اونی بودم که جواب بدم. خواستم این‌جا بگم خواهش می‌کنم😅 خوشحالم که دوسش داشتین.

  • 22 февр.7 186392352

    این ویدیو رو واسه دوستام فرستادم دیشب😂 سحریم بود. همیشه بهشون می‌گم خیلی بدبختین که الان این‌جا نیستین از غذاهای من بخورین. اینو گذاشتم که بگم این ادویه رو درست کنین و عشق کنین. تخم گشنیز دونه فلفل سیاه فلفل قرمز خشک شده پودر سیر( خونگی باشه بهتره) نعناع و گشنیز خشک شده گردو و بادوم همه رو آسیاب کنین باهم و این ادویهٔ محشرِ خوش‌بوی خوش‌طعم رو درست کنین. من توی تمام خوراک‌های نونی ازش استفاده می‌کنم.

  • 21 февр.7 2087286

    چهارشنبه من شیفت بودم و فرداش یعنی پنجشنبه اولین روز ماه رمضون بود. ساعت ۵ عصر چهارشنبه یه تیکه نون و کره خوردم و چون غذا گوشت حلال نبود دیگه هیچی دم دستم نبود. ساعت ۱۰ شب شیفتم تمام شد و ۱۰:۳۰ با خستگی وحشتناک رسیدم خونه. فقط لباسامو دراوردم و خوابیدم که سحر بیدار شم. داشتم می‌مردم از خستگی، و اون‌قدر خسته بودم که یادم رفت ساعت بذارم واسه سحر و با صدای اذان صبح پریدم:) وضو گرفتم، نماز خوندم و خوابیدم تا ساعت ۷. بعدش با زبون روزه رفتم سرکار. همون روز هم اون‌قدر شلوغ بودیم که خدا می‌دونه:) دیگه داشتم غش می‌کردم به زور تا ساعت ۱۸ خودمو کشوندم و افطار کردم با یه خرما و چای. ۲۵ ساعت هیچی نخورده بودم:) قشنگ حس می‌کردم که دارم از حال می‌رم:) باز خداروشکر که گذشت…

  • 21 февр.5 3286057

    این مدت این‌قدر این‌جا برف اومد که خدا می‌دونه. رحمت خدا بود ولی واقعاً داشتم کلافه می‌شدم🥴 دوچرخه رو ببین کامل مدفون شده. دیگه خودت حدس بزن حجم برف رو. حس می‌کنم اگه ماه رمضون نمی‌شد من بهتر نمی‌شدم. انرژی عجیبی گرفتم. اصلا زنده شدم. الحمدلله که تونستیم برسیم به یه رمضان دیگه. حالا بذارید جریان اولین روز ماه رمضون رو بگم واستون که چه بلایی سرم اومد

  • 21 февр.5 06375922

    خرمام تمام شده بود. اما زمان شیفتام اجازه نمی‌داد برم بخرم. چندتا دونه خشک شده داشتم که گفتم فعلا با همینا بگذرونم تا به سحر بگم واسم بگیره بیاره. دیشب همکارم این خرمای محشر رو بهم داد:) گفت من شنیدم توی ماه رمضون خیلی کار خوبیه اگه به یه روزه‌دار خوراکی بدی:) اینو برای تو آوردم. بهترین خرماییه که توی عمرم خوردم. نمی‌دونین چقدر خوشحال شدم.