tgindex
Corporate.L |حقوق شرکت‌ها

Corporate.L |حقوق شرکت‌ها

Статистика
@Corporatelaw1французский

La philosophie et la stratégie du droit des sociétés commerciales @ARMANDKH

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
французский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
102
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
121
20 постов
Вовлечённость
118,6%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.34из phLegalHistory

    بحث این دوستان اکسیوماتیک نیست. می دانید که پست مدرنیسم ناقد جدی اکسیوم و استدلال اکسیوماتیک است. در فرانسه روبر بلانشه در میان هیاهوی پست مدرنها آمد و گفت اساسا تفکر و توسعه تفکر یعنی ظهور تفکر اکسیوماتیک. از طرف دیگر وقتی سخن از نقد و نقادی می شود لازم است که ناقد بیاید رویکرد نقدش را شرح دهد. نقد حکومتها از دو منظر می تواند صورت پذیرد: نقد مبتنی بر ایده وکالت و نمایندگی و نقد مبتنی بر مصلحت و عقلانیت. یکی می تواند بگوید چون فلان حکومت مبتنی بر قرارداد و رضایت نیست اساسا کلیه اعمالش نامشروع است. ممکن است کسی منکر ایده وکالت و رضایت باشد و اعتقاد به مصلحت داشته باشد. شما اگر با منطق حقوق خصوصی آشنایی داشته باشید می دانید که اعمال نماینده در صورتی باطل است که یا فاقد رضایت موکل باشد(معامله فضولی) یا فاقد عنصر مصلحت. بنابراین در مورد اعمال حکومت ایران هم می توان پرسید 1- آیا رفتارهای این حکومت برآمده از عنصر رضایت مداوم است؟2- صرف نظر از عنصر رضایت آیا رفتار این حکومت مصلحت آمیز و به نفع موکل است؟ روسوها و منتسکیوها از منظر منطق و تحلیل ورود کردند و سیاست و حقوق مدرن خلق شد نه از مدخل تاریخ و هویت. جدال تاریخ و منطق در حقوق و سیاست بحث مفصلی است که باید در مبحث مستقلی به آن پرداخت.

  • 13 авг.31из phLegalHistory

    لیبرالیسم محصول توسعه حقوق خصوصی است و دمکراسی محصول توسعه حقوق عمومی؛ خود حقوق عمومی مدرن نتیجه توسعه مفاهیم حقوق خصوصی است. ایده قرارداد، وکالت و...همه و همه از کانال حقوق خصوصی وارد سیاست و حقوق عمومی شدند. در ایران فقها به عنوان مرجع منحصر حقوق در حقوق خصوصی بسیار تحلیلی و دقیق بودند اما دقت نظر آنها وارد حقوق عمومی نشد. برای مثال عبارات آنها در مورد نوع نظام سیاسی ایران بسیار متشتت و نادقیق است. گاهی از نیابت امام غائب سخن می گویند و گاهی از ولایت فقیه. شما ببینید در حقوق خصوصی چه فروعات دقیقی در خصوص مفهوم نیابت وجود دارد اما در حقوق عمومی نه فقها و نه روشنفکران دست به تحلیل های منطقی نزدند.

  • ۵- در ادامه، نویسنده روی شرکت مسوولیت محدود متمرکز می‌شود و Limited Liability را یک «ساز و کار تخصیص ریسک» می‌نامد Risk Allocation Mechanism در نتیجه این خاصیت سبب به حرکت درآوردن سرمایه می‌شود. ۶- نویسنده در دو فصل پایانی به مفهوم «تلاقی منافع» Nexus of…

  • یکی از رفتارهای اگزجریت چنل «حقوق خصوصی» اینه که اصرار داره، تمام وقایع اتفاق افتاده از ۱۳ میلیارد سال پیش( وقوع بیگ بنگ) تا امروز روز را درست پیش‌بینی کرده؛ و برای اثبات مدعای خود هم منبع ارائه میده که همون پست‌های داخل چنل هست. منکر این نیستم که بخشی از وقایع رو درست پیش‌بینی کرده اما این مدل آینده‌خوانی‌ها وقتی ارزش داره که تو جزء اولین یا استثنائاتی باشی که بر خلاف جریان آب چیزی را پیش‌بینی کرده باشی مثل مانوک خدابخشیان، وقتی قبل از ۹ اسفند تمام خبرگزاری‌ها از آسوشیتدپرس تا فلان بلاگر معلوم‌الحال فهمیده بودن حمله قریب‌الوقوعه دیگه شما هسته اتم که نشکافتی اخوی. از این‌ها گذشته، پیش‌بینی‌های اشتباهت رو هم بشمار از ماجرای تفسیر مضحک دیدار روبیو و پاپ برای مشروعیت بخشی به جنگ سوم تا مسائلی که روزهای نخست آتش‌بس تحلیل کرده بودی و بازهم از اینا گذشته، اینکه چندماه بگی حتما جنگ میشه و بعد تو یک روز زمانی‌که اتفاق افتاد، بگویی: گفته بودم، یکم شبیه کره گیری می‌مونه تا پیش‌بینی. #نقد_و_نظر

  • پاسخ‌هایی به شبهات درباره مشروطیّت https://youtu.be/Yi8jFvd89No?is=wE7IGcidF-CsyQQ3

  • 5 авг.82из irbozorg

    پاسخ‌هایی به شبهات درباره مشروطیّت https://youtu.be/Yi8jFvd89No?is=wE7IGcidF-CsyQQ3

  • 5 авг.71из irbozorg

    مشروطه را روزِ تولدِ چیزی گرفته‌اند؛ سندِ آن اما چیزِ دقیق‌تری می‌گوید: روزِ اعتراف. ایران همیشه نظمی داشت که کار می‌کرد، و می‌اندیشید، اما خود را نمی‌اندیشید: قاعده بود، داوری بود، و شاهْ متولّیِ موروثیِ مُلکی که مالکش نبود؛ هر تملیکی غصب بود و زبانِ خودِ سنّت این را می‌دانست، بی‌آنکه بر تخت صلاحیّتی داشته باشد. آنچه در مردادِ ۱۲۸۵ رخ داد آفرینش از عدم نبود؛ تصدیقِ پسینیِ همان تعهّدِ کهن بود در جامه‌ای حقوقی: نشاندنِ نامِ نو ودیعه، حاکمیتِ ملّی بر جایگاهی که قرن‌ها اشغال بود و اکنون بازاشغال می‌شد. و آنگاه که توپ بر مجلس نشست، آنچه ویران شد به دستِ ابزاری ویران شد که خودِ سلطنت نیز مالکش نبود؛ اما تعهّدی که ایران را ایران نگاه داشته بود پابرجا ماند و از دلِ ویرانه دوباره برخاست. سالروزِ مشروطه سالروزِ همین اعتراف است: روزی که نظمی کهن، برای نخستین‌بار، خود را اندیشید.

  • 4 авг.85из Jurisprudence92

    این پرونده در دروس حقوق اداری به عنوان یکی از مهمترین کیس‌های مربوط به صلاحیت است. چون شرکت ایرفرانس یک شرکت خصوصی است ولی خدمات عمومی ارائه می‌دهد. دادگاه حل اختلاف صلاحیت نهایتا موضوع را در صلاحیت دادگاه‌های اداری دانست. اما جنبه‌ی ماهوی این کیس هم واجد اهمیت است. با ویدوی بالا مقایسه کنید!! بعد استاد دانشگاه ما باد به غبغب می‌اندازد و می‌گوید ما فقدان حاکمیت قانون نداریم و اتفاقا قانون به صورت شرع در حد اعلای خود در ایران حاکم است😂 در شرع ممنوعیت ازدواج داریم؟؟؟ خودتان را مسخره کردید با 4 بیت شعری که وارد حقوق کردید و فک کرده‌اید چیزی به دست آورده‌اید.

  • 4 авг.77из Jurisprudence92

    دلیل ابطال: دادگاه اعلام کرد که شرط «عدم ازدواج» یا «اخراج در صورت ازدواج» مغایر با اصول کلی حقوقی، آزادی‌های فردی، حق ازدواج و همچنین اصل برابری زن و مرد است و شرکت حق ندارد حقوق پایه شهروندی کارکنانش را به دلیل شغلشان سلب کند. پس از اینکه دادگاه اداری بند یادشده را باطل کرد، پرونده ماهوی اخراج خانم باربیه دوباره به دادگاه‌های عمومی (دادگاه کار / Prud'hommes) ارجاع داده شد: رای ماهوی: دادگاه کار اعلام کرد که اخراج خانم باربیه بر اساس یک مقرره‌ی باطل و غیرقانونی انجام شده است؛ بنابراین اخراج او «بدون دلیل موجه و مجرمانه/خودسرانه» (Licenciement sans cause réelle et sérieuse) بوده است. نتیجه: شرکت ایرفرانس محکوم به پرداخت حقوق ایام بلاتکلیفی، جبران خسارت‌های مادی و معنوی ناشئ از اخراج خودسرانه و سنوات خدمت به خانم باربیه شد. این رای ماهوی نه تنها مشکل خانم باربیه را حل کرد، بلکه: شرکت ایرفرانس و سایر شرکت‌های هواپیمایی فرانسه را مجبور کرد تمام بندهای مشابه (که مهمانداران زن را از ازدواج یا بارداری منع می‌کرد) را از آیین‌نامه‌ها و قراردادهای کاری خود حذف کنند. و به یکی از آراء مرجع حقوق کار و حقوق بشر فرانسه در جهت ممنوعیت تبعیض جنسیتی و حمایت از آزادی ازدواج کارکنان تبدیل شد.

  • 4 авг.70из Jurisprudence92

    ویدیو بالا رو مشاهده کنید و کیس مشابه در حقوق اداری فرانسه در زیر را مطالعه بفرمایید: پرونده «شرکت ایرفرانس علیه زوج باربیه» (Compagnie Air France c. Époux Barbier) شرط عدم ازدواج: طبق ماده ۷۲ آیین‌نامه داخلی شرکت ایرفرانس (که در آن زمان به عنوان یک سرویس عمومی صنعتی و تجاری یا SPIC اداره می‌شد)، اگر مهمانداران زن (مهمانداران هواپیما) ازدواج می‌کردند، شرکت حق داشت خدمت آن‌ها را خاتمه دهد (اخراج یا استعفای اجباری). ماجرا: یکی از مهمانداران زن شرکت ایرفرانس با آقای «باربیه» ازدواج کرد. ایرفرانس نیز بر اساس آیین‌نامه یادشده، قرارداد کاری او را فسخ کرد. رای ماهوی: قاضی اداری ماده ۷۲ آیین‌نامه داخلی ایرفرانس را باطل و غیرقانونی اعلام کرد.

  • 4 авг.791из Jurisprudence92

    "مشکل حقوق ایران فقدان حاکمیّت قانون نیست؛ اتفاقاً قانون به صورت شرع در حدّ اعلای خود در ایران حاکم است." این جمله‌ای است که استاد مقاله‌ی خود را با آن آغاز کرده است. استاد حقوق دانشگاه تهران، معنای حاکمیت قانون را هم نمی‌داند! واقعاً برای من بسیار عجیب و حیرت آور و مایه تاسف است که سطح علمی به این حد تنزل یافته است. اولین جمله‌ای که استاد حقوق در مقاله خود به کار برده است، کاملاً اشتباه است و نشان از این دارد که این استاد به هیچ عنوان معنای حاکمیت قانون را نمی‌داند. واقعاً زبانم الکن است که بخواهم توضیحی بدهم یا تاسف خودم را از این رذالت و کاستی علمی بیان کنم. حاکمیت قانون چه در معنای انگلیسی خود(Rule of Law) و آنگونه که آلبرت ون دایسی مطرح نموده چه در معنای آلمانی خود(Rechtsstaat)به نحوی که اشتال و ژلینک تعریف کرده‌اند و یا به معنای فرانسوی خود(État de droit) به شکلی که حقوقدانان فرانسوی به ویژه کاره دو مالبرگ آن را صورت بندی علمی نموده‌اند، و چه در ادبیات حقوقی داخلی خودمان و در ادبیات مشروطه، حاکمیت قانون به معنای ایجاد محدودیت به وسیله قانون برای قدرت است. به معنای برتری قانون و تضمین حق‌ها و آزادی‌های شهروندان در پناه قانون است و اصولاً یک مفهومی است کاملا در منظومه حقوق عمومی. بدیهی است که حاکمیت قانون به معنای این نیست که در کشور نظام حقوقی وجود دارد یا شما حق دارید علیه شخص خصوصی طرح دعوا کنید و یا مهریه و اجرت المثل ایام زوجیت خود را از دادگاه صالح مطالبه کنید! حاکمیت قانون معنای کاملا مشخص و دقیق و تعریف شده دارد. به حدی که کشورهای مختلف از جمله کشورهای اتحادیه اروپا شاخص‌هایی بسیار دقیق برای سنجش حاکمیت قانون دارند و حتی می‌توان حاکمیت قانون را اندازه‌گیری کرد. جمله دوم ایشان که بیان نموده که حاکمیت شرع در حد اعلا خود حاکم است و این موضوع را به حاکمیت قانون مرتبط نموده است، چنان مویرگ‌های مغز هر مطالعه‌گری را پاره می‌کند که آدم گمان می‌برد، نویسنده یک صفحه فقه هم نخوانده است. شما در کجای ابواب فقه، فقه حقوق عمومی دارید؟ یا بابی در مورد تحدید حدود قدرت دارید؟ در کجا فقه ابزار شرعی مطرح می‌کند برای مهار قدرت؟ کدام فقیه در طول تاریخ فقاهت، در این مواردی که نام برده شده قلم زده؟ خاتِم الفقها(تمام کننده فقاهت) شیخ مرتضی انصاری، در کدام کتاب و در کدام یک از نوشته‌های خود مطلبی مشابه آنچه نویسندگان فوق، گفته‌اند را بیان نموده؟ حقوق ایرانی حقیر است چون دانشمندان آن کلمات و عبارات خود را بی مهابا و بدون مطالعه به کار می‌برند.

  • مقدمه مولفین The Anatomy of Corporate Law ترجمه بنده به این شکل است: بنیادهای مشترک حقوق شرکت‌ها در نظام‌های قضایی مختلف بر چه اساسی استوار است؟ هرچند پژوهشگران حقوق شرکت‌ها به‌ندرت این پرسش را مطرح می‌کنند، اما پاسخ به آن برای بررسی تطبیقی این موضوع{…

  • "The Anatomy of Corporate Law" این کتاب سوم از دو کتاب قبلی کم حجم تر و از جهاتی بدیع و جالب‌تره. ۱) کما اینکه از اسم کتاب پیداست، ما با رویکرد «آناتومیک» سر و کار داریم که ابتدایی‌ترین پرسش آن «شباهت شرکت‌ها» در دنیای امروز با هم است. چرا در غالب قوانین…

  • دکتر عابدی فیروزجایی به نقل از تقی ارانی می‌گوید: علم به معنی تمام، وقتی پیدا می‌شود که بین روابط حاصله از تجربیات، ربط و اتصالی ایجاد شود(...). به زعم برخی از محققان، از زمان لاک و کانت، پیش‌فرض همه متافیزیک یا هرگونه تحقیق عقلی، نظریه شناخت، اپیستمولوژی یا هستی‌شناسی بوده است(Emile Durkheim, peter Winch, Stephen p Turner) یعنی اینکه اینکه بنابر واقعیت فوق، ما قادر نخواهیم بود که طبیعت جهان را بشناسیم تا زمانی که طبیعت ذهن را نشناختیم. بر اساس دانش‌های تازه متولد شده، این پرسش‌ها مطرح شد که آیا از طریق تجربه می‌توان به حقیقت دست یافت یا از طریق خِرَد؟ ابزار کار محقق، قیاس است یا استقراء؟ آیا روش شناخت علوم طبیعی و علوم انسانی یکسان است؟ علوم هنجاری – که حقوق از مصادیق آن محسوب می‌شود– چه جایگاهی در نظریه شناخت دارند؟ یکی از بحث‌های دامنه‌دار دانشمندان فلسفه علم یا معرفت‌شناسی، جدال در مورد «معنا و حقیقت» بوده است. در مورد صدق یا حقیقت، نظریه‌های مختلفی به وجود آمد: نظریه «تلازم یا مطابقت» Correspondence theory نظریه «تلائم» Coherence theory نظریه «عمل گرایی» Pragmatic theories نظریه «نشانه شناسانه» semantic theory. یکی از نظریات رایج و پرطرفدار در مورد «ماهیت حقیقت» نظریه «کل گرایی» است Wholism که به «منطق هگل» بر می‌گردد. در این نظریه که بر اساس اصل روابط درونی هگلی، پدیده‌ها به شکل منفرد و تنها مورد بررسی قرار نمی‌گیرند؛ حقیقت «واحد و در کل است» نه جز. راسل، نظریه هگلی حقیقت را «رویکرد مونیستی» نامیده است. نکته‌ای که اینجا لازمه بنده به نقل از فریدریک بیزر اضافه کنم این است که «منطق» در نگاه هگل رشته‌ای اساسا مابعدالطبیعی است که وظیفه آن نه تعیین قوانین صرفا «صوری قیاس» بلکه مشخص کردن «ماهیت هستی فی‌نفسه» being in itself است. #روش_شناسی_حقوقی

  • در مطالعه «حقوق شرکت‌ها» روش‌شناسی یا متدولوژی از اهمیت بسزایی برخورداره، خصوصا در شاخه «فراملی» و مطالعه «تطبیقی» دکتر کاتوزیان، اولین حقوقدان ایرانی‌ست که متوجه این اهمیت– البته در نظام پژوهشی خود– بود و با مقیاسی تعریف شده سراغ مازوها، کاربونیه، ریپیر، بولانژه و... می‌رفت برای فراچنگ آوردن مبانی شناختی خود. پس کمی به روش و شیوه ایشان می‌پردازیم که یک سو در «فلسفه حقوق» داشت و یک سو در «متدولوژی» دکتر هدایت‌الله فلسفی نیز از حیث روش‌شناسی، در جایگاه بلندمرتبه‌ایست که هرچند مباحثش( حقوق بین‌الملل و معاهدات) ارتباطی به فیلد ما ندارد، اما الگوی مناسبی برای متدلوژی به دست می‌دهد. بنابراین جدای از منابع خارجی‌زبان در بین حقوقیین داخلی، به مباحث ایشان نیز نیم‌نگاهی خواهیم انداخت. #روش_شناسی

  • حقوقدانان، حقوق را بر پایه‌های مختلف مانند موضوع، اهداف و مبانی به شعب کوچک‌تر تقسیم می‌کنند. برای مثال نظام حقوق خصوصی به چهار نظام خردترِ حقوق قراردادها و حقوق مالکیت و حقوق مسوولیت مدنی و دارا شدن بلاجهت تقسیم می‌شود{ James Gordley foundations of Private Law} علاوه‌بر این با رواج ایده انعطاف‌پذیری حقوق la flexibilite du droit و کثرت‌گرایی حقوقی Le pluralism juridique هر نظام حقوقی به چند نظام حقوقی کوچک‌تر تجزیه و خرد می‌شود. امپراتوری حقوق شرکت‌های تجاری نیز قابلیت اداره شدن به‌صورت فدرالی را دارد. از منظر ساختار مالکانه شرکت و کنترلی و شرکتی بودن سهام‌داران آن و یا از جنبه وابستگی حقوقی و اقتصادی شرکت‌ها می‌توان نظام حقوقی کوچک‌تری به اسم «نظام حقوقی حاکم بر گروه‌های شرکتی» خلق کرد. چراکه عناصر، واژگان و مفاهیم، احکام و قواعد ویژه‌ای در گروه شرکتی وجود دارند که آن را از سایر شرکت‌ها متمایز و شایسته یک تحقیق مستقل می‌سازند، بنابراین، می‌توان ذیل عنوان نظام حقوقی گروه‌های شرکتی، نظریه عمومی گروه شرکتی را بررسی کرد. - نظام حقوقی حاکم بر گروه شرکتها #نظریه_عمومی_وابستگی_شرکتهای_تجاری

  • آمریکا چطوری به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت تبدیل شد؟ مسئله فناوریه. این ویدئوی جالب رو ببینید (منبع ویدئو) اما اینجا باید یک دعوای سیاسی رو هم توضیح بدم. ترامپ‌ این تولید رو خیلی گسترش داده و اصطلاحی داره که می‌گه: "مته بزن بِی‌بی! مته بزن!" اما دموکرات‌ها…

  • 4 июл.197из Garajetadayoni

    آمریکا چطوری به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت تبدیل شد؟ مسئله فناوریه. این ویدئوی جالب رو ببینید (منبع ویدئو) اما اینجا باید یک دعوای سیاسی رو هم توضیح بدم. ترامپ‌ این تولید رو خیلی گسترش داده و اصطلاحی داره که می‌گه: "مته بزن بِی‌بی! مته بزن!" اما دموکرات‌ها با این مدل تولید نفت مخالفن. چرا؟ به دلایل ایدئولوژی حزبی. مخالفت اصلی دموکرات‌ها (به‌ویژه جناح به‌اصطلاح مترقی) با نفت شل اولاً به دلایل زیست‌محیطیه. می‌گن متان زیادی آزاد می‌کنه و متان از CO₂ در کوتاه‌مدت مخرب‌تره و کلا این روش به محیط‌زیست آسیب می‌زنه دلیل دوم تضادش با گذار به انرژی پاکه. می‌گن اگر نفت و گاز شِل ارزون و فراوون بمونه، سرمایه‌گذاری روی خورشیدی، بادی، هسته‌ای و باتری کند می‌شه. یعنی بی‌خیال انرژی ارزون بشیم تا تولید انرژی گرون کند نشه. دلیل سوم نفرت از شرکت‌های نفتیه. بخش بزرگی از دموکرات‌ها، مخصوصاً جناح چپ حزب، شرکت‌های بزرگ نفتی مثل اکسون‌موبیل و شِورون رو نماد لابی‌گری سیاسی، سودجویی و پنهان‌کاری درباره تغییرات اقلیمی می‌دانند (همون اتهاماتی که به کل کاپیتالیسم می‌زنند) پس مخالفت فقط فنی نیست؛ اخلاقی و سیاسی هم هست. اما نفت شِل آمریکا رو از نظر ژئوپلیتیکی قوی‌تر می‌کنه: وابستگی کمتر به اوپک، فشار کمتر از خاورمیانه، قدرت بیشتر علیه روسیه، ثبات بیشتر قیمت انرژی، فواید نفت شل برای آمریکاست — که چین رو پشت گوشش داره می‌بینه. @Garajetadayoni | گاراژ

  • پس مبنا معین یا نامعین بودن آورده است نه نوع حق، زیرا در این حالت بخشی از سرمایه شرکت «متزلزل» خواهد بود، چون برآورد آن «ارزش تدریجی‌الحصول» ممکن نخواهد بود. همچنین در آورده‌ی مستمر –به‌صورت اصل مال و نه منافع آن– تعهد آورنده طی یک زمان مشخص به اجرا در نمی‌آید.…

  • یکی از دوستان در مورد apport en jouissance که همان «آورده حق انتفاع» در شرکت‌هاست نکته‌ای رو مطرح کردند که تعجب‌آوره چرا تا اسم آورده حق انتفاع یا مهارت فنی یا آورده اعتباری به میان میاد، سریع چشمان‌شون رو می‌بندند و مثل طوطی مقلد میگویند این موارد جزء آورده‌های…