DAR
Статистикаدر باب کتاب و ترجمه، شعر و ادبیات، داستان و قصه، عکس، موسیقی و فیلم
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Видео
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3
- 1/48двое суток
- 3
- 1/72трое суток
- 3
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔍انسان انسان موجودی است دو پا که دارای دو گونه اعتقاد است. یکی مخصوص زمانی که وضعش روبراه است و دیگری ویژۀ دورانیست که وضعش خوب نیست. این اعتقاد نوع دوم او را مذهب مینامند. انسان چشم دیدن آن را ندارد که همنوعش چیزی داشته باشد. به همین خاطر نیز قوانین را خلق کرده است. یعنی اگر اجازۀ انجام عملی را نداشته باشد، باید دیگران نیز چنین اجازهای نداشته باشند. انسانهای برابر وجود ندارند. تنها دو نوع انسان وجود دارد: یکی آنکه حاکم است و دیگری آنکه بر وی حکومت میشود. اما تاکنون هرگز کسی بر خود حاکم نبوده است زیرا که بندۀ سرکش همیشه قویتر از ارباب معتاد به حکومت است. هر انسانی ضعیفتر از خویشتن است. زمانی که انسان احساس میکند که دیگر قادر به از جا بلند کردن نشیمنگاه خود نیست، آنوقت تازه حکیم و متمدن میشود. در این زمان است که دیگر از چشیدن انگورهای ترش جهان چشم میپوشد و آن را بازگشت درونی به خویشتن نام مینهد. از همۀ اینها گذشته، انسان موجودیست که شلوغ میکند، موسیقی بد میسازد و اجازه میدهد که سگش پارس کند. البته بعضی اوقات هم ساکت میشود، اما این زمانی است که دیگر مرده است. توخولوسکی انسان 💎🌐 https://telegram.me/ce7en
دربارهی شریعتی و شاندل (۲) 🖋 شریعتی و «شیطنت»هایش! سوسن شریعتی «علی ـ شریعتی ـ مزینانی»، تمامی عمر کوتاهش میان این سه حرف: «ش. م. ع.» در حرکت بود و جالب توجه می شد. «علی مزینانی» نام شناسنامهایاش و شریعتی شهرت خانوادگی او. در جوانی از دهه سی با همین سه حرف یک دیگری را هم ساخت و نامش را گذاشت «شمع »؛ نامی که با آن در روزنامههای «خراسان» و «آفتاب شرق» مشهد شعر میگفت. با همین نام نیز در سالهای دانشجویی در پاریس (۱۳۳۷ ـ ۱۳۴۲) در دو ارگان اپوزسیون ایرانی مقالات سیاسی مینوشت. (ایران آزاد ـ نامه پارسی). در بازگشت به ایران و در نیمه دوم دهه چهل، از حدود سال های ۴۶ ـ ۴۷ سر و کله «شاندل» در آثار مکتوب و کویریاتی شریعتی پیدا می شود (۱۲۲ بار). فرانسوی شدهی همان «شمع» و کمکم در برخی کلاسهای درس دانشکده مشهد (ویژگیهای تمدن امروز، شناخت محمد و...) در برخی مکتوبات همان سالها (کویر، هبوط) در سخنرانیهای دانشکدهها (انسان و تاریخ، درباره کتاب و...) و نیز سخنرانیهای حسینیه ارشاد (امت و امامت، ما و اقبال و...) جملاتی از او را نقل می کند. مجموعا ۵۳ نقل قول در آثار غیر کویریاتی و ۱۱ نقل قول در کتاب کویر و هبوط از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱. *شاندل در گفتگوهای تنهایی (که برای اولین بار در سال ۱۳۶۲ به چاپ رسید) چگونه معرفی می شود؟ «ترکیبی از سه نژاد زرد و سامی و اروپایی»، هم «یهودی سرشناس»، است و هم «مسیحی متعصب» و البته «پروتستان». تخصصش «شرق شناسی» است و «اسلام شناسی». «جغرافی دان»، «نویسنده» است و «شاعر»؛ «فرانسوی - تونسی » است و از طرف مادر ریشههای مغولی دارد. (گقتگوهای تنهایی) ادامهی مطلب #بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی #شاندل 🆔@Shariati_SCF
. 🎯 کسی وقت ندارد؛ اما همه محتاج دانستناند بهتر است «لید» را احیا کنیم 📌 «لید» برشهایی کوتاه از متنهای بلند است، سرنخهایی حیاتی برای فهم آنچه در جامعه، سیاست و فرهنگ میگذرد، زاویههایی که در ازدحام خبرها و تحلیلها گم شدهاند، اما سمتوسوی فکر و نگاه ما را تغییر میدهند. لید مسیری جدید در کنار مجله، سایت و شبکههای اجتماعی ترجمان دارد. قالب، انتخاب موضوع و منطق روایت خود را دارد، هرچند در حساسیت به ایدههای مهم، انتخاب مسئلههای معنادار و جستوجوی زاویههای کمتر دیدهشده، از همان جهان فکری میآید. هر قسمت از لید، ویدئویی کوتاه است که از دل گزارش ژورنالیستی معتبر یا برشی از کتابی تازه در حوزۀ علوم انسانی بیرون آمده است. مثل همیشه، متنها با وسواس بررسی و بازنویسی شدهاند تا صرفاً نسخۀ خلاصه نباشند، بلکه ما را به مسائل معاصرمان پیوند دهند و نشان دهند به چه چیزی باید توجه کرد. 🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم 🎤 گوینده: رضا مداح © کاری از ترجمان علوم انسانی 🔗 لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید. لید | در جستوجوی نقشههای ذهنی @tarjomaanweb
"خبرنگاری!" | اثر خوزه ناوارو بیشتر ببینید: @karimzadehstudio
🔎وقتی کتاب میخوانیم چه اتفاقاتی در ما رخ میدهد❓ 🎙ترجمه و گوینده : ایمان فانی 🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🔍📕 جنایت و مکافات ✍️ اثر : داستایفسکی ✔️جنایت و مکافات» شاهکار جاودانه فئودور داستایفسکی و یکی از مهمترین رمانهای تاریخ ادبیات جهان است. در این ویدیو، خلاصه داستان جنایت و مکافات را روایت میکنیم و به تحلیل شخصیت راسکولنیکف، مفاهیم فلسفی، روانشناختی و اخلاقی این رمان میپردازیم. https://youtu.be/J29m2ruLolk?si=bCWSA5Eag2_m6Un1 💎🌐 https://telegram.me/ce7en
Ⓜ️ فشار بیپولی چه بلایی سر مغز میآورد؟ ➕استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند.نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود. محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند. همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند. در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است. البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است. به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص. ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد. همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود. ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.» او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند. با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟ جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.» https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html @ScientificDialectics 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
🎶 دنیای موسیقی های نوستالژی 🎶 🎵 صفحه موزیکال، قدیمیترین فروشگاه اینترنتی صفحه گرامافون ، صفحه گرام و نوارکاست قدیمی 🎵 🎶 دنیای صفحه گرام های قدیمی ✅ فروش حضوری و اینترنتی ☑️ کانال تلگرام : https://t.me/safhe_musical پیج اینستاگرام : instagram.com/safhe_musical
🎥 سالروز صدور فرمان مشروطه 📌تصنیف «از خون جوانان وطن...» که سروده شاعر بزرگ مشروطه، #عارف_قزوینی، است با صدای #شجریان و #پریسا #امتداد @emtedadnet
کارل پوپر؛ فیلسوف ضد یقین ✍️عصر ایران؛ ماهو منفرد 🔹از نظر پوپر «تردید» حالتی به مراتب دموکراتیکتر از «یقین» است؛ چراکه تردید باب مشورت را باز میکند. کسی که به درستیِ نظراتش یقین دارد، خودش را بینیاز از مشاوره و اظهارنظر دیگران میداند. اما تردید باعث میشود اولا معتقد باشیم به «دیگران» نیاز داریم، ثانیا آزادی اظهارنظر و نقادی را نیز برای دیگران به رسمیت بشناسیم. 👇👇 asriran.com/004xU9 @MyAsriran
💢علم چه میگوید؛ آیا کتاب خواندن مغز انسان را تغییر میدهد؟ اگر از یک عصبشناس این سؤال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود..... انسان در بیشتر تاریخ تکامل خود، «خواننده» بوده است اما نه خواننده کتاب. اجداد ما ردپای حیوانات را در گِل، الگوهای طوفان را در ابرها و نشانههای خطر را در خشخش برگها میخواندند. در میان اجداد ما، آنهایی که توانستند این الگوهای طبیعی را رمزگشایی کنند، زنده ماندند. بیشتر بخوانید:https://l.euronews.com/SceL
با «پایتخت کتاب جهان» آشنا شوید شهر «هی-آن-وای» (Hay-on-Wye) در ولز کاملاً به کتاب اختصاص داده شده و ۲۶ کتابفروشی دارد، اما تنها ۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. یعنی به ازای هر ۷۷ نفر، یک کتابفروشی. این شهر کوچک در مرز ولز و انگلستان واقع شده و شهرت جهانی آن به خاطر تمرکز فوقالعاده زیاد کتابفروشیهای دستدوم و عتیقه است. اگرچه تعداد دقیق کتابفروشیها بسته به تغییرات کسبوکارها در طول زمان ممکن است کمی نوسان داشته باشد (بین ۲۰ تا ۳۰ باب کتابفروشی فعال)، اما نسبت کتابفروشی به جمعیت در این شهر همچنان یکی از بالاترینها در جهان است. هر ساله در ماه مِی (اردیبهشت/خرداد)، این شهر کوچک میزبان یکی از معتبرترین جشنوارههای ادبی جهان به نام «جشنواره بینالمللی ادبی هی (Hay Festival)» است. این رویداد دهها هزار نویسنده، شاعر، سیاستمدار و دوستدار کتاب را از سراسر جهان به این منطقه جذب میکند (بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا، روزگاری این جشنواره را «وودستاک ذهن» نامیده بود). ایده تبدیل شدن این شهر به بهشت کتابخوانها در سال ۱۹۶۱ توسط مردی به نام ریچارد بوث (Richard Booth) شکل گرفت. او کتابهای دستدوم و ارزانقیمت را از سراسر ایالات متحده و بریتانیا خریداری کرد و به این شهر آورد. او حتی مکانهای غیرمتعارف مانند ایستگاه آتشنشانی قدیمی و سینمای شهر را به کتابفروشی تبدیل کرد. با الهام از موفقیت او، سایر کتابفروشان نیز به این شهر سرازیر شدند و کمکم تمام شهر به تجارت کتاب و صنعت گردشگری فرهنگی گره خورد. علاوه بر کتابفروشیها، این شهر دارای جاذبههای زیر نیز هست: قلعه هی (Hay Castle): قلعهای قرون وسطایی در مرکز شهر که اخیراً بازسازی شده و میزبان رویدادهای فرهنگی و نمایشگاههای هنری است. کتابفروشی مبتنی بر صداقت (Honesty Bookshops): برخی از کتابفروشیهای این شهر در فضای باز و بدون حضور فروشنده اداره میشوند؛ مشتریان کتاب را برمیدارند و پول آن را درون صندوقچهای میاندازند.
🔊 فایل صوتی 📖 کتاب صوتی معروف 1984 ✍️نویسنده : جورج اورل نسخه کامل #هزارنهصدوهشتادوچهار 🎧💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🖋 ماجرای شاندل و موج نوی شریعتیستیزی سیاوش صفاری (استادتمام مطالعات غرب آسیا در دانشگاه ملی سئول) منبع: روزنامه شرق تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ یک. بار دیگر، شریعتیستیزی در شرایطی که تهاجم خارجی و بحرانهای داخلی نفس جامعه را گرفته، بار دیگر موجی از شریعتیستیزی در فضای فکری و شبکههای اجتماعی به راه افتاده است. شریعتیستیزان دگربار به میدان آمدهاند، با طوماری از اتهامات کهنه و شماری اتهامات نو. اگر دیروز شریعتی متهم بود که بیشتر مشوق شور بوده تا شعور، امروز با اتهام سنگینتر «شیادی» روبهروست. بهانه این موج تازه، شخصیتی است به نام شاندل، که شریعتی در چندین اثر به او ارجاع میدهد. شریعتیستیزان گویی یکشبه کشف کردهاند که شاندل وجود خارجی ندارد و ساختهوپرداخته تخیل شریعتی است. پس ارجاعدادنِ شریعتی به این شخصیت جعلی، از نظر ایشان، سندی است بر شیادی او؛ گواهی بر تلاش آگاهانهاش برای فریب مخاطب، و نشانی از بیپایبندیاش نهتنها به اسلوب علمی بلکه به اصول اخلاقی. و از اینجا نتیجه گرفته میشود که شریعتی نمونه اعلای روشنفکران شیاد و بیمسئولیتی است که جامعۀ ما را به خاک سیاه نشاندند؛ هرچه امروز میکشیم از دست همین روشنفکران است، و در رأس آنان شریعتی. شریعتیستیزان نوین او را شماتت میکنند که چرا شخصیتی غیرواقعی خلق کرده و اینجا و آنجا به او ارجاع داده است. اما تصویری که خود از علی شریعتی ارائه میدهند، سراپا جعلی است و کمترین ارتباطی با شریعتی واقعی ندارد. شریعتی ساختهوپرداخته شریعتیستیزان، فردی است بیسواد و حقهباز؛ مخالف تمدن و پیشرفت و مدرنیته و هر آنچه از غرب آمده؛ هم ضد ایران و ایرانی و هم بیگانه با اسلام؛ تئوریسین استبداد دینی و حجاب اجباری؛ مخالف آزادی و موافق دولتی تمامیتخواه که همه عرصهها را قبضه کند و اقتصاد دستوری را حاکم سازد. هر کس بیحبوغرض دو یا سه کتاب از شریعتی خوانده باشد، نیک میداند این تصویر تا چه حد پوشالی و دور از واقعیت است. آری، شریعتی شاندل را جعل کرده است. اما آیا میتوان از این گزاره درست نتیجه گرفت که شریعتی شیاد است و بیاخلاق؟ آیا میتوان کل پروژه فکری او را زیر سؤال برد؟ مطالعهی متن کامل در سایت روزنامه شرق مطالعهی متن کامل در سایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی #بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی #شاندل 🆔@Shariati_SCF
شریعتی و شاندل بحثها پیرامون مناظرهی موسی غنینژاد و میلاد دخانچی انتشار مناظرهی موسی غنینژاد و میلاد دخانچی در تاریخ ۲۷ تیر روی کانال یوتیوب رسانههای اقتصاد نیوز و اِکو ایران، بازتابهای فراوانی در میان اهالی علوم انسانی، رسانههای فارسی زبان داخل و خارج از ایران و کاربران شبکههای اجتماعی داشته است که عمدهی آنها واکنشهایی به اظهارات غنینژاد دربارهی شریعتی به حساب میآید. بخشی از این مناظرهی دو ساعته که بیش از دیگر قسمتهای آن مورد توجه قرار گرفته است، حملهی غنینژاد به شریعتی بهواسطهی خلق شخصیتی به نام پروفسور شاندل است. کانال بنیاد فرهنگی شریعتی ضمن انتشار لینک این مناظره، در ادامه گزیدهای از واکنشها را بازتاب خواهد داد و بهزودی گزارشی کامل به همراه تمام واکنشها در سایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی منتشر خواهد شد. مشاهدهی مناظره در یوتیوب #بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی #شاندل 🆔@Shariati_SCF
شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش مدلها درحال نابودی میلیونها کتاب چاپی هستند ▫️ شرکتهای هوش مصنوعی برای دستیابی به دادههای متنی باکیفیت و فرار از محتواهای آلوده اینترنتی، میلیونها جلد کتاب چاپی را خریداری و آنها را برای اسکن دیجیتال نابود میکنند. در این روش تخریبی، شیرازه کتابها جدا شده و صفحات برای آموزش مدلها به اسکنرهای صنعتی پرسرعت داده میشوند. ▫️ این روش که شرکتهایی از جمله آنتروپیک از آن استفاده میکنند، باعث نابودی فیزیکی میلیونها جلد کتاب و ذخیره آنها در پایگاههای داده خصوصی میشود که دسترسی عموم و نسلهای آینده به آنها غیرممکن است. 🎓💎👍 https://telegram.me/ce7en
💢آیا اینترنت در حال «مردن» است؟ نظریهای که میگوید دیگر بیشتر آنچه آنلاین میبینیم کار انسانها نیست شاید هنگام جستوجو در گوگل با انبوهی از مقالههای مشابه روبهرو شده باشید، در شبکههای اجتماعی با حسابهایی مواجه شوید که رفتارشان بیش از حد شبیه رباتهاست یا در بخش نظرات، متنهایی ببینید که انگار نه انسان، بلکه هوش مصنوعی آنها را نوشته است. بیشتر بخوانید: https://l.euronews.com/467P
ما خودمان را با افرادی مقایسه می کنیم که به هیچ نحو هیچ ارتباطی با ما ندارند، در نتیجه خودمان را از آنچه هستیم کوچکتر احساس می کنیم. البته، می توان به شیوه ایی عقلانی با این تاثیر مقابله کرد - اما ما این کار را نمی کنیم. عواقب عاطفی واقعی هستند و تغییرات جسمی و هورمونی در پی دارند. سطح استرس ما بالا می رود، سطح سروتونین مان کاهش می یابد. سرمان را پایین می اندازیم و نومید پاهای سستمان را دنبال خودمان می کشیم. زندگی را از اینکه هست برای خودمان سخت تر می کنیم. دیگر وقتش رسیده که کنار بکشیم. از مصرف ابلهانه رسانه های خبری و رقابت بیهوده بر سر کسب منزلت کنار بکشیم. 📙دیگر اخبار نخوانید #رولف_دوبلی @bookhapdf
🔍شلوار یا قطار؟ 🎞️در فیلم نفرت (La Haine، ۱۹۹۵) ساختهٔ متیو کاسوویتز، پیرمردی برای چند جوان داستانی تعریف میکند؛ داستانی که بیش از آنکه دربارهٔ یک زندانی باشد، دربارهٔ همهٔ ماست. دو زندانی را با قطار به تبعید میبرند. هنگام یکی از توقفها، یکی از آنها برای رفع نیاز از قطار دور میشود. قطار ناگهان به حرکت درمیآید. او میدود تا خود را برساند، اما شلوارش پایین میافتد. در آن لحظه تنها چند ثانیه فرصت دارد : شلوارش را بردارد یا برهنه سوار قطار شود. شلوار را انتخاب میکند؛ قطار میرود و او در سرمای سیبری جان میدهد. این روایت، تمثیلی از یکی از دشوارترین موقعیتهای زندگی است: انتخاب میان حفظ آنچه برایمان مقدس شده و از دست ندادن فرصت. در اقتصاد، به این وضعیت «هزینهٔ فرصت» میگویند؛ هر انتخاب، بهایی دارد و گاهی بهای حفظ یک چیز، از دست دادن چیزی بسیار بزرگتر است. در علوم شناختی نیز میدانیم که انسانها معمولاً بیش از آنکه به دستاوردهای آینده بیندیشند، به حفظ باورها، عادتها و هویت خود میاندیشند؛ حتی اگر این پافشاری به زیانشان تمام شود. تاریخ نیز کموبیش همین منطق را دارد. فناوری منتظر کسی نمیماند، علم برای تردیدهای طولانی توقف نمیکند، اقتصاد جهانی بر اساس احساسات یا آرزوها حرکت نمیکند و زمان، بزرگترین سرمایهای است که هرگز بازنمیگردد. بسیاری از ملتها نه به این دلیل که منابع نداشتند، بلکه چون نتوانستند در زمان مناسب میان «اصول» و «اولویتها» تمایز بگذارند، فرصتهای تاریخی خود را از دست دادند. شاید پیام این تمثیل همین باشد: گاهی بزرگترین شکست، انتخاب نادرست نیست؛ دیر انتخاب کردن است. تاریخ معمولاً کسی را مجازات نمیکند؛ فقط منتظر هم نمیماند. منابع: La Haine (1995)؛ Thinking, Fast and Slow؛ Thinking in Bets؛ The Road to Serfdom (در بحث انتخابها و پیامدهای بلندمدت)؛ مفهوم «Opportunity Cost» در اقتصاد، از آثار Friedrich von Wieser. 📹💎🌐 https://telegram.me/ce7en
هیچ چیز مقدسی وجود ندارد . فیودور داستایفسکی 💎🌐 https://telegram.me/ce7en