tgindex
دریچه☙
@DariCheh7персидский

#دریچه‌ یعنی چه؟ - در یک کلمه یعنی امید... حِرمان ... کلمه ای که این‌روزا زیاد استفاده نمیشه یعنی کسی که بالاترین سطح از غصه و نا امیدی تجربه کرده و بعدش رها کرده … گپمون: https://t.me/+SCqUQlAm01gxYTk0

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
53
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
243
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
193
40 постов
Вовлечённость
79,4%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 53
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
145
1/48двое суток
166
1/72трое суток
179

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • و گفت: گوسفند از آدمی آگاهتر است از آنکه بانگ شبان او را از چرا کردن باز دارد و آدمی را سخن خدای از مراد خویش باز نمی‌دارد. #ذکر_حسن_بصری #تذکره_الاولیاء

  • چون خدای با تو است بیم از که داری و اگر خدای با تو نیست امید به که داری. #ذکر_حسن_بصری #تذکره_الاولیاء

  • Tehran Feat 55🎵 Out Now💣 @djbarbodremix☑

  • هیچ آگاه شدنی بدون رنج نیست ... رنج که نباید تو را غمگین کند، رنج قرار است تلنگری باشد که بفهمی زندگی ات نیاز به تغییر دارد. آدم وقتی هوشیار می‌شود که زخم بردارد، مگذار رنج درمانده ات کند؛ رنج را تحمل نکن، آن را درک کن. انسان و سمبول‌هايش اثر #كارل_گوستاو_يونگ

  • و پرسیدند: یا شیخ! دلهای ما خفته است که سخن تو در دلهای ما اثر نمی‌کند. چه کنیم؟ گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هرچند می‌جنبانی بیدار نمی‌گردد. #تذکره_الاولیاء #ذکر_حسن_بصری

  • و پرسیدند: طبیبی که بیمار بود دیگران را معالجه چون کند؟ گفت: تو نخست خود را علاج کن، آنگاه دیگران را. #تذکره_الاولیاء #ذکر_حسن_بصری

  • کسانی که می‌توانند با زبان سکوت دیگران را سرزنش کنند این زبان را بسی مؤثرتر از زبان الفاظ می‌یابند. در حالتِ چشم‌ها، نکته‌هایی است که در زبانِ گفتار نیست، و لبانِ رنگ‌باخته قصه‌هایی ساز می‌کنند بزرگتر از آنچه در گوش توانند نشست. احساس و دردِ جان‌های شیفته اغلب از مجرای کلام پرهیز دارند. به‌دور از مردمِ شوریده - تامس هاردی ابراهیم یونسی

  • «آدم‌ها بیشتر از آن‌که از حقیقت بترسند، از فرو ریختنِ تصویری می‌ترسند که سال‌ها از خودشان ساخته‌اند.» جنایت و مکافات - فئودور داستایفسکی

  • 🕊️🌱

  • باز پرسیدند: مسلمانی چیست و مسلمان کیست؟ گفت: مسلمانی در کتابهاست و مسلمانان در زیر خاک اند. شرح: · معنی ظاهری: مسلمانی حقیقی را فقط در کتاب‌ها (قرآن و حدیث) می‌خوانیم، اما اهلش را کمتر می‌بینیم؛ گویی مرده‌اند و زیر خاک رفته‌اند. · معنی باطنی (مهم): · نکوهش تظاهر: بسیاری مسلمان‌نما هستیم، اما مسلمانی واقعی (با اخلاق و عمل) نایاب است. · عزت و غربت: مسلمان حقیقی مثل مرده‌ای است که در خاک خفته؛ نه دیده می‌شود و نه برای دنیا طمع دارد. از چشم مردم افتاده، اما نزد خدا بلند است. · هشدار: مبادا به خواندن کتاب بسنده کنیم؛ مسلمانی یعنی عمل، نه فقط حرف. #تذکره_الاولیاء #ذکر_حسن_بصری

  • «زیستن یعنی رنج بردن و زنده ماندن یعنی یافتن معنایی در این رنج..»

  • 𝓓𝓮𝓵𝓲𝓫𝓪𝓵 | 𝐿𝑦𝑟𝑖𝑐𝑠 & 𝑇𝑟𝑎𝑛𝑠𝑙𝑎𝑡𝑖𝑜𝑛‌✖️

  • 𝓓𝓮𝓵𝓲𝓫𝓪𝓵 | 𝐿𝑦𝑟𝑖𝑐𝑠 & 𝑇𝑟𝑎𝑛𝑠𝑙𝑎𝑡𝑖𝑜𝑛‌✖️

  • «کاش فردا دنیا به آخر می‌رسید، آنگاه شتابان سوار آخرین قطار می‌شدم و در خانه‌ات را می‌کوبیدم و بهت می‌گفتم: با من بیا، دیگر می‌توانیم بدون ترس و احتیاط به یکدیگر عشق بورزیم، چون فردا دنیا به آخر می‌رسد...» کافکا

  • و سخن اوست که: طلبتُ الرّفعةَ فوجدتُهُ فی التّواضع و طلبتُ الرّیاسة فوجدتُه فی نصیحة الخلق و طلبتُ المروة فوجدتُه فی الصّدق وطلبتُ الفخر فوجدتُه فی الفقر و طلبت النسبة فوجدتُه فی التقوی و طلبتُ الشّرف فوجدتُه فی القناعة و طلبتُ الرّاحة فوجدتُه فی الزهد [برتری خواستم و آن را در فروتنی یافتم، جویندۀ سروری شدم و آن را در نیکخواهی مردمان یافتم، خواستار جوانمردی شدم و آن را در راستی یافتم، کسب فخر کردم و آن را در فقر یافتم، خویشی و پیوستگی جستم آن را در پرهیزکاری یافتم، شرف خواستم و آن را در بسندگی و خرسندی یافتم، آسودگی طلبیدم و آن را در پارسایی یافتم]، معانی این سخنها معلوم است و مشهور. #تذکره_الاولیاء #ذکر_اویس_قرنی

  • یه بنده خدایی ک نمیشناسمش پیام داده ازتون خوشم میاد منم گفتم اشکال نداره بلاکم کرد😐😂 خیلی خوشش میومد یعنی؟😂

  • گفتند چونی؟ گفت چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه؟ #تذکره_الاولیاء #ذکر_اویس_قرنی

  • فاروق او را دید. گلیمی اشتریِ خود فراگرفته و سر و پای برهنه، توانگری هژده هزار عالم در تحت آن گلیم دید. فاروق از خویشتن و از خلافت خود دلش بگرفت. گفت کیست که این خلافت از ما بخرد به گِرده ای؟ اویس گفت کسی که عقل ندارد. چه می‌فروشی؟ بینداز تا هرکه را ببابد برگیرد؛ خرید و فروخت در میان چه کار دارد؟ اویس گفت کسی که عقل ندارد. چه می‌فروشی؟ بینداز تا هرکه را ببابد برگیرد؛ خرید و فروخت در میان چه کار دارد؟ شرح عمر، اویس را در ژنده‌پوشیِ بینوا دید، اما در زیر آن ژنده، غنی‌ترین مردِ عالم را یافت. آنقدر خجل شد که گفت: ای کاش این خلافتِ پرغصه را به قرصِ نانی می‌فروختم و مثلِ اویس، آزاد می‌شدم. این یعنی قدرِ حقیقی به جامه نیست، به جان است. «ای کسی که داری خلافت را می‌فروشی، مگر عقل داری که این معامله را درست انجام دهی؟» 🔸 یعنی تو هنوز در دامِ خریدوفروشِ دنیایی، اما حقیقت جای خرید و فروش نیست. --- ۲. «بینداز تا هرکه را ببابد برگیرد» اویس می‌گوید: «این خلافتِ سنگین را بینداز به زمین، تا هرکسی که شایسته‌اش است (و خدا برایش خواسته)، آن را بردارد.» 🔸 یعنی مقام‌ها را نباید با خواهش و معامله گرفت؛ اهلش خودش می‌رسد، بی‌آنکه کسی برایش تقلا کند. #تذکره_الاولیاء #ذکر_اویس_قرنی

  • نگو که روزگار ما را از هم جدا کرد نگو که شرایط با ما نساخت همین روزگار همین روزگار وقتی خواستی ما را کنار هم آورد

  • و گفت: حق تعالی را در دنیا بهشت است و دوزخ است. بهشت عافیت است و دوزخ بلاست. عافیت آن است که کارخود را خدای گذاری و دوزخ آن است که کار خدای با نفس خویش گذاری. شرح: عافیت (بهشت دنیوی) یعنی "واگذاری": · وقتی همه‌ی امور خود را به خداوند بسپاری و بدانی که او تدبیرگرِ واقعی است، دلت آرام می‌گیرد («ألا بذکر اللّه تطمئن القلوب»). · دیگر نگرانِ روزی، آینده، مرگ و زندگی نیستی؛ چون می‌دانی آنچه از او می‌رسد، خیر است. · این همان "بهشتِ لحظه‌ای" است که عارف از آن لذت می‌برد. دوزخ دنیوی یعنی "واگذاریِ کارِ خدا به نفس": · یعنی بخواهی با عقلِ محدود و نفسِ خودت، همه‌چیز را مدیریت کنی؛ جایی که باید تسلیم باشی، مقاومت کنی؛ جایی که باید صبر کنی، جزع و فزع کنی. · این یعنی بارِ سنگینی را بر دوشِ ناتوانِ خود بگذاری که نتیجه‌اش اضطراب، ناامیدی و رنجِ بی‌پایان است - که همان "دوزخِ دنیوی" است. #تذکره_الاولیاء #ذکر_امام_صادق

دریچه☙ — tgindex