چرند و پرند
Статистикаلبخند شما، همراه با آگاهی، آرزوی ماست بدون هیچگونه تبلیغات مزاحم انتقادات، پیشنهادات، یا مطالب جالبتون رو به نشانی ادمین کانال ارسال نمایید👇 @amvamv تبلیغات برای موسسات خیریه و... رایگان است
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 268
- 1/48двое суток
- 307
- 1/72трое суток
- 331
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سنگریزه ریز است و ناچیز؛ اما اگر در جوراب یا کفش باشد، ما را از راه رفتن باز میدارد... در زندگی هم، بعضی مسائل ریزند و ناچیز... اما مانع حرکت به سمت خوبیها و آرامش ما میشوند! بیاحترامی یا نامهربانی به والدین؛ نگاه تحقیرآمیز به فقرا؛ تکبر و فخرفروشی به مردم؛ منت گذاشتن هنگام کمک کردن؛ نپذیرفتن عذر خطای دوستان؛ بخشی از سنگریزههای مسیر تکامل ما هستند! آنها را بموقع کنار بگذاریم تا از زندگی لذت ببریم. 👇🏼 @Dialiogtok✨
چهار نون راهگشا: یکم: نبین ۱- عیب مردم را نبین ۲- مسائل جزئی در زندگی خانوادگی را نبین ۳- کارهای خوب خودت را که برای دیگران انجام می دهی نبین ۴- گاهی باید وانمود کنی که ندیدی (اصل تغافل) دوم: نگو ۱- هرچه شنیدی نگو ۲- به کسی که حرفت در او تاثیرندارد نگو ۳- سخنی که دلی بیازارد نگو ۴- هرسخن راستی را هرجا نگو ۵- هرخیری که درحق دیگران کردی نگو ۶- راز را نگو حتی به نزدیکترین افراد سوم: نشنو ۱- هر سخنی ارزش شنیدن ندارد ۲- وقتی دونفر آهسته سخن می گویند سعی کن نشنوی ۳- غیبت را نشنو ۴- گاهی وانمود کن که نشنیدی (اصل تغافل) چهارم: نپرس ۱- آنچه را که به تو مربوط نیست نپرس ۲- آنچه که شخص از گفتنش شرم دارد نپرس ۳- آنچه باعث آزار شخص می شود نپرس ۴- آن پرسشی که در آن فایده ای نیست نپرس ۵- آنچه که موجب اختلاف و نزاع می شود نپرس @Dialogtik
زخمهایم را دوست دارم چون یادم میاندازند هیچوقت تماشاگر زندگی نبودهام؛ تلاش کردم، تجربه کردم، اعتماد کردم، دل بستم، خطر کردم، باختم و یاد گرفتم. 👇🏼 @Dialogtik✨
اگر روزی چمدانِ آدمی را بستند و گفتند: «زمین دیگر جای ماندن نیست...» من، در نخستین کوچهٔ آن سیارهٔ دور و جدید دکان کوچکی باز میکنم؛ با تابلویی ساده: «عطرفروشیِ زمین» در قفسههایش نه عطرِ پاریس خواهد بود، نه رایحههای ناشناختهٔ کهکشان... فقط چند شیشهٔ کوچک... یکی، پر از بوی خاکی که نخستین بارانِ بهار بوسیده است. یکی، پر از عطرِ چمنی که سحرگاه، قطرههای شبنم را بر دوش میکشید. یکی، از بوی زعفران، برنجِ دمکشیده، و نانی که عطرِ گندمش از پنجرهٔ خانهها در کوچه میپیچید. یکی، از بوی بازارهای قدیمی؛ خشکبار، ادویه، گلاب، دارچین، هل، و صدای مردمی که هنوز برای هم وقت داشتند. شیشهای دیگر از شکوفههای اقاقیا، از یاسِ عصرهای تابستان، از عطرِ نارنج، از بوی سروهای کهنسال، از جنگلِ خیس، از دریا، از کوه، و از نسیمی که نامِ وطن را آهسته در گوشِ آدم زمزمه میکرد. اما... گرانترین شیشهٔ مغازهٔ من نایاب ترین عطر را خواهد داشت... نامش را میگذارم: «بوی آغوشِ مادر» کنارش یکی دیگر: «عطرِ پدر، وقتی از کار برمیگشت.» یکی هم: «بوی کتابهای قدیمی» و یکی: «عطرِ موی کودکی که خسته روی شانهٔ پدر خوابیده است.» مردم از دورترین سیارهها خواهند آمد... شیشهها را باز میکنند، چشمهایشان را میبندند، لبخند میزنند... و ناگهان... بیصدا گریه خواهند کرد. آنوقت میفهمند خانه، فقط دیوار و سقف نبود؛ خانه، همین بوهایی بود که بیتفاوت از کنارشان گذشتیم. پس تا هنوز زمین زیر پای ماست، باران و بهار را نفس بکشیم... گرمای تابستان را بد ندانیم رنگ های پاییز را زیبا نقاشی کنیم از سرما و باریدن برف در زمستان، لذت ببریم . عطرِ نانِ تازه را، بویِ باغ، بویِ کتاب، بویِ چایِ عصرانه، بویِ مادربزرگ، و بویِ دستهای پینهبستهٔ پدر را... و بیش از همه، عطرِ حضورِ آدمهایی را که دوستشان داریم... را قدر بدانیم . زیرا روزی خواهد رسید که هیچ فناوری، هیچ سفینه، و هیچ سیارهای نخواهد توانست بویِ یک «امروز» را به ما بازگرداند. پس... تا هنوز فرصت هست، آرامتر زندگی کنیم... عمیقتر نفس بکشیم... بیشتر دوست بداریم... شاید بزرگترین نعمتِ انسان، نه فتحِ کهکشانها، که نفس کشیدن در عطرِ همین زمین باشد. 👇🏼 @Dialogtik✨
یکی از دلایل شروع نکردن، ترس از شکست و باختن است. ما یا برنده میشویم و یا میآموزیم که شکستی وجود ندارد. ✌🏼 👇🏼 @Dialogtik✨
کودکان معمولاً اون چیزی نمیشن که ما بهشون میگیم باشند... اونها چیزی میشن که هر روز در کنار ما تجربهاش میکنند. اگه میخوای کودکی آرومتر داشته باشی، گاهی اولین قدم این نیست که کودک رو تغییر بدی؛ بلکه باید ببینی فضای روانی خانه چه چیزی رو هر روز بهش آموزش میده... 👇🏼 @Dialogtik✨
هیچکس برای تو، خودت نمیشه. دوستش داشته باش ، درکش کن. بزار گاهی دیوونه باشه ، بخنده بچرخه ، غصه بخوره ، ناراحت بشه گریه کنه ، با بقیه مقایسهاش نکن بخاطر اشتباهات سرزنشش نکن تو بیحوصلگیا همدمش باش به وقت تنهایی مراقبش باش اون جز تو کسی رو نداره حواست بهش باشه . . . 👇🏼 @Dialigtik✨
یکی از بزرگترین دلایل اضطراب در بزرگسالی، مقایسه است. وقتی که دائم زندگی خودتو کنار زندگی آدمهای دیگه میذاری و باطن زندگی خودتو با ویترین و ظاهر زندگی بقیه مقایسه میکنی و در کنارش هیچوقت دردها، چالشها و مشکلات بقیه رو نمیبینی داری به خودت این پیام رو میدی که از همه عقبتری و حالا دستاوردهات هم برات کم ارزش میشن... 👇🏼 @Dialogtik✨
همه مشکل دنیا این است که نادانها و دیوانهها همیشه بسیار یقین دارند اما خردمندان سرشار از تردید هستند ... 👇🏼 @Dialogtik✨
استعلام معاینه فنی خودرو @Dialogtik
بهترین اپلیکیشنهای برنامهریزی که باعث میشه خیلی رشد کنی و بهترینه خودت بشی : 1. Todoist: اپلیکیشنی برای مدیریت وظایف با امکان تنظیم اولویتها و ایجاد پروژههای مختلف. 2. Trello: ابزاری برای مدیریت پروژهها با استفاده از بردهای بصری و کارتها که برای تیمها و افراد بسیار کاربردی است. 3. Notion: اپلیکیشنی چندکاره که میتواند به عنوان ابزار برنامهریزی، یادداشتبرداری و مدیریت پروژهها استفاده شود. 4. Google Calendar: یکی از معروفترین ابزارهای تقویم برای مدیریت جلسات، رویدادها و یادآوریها. 5. Microsoft To Do: اپلیکیشنی ساده و کارآمد برای مدیریت لیست وظایف روزانه با هماهنگی بین دستگاهها. 6. Habitica: یک اپلیکیشن گیمیفایشده که به شما کمک میکند تا عادتهای خوب را به شکل بازیوارانه تقویت کنید. @Dialogtik
همیشه یادت باشد... 👇🏼 @Dialogtik✨
اکنون در زمانهای هستیم که افراد سالم باید به روانپزشک مراجعه کنند تا بتوانند با دیوانههای اطرافشان درست رفتار کنند. 😮💨 👇🏼 @Dialogtik✨
جایی از زندگی هستیم که حس میکنیم ایستادهایم ولی تلو تلو خوران… پاهایمان میلرزد؛ حس میکنیم گلولهای غم شدهایم. این روزها ریشههایمان از خاکش درآمده... نیاز است آدم امنمان را بیابیم؛ ازش بخواهیم کمکمان کند دانهدانه ساقههایمان را که لابلای دردها جا گذاشتهایم، پیدا کنیم، در خاک بذاریم و با همدلی و مِهر دورش پانسمانی بپیچیم تا کمکم باز به ریشه برگردیم. این روزها به جای سرزنشِ خودِ دردمندمان، حواسمان باشد که خاکش خشک است و از ریشه درآمده... 👇🏼 @Dialogtik✨
مشکلی داری؟! 👇🏼 @Dialogtik✨
بیشعوری .... 👇🏼 @Dialogtik✨
لطف یکبار برای همیشه بپذیر که آدمها شبیه به تو نیستند و با روحیات غیرقابل پیشبینی و سابقه زیستی و تربیتی و محیطی متفاوتی با تو مواجه میشوند و تو نمیتوانی از همه آنان توقع درک و شعور متقابل داشتهباشی و همه را قانع کنی که دنیا ارزش کشمکش و جدال را ندارد یا متقاعدشان کنی که در نقطه اشتباهی ایستادهاند و دارند اشتباه رفتار میکنند. لطفا یک سری بحثها و گفتگوها را بدون هیچ پاسخ و دفاعی ببند و فقط دور شو؛ هرچند چیزهایی شنیدهباشی که شایسته آن نبودهای و در ذهنت سوال ایجاد شدهباشد که چرا واکنش تند و نابجایی که دریافت کردهای هیچ کنش قابل توجیه و همسویی نداشته! به یاد داشته باش که ادامه گفتگو با بعضی آدمها تو را ناگزیر میکند که شبیه به خودشان رفتار کنی و این در حالیست که تو اصلا شبیه به آنان نیستی... گاهی فقط فاصله بگیر و حتی پشت سرت را هم نگاه نکن! دنیا بزرگتر از این حرفهاست و آدمها بسیارتر و خوبیها آنقدر وسیعتر که به سادگی بتوانی بدیها و تاریکیهای جهان را فراموش کنی و با خودت تکرار کنی: من به زمان و همدلی و اعصابم در موقعیتهای بسیار سازندهتر و مهمتری نیاز دارم... @Dialogtik
«اشیا حامل معنا نیستند؛ بلکه تنها حامل خاطرهی حضورند» هرگز در زندگیام احساسی را که جنگ اخیر در من ایجاد کرد، تجربه نکرده بودم. این جنگ، بیش از هر چیز، مرا مرگآگاهتر کرد. مرگ را از دوردستها برداشت و کنار زندگی نشاند. اما عجیب اینکه هرچه مرگ به من نزدیکتر شد، ترسم از آن کمتر شد؛ حتی ابهت «نیستی» هم در چشمم کوچکتر شد. از همان روزهای پراضطراب و آشفته، دیگر دلم نمیخواست هیچ کاری را به فردا یا سالهای دور موکول کنم. انگار بالاخره فهمیدم که زندگی، همین اکنون است؛ تنها چیزی که واقعاً در اختیار ماست. فهمیدم فرصت ما محدود است. برای همین، شبهایی که حملات بیشتر بود، دیگر کمتر از این فکر مضطرب میشدم که شاید صبح فردا را نبینم. در عوض، تمام تلاشم این بود که اگر صبحی هست، آن را زندگی کنم؛ کتابی بخوانم، جایی را ببینم، با عزیزی گفتوگو کنم و به همه آن چیزهایی توجه کنم که تنها به واسطه حضور من جان گرفتهاند. اگر جنگ برای من درسی داشت، این بود که زندگی همان اندازه که میتواند طولانی باشد، باید عمیق هم باشد. شاید غوطهور شدن در عمق زندگی، تنها راهی باشد که ترس آدم را از مرگ کمتر میکند. آنوقت، هنگام رفتن، حسرت نادیدهها، نشنیدهها، نرفتهها و نزیستهها گوشهای از قلبت را سوراخ نخواهد کرد. امروز یاد مادربزرگم افتادم؛ یاد بشقابهای تهگودی که فقط برای مهمانیها از گنجه بیرون میآمدند. هیچکس اجازه نداشت به آنها دست بزند. مادربزرگ خودش آنها را میشست و با وسواس سر جایشان میگذاشت؛ مبادا لبپر شوند یا بشکنند. حالا سالهاست که مادربزرگم رفته است. همان بشقابها اما هر روز روی سفره من هستند؛ گاهی در آنها خورشت میریزم، گاهی سالاد، ماست یا حتی سبزی خوردن. هر بار که از آنها استفاده میکنم، انگار درسی را که جنگ به من داد، دوباره برای خودم مرور میکنم. همه چیز در این دنیا اعتبارش را از حضور آدم میگیرد. آن بشقاب تهگود هم زمانی عزیز بود که مادربزرگم بود؛ وقتی دستهای او آن را میشست، نگاهش از آن مراقبت میکرد و حضورش به آن معنا میبخشید. حالا که او نیست، آن بشقاب تهگود فقط یادآور خاطره عزیزی است که روزی به آن جان داده بود. حقیقت این است که اشیا حامل معنا نیستند؛بلکه تنها حامل خاطره ی حضورند... 👇🏼 @Dialogtik✨
بدون شرح! @Dialogtik
نصیحتهایی که راجع به رابطه میتونم بهتون بکنم و قراره خیلی کمکتون کنه: ۱- هیچوقت صدت رو واسه کسی نذار. ۲- به خاطر هیچکس خط قرمزهاتو رد نکن. ۳- روی نشونهها دقیق شو. ۴- به اعتمادت شک کن و به شکت اعتماد. ۵- همیشه آماده رفتنش باش. ۶- بیش از حد وابسته نشو. ۷- نگو بدون تو میمیرم و هیچی نیستم. ۸- به حس ششمت اعتماد کن. ۹- تو حق داری اشتباه کنی ولی حق نداری تکرارش کنی، بک نزن! ۱۰- اگه طرفتون کمبود داره به روش بیارین! اگه نیارین فک میکنه شما کمبود دارین. ۱۱- به حرفها اعتماد نکن، به عمل توجه کن. ۱۲- هیچچیز از هیچکس بعید نیست اینو بدون. ۱۳- اگه فکرش پیش نفر قبلیه، بیخیالش شو. اگه خواستی بری تو رابطه قبلش این پست رو بخون... وگرنه آسیب میبینی. @Dialogtik