tgindex
دیانویا

دیانویا

Статистика
@Dianoya2020персидский

نوشته‌هایی درباره «فلسفه و سیاست» جواد ترکاشوند @JavadTorkash

Последний пост
31 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
164
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
72
22 постов
Вовлечённость
43,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
30
1/48двое суток
34
1/72трое суток
37

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • در باب شک و یقین ویتگنشتاین

  • یکی از بهترین تحلیل‌ها و نقدها در دوره خلال جنگ ۴۰ روزه چیزی است که آقای بستانی بدان پرداخته است و در فرسته فوق می‌توانید آن را بخوانید.🔼🔼

  • 5 июн.734из DrBostani

    جنگ اسراییل و نیهیلیسم پهلوی (۲) به عنوان یک شخص ملی‌گرا که تحصیلات و تخصصی هم در علوم سیاسی دارد صادقانه امیدوارم در این ارزیابی بدبینانه برخطا باشم، اما نمیتوانم نگویم که روندی که درحال طی شدن است، دل بستن جمعی از هم‌وطنان ساده‌دل و نادان به خیرخواهی نتانیاهو و ترامپ و تمجید و تقدیر از آنها برای کلنگی کردن کشور، برای ایران ما نتایج بسیار هولناکی خواهد داشت. نیچه در کتاب  "تبارشناسی اخلاق،" تحلیل درخشانی از نیهیلیسم مدرن دارد که به گمان من برای توضیح هر شکلی از نیهیلیسم به کار می‌آید. ازنطر نیچه نیهیلیسم بر نفی و سلب استوار است، آنچه او کین‌توزی می‌نامدش. اما این نیرو تا وقتی سلبی است چندان قادر به حرکت موثر نیست ولی هنگامی که شکلی ایجابی به خود میگیرد بدل به نیهیلیسم می‌شود. با همین الگو میتوان نیهیلیسم پهلوی‌گرایان و شاهکار اسراییل در دستکاری ذهنی بخشی از ایرانیان را توضیح داد. نفرت از جمهوری اسلامی به خودی خود نمی‌توانست حمله خارجی و کشتن بیگناهان و تهدید بازگشت به عصر حجر و حتی تغییر تقشه ایران را برای یک ایرانی توجیه کند، چنانکه هرگز در دهه‌های اخیر نکرده است. اما چه کاری بهتر از این که تفسیری جدید از ملی‌گرایی عرضه کنیم و بفروشانیم که اصلا شرط تحقق آن تخریب وطن و کشتار غیرنظامیان باشد؟ در این نیهیلیسم پهلوی‌گرا هر اقدام و پیامدی، تاکید میکنم هر اقدام و پیامدی، که از حمله اسراییل و آمریکا برآید به سود مردم ایران است. ساده‌دلان و ابلهان در این میان معنقدند باید به ترامپ و بی‌بی اعتماد کرد و برایشان هورا کشید و پرچمشان را برای قدردانی بالا برد. اما ماله‌کشانی که ضریب هوشی بالاتری دارند و میدانند آن دو نفر به هیچ چیزی به اندازه سرنوشت ایران بی‌اعتنا نیستند، اینگونه توجیه می‌کنند که این چیزها مهم نیستند و درمقابل هدف نهایی حمله (منظورشان البته آرزوهای خودشان است وگرنه هدف اسراییل و آمریکا روشن است) این تلفات طبیعی است. مشکل این نیهیلیسم این است که چون درنهایت بر سلب و نفی استوار است، قادر به ایستادن بر هیچ اصل و پرنسیپی نیست و سینه‌خیز و ماله به دست پیش می‌رود. ابتدا می‌گویند قرار است عملیات محدودی انجام شود و مردم آزاد شوند، سپس که غیرنظامیان به خاک می‌افتند، میگویند اینها مردم عادی نبوده‌اند، وقتی روشن میشود مردم عادی بوده‌اند اینها می‌گویند نظام اینها را سپر انسانی کرده است. وقتی سخن از تخریب زیرساختها می‌شود میگویند امریکا مگر مغز خر خورده است که با ضربه زدن به مردم حمایت آنها را از دست بدهد؟ بعد که ترامپ از انهدام زیرساخت می‌گوید اینها می‌گویند تهدید و بلوف است یرای ترساندن رژیم و وقتی زیرساخت را هم می‌زنند این ماله‌کشان می‌گویند ایران ۴۷ سال است که در عصر حجر است! او البته این ماله‌کشان بازگشت به عصر حجر همان کسانی هستند که وقتی سرنوشت عراق و لیبی پس از حمله خارجی و جنگ به آنها گوشزد میشد به کمتر از ژاپن و آلمان پس از جنگ جهانی رضایت نمی‌دادند! وطن‌دوستان راستین همگی به سهم خود در برابر کشته شدن هموطنان و تخریب زیرساخت و محیط زیست توسط اسراییل و آمریکا موضع‌گیری کردند که انتظاری هم جز این نبود. اما بخش زیادی از افرادی که گرایشهای چپ و قوم‌گرایانه داشتند هم اتفاقا در این هفته‌ها مواضعی کمابیش شایسته داشتند. نخست از روی عقل سلیم و وجدان بشری و سپس به دلیل اینکه دو جریان یادشده دست‌کم پای‌بند به اصولی هستند. چپگرایان در همه‌جای دنیا درمجموع به نیات قدرت خارجی در مداخله نظامی بدبیناند و قومگرایان هم حتی اگر ایران را دوست نداشته باشند دست‌کم برای منطقه و قومیت خود کشتار و ویرانی نمی‌طلبند. این دو جریان مواضعی به مراتب بهتر از جنگ‌ستایان پهلوی‌چی گرفتند که همگی با طرح اسراییل و در فاصله دو جنگ وطن‌پرست شدند و به این معنا از بهترین مصادیق "ملی‌گرایی دوازده روزه‌" اند.

  • 27 февр.772из JavadTaba

    📽حاشیه درسگفتار منتسکیو، در مورد مفهوم اصلی اصلاحات: اصلاحات بدون فهم ریشه اصلی تباهی و آنچه که باید اصلاح شود، ممکن نیست. @JavadTaba 🌲

  • 27 февр.683из JavadTaba

    تفاوت جامعه و اجتماع از نظر فردیناند تُنیس ✍جواد طباطبایی اشاره: آنچه در ادامه می‌آید توضیح تفاوت جامعه و اجتماع در نظر فردیناند تُنیس متفکر آلمانی است که استاد جواد طباطبایی در کتاب ابن‌خلدون با توجه به کتاب این نویسنده در پاورقی اشاره‌ای به آن کرده است. *** با توجه به تمایزی که فردیناند تُنیس میان جامعه Gesellschaft و جماعت Gemeinschaft وارد کرده، می‌توان گفت که هگل برآن بود که مفهوم جدید جامعه در تمایز آن با جماعت، جز بر مبنای فردِ آزادی که تکوین مفهوم آن از ویژگی‌های دوران جدید به شمار می‌رود، تأسیس نمی‌شود. فرد به طور عقلایی نفع خود را دنبال می‌کند، رابطه افراد در جامعه همچون ابزاری تلقی می‌شود که فرد از مجرای آن اهداف خود را دنبال می‌کند. جامعه با توجه به پیوند میان منافع در قلمرویی ویژه که به دقت تعریف شده است قابل تشخیص است و این قلمرو متضمن مصالحه‌ای میان اعضای جامعه است. اما جماعت در تقابل با جامعه باتوجه به عصبیّت، ناظر بر حوزه عام نامتعیّن زندگی و منافع است. جماعت یا اُمت به تقدیر جمعی توجه دارد، در حوزه جماعت اعضا به عنوان واحدی درون عصبیت عمل می‌کنند و رفتار دیگران با آنها نیز بر با عصبیت قابل درک است، آنان به طور جمعی سهمی از منافع و ناملایمات زندگی دارند که به ضرورت برابر نیست زیرا مناسبات جماعت به خوبی با تمایز کارکردی و نظام مراتب سازگار است. پیوستن به جماعت به خلاف جامعه غیر ارادی است. ابن خلدون و علوم اجتماعی، چاپ مینوی خرد، صص. ۳۱۵-۳۱۶. @JavadTaba 🌲

  • دیانویا pinned «《ارعاب علیه آزادی》 جواد ترکاشوند در جریان رخ‌دادها و ناآرامی‌هایی که برای وقوع یک انقلاب شکل می‌گیرد، هم‌واره با این گزاره مواجه می‌شویم که برای رهایی از ستم و ظلم و بدبختی و .. می‌بایست جان‌فشانی کرد و برای دیدن رنگ خوش‌بختی باید شجاع بود و شهامت داشت.…»

  • 4 февр.842из kavosh_garan

    ☄از بناپارتیزم راهی به دموکراسی نیست! ✍جواد ترکاشوند الکسی دو توکویل فیلسوف شهیر فرانسوی که بسیاری او را در دوران مدرن مهم‌ترین متفکری می‌دانند که به تامل درباره دموکراسی و آزادی پرداخته است و در عین حال بهترین اثر درباب دموکراسی، خطرات و معایب آن یعنی «دموکراسی در آمریکا» را به نگارش درآورده است، گونه‌های گوناگون ظلم و ستمی که دموکراسی مدرن را تهدید می‌کند را پنج مورد می‌دانست که در این یادداشت مختصر تنها به یکی از آنها اشاره می‌شود؛ یعنی «زورگویی نظامی، پادشاهی یا بناپارتیزم». اما، توکویل، جلد نخست دموکراسی را با ارائه دو پیشنهاد متناوب که آنرا به هم‌وطنانش پیش‌کش می‌کند به پایان می‌رساند، نخست، «نوعی دموکراسی معتدل و ملایم همراه با نظارت بر حکومت و مشارکت همه شهروندان»* و دیگری، «بناپارتیزم یا قدرت نامحدود دردستان شخصی واحد». او براین باور بود اگر حقوقی برای همه در نظر گرفته نشود، آن وقت تنها راه جایگزین قانون توسط فردی مستبد، همان بناپارتیزم خواهد بود که البته این ایده را بعدتر در جلد دوم دموکراسی (در سال ۱۸۴۰)، در فصلی مفصل‌تر تحت عنوان؛ «ملت‌ها کدام نوع از زورگویی را به دلیل هراس و ترس می‌پذیرند» شرح می‌دهد. چنین تعبیری را هم مارکس** بعدتر بکار می‌برد و به باور او بناپارتیزم زمانی ظهور می‌کند که نه طبقه حاکم می‌تواند چیرگی خود را با کاربست ابزارهای قانونی و مجلس بازتولید کند و نه دیگر طبقات پایین اجتماعی توان به چنگ آوردن قدرت و چیره ساختن ایدئولوژی خویش را بر جامعه دارند. باری، مهم‌ترین زمینه پذیرش نظامیان «ترس و هراس» در جامعه است، هرگاه شهروندان از حمله دشمنان نگران باشند به نظامیان روی می‌آورند، چونان که مائو می‌گفت «قدرت از دهانه تفنگ بیرون می‌آید»، از سوی دیگر بیشتر نظامیان از گروه‌ها و طبقات پایین جوامع هستند که پیوستن به خدمت نظام را نردبانی برای ترقی اجتماعی خویش می‌بینند، تا جایی که بسیاری از نظامیانی که خیال‌های بزرگ در سر دارند، از قوا و ارگان‌های نظامی بسان سکوی پرش به جایگاه‌های اجتماعی برتر بهره می‌جویند. در تاریخ ایران و خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا نمونه‌های چندی از دولت‌های بناپارتی پدیدار گشته‌اند و راه گذار به دموکراسی را با سدهای سدیدی مسدود ساختند. آری، منطق بناپارتیزم، همان منطق «خودکامه مهرورز» است و خواست ِ اینکه به بیان و تعبیر حافظ «کسی از غیب برون آید و کاری کند» و کشور را نجات دهد و این در پس ِ پدیدار بناپارتیزم نهفته است. از این رهیافت، حکومت‌های نظامیان بیشتر فردمحورند، از این‌رو‌ فردی که زمام قدرت را در دست گرفته و فکر کودتا را صورت‌بندی کرده، گونه‌ای کیش شخصیت بر گِرد خویش برپا می‌کند و این نیز ناشی از هراس و ترسی‌ست که نمایان است، یعنی مردم تجلی خواسته‌های خودشان را در اراده آهنین یک فرد نظامی می‌بینند و هرچه این شخص فرهمندتر، قُلدرتر یا توانایی بهتری در عملی کردن خواسته‌های مردمی داشته باشد زودتر پذیرفته می‌شود. * توکویل، انقلاب آمریکا و دموکراسی آنگلوامریکن را بهترین نمونه و شکل یک نظام سیاسی می‌داند (که به زعم او، حتی اندیشه سیاسی فیلسوف پرآوازه‌ای چون منتسکیو نیز نتوانست عظمت آن را درک نماید)، که در تقابل با دموکراسی قاره‌ای یا فرانسوی که خشن و سریع و توام با رخ‌دادهای ناگواری بود که علیه شعارها و آرمان‌هایی همچون برابری، برادری و آزادی عمل کرد. در حالی‌که، شیوه زمام‌داری آمریکائیان معتدل و آرام پیش رفته بود و بیش از هر چیزی مطابق خواست فردی شهروندان و با بر صدرنشاندن قانون، آزادی‌های بنیادین و حقوق‌ اساسی آنان توسعه یافته بود. ** جز این بحث، توکویل و مارکس هیچ اشتراک فلسفی و فکری‌ای ندارند! توکویل از متفکران لیبرال سده نوزدهم است که کلیدواژه فکری او در طول حیات‌اش تنها «آزادی»ست و در عین‌حال از منتقدان سرسخت سوسیالیزم است، تا جایی که حتی اندک زمانی پس از انتشار «مانیفست کمونیست» (که بین دسامبر ۱۸۴۷ و ژانویه ۱۸۴۸) توسط مارکس و انگلس نوشته شد، توکویل در نوشته‌ای تحت عنوان «درباره سوسیالیزم» (۱۸۴۸) به سختی آن را مورد نقد قرار می‌دهد و هم‌وطنان‌اش را زنهار می‌دهد و ویژگی‌های مهم و خطیر ایدئولوژی‌های سوسیالیستی را برمی‌شمارد که در اینجا بطور خلاصه به این ویژگی از نگاه توکویل اشاره می‌کنم: یک. نخستین ویژگی تمام ایدئولوژی‌های سوسیالیستی تأکید مداوم، موکد و مفرط بر خواست‌های مادی انسان است. دو. ویژگی دوم که همواره به چشم می‌خورد، حمله مستقیم یا غیرمستقیم به اصل مالکیت خصوصی است. بزعم سوسیالیست‌ها «مالکیت یعنی دزدی». سه. ویژگی سوم و این یکی که در نظر من بهتر از هر چیز دیگر انواع سوسیالیست‌ها را از هر مکتب و نحله توصیف می‌کند، همانا خصومت بی‌امان با آزادی و خرد فردی است که عقل فرد را به تمسخر می‌گیرد و اصولا فرد را تحقیر می‌کنند. @kavosh_garan

  • 4 февр.615из Dianoya2020

    《ارعاب علیه آزادی》 جواد ترکاشوند در جریان رخ‌دادها و ناآرامی‌هایی که برای وقوع یک انقلاب شکل می‌گیرد، هم‌واره با این گزاره مواجه می‌شویم که برای رهایی از ستم و ظلم و بدبختی و .. می‌بایست جان‌فشانی کرد و برای دیدن رنگ خوش‌بختی باید شجاع بود و شهامت داشت. معنای این سخن که غالبا از زبان گروه اپوزیسیون خارج می‌شود این است که چون مردم به منتهای درماندگی رسیده‌اند، پس بایست فرصت را غنیمت شمرد و از تک تک لحظات برای دست‌یابی به هدف/اهداف سیاسی خود بهره برد و سود جُست. اما، در پس ِ پشت این ماهی‌گیری ِ گروه‌های مخالف در جریان انقلابات‌، پرسشی بنیادین نهفته است و آن را باید بطور واضح و روشن پرسید، که آیا با برآمدن فضای وحشت و ارعاب، خوش‌بختی پدید خواهد آمد یا بدبختی؟، کاویدن این پرسش برای آنانی که اندک آشنائی‌ای با تاریخ و سرگذشت انقلاب‌های کلاسیک جهان مدرن، خصوصا انقلاب آمریکا و فرانسه دارند چندان سخت نیست. خاصا، وقتی می‌دانیم که شعارهای پر رنگ و لعاب‌دار در فضای انقلابی چون فرانسه که "آزادی، برابری و برادری" بود چه زود جای خودش را به ارعاب و ترور در دوران روبسپیر و سلطنت مطلقه فردی دیگران داد. پس، درس‌گرفتن از رخ‌دادهای‌ تاریخی باعث می‌شود که افراد نسبت به آرمان‌های انقلاب احساس تعهد نماید و ثمره آن دموکراسی و آزادی باشد یا هرج‌ومرج و آشوب. لذا، باید به همان ضرب‌المثل معروف خودمان اشاره کنم، که "برای رهایی از چاله نباید به چاه افتاد" و برای سلب آزادی عده‌ای نباید به سراغ افراد و عناصری رفت که احتمالی برای موفقیت آنان نیست چون در عین‌ حال نمی‌توانند از آرمان انقلاب دست بردارند، اما باید حواس‌جمع بود که به قول جیمز مدیسون "بخاطر دل‌نمودگی، هم‌دردی و حس‌ آزادی و عدالت‌خواهی عده‌‌ای منشورنویس برای حکومت‌داری دلیلی نمی‌شود که آنان لذت خود را در عمل ببینید نه در سکون و سکوت". بنابراین، آن‌گونه که توکویل در اثر درخشان خود "دموکراسی در آمریکا" می‌گفت، همان‌طور که هیچ‌فردی دوست ندارد عنان قدرت را به دست فردی از هم‌نوعان خود بدهد پس بیش از آن باید هراسید که قدرت را به دست عده‌ای که داعیه‌دار نمایندگی اکثریت ملت (حتی روی کاغذ) هستند، بیفتد. زیرا، موقعی که عنان قدرت به دست عناصری که تشنه آن‌اند برسد، دیگر چگونه می‌توان آنان‌ را زنهار داد که گفته لرد آکتون بزرگ را که در سده نوزدهم گفته بود "قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق" پیش چشم خود داشته باشند و از آن در مسیر پر فرازونشیب آزادی، دموکراسی، قانون و توزیع و توازن قدرت و .. در جهت منافع شهروندان گام بردارند. برای روشن‌تر شدن این مسئله که چگونه ارعاب و به جان به لب رسیدن قدرت بی‌قدرتان و توده‌های تهی‌دست به راحتی می‌تواند آب در آسیاب خودکامگی بریزد و علیه آزادی عمل کند و در این میان فقط به قیمت هزینه دادن‌ آن‌ها تمام شود و به کام و نام عده‌ای دیگر در جدال بر سر تصاحب قدرت، باید به گفته هانا آرنت در اثر خواندنی‌اش یعنی "درباره انقلاب" در توصیف انقلابیونی‌ که تشنه قدرت‌اند در نبرد خشونت و فقر رجوع کنیم: 《فشار "مسئله اجتماعی" و شبح توده‌های عظیم تهی‌دستان که از راه انقلاب می‌بایست به رهایی برسند چنان بر ذهن انقلابی‌گران چیره شده و امان از آنان بریده بود که بدون استثناء هم‌واره به خشن‌ترین روی‌دادهای‌ انقلاب فرانسه استناد می‌کردند و در عین هراس امیدوار بودند که سرانجام خشونت بر فقر غلبه کند. البته این طریقی بود که فقط از فرط بیچارگی و درماندگی کسی می‌توانست به آن متمسک شود》 (آرنت، فصل ششم، سنت انقلابی و گنجینه بر باد رفته آن، ص ۳۱۹). از همین رهیافت، آرنت، بزرگ‌ترین و روشن‌ترین دستاورد و درسی که انقلاب فرانسه می‌توانست برای نسل‌های پسین در سده‌های دیگر به ارمغان بیاورد را این نکته می‌داند که استفاده از هراس و ارعاب برای دست‌یافتن به خوش‌بختی و آزادی، هر انقلابی را سرانجام به وادی نابودی می‌کشاند. بنابراین، انقلابیون‌ این پند را باید بپذیرند که ناگزیر می‌بایست به این حقیقت اعتراف کنند که تا هنگامی‌ که توده‌های مردم زیربار بی‌نوایی و مسکنت کمر خم کرده‌اند، هیچ‌ انقلابی به نتیجه نمی‌رسد و هیچ‌ بنیاد جدیدی برای سازمان سیاسی جامعه نمی‌توان بنا نهاد. که در اینجا البته منظور آرنت روشن است که در آغاز راه حتی در صورت وقوع انقلاب باید فکری به حال رفاه و تأمین ضروریات زندگی شهروندان کرد و نه رویاهای انقلابی سال‌های عسرت و غربت. از همین‌رو، به باور وی، انقلابیون سده‌های نوزدهم و بیستم، برخلاف اسلاف‌شان در سده هجدهم، مردمی بی‌امید و کارد به استخوان رسیده بودند. از این‌رو، انقلاب بیشتر کسانی را به خود جلب کرد که چون غریق به هر خار و خاشاک متشبث می‌شدند و از هیچ‌اقدامی روی‌گردان نبودند. گویا این داستان غم‌ناک بر گُرده مردم بی‌نوای مرزوبوم امروز ما نیز بدجور سنگینی می‌کند. ادامه دارد ...

  • 4 февр.512из sokhanranihaa

    ‍ 🔊فایل صوتی جواد ترکاشوند فرازوفرودهای دموکراسی در تاریخ‌ فلسفهٔ سیاسی جلسهٔ پنجم انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان ✅ تاریخ برگزاری: پاییز ۱۴۰۰ . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹

  • 4 февр.532из sokhanranihaa

    ‍ 🔊فایل صوتی جواد ترکاشوند فرازوفرودهای دموکراسی در تاریخ‌ فلسفهٔ سیاسی جلسهٔ چهارم انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان ✅ تاریخ برگزاری: پاییز ۱۴۰۰ . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹

  • 4 февр.402из sokhanranihaa

    ‍ 🔊فایل صوتی جواد ترکاشوند فرازوفرودهای دموکراسی در تاریخ‌ فلسفهٔ سیاسی جلسهٔ سوم انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان ✅ تاریخ برگزاری: پاییز ۱۴۰۰ . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹

  • 4 февр.503из sokhanranihaa

    ‍ 🔊فایل صوتی جواد ترکاشوند فرازوفرودهای دموکراسی در تاریخ‌ فلسفهٔ سیاسی جلسهٔ دوم انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان ✅ تاریخ برگزاری: پاییز ۱۴۰۰ . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹

  • 4 февр.392из sokhanranihaa

    ‍ 🔊فایل صوتی جواد ترکاشوند فرازوفرودهای دموکراسی در تاریخ‌ فلسفهٔ سیاسی جلسهٔ اول انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان ✅ تاریخ برگزاری: پاییز ۱۴۰۰ . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹

  • 4 февр.421из Dianoya2020

    آثار هگل در بطن زمینه‌ و زمانه‌اش مقاله "چالش‌های دموکراسی در کاوش‌های هگل"، جواد ترکاشوند #فلسفه_سیاسی_هگل #دموکراسی_دروغین #زمانه_تاریخی #چالش‌های_دموکراسی

  • 29 янв.793из Dianoya2020

    اریک فروم، انسان، امیدواری و انسانیت #اریک_فروم، در فصل چهارم* کتاب "انقلاب امید: در ریشه‌های عوامل غیراومانیستیِ جامعه صنعتی"، در تعریف #انسان، وجوه مختلفی را برمی‌رسد که از آنها می‌توان به #انسان_اندیشه‌گر، #انسان_بازی‌گر، انسانی که بداند و بتواند #نه بگوید و دیگری انسانی است که #امیدوار است، اشاره کرد. فروم، #امیدواربودن را شرط اساسی و ضروری ِ #انسان‌بودن می‌داند. او اشاره می‌کند اگر انسان امید خود را از دست بدهد چه بداند و چه نداند به دروازه‌های جهنم قدم نهاده و #انسانیت خود را پشت سر گذاشته است. به باور وی، هر انسانی، تمامی #انسانیت را در درون خود حمل می‌کند، هم یک آدم #مقدس را و هم یک آدم #جانی را. همان‌طور که #گوته گفته است؛ هیچ #جنایتی نیست که انسان نتواندخود را #طراح آن تصور نکند. تمام این #تظاهرات_انسانیت، پاسخ سوال "انسان بودن یعنی چه" نیست. بلکه، این تظاهرات انسانیت، فقط به این پرسش، پاسخ می‌دهد که "ما تا چه‌ اندازه‌ای می‌توانیم #متفاوت باشیم و هنوز هم #انسان باقی بمانیم؟"، اگر برآنیم که بدانیم انسان بودن یعنی چه، نباید پاسخ را در شقوق انسانی جست‌وجو کنیم. او هم‌چنین از میان تعاریفی که به انسان نسبت داده شده، تعبیر "فعالیت آگاه و آزاد" را بامعنی‌ترین صفت انسان می‌شمارد. *تعریف انسان؛ طبیعت انسان و گونه‌های‌ گوناگون آن! #اریک_فروم #انسان #امید #انسانیت #انسان_آزاد

  • بهرام بیضایی بزرگ و دل‌داده ایران چشم از جهان فرو بست 🖤 14041006

  • 19 дек.114из joreah_journal

    ♦️جواد طباطبایی از ارتباطِ سیاست و اخلاق سخن می‌گوید🔺 @joreah_journal www.instagram.com/joreah_journal

  • без подписи

  • 12 дек.901из iranshenasi_ut

    🔻«شاهکار جواد طباطبایی به زبان انگلیسی» درباره ترجمه کتاب «ابن خلدون و علوم اجتماعی» کاترین مالابو درباره این اثر نوشته: «بعد از کانت و فوکو، این نسخه جواد طباطبایی از "روشنگری چیست؟ " است. شاهکار طباطبایی، فراتر از یک کتاب درباره ایران و تاملی درباره همه مشکلات معرفت‌شناختی‌اش، تاملی عمیق درباره منابع خلاقی عرضه می‌کند که مخفیانه پشت هرگونه وضعیت عدم امکان نهفته‌اند.» 🖇 متن کامل را «اینجا» مطالعه کنید. @iranshenasi_ut

  • . متأسفانه کتاب هم به کالایی لوکس در سراشیبی بازارش و بلندای تورم در جامعه قرار گرفته است، گویی کسانی که امروز کتابی می‌خرند باید دل و شکمی صابون بزنند و از خرت‌وپرت‌ها و موارد دیگر دست بکشند تا بتوانند اثری تهیه کنند. امروز در حال جابجایی کتاب‌ها و کتاب‌خانه‌م بودم و یه حس عجیبی از بابت هر کدوم از کتاب‌هایم داشتم، ناخودآگاه ذهنم پرتاب می‌شد به تاریخ و زمان‌هایی که اون هارو خریدم یا هدیه گرفتم از آشنایان و دوستانم! جالب بود برام که هرزگاهی حین جابجایی برخی‌هاشون رو تورقی می‌زدم و غرق در کلمات می‌شدم! خاصا امروز درگیر «خاطرات محمدعلی فروغی» و «چنین گفت زرتشت نیچه» شدم!