" دو خط شعر "
Статистика#مولاناعلی💙 کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافیست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافیست ⚠️ کپی به هر نحوی حلال است 💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : instagram.com/dokhat_sher 📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110
- Последний пост
- 21:50
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 27
- Всего постов
- 62
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 282
- 1/48двое суток
- 1 469
- 1/72трое суток
- 1 584
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
#شنبههایامالبنینی این گدا آزاد شد از هفت دولت تا شنید شنبه صبح ام البنین بیمه کند یک هفته را #محمدحسینرحیمیان
خواب دیدم وسط صحن حرم خوابیدم خواب شیرین مرا آخر علی تعبیر کرد... #راوی #صحنحضرتزهراسلاماللهعلیها
روایتش را میدانید؟
قسم به ذات خداوند، فاطمه هر بار پس از نماز از آن دو نفر برائت داشت
#لعناللهقاتلیکیافاطمهالزهرا عجیب بعد پیمبر، علی مصیبت داشت میان اهل مدینه چقدر غربت داشت تمام غربت و غم های بیشمارِ علی از انحرافِ درونِ سقیفه نشأت داشت خیانتی که نمودند اهل ظلم به او به ذات اقدس حق ریشه در حسادت داشت اگر به صبر نبود آن یل عرب ملزم کسی برای ورود به خانه جرئت داشت؟ ببین چگونه زند نعره پشت در آن کس که در فرار ز میدان، فقط مهارت داشت! به پاک طینت عالم لگد زده آن که... به استناد روایات، خبث طینت داشت قسم به ذات خداوند، فاطمه هر بار پس از نماز از آن دو نفر برائت داشت وَ روح فاطمه درحالی از تنش پر زد که از سقیفه و اهل سقیفه نفرت داشت علی به خاک سپرد آن امانتی را که نشانِ ضربه ی سیلی به روی صورت داشت #یونسوصالی
در بدر و خیبر و اُحد و لیله المبیت دستِ علیست در همه جا ختم غائله... #عاصیخراسانی 🎙️@kashani1395
در چنین روزی شورای کثیف سقیفه تشکیل شد و تمام مسلمین را از مسیر خدا منحرف کردند...
#اللهمالعنالجبتوالطاغوت🔥 سقیفه مرکز شورای افرادی ستمگر بود سقیفه پایگاه خصم سرسخت پیمبر بود جنایت،حقکشی،غارت،ستم؛در حقحیدر بود نه بلکه جنگ با قرآن و اسلام و پیمبر بود در آنجا با حضور چند تن اوباش شورا شد جنایاتی که در او تا قیامت رفته امضا شد #غلامرضاسازگار
قال مولانا الرضا علیهالسلام: یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین... اى پسر شبيب! اگر مى خواهى براى چيزى بگريى، براى حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام گريه كن... #شبجمعستهوایتنکنممیمیرم یابن الشبیب!گریه فقط بر غم حسین یابن الشبیب!گریه فقط بهر كربلا یابن الشبیب درد حسین درد جان فزاست یابن الشبیب!روضه ی ما داغ پر بلا است یابن الشبیب!درد حسین درد بی کسی است یعنی عزیز فاطمه شبگرد بی کسی است یابن الشبیب!عمهی ما را کتک زدند آتش هزار بار به باغ فدک زدند یابن الشبیب!کوچه به دل غم نشانده است یعنی هنوز دست علی بسته مانده است یابن الشبیب!خنده مرا ترک میكند خد التریب را چه كسی درک میكند یابن الشبیب!غصه دلم را كباب كرد شیب الخضیب دیدهی ما را پر آب كرد یابن الشبیب!جرم یتیم سه ساله چیست؟ دیگر پس از امام کشی آه و ناله نیست یابن الشبیب!قصهی معجر نگفتنی است جریان حنجر و دم خنجر شنفتنی است یابن الشبیب!غارت خیمه عجیب بود در شعله ها سلالهی حیدر غریب بود یابن الشبیب!دختر ترسیده دیدهای؟ در زیر خار طفلک خوابیده دیدهای؟ یابن الشبیب! جد مرا سر بریده اند پیش نگاه عمهی ما سر بریده اند #علیاکبرلطیفیان
اَباصلت میگوید: خدمت آقا بودم به من فرمود: اباصلت، منتظرم بمان اگر آمدم و دیدی عبا به سر افکنده ام دیگر با من صحبت نکن بدان مرا مسموم کرده اند. بدان هدفشان را به نتیجه رسانده اند. اباصلت میگوید: آقا رفت من هم چشم به در گشودم. خدا کند اقا عبا به سر نیفکنده باشد, اما یک وقت دیدم در باز شد, امام عبا را به سر افکنده از خانه مأمون بیرون آمد, نمی دانم چه شده بود؟ اما بعد از هر چند قدمی یک لحظه مینشست, یک لحظه بلند میشد. در کوچه عبایش, بر روی سرش بود گه دست به دیوار, گه بر کمرش بود... مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای! آقا چرا عبا به سرِ خود کشیده ای !؟ با درد کهنه ای به نظر راه می روی!؟ مانند فاطمه چقدر راه می روی! خونِ جگر به سینه، به اجبار می دهی راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند خواهر نداشتی که برایت به سر زند اینجا مدینه نیست، چرا دلخوری شما !؟ در کوچه های طوس،زمین می خوری چرا ؟ با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده خاک لباس های خودت را تکان بده مقداری از عبای شما پاره شد، ولی... نیزه نزد کسی به تو از کینه ی علی اینجا کسی به پیرهن تو نظر نداشت فکر و خیال گندم ری را به سر نداشت اینجا کسی به غارت انگشترت نرفت چشمی به سمت مقنعه ی خواهرت نرفت #وحیدقاسمی
#انکنتباکیالشیءفابکللحسین با سر و پای برهنه حالا پشت در آمده گریان پسرش رسم این است پسر وقت وداع می نشیند به کنار پدرش سر اورا به بغل میگیرد تا بیاید نفس مختصرش جدّش اما به سر جسم علی آنقدر سوخت که خم شد کمرش هفت دفعه ولدی گفت ولی.. غیر خس خس نرسید…
#انکنتباکیالشیءفابکللحسین با سر و پای برهنه حالا پشت در آمده گریان پسرش رسم این است پسر وقت وداع می نشیند به کنار پدرش سر اورا به بغل میگیرد تا بیاید نفس مختصرش جدّش اما به سر جسم علی آنقدر سوخت که خم شد کمرش هفت دفعه ولدی گفت ولی.. غیر خس خس نرسید از ثمرش #سیدپوریاهاشمی
داغی نهفته است در این قلب پاره ام همچون حباب منتظر یک اشاره ام عمریست لحظۀ گذر از کوچه هایِ تنگ آن صحنه غرور شکن در نظاره ام گفتم به زهر: خوب اثر کن بر این جگر در دست های توست فقط راه چاره ام در ظلمت همیشۀ شب های کوچه ها در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا امّا به سینه است تمامِ شراره ام اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی راویِ این حقیقت پر استعاره ام یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم... #قاسمنعمتی