tgindex
دنیای آرام

دنیای آرام

Статистика
@DonyaieAramперсидский

اشعار و نوشته‌های محمدرضا صبوری (آرام) @DonyaieAram

Последний пост
26 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
108
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
237
20 постов
Вовлечённость
219,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
38
1/48двое суток
43
1/72трое суток
46

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چشمام جز چشماش، چشمی نمی‌دیدن دستام جز دستاش، دستی نمی‌خواستن سرگرمیام کم شد، دل‌گرم اون بودم پام موند تا پاهام پای خودش واستن #محمدرضا_صبوری #آرام #ترانه @DonyaieAram

  • خواننده و آهنگساز: علیرضا عصار شاعر: یاسر قنبرلو تنظیم : مسعود همایونی 🖌 کانال اشعار یاسر قنبرلو @yaserghanbarlou

  • از پنجره‌های بسته‌ی روو به دلم میتونی بفهمی که چقد خوبه دلم با اینکه تظاهر می‌کنم، میفهمی بدحالیمو سانسور می‌کنم، میفهمی دستامو بگیری از یخم سردترم خالی شده قالبای یخ توی سرم سرگیجه و سرخوردگی و سرسامه هرچی که رفیق حال این روزامه من منتظرم یه روز، یه جایی، یهویی دیوونه شم از دست خدایی که تویی از خنده‌ی مصنوعیِ مونده روو لبام میفهمی چیا میگذره توو روز و شبام از خیره‌شدن به سقف و دیوار و زمین میتونی ببینی تهشو، اینه، ببین من مطمئنم خودت یه روزی، حتما خسته میشی از خدایی کردن واسه من #محمدرضا_صبوری #آرام #ترانه @DonyaieAram

  • با این لبِ بی‌ترانه‌ی بی‌خنده با این دلِ از ماتم و غم آکنده از من بپذیرید، رباعیِ بدیست دستم به غزل نمی‌رود، شرمنده #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • منو واسه خودم بخواه یه عشقِ اجباری نشو روز و شبام عینِ همن لطفا تو تکراری نشو منو واسه خودم بخواه یه عمر هم‌خونه‌م بشی قراره دیوونه‌ت کنم قراره دیوونه‌م بشی #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • به مناسبت 4 شهریور و یادبود مهدی اخوان ثالث و وضع شعر خراسان و شاعرانِ خودشاعرپندارِ خراسان که کم هم نیستند: سلام ای مرد شب‌های زمستان سلام ای آشنای شب‌نشینان کجایی باغِ بی‌برگی ببینی: زمستان‌ست احوالِ خراسان خراسان است اینجا٬ مهدِ شعرست دهان مردمان پرشهدِ شعرست ولی ما یادمان رفته‌ست انگار «شعور» آغاز و ذاتِ عهدِ شعرست جهانی از همه بی‌زار داریم و ذهنی خسته و بیمار داریم پُریم از حرف‌های حق‌به‌جانب که قلبی از تهی سرشار داریم دلم خونست٬ این ویرانه سردست در و دیوار و سقفِ خانه سردست دمت گرم و سرت خوش باد٬ اینجا هوا بس ناجوانمردانه سردست جهان بی‌‌ظلم و فقر و جنگ بهتر دل عاشق‌نماها تنگ بهتر بگو این آسمان هرجا که باشیم به یک رنگست یا بی‌رنگ بهتر؟ بیا ره توشه برداریم ای دوست قدم در راه بگذاریم ای دوست بیا ای سنگ تیپاخورده برخیز به سنگستان سفر داریم ای دوست سفر از مردمانی سرد٬ باید دلِ شاعر دلی پردرد باید نوشتی بر دل سنگی کتیبه: "برای فتح دنیا٬ مرد باید" تو مردی، آتشی در دل برافروز چراغی شعله‌ور باش و جهان‌سوز که دنیا مرد می‌خواهد، نه شاعر که بی‌ مردی زمستانست هرروز #محمدرضا_صبوری #آرام #ادبیات #مهدی_اخوان_ثالث @DonyaieAram

  • تو می‌روی و عشق محک خواهد خورد پشت سرت آیینه ترک خواهد خورد با رفتنت این زخم ورم خواهد کرد، با رفتنت این زخم نمک خواهد خورد #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • بعد از تو من کشیدم بر دار عشق خود را حالا تو هم از این دل، بردار عشق خود را #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • تو فقط با من بمون و بذار اینجوری بمیرم نرو که دیوونه شم تا از غمِ دوری بمیرم تو فقط ببین توو دنیا سرِ اون چشات چه جنگه تو باید با من بخندی آخه خنده‌هات قشنگه دلو میبری چه آسون آخ که دلبریتو قربون منِِ تشنه‌ی این عشقو از لبت هی برنگردون نه زیادی باش و نه کم عشقتو اندازه میخوام من واسه نفس کشیدن یه هوای تازه میخوام تو نمیذاری بمونه توو دلم یه ذره حسرت به کی جز خودت میتونم دل ببندم تا قیامت؟ اگه عمرمم تموم شه میخوام دستاتو بگیرم تو فقط با من بمون و بذار اینجوری بمیرم *** نه زیادی باش و نه کم عشقتو اندازه میخوام من واسه نفس کشیدن یه هوای تازه میخوام من از این دنیا اونی که دنیامو می‌سازه میخوام تو شدی صاحب قلبم از خودت اجازه میخوام #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • حرفای توو دلم، فکرای توو سرم، بغضای توو گلوم: بمبای ساعتی #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • تنها خدا تویی، با این دروغِ راست هم کفر گفته‌ام، هم بنده‌ام به تو #محمدرضا_صبوری #آرام @DonyaieAram

  • احساسِ عجیبِ نابِ معقولِ منی استادِ معادلاتِ مجهولِ منی ای عشق، حواست به دلِ من باشد در راهِ جنون، تویی که مسئولِ منی اشعار و نوشته‌های محمدرضا صبوری (آرام) @DonyaieAram

  • خالیست کنار من فقط جای خودت وصل است جهان من به دنیای خودت این زندگی از مرگ غم‌انگیزتر است وقتی که پُر است از همه، منهای خودت اشعار و نوشته‌های محمدرضا صبوری (آرام) @DonyaieAram

  • در جسم دنبالش نگرد، این عشق در جان است با چشم پیدایش نبینی، عشق پنهان است قلب تو را از تشنگی تا سیرآبی می‌برد بی‌وقفه می‌بارد به جانت، عشق باران است یک قطره‌اش کافیست تا رود وجودت را در وسعتِ دریا بریزد، عشق جریان است هرزخمِ سختی را که در روحت به جا مانده از ریشه بیرون می‌کِشاند، عشق طغیان است آهسته ویران می‌کند دنیای پوچت را آرامشی دارد درونش عشق، طوفان است در لابلای روح و جانت رخنه خواهد کرد در گوشتت، در استخوانت، عشق ایمان است با هرچه بودی، هرچه هستی، هرچه خواهی شد می‌سنجد او پیمانه‌ات را، عشق میزان است او خانه‌ات را گرم و روشن می‌کند، گاهی گاهی به آتش می‌کِشاند، عشق سوزان است بر زخم‌های بی‌دوایت، مرهمش کافیست یعنی برای دردهایت، عشق درمان است با این همه، آگاه باش از دام و جادویش چون عشق افسون می‌کند، چون عشق زندان است با هرکه در دامش بیفتد سخت می‌گیرد اما رهایی از جنونِ عشق، آسان است عاشق بمان و عاشقی کن تا رها باشی تا مبتلا باشی به آن دردی که عشق، آن است #محمدرضا_صبوری #آرام اشعار و نوشته‌های محمدرضا صبوری (آرام) @DonyaieAram

  • جهان لبریزِ بی‌رحمیست، دنیا مملو از آزار زمین از غم پر است و آسمان از تیرگی سرشار نه نوری در دلی هست و نه شوری در سری مانده همه از روشنی دور و همه از عاشقی بیزار کسی از شب نمی‌گوید، کسی از غم نمی‌خواند تمام شاعران دل‌خون، تمام عاشقان سربار درون خانه‌ها حسرت، درون کوچه‌ها ظلمت پس از هر راه صدها در، پس از هر در ولی دیوار میان شهر و کشورها جنون ِ جنگ و خونریزی پس از هرجنگ می‌ماند فقط قحطی، فقط آوار تنم زخمی و من هرشب به لطف دردها بی‌خواب سرم پردرد و من هرشب به لطف فکرها بیدار نه دیروزی، نه امروزی، نه امیدی به فردایی نه دل خوش دارم از دنیا، نه دل بستم به او انگار ☆☆☆ صدایی در سرم ناگاه می‌پیچد که می‌گوید: غم دنیا تمامی چون ندارد، دل به غم نسپار اگر جنگست و آشوبست و ظلم و فقر و بی‌رحمی وگر نوری نمانده در دلِ این مردمِ غم‌دار... وگر هردفعه که می‌خواستی از عشق بنویسی جهان سرد و تاریکت به یادت آمده هربار... وگر این بغض ِ بی‌پایان شبت را صبح خواهد کرد به دام ناامیدی‌ها نیفتی جانِ من، هشدار مبادا آتشِ امید در قلبت شود خاموش! مبادا تا ابد با تو بماند درد و حسرت یار بیا با عشق از فردا بگو، بنویس و شادی کن تو سمت صلح و آوازی، «تفنگت را زمین بگذار»* من و تو با همین رویا جهانی تازه می‌سازیم برای ثبت آزادی قلم را از زمین بردار *مصراعی از فریدون مشیری #محمدرضا_صبوری #آرام #شعر #غزل #قلم_را_از_زمین_بردار #فریدون_مشیری #صلح #قلم #ادبیات

  • درگذشت رادمان پور ماهک مشهور به یعقوب لیث صفاری، بنيان‌گذار سلسله‏‌ی صفاريان، پدر زبان پارسی، قهرمان ملی ایرانیان، مردی که به ایران می‌اندیشید نه خودش در ۱۵ خرداد ۲۵۸ ش یعقوب لیث در سال ۸۶۸ میلادی پس از آزاد کردن کرمان، پارسی را زبان رسمی همه ايرانيان اعلام کرده بود و گفته بود که از آن پس به زبان عربی مکالمه و مکاتبه نکنند. پس از حمله ی اعراب، حاكمان شهرها، ايرانيانی را كه عربی نمی‌دانستند و سعی در ياد گرفتن آن نمی‌كردند را، عجم، به معنای گُنگ و لال، خطاب می‌كردند. 🎭 اردشیرنامه | @moarefik 🎭

  • تصویری از بهشت: راهی به سمت نور نوری به آسمان هرچند سخت و دور از خاک تا خدا از هیچ تا شکوه من: ذره‌ای ضعیف سنگی میان کوه با هرقدم مرا در جانِ خود بگیر تو: سبزی و بزرگ من: زردم و حقیر پُر شد وجودم از نورِ تو خشت، خشت راهی به سمت نور تصویری از بهشت شعر و عکس: محمدرضا صبوری (آرام) #محمدرضا_صبوری #آرام #شعر #چارپاره #بهشت @DonyaieAram

  • خوشا به حال شماها که دوستی دارید و می‌شود غم دل را به دوست بسپارید خوشا به حال شماها که وقتِ دل‌گیری به شانه‌های صبورش دوباره رگبارید چه سال‌ها که به دنیایتان گره خورده‌ست چه لحظه‌ها که جدا از همید و بیمارید چه روزها که فقط می‌شود کنار خودش چه ساده غصه‌ی خود را کنار بگذارید تمام ماتم دنیا اگر درون شماست خوشا به حال شماها که با هم آوارید که شادمانی اگر هست، پیش هم شادید که تلخ‌کامی اگر هست، پیش هم زارید خوشا به حال شماها که در غم و شادی رفیق هم شده‌اید و به هم وفادارید ### خوشا به حال شمایی که نیمه شب از بغض کسی ندیده که خوابیده‌اید و بیدارید که فکرهای پریشان مدام در سرتان بپیچد و شبها در هجوم افکارید خوشا به حال شما که کسی حواسش هست چقدر خسته از این زندگیِ ناچارید که هرکجا بروید آسمان همین رنگ است که هرکجا، همه جا حس کنید سربارید خوشا به حال شماها، ولی جماعتِ خوش شما به حال دلم یک خوشی بدهکارید نه دوستی، نه امیدی، نه هیچ رویایی کنار من بنشینید و زخم بشمارید شبی چه خسته و تنها و پوچ می‌میرم خوشا به حال شماها که دوستی دارید #محمدرضا_صبوری #آرام #شعر @DonyaieAram

  • با نگاهی به ترانه‌ی "دور آخر" از حسین صفا و با صدای محسن چاوشی تا پای پنجره‌ام لطفا منو بُکُش تا ماتِ منظره‌ام لطفا منو بکش شلیک کن بهم، نزدیک کن بهم این مرگو، دلبرم، لطفا منو بکش بیزارم از همه، دلگیرم و غمه توو چشمای ترم، لطفا منو بکش از پنجره ببین، دلگیرم و به این دل، گیره باورم، لطفا منو بکش تا خواب می‌برم، از خواب می‌پرم ای خواب محترم لطفا منو بکش ای درد ِ ضدحال، وامونده‌ی محال زجر مکررم لطفا منو بکش ای خالصانه دوست، من زخمِ زیرِ پوست بی‌تاب ِ خنجرم، لطفا منو بکش ای قلب ِ بی‌قرار، نبض ِ ادامه‌دار بی‌جونه پیکرم، لطفا منو بکش ای چاقوی عزیز، خون منو بریز من خود قیصرم، لطفا منو بکش با قایقی از خون رو رودی از جنون هرشب شناورم، لطفا منو بکش با کینه‌ها هنوز، منگم شبانه‌روز تهوع‌آورم، لطفا منو بکش این زنده بودن و بازنده بودنو یه عمره ازبرم، لطفا منو بکش* ای آه ِ ناتموم، بی‌رحمِ توو گلوم با داغ حنجره‌ام لطفا منو بکش ای اشک ِ سربه‌زیر، بغض ِ بهونه‌گیر ای فکر ِ توو سرم، لطفا منو بکش هی صبر و صبر و صبر، هی زندگی و جبر لالم، کورم، کرم، لطفا منو بکش هی روی اعصابه، این چرک و خونابه ای زخم، ای وّرَم، لطفا منو بکش ای شعرِ لعنتی، مأیوس ِ پاپتی سربارِ دفترم لطفا منو بکش دیوونگی کنم یا زندگی کنم؟ من شرطو می‌بَرم، لطفا منو بکش محتاجِ رفتنم، با کُشتنم منم جونتو میخرم، لطفا منو بکش جونم فدای تو، خونم برای تو ای شاه، سرورم، لطفا منو بکش من خوب نیستم، مطلوب نیستم من صیدِ لاغرم لطفا منو بکش* لطفا منو ببر تا آخرین سفر من که مسافرم لطفا منو بکش بکش که غمگینم، تو خواب می‌بینم از کوه می‌پرم، لطفا منو بکش لطفا منو بکش، این دشمنو بکش از دوست بدترم، لطفا منو بکش فریادِ بی‌صدام، از حقِ گریه‌هام دیگه نمیگذرم، لطفا منو بکش شک دیگه کافیه، جونِ اضافیه من غول آخرم، لطفا منو بکش *این زنده موندنه؟ بازنده موندنه #حسین_صفا *سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند چندان فتاده‌اند که ما صیدِ لاغریم #سعدی   #محمدرضا_صبوری #آرام #شعر #قصیده #ادبیات #لطفا_منو_بکش #محسن_چاوشی @donyaieAram

  • قلبم که تیر می‌کِشید... چشمت که کور می‌شد و... پایم که خواب رفته بود... راهت که دور می‌شد و... دستم که بی‌نمک‌ترین... قلبت که ناسپاس‌تر... روحم که آشناترین... جسمت که ناشناس‌تر... اشکم که بی‌صدا چکید... بغضم که در گلو شکست... یادم که با سکوت رفت... یادت که تا همیشه هست... عشقم که شکل آتش و... عشقت که عین آب رفت... فکرم که پاره پاره شد... پایم که باز خواب رفت... عقلم که بردی و جنون... روزم که رفتی و سیاه... شعرم که نصفه نیمه ماند... جانم که نصفه نیمه... آآه... عمرت که پای عشق هیچ... عمرم که پای عشق دود... عمرم که مثل برق و باد... عمرم که زودِ زودِ زود... از خود هرآنچه خواستی... از من هرآنچه داشتم... تو، زندگی گرفتی و... من، زندگی گذاشتم. #محمدرضا_صبوری #آرام #ادبیات #شعر #چهارپاره @DonyaieAram