tgindex
دختــ❤ـــــر دردونــ0oــه

دختــ❤ـــــر دردونــ0oــه

Статистика
Последний пост
1 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
96
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 036
−8 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 716
40 постов
Вовлечённость
56,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 96
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 июн.2 1993

    ble.ir/join/71SyFKUCnd ble.ir/join/AoPg8Scbxc کانالهامونو تو اپلیکیشن بله دنبال کنید اگه باز نت قطع شد رمانو اونجا میزاریم تو هر دو حتما عضو باشید ❤️❤️

  • دوستان جنگ شد احتمال داره نت قطع بشه همگی تو چنل ایتا عضو بشید این اخرین باره لینکشو میزارم احتمال قطع شدن یا ملی شدن نت خیلی زیاده اگه نتونستیم اینجا پارت بزاریم تو چنل ایتا میزاریم 👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/702875090C0ed157f54a

  • من حنام... دختری که بازیچه‌ی یک هوسِ پیر شد!یک اشتباه بزرگ درخاندان بزرگ‌خیابانی...وقتی حاج علی‌اکبر خیابانی،تو۷۰سالگی دل به زنی داد که۳۰سال ازش کوچیکتر بود،صدای همه دراومد... اما من،دختر اون زن بودم...! و پسر بزرگ حاجی...اون که همیشه نماز اول وقت می‌خوند،همون که مردم می‌گفتن از حرمت نگاهشم حیا می‌باره وبچه هاش بزرگتر از من بودن...دل داد به من! https://t.me/+8N6IlGAGoBZiNDRk

  • - من هنوز با این ازدواج کنار نیومدم خان! توروخدا یه امشب بهم فرصت بدین باور کنم این ازدواج رو بعدش به خوابیدن کنار شما اونم روی این تخت… حتی نگذاشت حرفم را کامل کنم، با جدیت گفت: حتی فکرشم از سرت نگذره شاپرک که بخوای از حجله ی من فرار کنی سوگلی! نکنه هنوز فکرت پیش پسرم شاهینه؟ با بغض گفتم: نه آقا من غلط کنم، فقط نمی تونم تو بغل مردی بخوابم که جای پدرمه! من فقط ۱۸ سالمه و شما ۵۰… من نمی تونم… مرا که روی تخت انداخت و وحشیانه دنیای دخترانگیم را از من گرفت، دیگر لال شدم. او یک تنه مرا که معشوقه پسرش بودم از او دزدید و‌ عقدم کرد و تا به ابد به پسرش شاهین حرام کرد که دیگر در رؤیا هم دست و فکرش به من نرسد… #خدمتکاری#ازدواج_اجباری#خانزادگی https://t.me/+uGK_S_aM6btiZWM0

  • هیروان شاه منش! تاجر جواهراتی که سالها از خاندانش میکنه میره آمریکا ...هیشکی ازش خبر نداره تا اینکه اسمش همه جا به عنوان مافیا میپیچه ! میگن دوست دخترشو زنده زنده آتیش زده ولی کسی جرعت گفتنشو نداره! تا اینکه یه شب نصفه شب توی تخت چشم باز میکنه و چشم تو چشم دوتا چشم عسلی که جیغ میزنه ...کمک میخواد! نمیفهمه چه مرگشه مطمئنه بهش دست نزده ! بعدها میفهمه تو رویاهای صورتیش میخواسته با اینکار خودشو بندازه به هیروان شاه منش! دختر با اینکه سنی نداشت تن سفیدش از سر هیروان بیرون نمیرفت . هیروان کمر بست وادارش کنه برای نجات خودش دوباره براش لخت شه 🔞🔥 https://t.me/+pNnLiJ0ykYc0MTM0

  • یک حادثه‌ی رانندگی باعث می‌شود تا ماندانا هرگز نتواند مادر شود. پدر ماندانا طرف مقابلِ تصادف را مجبور به ازدواج با دختر دردانه‌اش می‌کند و آن کسی نیست جز فرزام آسایش، رئیس ماندانا... فرزامی که دلباخته ی مانداناست. از نظر ماندانا فرزام یک روباه مکار است و این تصادف کاملا عمدی است! اما آیا فرزام واقعا این چنین است یا قضیه‌ی دیگری پشت ماجرا وجود دارد؟! https://t.me/+iIofL0X5r61kNjc0

  • کی گفته نمیشه تو دانشگاه خوش استایل بود؟ با وجود این شاپ نشد نداریم. 🫥🫥

  • نه اشتباه نکن اینا عکسای ژورنال خارجی نیست؛ اینا موجودیای این شاپه که با عکسشون مو نمیزنن و برای عید امسال میتونی باهاشون اسلی کنی. 🩷🌟🪸 @NovaShop 🪷

  • - ممه هات بدون سوتین افتاده نمیشه؟ لب گزیدم. - معلومه نپوشیدم؟ کمی نزدیک تر شد. - آره. - افتاده است؟ - نه نیست. پروتز کردی؟ خندیدم. - نه. مال خودمه. چشمکی زد. - تا دست نزنم باورم نمیشه! در حالت عادی اجازه نمی‌دادم دست بزند، اما مست بودم. - بزن. بدون لحظه‌ای مکث، دست بزرگش وارد تاپم شد. - درش میاری ببینمش؟ به خودم لرزیدم، اما بدون اختیار تاپ و در آوردم و...💦🔞 https://t.me/+UTIUOWtZcuswNjE0 توی کشور غریب حس تنهایی می‌کنه و با یه پسر ایرانی جذاب و سکسی رفیق میشه، اما تو خونه‌ی خالی کم کم نزدیک هم میشن و...🙈🔥❌ #سک‍.‍س.‍.‍ی

  • - پاهات و ببندی نمی‌بینم قربونت برم! با ناراحتی زمزمه کردم. - خب نمی‌خوام ببینی که. - یعنی چی؟ پس چطوری بفهمم چرا میخاره؟ - کیا‌شا بعد اون شب این شکلی شدم، یعنی دستت کثیف بوده عفونت گرفتم؟ به زور پاهام و باز کرد. - باید ببینم نفسم. - خجالت می‌کشم! سرش و نزدیک بین پام برد. - همه چی خوبه. از داخل میخاره؟ - اهوم. - شاید باز دلش میخواد. - چ... چی؟ جواب نداد و به جاش انگشت بزرگش و...💦❌ https://t.me/+hh-YqNclAlg2ZTlk #دارای‌محدودیت‌سنی 🔞🔥

  • داداش بی‌غیرتم بهشتمو فروخت به رفیقش🫦🙈 #part26 - فاک پسر آبجیت چه بهشتی داره! تو عمرم دختر ایرونی به این #هلویی ندیده بودم! از حق نگذریم واقعا شبیه #سیندرلاس! با خجالت بهشتمو با دستام پوشوندم که داداشم دستمو پس‌زد و دستشو رو شیار های بهشتم کشید: - آره مشتی! #قیمتشم مفته نسبت به چیزی که هست! پوزخندی با حرف داداشم زد و شلوار و شورتشو همزمان پایین کشید که کلفت و سیاهش مثل فنر پرید بیرون: - ی میلیون کافیه دیگه؟! - کافیه داداش به این شرط که وقتی کلفتت تو بهشتشه منم پشت خواهر کوچولومو #بگامم که از هردو طرف جر بخوره! https://t.me/+Nl5aHNo8TpZmMTRk داداش ناتنیش هر روز رفیقاشو میاره که دوتایی ترتیب سیندرلا کوچولو رو بدن🌶🔥 🤤

  • #هفت_کوتوله🔞 #پارت_1 _سالارتون کوچیکه پس دوتایی می‌تونید تو جلوش فرو کنید و دوتا هم عقب💕 لبخندی بهم زد و خیره تو چشمای خمارم، ادامه داد: _میخوام تخت رو از ار.گاسم سفید برفی خیس کنید! بوی ار.ضاش تا 3روز باید تو اتاق بمونه😏 قد کوتاهِ سیاه پوست چونه مو تو دستش گرفت و لب کلفتش رو روی لبم نشوند و وقتی همزمان چیز کوچیکی روی سوراخ ک.ون و بهشتم حس کردم، آه پر از شهوتم تو دهن اون کوتوله سیاه پوست پخش شد😋 6تاشون همزمان لای پاهام و ک.ون و سینه هام فرو رفتن و من از لذت صدای ناله هام بلند شد و به خودم پی‌چیدم و چشمای خمارم رو به رئیس‌شون دوختم که شلوار و باکسرش رو از پاش در اورد و تا چشمم به آلـ.تش افتاد لحظه ای شوک شدم!🤩🫦👅 این قد و هیکل چطوری می‌تونست همچین آلتی داشته باشه؟!💦👅 https://t.me/+Q47m99yZE_wxYTU0

  • _رسمه عروس قبیله‌ی ما زیر دوتا برادر باشه و نیازاشو تمکین کنه!😱🔞 وحشت زده خودمو عقب کشیدم که ارحام دستامو محکم چسبید و اسعد با پوزخند گفت _عروس یه عرب شدی و باید از رسم پیروی کنی زن داداش🔞💦 دوتایی لباساشونو کندن و... https://t.me/+NXK6nBHstUtiMGNk دختر ایرونی عروس قبیله‌ی عرب میشه و گیر دوتا برادر حشری و کلفت میشه😱💦

  • видео или голосовое, без подписи

  • 27 февр.1 266из Kingofdarkesm

    ⭕️⭕️ ‌ ‌ ‌ ‌⭕️⭕️ ‌ ‌ ‌ ‌ ⭕️⭕️ ‌‌ 🤨 تـو هـم میتـونـی پـولـدار بشـی! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ چـرا کـه نــه؟! ❓ شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده! پس روی این لینک ضربه بزن 📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇 🆔 @Kingofdarkesm 🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅ 👩‍💻@BlackpnatherXm2 ⬅️🚨 👩 از این پیام، ساده رد نشو !! شاید تنها فرصت طلایی ❤ زندگیت باشه ! 🕛 🕛 🕛 🕛 🕛

  • ملافه رو دور سینه های لختم جمع کردم‌. - فردا صبح طلاقم میدی؟ - هنوز ابم روی تنته حرف از طلاق میزنی؟ با حرفش سرخ شدم که از زیر ملافه رونمو چنگ زد‌. - برای چی طلاقت بدم؟ - که برگردم...به شوهرم. نیشخندی زد و روم خوابید. - شوهرت الان منم، طلاق بی طلاق. https://t.me/+IrmwHipV7UJlOGM0 ❌شوهرم سه طلاقم کرد و برای برگشتن بهش باید با مرد دیگه ای می خوابیدم ولی این مرد...

  • با مادرشوهرش حرف می‌زد که شورت ویبراتورش باز تکان خورد! زبانش بند آمد و نگاه به هاتف کرد که کنترل کوچکی در دستش بود و با لذت مشغول تماشای تازه عروسِ تحریک شده‌اش بود. لرزش شورت تند تر شد که مادرشوهرش پرسید: - وا حِرمان، چت شد یهو؟! چرا سرخ شدی؟ تپش قلب داری؟ چشم از هاتف برنداشت و نالید: - مادرجون حالم... حالم خوب نیست. یه لحظه برم اتاق می‌آم. به سختی راه می‌رفت و تا اتاق خودش را کشاند. روی پا بند نبود که هاتف داخل شد. - چه کاری بود کردی هاتف؟ در یک حرکت شلوار او را پایین کشید و زیر پاهایش نشست و گفت: - اوف جون! دریاچه راه انداختی که توله! - هاتف نکن... جان من ول کن... دستی به او کشید که ناله‌ی دخترک به هوا رفت و هاتف گفت: - گفته بودم که خونه‌ی مامانم اینا می‌کنمت، نگفته بودم؟ حالا می‌گی نکن نکن! خودت طاقت می‌آری که نکنمت و از اتاق برم بیرون؟! پاهایش لرزید و نالید: - پس... پس زودتر! دارم... دارم می‌میرم! ژود بکن توش https://t.me/+Jd6pS_D1Kgg0MzFk

  • نامادریم بهشت و ک‌ونم فروخت به مرد همسایه🔞🙈 #part1 کلفت مرد همسایه تو دهنم بود و نامادریم همزمان داشت از سک‌سمون فیلم میگرفت: - اوف ج‌نده کلفت آقا ایرجو خوب ساک بزن! عالیه! این فیلم حتما تو پورن هاب میترکونه.. اجبارا کلفتشو بیشتر تو دهنم فرو بردم و با ولع بیشتری براش خوردم.. جوری بهش لذت وارد شده بود که صدای ناله های مردونش کل فضای اتاق رو پر کرده بود.. موهای بلند ، روشن و بورم از کنار نقابی که رو صورتم گزاشته بودم برای اینکه تو سایت های پورن شناسایی نشم بیرون زده بود کلافه ماسکو رو صورتم جابجا کردم و موهام رو بیشتر به عقب دادم.. - اوم..کافیه به اندازه کافی خیس شد حالا داگی شو وقت گایدنته! https://t.me/+Nl5aHNo8TpZmMTRk نامادری پول پرستش هر روز مردای همسایه رو میاره تا جرش بدن و از سک‌سشون فیلم میگیره میزاره پورن هاب💦🤯👆🏻

  • #ممنوعـــههههههههههه🔥🔞 حاج سالار...یه مرد تعصبی و غیرتی و هیکل ورزشکاری و سک*ســــــی... مردی که با وجود دین و تعصبش عاشق خواهر میشه و تمایلات جنسی شدیدی بهش پیدا میکنه تا اینکه دختره رو شوهر میدن و.... https://t.me/+bMXEiUg6DM0wNDk0 بعد از گذشت دوسال وقتی میفهمه خواهرش نبوده دربدر دنبالش میگرده و همون شبی که پیداش میکنه با یه سک*س داغ و شهوت انگیز تموم دلتنگیش رو رفع میکنه ولی...🔞🔞🔞 #محدودیت‌سنــــــــــــی🔞🔥❌ ورود‌بچه‌سن‌ممنوع‌رمان‌ممنوعه‌ست...🔞🔥

  • #هفت_کوتوله🔞 #پارت_21 _من از صدای ناله زن ها خوشم میاد قشنگ آزادش کن بذار آروم بکنمت توهم مطیع و گوش حرف کن باش. آب دهنم رو قورت دادم و با حالت تحریک شده زانوهام رو بهم چسبوندم که این لحظه رو با چشماش شکار کرد. تا به خودم بیام بدون اینکه روپوش بیمارستان رو از تنم در بیاره، شلوار و شرتم رو همزمان تا زانو پایین کشید که از این اتفاق یهویی شوکه شدم. _من... من چیزه... دست بزرگش که روی دهنم نشست حرف تو دهنم ماسید. انگشت فاک بزرگش رو بهشتم برد و از بالا و تا پایین کشید که از زمختی انگشتش، چشم هام بالا رفتن. _اوه خیس خیسه! قبل من ارضا نمیشی دوست دارم وقتی کلفتم تو بهشتته ارضا بشی. https://t.me/+Q47m99yZE_wxYTU0 تو حموم تیمارستان با بیمار روانی کوتوله سکس  خشن میکنه🔞💦

دختــ❤ـــــر دردونــ0oــه — tgindex