tgindex
احمدرضا یزدی

احمدرضا یزدی

Статистика
@DrARYazdiперсидский

دکترای رواندرمانی کاندیدای دکترای تحلیل اجتماعی و فرهنگی مدرس و پژوهشگر دانشگاه کنکوردیا کانادا

Последний пост
24 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
405
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
294
32 постов
Вовлечённость
72,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 33
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
319
1/48двое суток
365
1/72трое суток
394

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چند روز قبل به یک نوشته بسیار جالب از جورجو آگامبن برخوردم و چون به ایتالیایی بود از ترجمه ماشینی برای فهمیدن آن استفاده کردم. فکر می کنم ارزش این را دارد که اینجا با شما به اشتراک بذارم . این نوشته را نباید یک مقالهٔ مستقل در سنت دانشگاهی آگامبن در نظر گرفت، بلکه بیشتر به سنت مداخله‌های فلسفی او نزدیک است، یعنی یادداشت‌های کوتاهی که در سال‌های اخیر مرتب منتشر می‌کند. این متن، هرچند کوتاه است، از نظر جایگاه فکری اهمیت زیادی دارد، زیرا به نوعی خلاصهٔ پروژهٔ متأخر آگامبن است: گذار از نظریهٔ «وضعیت استثنایی» و «حیات برهنه» به مفهوم «صورتِ زندگی» به منزلهٔ امکان سیاست در زمانی که سیاست به ظاهر ناممکن شده است. <<<<<<<<<<<<<<<<<<<< 🟥سیاست در زمانهٔ ناممکن‌شدن سیاست در نامهٔ هفتم، افلاطون تصمیم خود را برای روی آوردن به فلسفه با وضعیت اسفبار سیاسی شهرش پیوند می‌زند. او می‌نویسد که پس از آنکه به هر شیوه‌ای کوشید در امور عمومی مشارکت کند، سرانجام دریافت که همهٔ شهرها از حیث حیات سیاسی دچار فساد شده‌اند (kakōs politeuontai). از همین رو، به این نتیجه رسید که باید سیاست را وانهد و خود را وقف فلسفه کند. از این منظر، فلسفه در مقام جانشینی برای سیاست پدیدار می‌شود. ما به فلسفه روی می‌آوریم، زیرا امروز نیز، همانند آن روزگار، کنش سیاسی ناممکن شده است. نباید این پیوند خاص میان سیاست و فلسفه را از یاد ببریم؛ پیوندی که فلسفه را به جانشین کنش سیاسی بدل می‌کند، جانشینی که هرگز نمی‌تواند جای آنچه را دیگر توان تحققش را نداریم، به تمامی پر کند. در این صورت، چه ارزشی باید برای این جانشین قائل شویم؛ جانشینی که اگر زندگی سیاسی همچنان ممکن بود، هرگز آن را برنمی‌گزیدیم؟ در همین جاست که فلسفه معنای حقیقی خود را آشکار می‌کند؛ معنایی که نه در تدوین نظریه‌ها و دیدگاه‌هایی برای عرضه به کسانی است که هنوز گمان می‌کنند می‌توان سیاست ورزید، بلکه در این است که فلسفه صورتی از زندگی است که به ما امکان می‌دهد در شرایطی که از نظر سیاسی زیست‌ناپذیر شده‌اند، همچنان زندگی کنیم. از همین رو، چون به ما امکان می‌دهد در شهری که دیگر از حیث سیاسی غیرقابل سکونت شده است، سکنی گزینیم، زندگی فلسفی خود را به منزلهٔ تنها سیاست ممکن در زمانهٔ ناممکن‌شدن سیاست آشکار می‌کند. ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ #آگامبن #فلسفه #فلسفه_سیاسی #افلاطون #ترجمه #صورت_زندگی

  • دکتر احمدرضا یزدی روان‌شناس بالینی، روان‌درمانگر تحلیلی و پژوهشگر میان‌رشته‌ای است که فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای او در تقاطع روان‌شناسی، روانکاوی، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی قرار دارد. پژوهش پیشگام او بر مطالعه تروما، سوگ جمعی، حافظه و کنش اجتماعی در پی سرنگونی پرواز PS752 متمرکز است و تلاش می‌کند چارچوبی میان‌رشته‌ای برای فهم پیامدهای روانی، اجتماعی و فرهنگی این فاجعه ارائه دهد. دكتر يزدى با تمركز بر ميدان دادخواهى PS752 موفق به دریافت جایزه بهترین مقاله دانشجویی دکتری (سال‌های ۴ تا ۷) انجمن جامعه‌شناسی کانادا (CSA 2026) شد. براى ديدن مصاحبه كامل به صفحه يوتيوب انجمن مراجعه كنيد. #دادخواهی #دادخواهی_نبردی_جمعی_است #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #ps752

  • احمدرضا یزدی pinned Deleted message

  • *نخستین روشنایی کنگره ناتمام* در میانه وقفه‌ها و گسست‌ها، گفت‌وگو همچنان امکان تداوم می‌آفریند. پنجمین کنگره روان‌کاوی و روان‌درمانی پویای ایران، نخستین پنل «کنگره ناتمام» را با عنوان «جغرافیای وقفه و تداوم» -درباره آثار هنرمندان نمایش داده شده در گالری یافته - در روز پنج‌شنبه ۱۱ تیرماه برگزار می‌کند. این نشست دعوتی است به تأملی مشترک درباره نسبت گسست و پیوست؛ درباره آنچه در تجربه فردی، فرهنگی و اجتماعی از میان می‌رود و آنچه، با وجود همه دشواری‌ها، همچنان ادامه می‌یابد. *ثبت‌نام برای حضور در این پنل آغاز شده است*. جهت ثبت‌نام، مبلغ ۴۰۰ هزار تومان را به شماره کارت ۵۰۲۲۲۹۷۰۰۰۰۰۱۴۲۵ یا شماره حساب ۴۰۹۸۱۰۰۴۹۰۶۴۲۱ متعلق به انجمن علمی روان‌پزشکان ایران واریز نموده و تصویر فیش پرداختی را به همراه نام و نام خانوادگی از طریق تلگرام یا بله به شماره ۰۹۹۰۶۴۹۴۶۸۰ ارسال فرمایید جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۸۸۲۲۳۳۹۲ تماس حاصل فرمایید منتظر حضور شما در نخستین روشنایی کنگره ناتمام هستیم. ( کتابچه آثار هنرمندان در کانال تلگرامی کنگره موجود است ) https://t.me/+8O2o-o-9BzswYTE8

  • اخیرا بازخورد کمیته انتخاب بهترین آثار انجمن جامعه شناسی کانادا روی وب سایت رسمی انجمن منتشر شده است و دوست دارم با شما هم به اشتراک بگذارم چون چند نفر از دوستان علاقمند بودند بدونند چرا مقاله من در مورد سوگ ناهمزمان برنده این جایزه شده است این هم ترجمه بازخورد خدمت شما و در پایان لینک مستقیم صفحه هم در دسترس است: جایزه بهترین مقاله دانشجوی دکتری (سال‌های چهارم تا هفتم) این مقاله با اتفاق نظر کامل داوران به عنوان برنده انتخاب شد و از نظر کمیته داوری، اثری واقعاً برجسته بود که داده‌های غنی را با عمق نظری درهم آمیخته است. مقاله با معرفی مفهوم «سوگ ناهمزمان» (Asynchronous Mourning)، بر پایه یک مطالعه کیفی درباره میدان دادخواهی پس از سرنگونی پرواز ۷۵۲ هواپیمایی بین‌المللی اوکراین توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سهمی نوآورانه در جامعه‌شناسی سوگ ارائه می‌کند. نویسنده با بهره‌گیری از چندین سنت نظری جامعه‌شناختی و روش‌شناسی ابداکتیو (Abductive)، روایت‌های شش مورد از اعضای خانواده‌های داغدار و دیگر کنشگران درگیر در تلاش‌های عمدتاً ناکام برای دستیابی به عدالت یا پایان‌بخشی به سوگ پس از اقدامات حکومت ایران را با دقت و همدلی بازسازی کرده است. این مقاله، هم از منظر نظری، مشارکتی نو در نظریه جامعه‌شناختی ارائه می‌دهد و هم تصویری در دسترس، در عین حال پیچیده و چندلایه، از زندگی در بستر سوگِ مناقشه‌آمیز و مقاومت سیاسی ترسیم می‌کند. لینک صفحه اعلان جوایز انجمن جامعه شناسی کانادا ۲۰۲۶

  • без подписи

  • без подписи

  • ⁨ ⁨ احمدرضا محمدپور یزدی، پژوهشگر و کاندیدای دکترای تحلیل اجتماعی فرهنگی دپارتمان جامعه شناسی و انسان شناسی دانشگاه کنکوردیا برای مقاله: Never Exhausted All at Once: Asynchronous Mourning in the PS752 Justice Field موفق به دریافت جایزه بهترین مقاله دانشجویی دکتری (سال‌های ۴ تا ۷) انجمن جامعه‌شناسی کانادا (CSA 2026) شد. این مقاله با تمرکز بر میدان دادخواهی PS752، مفهوم «سوگ ناهمزمان» را برای فهم تجربه خانواده‌ها، کنش‌های حافظه، و پیگیری حقیقت و عدالت پس از سرنگونی پرواز PS752 توسعه می‌دهد. لینک: https://www.csa-scs.ca/best-student-paper-award#recipients #ps752justice⁩ #دادخواهی #دادخواهي_نبردي_جمعيست⁩

  • 27 мая242201

    دوستان داخل ایران، خوشحالم که اینترنت‌تان کم‌کم دارد وصل می‌شود و دوباره صدایتان را می‌شنویم. این وصل‌شدن، بعد از این روزهای سنگین، نوعی بازگشت به گفت‌وگو، خبر، حضور و پیوند است. می‌خواستم یک خبر کوتاه هم از مسیر این روزهای خودم بدهم. امسال چند کار پژوهشی‌ام در کنفرانس‌های علمی پذیرفته شده و در چند رویداد شرکت خواهم کرد. در کنگره سالانه انجمن جامعه‌شناسی کانادا، CSA 2026، در هلیفکس سه مقاله ارائه می‌دهم؛ از جمله کاری درباره «سوگ ناهمزمان پس از پرواز PS752» و مقاله‌ای مشترک درباره وضعیت «تعلیق انقلابی» در ایران. افزون بر این، سازمان‌دهنده و یکی از سخنرانان میزگردی درباره وضعیت ایران در شرایط جنگ و تحولات سیاسی اخیر هستم. در کنگره ملی جامعه روانکاوی کانادا، CPS، در مونترال نیز ارائه‌ای درباره «سوگ ناهمزمان» در بستر روانکاوی و پیامدهای بالینی آن خواهم داشت. این کارها ادامه مسیری است که از سال ۲۰۲۱، به‌طور پیوسته، بر آن کار کرده‌ام: فهم نسبت میان تروما، سوگ، سیاست، حافظه جمعی و دادخواهی، به‌ویژه در زمینه فاجعه پرواز PS752. برای من، PS752 فقط یک موضوع پژوهشی نبوده است؛ یکی از کانون‌هایی بوده که از خلال آن می‌شود نسبت میان خشونت دولتی، سوگ ناتمام، حقیقت، عدالت و حافظه را فهمید. اگر دوستانی در هلیفکس یا مونترال هستند،خوشحال می شم دیداری داشته باشیم پیام بدین لطفا  🌱🪷

  • 27 мая204111

    ⚕️💊وقتی ۸ نفر از هر ۱۰ دستیار پزشکی می‌خواهند بروند... یک مقاله علمی که در نشریه BMC Medical Education منتشر شده است خواندنش سختتر از معمول است — نه به خاطر پیچیدگی متن، بلکه به خاطر چیزی که می‌گوید. محققان رفته بودند سراغ دستیاران پزشکی در ۴ دانشگاه علوم پزشکی برتر ایران. همان‌هایی که سال‌ها درس خوانده‌اند، کنکور سراسری و آزمون دستیاری پشت سر گذاشته‌اند، و الان در میانه‌ی سخت‌ترین سال‌های آموزشی‌شان هستند. از آن‌ها یک سوال ساده پرسیده شد: آیا تمایل به مهاجرت دارید؟ ۸۱.۵ درصد گفتند: بله. اما این عدد به تنهایی تمام ماجرا نیست. سوال دیگری هم پرسیده شد — شاید دردناک‌تر از اولی: اگر از همان ابتدا می‌دانستی که دستیاری این‌قدر سخت است، باز هم وارد می‌شدی یا مهاجرت را انتخاب می‌کردی؟ ۷۹.۵ درصد گفتند که مهاجرت را ترجیح می‌دادند. یعنی تقریباً ۸ نفر از هر ۱۰ دستیار، اگر دوباره سر دوراهی می‌ایستادند، راه دیگری می‌رفتند. چرا؟ دلایلی که دستیاران مطرح کرده‌اند آشناست — شاید خیلی آشنا. حقوقی که با هزینه‌های زندگی هیچ تناسبی ندارد، ساعت‌های کشیک که طاقت‌فرساست، سیستمی که می‌گیرد اما کم می‌دهد. و آن طرف آب، تصویری از زندگی که دیده‌اند یا شنیده‌اند: امنیت شغلی، احترام، و کاری که با زحمتش می‌ارزد. مقاله می‌نویسد که مسئله فقط پول نیست — مسئله این است که دستیاران احساس می‌کنند در یک سیستم ناعادلانه گیر افتاده‌اند. سیستمی که قوانین استخدام و پرداختش نه شفاف است و نه منصفانه. این مطالعه چندمرکزی در ۱۷ برنامه رزیدنتی مختلف انجام شده و تلاش کرده تصویر واقعی‌تری از ذهن دستیاران ایرانی بدهد. نتیجه‌اش هم روشن است: اگر اتفاقی نیفتد، نظام سلامت با یک بحران آرام اما عمیق روبروست — از دست دادن نسلی از پزشکان متخصص که هنوز آموزش‌شان تمام نشده. محققان پیشنهاد می‌دهند که تنظیم ساعت‌های کار، افزایش معنادار حقوق، و بازنگری در قوانین استخدام می‌تواند این روند را کُند کند. اما مهم‌تر از هر توصیه سیاستی، این پژوهش یک چیز را آشکار می‌کند: این دیگر یک نگرانی پنهان نیست. دستیاران دارند بلندبلند می‌گویند که می‌خواهند بروند. سوال اینجاست این مشکل نظام سلامت است یا نظام سیاسی بزرگ‌تری که بهره کشی از مردم را نهادینه کرده است؟ 📎 منبع: Soltanizadeh et al., BMC Medical Education, Vol. 25, Article 362, March 2025 🔗 https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11895357/

  • ایران؛ یادداشت‌هایی از دل جنگ وقتی روایت رسمی بر فضا مسلط می‌شود و جریان اطلاعات محدود می‌شود، ثبت زندگی روزمره خود می‌تواند به یک عمل پرخطر و در عین حال تاریخی تبدیل شود. این مستند ۳۰ دقیقه‌ای از DW، با استفاده از تصاویر مخفیانه و ثبت‌های شخصی دو شهروند از تهران و بلوچستان، تلاشی است برای نشان دادن تجربه زیسته انسان‌ها در میانه جنگ، سرکوب، قطع ارتباطات و نااطمینانی. آنچه این فیلم را قابل توجه می‌کند صرفاً نمایش ویرانی یا بحران سیاسی نیست، بلکه ثبت تنش میان زندگی عادی و وضعیت استثنایی است؛ جایی که انسان‌ها هم‌زمان زیر فشار سرکوب داخلی و حملات خارجی قرار می‌گیرند. مستند از خلال دوربین تلفن همراه، به لایه‌ای از تجربه اجتماعی نزدیک می‌شود که معمولاً از دسترس روایت‌های رسمی خارج می‌ماند. 📺 تماشای مستند: Iran: Diary from a Warzone | DW Documentary https://youtu.be/2N-zDX8EGmc?si=HR3VwDyQ9ROkwOHl #ایران #مستند #جامعه_شناسی #حافظه_جمعی #زندگی_روزمره #تروما #جنگ

  • без подписи

  • 2 мая302124

    دفترچه برنامه نمایشگاه «کتاب تهران، بدون سانسور» در مونترال (۲۰۲۶)، فردا ساعت ۱۴:۳۰ کتاب حمایت روانی اجتماعی از زندانیان سیاسی رو با همراهی جواد طواف (روی زوم از موسسه توانا) معرفی می کنم🕊️✌️

  • در گفت‌وگویی با BBC Persian: در بخشی از این گزارش (به کوشش شهاب میرزایی) به تاب‌آوری جامعه ایران در شرایط انسداد سیاسی پرداخته‌ام، اما تأکید کرده‌ام که از این تاب‌آوری به‌تدریج سوءاستفاده می‌شود؛ جایی که تحمل مداوم بحران، به‌جای مقاومت، به توجیه وضعیت موجود و فرسایش افق‌های تغییر بدل می‌گردد. خطر اصلی نه سرکوب، بلکه مهندسی روانی این تاب‌آوری است که جامعه را در تعلیق دائمی میان امید و ناتوانی نگه می‌دارد. 🔗 گزارش کامل: https://www.bbc.com/persian/articles/cwykk29j54jo #بی‌بی_سی_فارسی #تاب_آوری #ایران #تحلیل_روانی #احمدرضا_یزدی

  • 7 апр.355172

    وقتی از «ترومن» حرف می‌زنید، در واقع دارید به تصمیمی اشاره می‌کنید که به Atomic bombings of Hiroshima and Nagasaki انجامید. در همان روز اول، حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار نفر کشته شدند. بسیاری از کسانی که در ظاهر زنده مانده بودند، در روزها و هفته‌های بعد بر اثر سندروم حاد پرتوی جان دادند؛ با علائمی مثل تهوع شدید، خونریزی، ریزش مو و فروپاشی سیستم ایمنی. تا پایان سال ۱۹۴۵، تعداد قربانیان به حدود ۲۰۰ هزار نفر رسید. بازماندگان، یعنی «hibakusha»، صرفاً زنده نماندند؛ بسیاری در سال‌های بعد با سرطان، به‌ویژه لوسمی، بیماری‌های مزمن و آثار روانی پایدار مواجه شدند. اما این فقط انسان‌ها نبودند. پوشش گیاهی در شعاع وسیعی سوخت و نابود شد، درختان و خاک دچار آسیب حرارتی و پرتوی شدند، حیوانات شهری و زیستی در همان لحظه یا در اثر تشعشع از بین رفتند. «باران سیاه» ترکیبی از دوده، خاکستر و مواد رادیواکتیو بود که بر زمین و منابع آب نشست و آن‌ها را به‌طور موقت آلوده کرد. حتی جایی که مرگ فوری رخ نداد، آسیب به سلول‌ها و بافت‌های زنده ادامه یافت. ارجاع به چنین رخدادی به‌عنوان «راه‌حل نهایی»، نه تحلیل سیاسی است و نه موضع اخلاقی قابل دفاع؛ بلکه عادی‌سازی نابودی گسترده انسان، محیط زیست و حیات غیرانسانی به‌عنوان یک گزینه مشروع است. این همان میراثی است که دارید به آن اشاره می‌کنید

  • زر امیرابراهیمی (زهرا امیرابراهیمی) در مراسم اسکار ۲۰۲۶ درخشید. فیلم کوتاه Two People Exchanging Saliva با بازی او، به کارگردانی الکساندر سینگ و ناتالی موستئاتا، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه داستانی (Live-Action Short Film) شد. این اثر فضایی دیستوپیک را تصویر می‌کند: جامعه‌ای که در آن بوسیدن ممنوع است و خشونت به امری عادی تبدیل شده؛ جهانی که به‌روشنی از تجربه و مشاهده سازوکارهای رژیم‌های اقتدارگرا در محدود کردن آزادی‌های فردی الهام گرفته است. یادآوری آنچه سال‌ها پیش بر این زن گذشت ضروری است. در ایران، در سال ۱۳۸۵، ویدئوی خصوصی او به‌طور گسترده منتشر شد؛ رویدادی که عملاً او را وادار به ترک کشور کرد. آن واقعه نمونه‌ای عریان از خشونت جمعی بود: بسیج بخشی از جامعه برای نابودی زنی که نه مرتکب جرم شده بود و نه کاری انجام داده بود که در هیچ چارچوب اخلاقی سزاوار چنین مجازاتی باشد. گاهی آن ماجرا ذهن را به رمان آگاتا کریستی Murder on the Orient Express می‌برد؛ جایی که همه مسافران قطار در مجازات یک نفر شریک می‌شوند. در پرونده زر امیرابراهیمی نیز نوعی داوری جمعی و بی‌رحمانه شکل گرفت نه برای مجازات یک مجرم بلکه برای مجازات یک صدمه دیده! جمعی که گویی تصمیم گرفته بودند زنی را به خاطر امری که اساساً نه جرم بود و نه گناه، از حیات اجتماعی ساقط کنند. اما او ماند. آموخت. بازگشت. در سال ۲۰۲۲ جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برای فیلم Holy Spider دریافت کرد و به نخستین زن ایرانی بدل شد که به این افتخار دست می‌یابد. دیدن اینکه او پس از آن همه ظلم و آسیب، چنین استوار مسیر حرفه‌ای خود را پیموده است، صرفاً موفقیت فردی نیست؛ نوعی اعاده حیثیت در برابر حافظه جمعی است. #زر_امیرابراهیمی #اسکار۲۰۲۶ #HolySpider #Two_People_Exchanging #سینمای_ایران

  • 15 мар.5091210

    در چنین فضایی، مرگ هابرماس یادآور نکته‌ای بنیادین است: قدرت واقعی دموکراسی نه در حذف دیگری، بلکه در امکان گفت‌وگو و همگرایی نهفته است. دیگری لازم نیست صد درصد با من موافق باشد تا امکان همگرایی پدید آید. گاه همان میزان محدودی از اشتراک نیز برای ساختن یک افق مشترک کافی است. حتی در شرایطی که خشونت ساختاری و انسداد سیاسی جامعه را به سوی رادیکال‌شدن سوق می‌دهد، بازسازی فضای عمومی و بازگشت به عقلانیت گفت‌وگویی همچنان تنها مسیر پایدار برای آینده‌ای دموکراتیک باقی می‌ماند. برای جامعه‌ای که سال‌هاست در میان سرکوب، خشونت و مرگ زندگی می‌کند، مرگ هابرماس شاید تنها یک خبر دیگر باشد. اما در سطحی عمیق‌تر، این رخداد یادآور چیزی است که بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز داریم: بازسازی امکان گفت‌وگو در جهانی که روزبه‌روز از عقلانیت انتقادی تهی‌تر می‌شود. دردهای مشترک ما ایرانیان کم نیست. «من درد مشترکم، مرا فریاد کن». #Habermas #گفتگو #ایران

  • 🧬هابرماس، ایران، و فاصله‌ای که از گفت‌وگو گرفته‌ایم 🧬 یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس برجسته آلمانی، در ۱۴ مارس ۲۰۲۶ در ۹۶ سالگی درگذشت. او یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم بود؛ اندیشمندی که نظریه «کنش ارتباطی» و مفهوم «حوزه عمومی» را به قلب نظریه دموکراسی برد. هابرماس حتی روان‌کاوی فروید را صرفاً یک روش درمانی نمی‌دانست، بلکه آن را مدلی انتقادی برای خودبازاندیشی و رهایی از «ارتباطِ به‌طور نظام‌مند تحریف‌شده» می‌فهمید؛ دانشی که می‌تواند توهمات ایدئولوژیک را آشکار کند و امکان رهایی را فراهم آورد. همین نگاه از دلایل اصلی علاقه من به او بود، زیرا کمتر فیلسوفی به این روشنی به ظرفیت رهایی‌بخش روان‌کاوی فرویدی توجه کرده است. اما مرگ او تنها پایان زندگی یک فیلسوف نیست. این رخداد، نشانه‌ای است از زمانه‌ای که همان ارزش‌هایی که او یک عمر از آن‌ها دفاع کرد، یعنی عقل نقاد، گفت‌وگوی عقلانی، دموکراسی لیبرال و فضای عمومی، در بسیاری از نقاط جهان در حال عقب‌نشینی‌اند. حتی در اروپا و آلمان، جایی که این سنت‌های فکری بالیده‌اند، عرصه عمومی زیر فشار موج‌های اقتدارگرای عقل‌گریز، پوپولیسم راست‌گرا و چپ گرا و سلطه الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی فرسوده شده است. در چنین دورانی، مرگ هابرماس یادآور این واقعیت است که دفاع از عقلانیت انتقادی هرگز امری تضمین‌شده نیست. برای ایرانیان، اما، این خبر معنایی مضاعف دارد، زیرا ما زمانی تجربه‌ای داشتیم که به شکلی غیرمنتظره با اندیشه هابرماس هم‌زمان شد. زمانی که جامعه ایران به گفت‌وگو باور داشت در اردیبهشت ۱۳۸۱ هابرماس به ایران سفر کرد. این سفر در بستر پروژه «گفت‌وگوی تمدن‌ها» در دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی شکل گرفت. آن لحظه بازتاب یک واقعیت اجتماعی عمیق بود: بخش مهمی از جامعه ایران، به‌ویژه دانشجویان و روشنفکران، هنوز به امکان اصلاح، گفت‌وگو و تغییر از درون باور داشتند. استقبال پرشور دانشجویان از هابرماس در دانشگاه تهران تصادفی نبود. نظریه حوزه عمومی و کنش ارتباطی او دقیقاً همان زبانی بود که آن نسل برای بیان آرزوهای دموکراتیک خود به آن نیاز داشت. در آن زمان هنوز تصور می‌شد که می‌توان از طریق گسترش فضای عمومی، گفت‌وگو و اصلاح تدریجی، مسیر جامعه را تغییر داد. وقتی نظام سیاسی مسیر اصلاح را بست اما این امکان به‌تدریج از میان رفت. ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، تقریباً هر مسیر اصلاح درونی را با سرکوب پاسخ داد: بستن روزنامه‌ها، زندانی کردن روزنامه‌نگاران، محاکمه دانشجویان و حذف گسترده نیروهای اصلاح‌طلب از عرصه سیاسی. در نقطه‌ای نمادین، پس از انتخابات ۱۳۸۸ حتی نام هابرماس نیز در دادگاه‌های حکومتی به‌عنوان «متهم غایب» در پرونده «انقلاب مخملی» مطرح شد؛ نشانه‌ای روشن از اینکه در آن ساختار سیاسی حتی نظریه گفت‌وگو نیز به‌عنوان تهدید تلقی می‌شد. تخصص رژیم اسلامی حاکم بر ایران در این چند دهه فقط نابودی منابع انسانی، اقتصادی، فرهنگی و فرصت های سیاسی بوده است. دگرگونی ذهنی جامعه انباشت این تجربه‌ها به‌تدریج چشم‌انداز ذهنی جامعه ایران را تغییر داد. جامعه‌ای که در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد خورشیدی از اصلاح، عدم خشونت و گفت‌وگو سخن می‌گفت، پس از دهه‌ها سرکوب و انسداد سیاسی، و پس از عبور از چند کشتار گسترده چون آبان خونین و فاجعه دی‌ماه ۱۴۰۴، به نقطه‌ای رسیده است که بخش قابل توجهی از آن دیگر نه فقط به اصلاح و تعدیل باور ندارد، بلکه با حمله نظامی برای تغییر رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز موافق است. این تغییر را نمی‌توان صرفاً به تغییر روحیه مردم نسبت داد. مردمی که روزی راه مهاتما گاندی در ذهنشان بود، امروز در برابر هدف قرار گرفتن مراکز نظامی سپاه و نیروی انتظامی سوت و کف می‌زنند. آنچه رخ داده، نتیجه مستقیم دهه‌ها انسداد سیاسی و نابودی تدریجی امید به تغییر مسالمت‌آمیز است. جامعه‌ای که راه‌های اصلاح درونی را بسته می‌بیند، به‌تدریج به گزینه‌های رادیکال‌تر می‌اندیشد. جامعه‌ای که از گفت‌وگو فاصله گرفته است با این حال، در دل این وضعیت یک تناقض تلخ نیز وجود دارد. ما امروز نه تنها از گفت‌وگو با قدرت سیاسی محروم شده‌ایم، بلکه در بسیاری موارد در میان خود نیز از گفت‌وگو فاصله گرفته‌ایم. مرزهای قراردادی گرایش‌های مختلف سیاسی به ابزاری برای دشمنی میان لایه‌های مختلف اجتماع ما تبدیل شده است. در فضای سیاسی و اجتماعی امروز، ایرانیان بیش از آنکه یکدیگر را به‌عنوان شهروندان یک سرزمین مشترک ببینند، گاه با هم همچون دشمنان سیاسی رفتار می‌کنند؛ گویی شمشیرها برای یکدیگر از رو بسته شده است.

  • без подписи

  • ♦️ خبرگزاری رویترز شامگاه شنبه نهم اسفندماه به نقل از یک منبع رسمی بلندپایه اسرائیل نوشت علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی کشته و جسد او هم پیدا شده است. @VahidOOnLine 📡 @VahidOnline