آموزش آلی دکتر زلفی گل
Статистика📚کانال آموزش شیمی آلی و سنتز دکتر زلفی گل🧪 (این کانال ، حاصل تلاش تعدادی از اعضای انجمن علمی شیمی سال ۹۸ دانشگاه بوعلی سینا با تدریس جناب آقای دکتر زلفی گل می باشد.)
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 309
- 1/48двое суток
- 354
- 1/72трое суток
- 381
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
"مطالب تكميلي و پيشرفته" #پیشرفته كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
"مطالب تكميلي و پيشرفته" #پیشرفته كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
"مطالب تكميلي و پيشرفته" #پیشرفته كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
"مطالب تكميلي و پيشرفته، تاپيسيتي" #پیشرفته كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
"مطالب تكميلي و پيشرفته" #پیشرفته كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
"داستانك" كودكي بودم به سنين مدرسه نرسيده، مادرم لباسهايم را پوشاند، دستم را گرفت و راهي بازار براي خريد لباس نو شديم. محيط بازار برايم جذابيت خاصي داشت، خصوصا مغازه هاي اسباب بازي فروشي! مادرم مرتب از من مي خواست دستش را رها نكنم و سرگرم ديدن مغازه ها نشوم كه مبادا گم شوم و گمشان كنم ... جلو يك مغازه اسباب بازي فروشي ماشين قشنگ و بزرگي بود كه مي شد، سوار شد و با آن حركت كرد، پسر بچه اي بازيگوش و حالا يك همچين ماشيني! به سمتش رفتم و كنجكاوانه محو ركاب، دكمه ها و قسمتهاي مختلفش شده بودم كه يك مرتبه به خودم آمدم كه متوجه شدم، مامانم كنارم نيست، هرچه بانگراني اطراف رو نگاه كردم و مامان مامان كردم ايشان نبود كه نبود و تازه فهميدم گمشان كرده ام ... زدم زير گريه و مضطرب مي رفتم و مي آمدم و مامانم رو صدا مي زدم، اما مامانم نبود كه نبود! مغازه دارها كه حال و روزم رو ديدن دلشون به حالم سوخت، يكي از آنها دستم را گرفت و مرا برد داخل مغازه و گفت همين جا بايست، جايي نرو تا مادرت بياد دنبالت، بعدم كمي خوراكي و چندتا اسباب بازي آورد، بلكه ناراحتيم كم بشود كه اما نشد كه نشد! وسط اسباب بازي هايي بودم كه تا چند دقيقه قبل آرزو داشتنشان را داشتم، اما نه آرام داشتم نه قرار، نه لذتي از آنها مي بردم! دقايق به كندي مي گذشت و هرچه زمان سپري مي شد، بي قراري من بيشتر مي شد، تا اينكه يك آقايي آمد، و از كسبه پرسيد يك پسر بچه اينجا گم شده را نديديد ؟! آنها هم من را نشان دادند و آن آقا هم دستم را گرفت و به مغازه خودش برد و تا چشمم به مادرم افتاد گريه كنان در بغلش آرام گرفتم. بي آنكه دلم هيچ اسباب بازي يا چيز ديگري را بخواهد،از خانمهايي كه دورش جمع شده بودن و ليوان آب قندي كه دستش بود، تازه فهميدم مادرم از من بيقرار تر بوده است...! فقط آن اسباب بازي ها وقتي براي من لذت داشت كه در كنار مادرم بودم ... "آري تا دير نشده است،! دست و روي پدر و مادرمان را ببوسيم و ببوييم" «حرف حساب» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
اسلاید دوم: «فکر می کنید در سال ۱۹۸۸ میلادی، تظاهرات دبیران ریاضی در آمریکا بخاطر چه بوده و خواهان خاموش شدن چه چیزی بوده اند؟» 👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿 «ترس از تغییر» 👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿 زیرا معلمان نگران این بودند که با استفاده از ماشین حساب، دانش آموزان توان محاسباتی خویش را از دست بدهند، و در نهایت موجب تضعیف دانش ریاضیات در آینده بشود. در حالیکه نه تنها موجب تضعیف قدرت توان محاسباتی دانش آموزان نشد، بلکه توان ایشان را در محاسبات ارتقاء داد. در طول تاریخ، بشر در مقابل خیلی از تغییرات و اکتشافات علمی از خود مقاومت بخرج داده است. از آنجاییکه علم به بشر قدرت فرازمینی، فرا زمانی و فرامکانی می دهد، بایستی از تغییرات علم بنیان و دانش پایه استقبال کرد. زیرا تولید علم مرجعیت و مصرف علم رفاه می آفریند. سعی کنیم بجای مقاومت در مقابل تغییر، از تکنولوژی ها و فناوری های جدید به موقع و با رعایت اخلاق حرفه ای استفاده کنیم. امروزه استفاده از هوش مصنوعی حکم استفاده از ماشین حساب در آنزمان را دارد. https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
اسلاید اول: فکر می کنید در سال ۱۹۸۸، تظاهرات دبیران ریاضی در آمریکا بخاطر چه بوده و خواهان خاموش شدن چه چیزی بوده اند؟ 👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿 «ترس از تغییر» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol 👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿
👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽 «فايل تدريس نسبت غير استوكيومتري در واكنشها، اهميت توليد مواد شيميايي خالص، ارتباط بین دقت ترازو و تعداد ذرات واكنش دهنده يعني عدد آووگادرو، اکی والان گرم، مول، جرم مولي، اتم گرم، مولکول گرم، راهكار سنتز مواد شیمیایی خالص با بكارگيري تكنيك نسبت غير استوكيومتري، تاثير اين تكنيك در تحقق شيمي سبز» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽 «فایل پاور پوینت به فرمت پی دی اف جهت تدریس: چه ارتباطی بین ترازو، عدد آوو گادرو، اکی والان گرم، مول، مولکول گرم و سنتز مواد شیمیایی خالص است؟ بزودی تدریس می شود و در کانال قرار داده خواهد شد، لطفا قبل از تدریس جهت آمادگی، مرور بفرمایید» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«داستانک واقعی ۱۱: صداقت برکت آفرین است» یکی از دوستان همسایه به نام جناب آقای حق جوی دوست داشتنی، برایم تعریف می کرد، که از اگزوز ماشینم صدای غیر معمولی بیرون می آمد. با توجه به اینکه رشته تحصیلیم در هنرستان و بعدش کاردانی اتو مکانیک است، از خرابی ماشین سر در می آورم و تا حدود زیادی خودم اینکاره هستم. ماشینم را جهت رفع این مشکل بردم تعمیرگاهی و به تعمیرکار محترم ایراد ماشین را توضیح دادم. ایشان فرمودند، لطفا ماشین را روی چال بیاورید. ماشین را روی چال بردم. آقای مکانیک تشریف بردند در چال و محل را بررسی کردند و بالا تشریف آوردند و فرمودند که منبع اگزوز ماشینت باید تعویض بشود. پرسیدم هزینه ی آن چقدر می شود؟ فرمودند چهار و نیم میلیون تومان می شود. از ایشان خواهش کردم، اجازه دهند، تا خودم در چال بروم و یک نگاهی دقیق و موشکافانه به اگزوز ماشینم از پایین بیندازم، فرمودند خیر، رفتن در چال خطر دارد. خلاصه با اصرارم، اجازه دادند و خودم در چال رفتم و اگزوز را دقیق بررسی کردم، دیدم جاییکه بسط، لوله اگزوز را به ورودی منبع اگزوز وصل می کند، کمی سوراخ شده است. آمدم بالا و به ایشان عرض کردم که ایراد کار فلان جا هست و از ایشان خواهش کردم، که آنجا را برایم محکم جوش بدهد. ایشان اصرار می کردند، که جوش دادن فایده ای ندارد، به هر حال بر خواهشم اصرار کردم و ایشان علی رغم میل باطنیش پذیرفت و محل سوراخ را جوش دادند، مجددا در چال رفتم و دیدم خیلی آنجا را عالی و دقیق جوش داده اند. از چال بالا آمدم و عرض کردم، هزینه چقدر می شود و بایستی چقدر تقدیم حضور مبارکتان کنم، فرمودند پانصد هزار تومان (یک نهم مبلغ قبلی که بایستی برای تعویض منبع اگزوز پرداخت می کردم) می شود. هزینه را پرداخت کردم، بعد از تشکر، خدمت آقای مکانیک عرض کردم، توصیه می کنم که همیشه سعی کنید، با کمترین هزینه کار مردم را راه بیندازید، ثواب دارد. جناب آقای تعمیرکار فرمودند که جنابعالی می دانید که ماهی یک صد میلیون تومان کرایه مغازه ام است، اگر اینطور که شما می فرمایید کار کنم، نمی توانم کرایه مغازه را در بیاورم. جناب آقای حق جو با لحن شیرین خاص خودش فرمودند، خدمت جناب آقای تعمیرکار عرض کردم، عزیزم من خودم کاسب هستم، اگر با کمترین هزینه و بهترین راهکار، کار مردم و مشتری ها را راه بیندازید، هر مشتری که راضی و خشنود از مغازه جنابعالی خارج بشود، مبلغ و تبلیغ کننده جنابعالی و مغازه شما می شود و به اعضای فامیل، دوستان و آشنایان آدرس مغازه جنابعالی را برای رفع نیازهای تعمیراتی مربوطه می دهند. آنوقت برخلاف الان که مشتری ندارید و مگس هم اینجا پر نمی زند، مغازه شما آنقدر شلوغ می شود که توی صف می ایستند و خداوند بزرگ به کسب و کارتان برکت خیلی بیشتر و بهتری می دهد. از جناب آقای حق جو عملا خیلی بیشتر آموختم که آری واقعا در هر حرفه ای صداقت، برکت آفرین است، به همین دلیل نجات را در صدق و صداقت می دانند. https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«حرف حساب» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«حرف حساب» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«فلسفه به زبانی ساده» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«ضریب شرافت» (Decency Quotient - DQ) و اهمیت آن در محیط اجتماعی و کاری در دنیای امروز، علاوه بر ضریب هوشی (IQ) و ضریب هوش هیجانی (EQ)، مفهومی جدید به نام ضریب شرافت یا Decency Quotient (DQ) مطرح شده است. این مفهوم به میزان صداقت، انصاف، احترام و مسئولیتپذیری فرد در تعاملات اجتماعی و حرفهای اشاره دارد. DQ چیست و چرا اهمیت دارد؟ ضریب شرافت به توانایی فرد در رفتار محترمانه، منصفانه و اخلاقی در جامعه اشاره دارد. این مفهوم توسط راجیو سیریواستاوا (Rajeev Dubey) و برخی از اندیشمندان مدیریت و منابع انسانی مطرح شده است و امروزه در محیطهای کاری و اجتماعی به عنوان یک معیار کلیدی برای سنجش شخصیت افراد شناخته میشود. مولفههای اصلی ضریب شرافت (DQ): 1. احترام به دیگران – رفتار مودبانه و رعایت حقوق دیگران 2. صداقت و راستگویی – پرهیز از دروغ و فریبکاری 3. مسئولیتپذیری اجتماعی – توجه به رفاه و منافع عمومی 4. همدلی و درک احساسات دیگران – توجه به نیازهای عاطفی افراد 5. عدالت و انصاف – برخورد منصفانه با دیگران در تمامی شرایط نقش DQ در محیط کاری و اجتماعی • افزایش اعتماد و همکاری: افرادی که ضریب شرافت بالایی دارند، بیشتر مورد اعتماد همکاران و مدیران قرار میگیرند. • بهبود فرهنگ سازمانی: شرکتهایی که به DQ توجه دارند، محیط کاری سالمتری ایجاد میکنند. • کاهش تعارضات: رفتارهای شرافتمندانه باعث کاهش درگیریهای اجتماعی و سازمانی میشود. • افزایش حس رضایت و انگیزه: کارمندان در محیطی که عدالت و احترام رعایت شود، انگیزه بیشتری خواهند داشت. چگونه DQ خود را تقویت کنیم؟ • تمرین گوش دادن فعال و احترام به نظرات دیگران • رعایت صداقت و شفافیت در گفتار و رفتار • مهربانی و همدلی با همکاران و اطرافیان • پذیرش اشتباهات و تلاش برای تصحیح رفتارهای نادرست نتیجهگیری: ضریب شرافت (DQ) نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفهای دارد. در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارتهای فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکلگیری یک جامعه و سازمان سالم است. منبع: علم و اندیشه https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
کیسه زغال پیرمرد؛ داستانی کوتاه که نگاهت به زندگی را برای همیشه تغییر می دهد گاهی ارزش واقعی کارهایی که هر روز انجام میدهیم، همان لحظه دیده نمیشود؛ اما با گذشت زمان، تأثیر آنها آرامآرام در وجودمان نمایان میشود. داستان «کیسه زغال پیرمرد» یکی از زیباترین حکایت های پندآموز درباره صبر، یادگیری و تأثیر عادت های خوب بر زندگی است. کیسه زغال پیرمرد سال ها پیش، در روستایی آرام و سرسبز، پیرمرد دانایی با نوه اش زندگی می کرد. هر صبح پیش از طلوع خورشید، کنار پنجره می نشست و کتابی ارزشمند می خواند. نوه اش که همیشه او را با دقت نگاه می کرد، روزی گفت: «پدربزرگ! من هم هر روز کتاب می خوانم، اما وقتی کتاب را می بندم، بیشتر مطالبش را فراموش می کنم. پس خواندن چه فایده ای دارد؟» پیرمرد لبخندی زد، اما چیزی نگفت. او یک کیسه قدیمی زغال را که کاملاً سیاه شده بود، به نوه اش داد و گفت: «پسرم، این کیسه را کنار رودخانه ببر، داخلش آب بیاور.» پسر خندید، اما برای احترام به پدربزرگ، کیسه را برداشت و به سمت رودخانه رفت. کیسه را پر از آب کرد، اما پیش از آنکه به خانه برسد، همه آب از سوراخ های ریز کیسه بیرون ریخت. او با ناراحتی برگشت و گفت: «پدربزرگ، این کیسه سوراخ است. آب را نگه نمی دارد.» پیرمرد گفت: «دوباره امتحان کن؛ این بار سریع تر بدو.» پسر دوباره رفت، با تمام توان دوید، اما باز هم وقتی به خانه رسید، کیسه خالی بود. کمی عصبانی شد و گفت: «فایده ای ندارد! بهتر است یک سطل بیاوریم.» پیرمرد آرام گفت: «نه، فقط یک بار دیگر امتحان کن.» پسر برای سومین بار رفت. باز هم نتوانست حتی قطره ای آب به خانه بیاورد. نفس نفس زنان گفت: «دیدی؟ گفتم نمی شود!» پیرمرد کیسه را از دست او گرفت و پرسید: «خود کیسه را نگاه کردی؟» پسر با دقت به آن نگاه کرد. دیگر از آن سیاهی و دوده خبری نبود. داخل و بیرون کیسه کاملاً تمیز شده بود. پیرمرد با لبخند گفت: «پسرم، کتاب خواندن هم همین طور است. شاید همه جمله ها را به خاطر نسپاری، اما هر بار که مطالب خوب می خوانی، ذهنت آرام آرام پاک تر، روشن تر و دانا تر می شود؛ درست مثل این کیسه که با وجود نگه نداشتن آب، کاملاً تمیز شد.» نوه لحظه ای سکوت کرد. آن روز فهمید که بعضی از کارهای ارزشمند، نتیجه ای دارند که با چشم دیده نمی شود، اما زندگی انسان را از درون تغییر می دهند. از آن پس، هر روز با علاقه کتاب می خواند؛ نه برای حفظ کردن همه واژه ها، بلکه برای ساختن ذهن و شخصیتش. پیام داستان گاهی نتیجه کارهای خوب، فوری و آشکار نیست؛ اما استمرار در انجام آن ها، شخصیت و زندگی انسان را دگرگون می کند. مطالعه، مهربانی، صداقت و یادگیری، مانند قطره های آبی هستند که هر روز روح انسان را پاک تر و زیباتر می کنند، حتی اگر متوجه تغییرات کوچک آن نشویم. «حرف حکیمانه» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«زبان فارسی ما دارد، آسیب میبیند! چرا و چگونه؟ چه باید کرد؟» نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان ماها بیرون می آید و بوی بیریشگی میدهد.* دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس» «فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک» «طرح» شده «پروژه» «گروه» شده «تیم »، «طراحی» شده «دیزاین» «فراگیر» شده «ترند» «هدف» شده «تارگت» «آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش» «رایگان» شده «فری» «ویژه» شده «پریمیوم» «مکان» شده «لوکیشن» «پوشه» شده «فولدر» «پرونده» شده «فایل» «پخش» شده «پلی» «مکث» شده «پاز» «واکنش» شده «ریاکشن» «متن» شده «تکست» «رنگ» شده «کالر» «قلمنوشت» شده «فونت» «زمینه» شده «تم» «داده» شده «دیتا» «برخط» شده «آنلاین» «خارج از خط» شده «آفلاین» «فشردن» شده «کلیک» «بازدید» شده «ویو» «پاسخ» شده «ریپلای» «کاوش» شده «اکسپلور» «سبک» شده «استایل» «عملکرد» شده «پرفورمنس» «حذف» شده «دلیت» «رونویسی» شده «کپی»، «نوشته» شده «پست» «پسند» شده «لایک» «داستان» شده «استوری» «جعلی» شده «فیک» «بینقص» شده «پرفکت» و............................... و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی. اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است. زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آینده جنابعالی که گوشی هوشمند داری عزیزی که در شبکههای اجتماعی مینویسی سروری که با دوستانت صحبت می کنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف. اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی. داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی. و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن. این، نوعی خودکشی فرهنگی و خود تحقیری است. یادآوری بزرگان ادب فارسی فردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.» سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند. حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد. مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد. خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد. نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد... و حالا ما، وارثان این زبان داریم به آن با بکار بردن «ریاکشن» و «فیدبک» و امثالهم آسیب میزنیم. زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند. نه شعر نه اندیشه نه عزت. برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه... «حرف حساب» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«راه حل از طریق وارونگی قطبیت و محافظت با دی تیول» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«راه حل از طریق وارونگی قطبیت و محافظت با دی تیول» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol
«راه حل از طریق وارونگی قطبیت و محافظت با دی تیول» https://instagram.com/mohammadalizolfigol كانال آموزش آلي دكتر زلفي گل 👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽 @Dr_Zolfigol