- Последний пост
- 28 нояб.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بچهها من بلاخره برای فال چنل زدم🦇 به غیر از اون ، هرچند وقت یه بار اطلاعات نردی راجع به تاروت، ویچها، فالهای دیگه و تاریخچه هاشون و... (🤫) هم میذارم. اگر دوست داشتید جوین شید و شیر کنید muah muah https://t.me/EvarithTarot
حرف «خ» در خرداد برای خودکشی میایستد.
دانشجو امتحان نمیخواد، پول و بوس میخواد.
видео или голосовое, без подписи
somebody is watching me it's my trust issues
видео или голосовое, без подписи
دلم میخواد چشمهامو ببندم و وقتی باز میکنم همش خواب بوده باشه، خوابی که به خاطر نمیارم
انگار تو یه لوپ بیانتها گیر افتادم، روزها نمیگذرن، هر روز تکراری تر از دیروز. احساسات به مرور کمرنگ تر میشن و جاشون رو به آشفتگی میدن. یادم نمیاد آخرین باری که برای چیزی ذوق یا هیجان داشتم کی بوده، شاید هم نمیخوام به یاد بیارم چون هدر رفته. رنگها خاکستری، غذاها بیطعم، علایق بیمعنی، نفس کشیدن خفه کننده و کوچیک ترین کارها کلافه کننده شدن. اینجا مثل داستانها قهرمانی نداره که نجاتت بده، شاید هم همشون باهم خسته شدن و تصمیم گرفتن استعفا بدن. کسی با اسب سفید نمیرسه که یادآوری کنه قلب به غیر از زنده نگه داشتن وجههای دیگهای هم میتونه داشته باشه. نمیشه به کسی تکیه کرد، هیچکس مایه دلگرمی نیست، ارتباطات فقط وجود دارن چون از اول زندگی به این شکل طراحی شده: "اجتماعی" و بعد یادشون رفته باگهاش رو رفع کنن. آدمها خودشون رو تو کالبد های مختلف بهم نشون میدن و باز در آخر پایان همشون به یک شکله "ناامید کننده". تلاش کردن از یه جایی به بعد بیفایده میشه و دست و پا زدن فقط باعث بیشتر فرو رفتنت میشه. اینجا حتی عقربه های ساعت هم برای حرکت خستهان چه برسه برای آدمی که بیدار شدن رو پوچ میدونه.
میخواهی بمان، میخواهی برو رفتنِ تو دل انگیزتر از آمدن دیگریست
видео или голосовое, без подписи
ممکنه کتابی که قبلاً یکبار خوندی و از روند داستان باخبری رو دوباره بخونی و انتظار داشته باشی پایان متفاوتی داشته باشه ؟
«امروز کارهای زیادی دارم؛ باید حافظهام را سلاخی کنم، روحام را منجمد کنم و سپس بیاموزم که دوباره زندگی کنم.»
نمیدونم این روزها چطور دارن گذر میکنن ولی حس اینو داره که یه قرار مهم داشتم و خواستم قبلش ده دقیقه چشمامو روی هم بذارم ولی خواب موندم غروب بیدار شدم و خونه تاریکه، قطار رفته و من با چمدون تو ایستگاه جا موندم، گلدون مورد علاقم خشک شده، اشتباهی توی چایم نمک ریختم، وقتی میخواستم تلفن رو جواب بدم اتو لباس جدیدمو سوزونده، گوشه کتاب مورد علاقم تا خورده، مامان روزهاست که خونه نیست، گربههای خیابون دیگه دوستم ندارن ازم فرار میکنن، یه بار هم که درس خوندم معلم اسممو صدا نزد، خواستم تو غذا نمک بریزم ولی درش باز شد و کل ظرف خالی شد، قهوهام ریخت و نوشتههامو خراب کرد، به یه بچه تو خیابون لبخند زدم ولی بهم اخم کرد، ظرف مورد علاقه مامان رو شکستم، داداش خطهای روی دستمو دید، حالا که تونستم برای اون چیزی که مدت ها میخواستم پسانداز کنم یکی دیگه خریدتش، غذا درست کردم ولی یادم افتاده تو خونه نون نیست، عجله دارم ولی ماشین پنچر شده، دستم خورد فایلی که ساعتها منتظر بودم دانلود شه رو پاک کردم، سیم گیتارم موقع کوک کردن پاره شد، قاب عکس عزیزم که تو آسمون هاست روی طاقچه خاک گرفته، دستام سرد بود آخرین نخ سیگارم رو موقع روشن کردن اشتباها شکستم، انگار زندگی داره میدوئه، من پاهام توی گل گیر کرده نمیتونم بهش برسم.
قهرمانان خستهاند.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
How I actually want to dress
Vodka was easier to swallow, smoke was easier to inhale than to admit the fact that I needed help
واقعاً دلم آدمِ امن میخواد. واقعی. حمایتگر. قابل اعتماد. صمیمی. که آره من کنارتم. با هم درستش میکنیم. باهم میرسیم. باهم پیشرفت میکنیم. اگه بخوام گریه کنم توی بغلش باشه. اگه بخوام بخندم کنار هم باشیم. باهم رفیق باشیم. اگه هرچی شد پشت هم باشیم. موندگار،همیشگی.
видео или голосовое, без подписи