tgindex
عِبَادُ الرَّحْمَٰن

عِبَادُ الرَّحْمَٰن

Статистика
@E_A_Rahmanперсидский

من قصدی جز اصلاح در حدّ توان خويش ندارم و توفيقم جز به [فضل ] خدا نيست. بر او توكل كرده ام و به سوى او باز مى گردم. [هود : 88] پیامبر ﷺفرمود بَلًَّغُواعَنَّئ وَلَوآیَه ازطرف من تبلیغ ڪنیدحتـے یڪ آیه باشد. [رواءبخارےشماره : 3461] لفت دادن = پشیمانی است.

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
116
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
70
27 постов
Вовлечённость
60,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 27
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
22
1/48двое суток
25
1/72трое суток
27

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 6 авг.122из fanus9

    امام مالک دختری به نام فاطمه داشت که احادیث کتاب موطأ را از حفظ بود. هرگاه امام مالک مشغول شنیدن قرائت شاگردانش می‌شد، فاطمه پشت در می‌نشست. اگر شاگردی در خواندن حدیث اشتباه می‌کرد، او با ضربه‌ای آرام به در، پدرش را آگاه می‌ساخت و امام مالک متوجه خطای شاگرد می‌شد. امام مالک پسری نیز به نام محمد داشت که دلبستهٔ نگهداری کبوتر بود. امام هرچه کوشید او را به علم علاقه‌مند کند، موفق نشد. روزی دید که پسرش در حالی که کبوتری در دست دارد، به دنبال آن می‌دود. آن‌گاه با اشاره به دخترش گفت: «ادب، عطای خداوند است؛ این پسر من است و آن دخترم.» فاطمه، دختر امام مالک، زمانی که پدرش دچار تنگدستی شده بود، در بازار به او در فروش سبزی کمک می‌کرد. در آن روزگار، گاهی سبزی را با نان معامله می‌کردند. روزی مردی به او گفت: «سبزی را به من بده، فردا که نان به دستم رسید، آن را به‌عنوان بهایش برایت می‌آورم.» فاطمه پاسخ داد: «این معامله جایز نیست.» مرد پرسید: «چرا؟» گفت: «چون این معامله، مبادلهٔ خوراکی با خوراکی است و باید دست‌به‌دست و نقد انجام شود.» مرد پرسید: «تو دختر چه کسی هستی؟» گفتند: «او دختر امام مالک است.» گاه انسان‌های صالح در خانوادهٔ خود نیز گرفتار آزمون می‌شوند و در این زمینه، پیامبران بهترین الگو هستند. همسر حضرت لوط علیه‌السلام کافر بود، همسر حضرت نوح علیه‌السلام نیز کافر بود آزر، پدر حضرت ابراهیم علیه‌السلام، کافر بود و دربارهٔ عموی پیامبر ﷺ، ابولهب، آیاتی در نکوهش او نازل شد. انسان وظیفه دارد با تمام توان، فرزندانش را به نیکی تربیت کند. اصل بر این است که تربیت صحیح، ثمر می‌دهد؛ اما همیشه استثناهایی نیز وجود دارد. محال است حضرت نوح علیه‌السلام در تربیت و دعوت فرزندش کوتاهی کرده باشد؛ اما هدایت تنها به دست خداست. با این حال، آن فرزند نافرمان ترجیح داد به کوه پناه ببرد تا از سیل نجات یابد، به جای آنکه سوار کشتی شود؛ با اینکه پدر دلسوزش با مهربانی فریاد می‌زد: «ای پسرم! با ما سوار شو.» ما در برابر تلاش مسئولیم، نه نتیجه. خداوند از ما خواهد پرسید که چگونه فرزندانمان را تربیت کردیم، نه اینکه آیا این تربیت حتماً به نتیجه رسید یا نه. در زندگی صالحان، برای دل‌های خسته، آرامش و تسلی است: اگر همسرت تو را می‌آزارد، به یاد همسران نوح و لوط علیهماالسلام باش. اگر پدرت آن‌گونه که می‌خواهی صالح نیست، بدان که از آزر، پدر ابراهیم علیه‌السلام، بهتر است؛ زیرا هیچ گناهی بزرگ‌تر از کفر نیست. و اگر از فرزندت رنج می‌بری، به یاد بیاور که رنج تو هرگز به اندازهٔ رنج حضرت نوح علیه‌السلام نبود که غرق شدن فرزند کافرش را با چشمان خود دید. •ادهم شرقاوی @fanus9 | فانوس

  • وقتی «نوح» علیه‌السلام مأمور شد کشتی را بسازد، کافران می‌دیدند که او در دلِ خشکی مشغول ساختن کشتی است؛ در حالی که نه دریایی در آن نزدیکی بود و نه رودخانه‌ای. با تمسخر می‌گفتند: «ای نوح! این کشتی قرار است کجا حرکت کند؟! روی خشکی؟! اصلاً آبی کجاست که کشتی‌ات روی آن شناور شود؟!» آن‌ها می‌گفتند: «نوح دیوانه شده است!» نعوذ بالله هرچه زمان می‌گذشت، خنده‌ها و تمسخرشان بیشتر می‌شد. با کنایه به او می‌گفتند: «بعد از پیامبری، نجار شده‌ای؟!» دقیقاً در همین مقطع، اوج تقابل حق و باطل نمایان می‌شود؛ زمانی که اهل باطل، حق را به سخره می‌گیرند، به آن می‌خندند و گمان می‌کنند دنیا از آنِ آن‌هاست، امنیت همیشه نصیب آن‌ها خواهد بود و هرگز عذابی در کار نخواهد بود. اما اهل ایمان می‌دانستند که این صحنه‌ها همگی موقتی است. می‌دانستند روزی خواهد رسید که طوفان فرا برسد، پرده‌ها کنار رود و حقیقت آشکار شود؛ آن‌گاه این مؤمنان‌اند که به سبب سرسختی و عناد کافران، آنان را به سخره خواهند گرفت. #راسخ @E_A_Rahman

  • از عمران بن حصين رضي الله عنه روايت است كه رسول الله ﷺ فرمودند: بهترين امت من، کسانی هستند که در عهد و زمان من بسر می‌برند (صحابه)، سپس کسانی که بعد از آنها می‌آيند (تابعين)، سپس کسانی که پس از آنها می‌آيند (تابع تابعين). و بعد از شما (سه گروه)، کسانی می‌آيند که بدون اينکه گواه گرفته شوند، گواهی می‌دهند و خيانت می‌کنند و قابل اعتماد نيستند و نذر می‌کنند و به نذرهایشان، عمل نمی‌کنند و پرخوری و چاقی در ميان آنها آشکار می‌شود. صحیح بخاری ٣٦٥٠ 📚 ✍️ در این حدیث رسول الله ﷺ  بیان می‌دارد که بهترین قرن قرنی است که ایشان در آن است، یعنی زمان صحابه؛ منظور از قرن: مردم یک زمانه می‌باشد، سپس کسانی که بعد از آنها می‌آیند که عبارت از تابعین هستند، سپس کسانی که بعد از آنها می‌آیند که عبارت از تابع تابعین هستند. پس صحابه برترین مسلمانان هستند، زیرا آنها هم عصر رسول الله ﷺ بودند و ایشان امور دین را برای آنها روشن نمود و دین خود را مستقیم از رسول الله ﷺ دریافت نمودند، پس آنها برترین مردم در رابطه با آگاهی نسبت به سنت رسول الله ﷺ و مقاصد تشریع هستند و انتشار دین در نتیجه فتوحات و جنگ ها به وسیله آنها صورت گرفت، سپس تابعین علم را از آنها فرا گرفتند و مسیر جهاد را پی گرفتند و به همین ترتیب، تا اینکه زمان گذشت و از زمان نبوت فاصله گرفته شد و مردم کم کم از هدایت و سنت و دین صحیح فاصله گرفتند. سپس بعد از آنها قومی می‌آیند که نذر می‌کنند؛ نذر عبارت است از اینکه فرد انجام عملی را که شارع بر او واجب نکرده، بر خودش واجب نماید، مثلا بگوید: نذر می‌کنم گوسفندی را قربانی کنم، یا صدقه بدهم، اگر الله بیمار مرا شفا دهد، که به شکل شرط نمودن بر الله متعال است، اما با این وجود نیز در صورتی که خواسته آنها محقق شود، به نذر خود وفا نمی‌کنند. همچنین آنها خیانت می‌کنند و امانت را ضایع می‌نمایند و مورد اعتماد نیستند، زیرا بطور آشکار خیانت می‌کنند، بطوری که بعد از آن‌ کسی آنها را امین نمی‌داند و بدون اینکه از آنها درخواست شهادت شود، شهادت می‌دهند و این کار بخاطر اهمیت ندادن به این مهم است، نه بخاطر رساندن حقوق به اصحابش. یکی از نشانه‌های این افراد گمراه، ظهور چاقی در میان ایشان است و منظور افزایش حجم گوشت و چربی در بدن است، یا تعداد آنهایی که شرف ندارند بسیار زیاد می‌شود، یا اموال را جمع می‌کنند، یا نسبت به امر دین غافل هستند. @E_A_Rahman

  • #داستان_ایمان ⏪️ در سال ۱۹۷۷، دکتر گری میلر، استاد ریاضیات و منطق در دانشگاه تورنتو، پژوهشی انتقادی درباره قرآن کریم را آغاز کرد. انگیزه او گرایش تبلیغی بود و می‌خواست خطاهای تاریخی و علمی قرآن را استخراج کند. اما در برابر متنی قرار گرفت که برایش ناآشنا بود؛ متنی که نه برای جلب رضایت خواننده سخن می‌گوید، بلکه او را به چالش می‌کشد، و نه از نقد می‌هراسد، بلکه آن را فرامی‌خواند. ۱. روش «نفی خطا» جسارت صدق الهی: میلر از نبود لحن عذرخواهانه و انسانی در قرآن شگفت‌زده شد. در حالی که نویسندگان معمولاً کتاب‌های خود را با تواضع و اعتراف به کاستی آغاز می‌کنند، قرآن با این جمله شروع می‌شود: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ». او نتیجه گرفت که این «چالش برای بررسی» از برترین معیارهای صحت علمی است؛ زیرا متن از خواننده می‌خواهد حتی یک اختلاف در آن بیابد تا اعتبارش را زیر سؤال ببرد، کاری که هیچ انسانی جرأت انجامش را ندارد. ۲. عینیت فراتر از خود: میلر به نبود جنبه شخصی در قرآن درباره زندگی پیامبر ﷺ توجه کرد. نکته: قرآن به مصیبت‌های بزرگ پیامبر ﷺ مانند وفات همسرش خدیجه یا فرزندانش اشاره نمی‌کند و در ستایش پیروزی‌های شخصی نیز مبالغه ندارد. نتیجه: اگر قرآن ساخته ذهن بشر بود، با احساسات و تجربه‌های شخصی او درهم می‌آمیخت. این جدایی متن از حالت‌های احساسیِ آورنده آن، نشان می‌دهد که قرآن «وحی نازل‌شده» است، نه «زندگی‌نامه» شخصی. ۳. سوره مسد شرط‌بندی غیبیِ ناممکن: میلر سوره مسد را «معجزه منطقی» دانست که برای ابولهب، در حالی که هنوز زنده بود، زیان ابدی را اعلام کرد. برهان: ابولهب می‌توانست با یک اقدام اسلام را زیر سؤال ببرد؛ کافی بود (حتی به‌ظاهر) اسلام آورد تا پیشگویی قرآن را تکذیب کند. اما قرآن ده سال او را به چالش کشید و نشان داد که قضای الهی فراتر از اراده و انتخاب انسان‌هاست. ۴. عدالت عددی و تکریم پیامبران: میلر به آمار نام‌ها در قرآن توجه کرد؛ حضرت مریم دارای سوره‌ای کامل است و جایگاهی دارد که در کتاب‌های پیشین ندارد. نام عیسی علیه‌السلام ۲۵ بار آمده، در حالی که نام پیامبر محمد ﷺ تنها ۵ بار ذکر شده است. این دوری از خودمحوری نشان می‌دهد که گوینده «پروردگار جهانیان» است که عدالت را برقرار می‌کند. ۵. ردّ نسبت شیطانی: میلر ادعای شیطانی بودن قرآن را با منطق رد کرد: چگونه ممکن است شیطان کتابی را القا کند که در آن به خواننده دستور داده می‌شود: «فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ»؟ چگونه ممکن است شرّ مطلق، نظامی از پاکی و اخلاق بنا کند که با ذات شیطان در تضاد است؟ منطق نمی‌پذیرد که یک موجود برای نابودی خود تلاش کند. ۶. ثبات در غار، زبان یقین، نه فریب: میلر در سخن پیامبر ﷺ به همراهش در سخت‌ترین لحظه خطر تأمل کرد: «لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا». برداشت: فرد فریبکار در هنگام خطر دچار اضطراب می‌شود و به حیله‌ها متوسل می‌گردد، اما این آرامش و یقین به همراهی خدا در اوج خطر، تنها از پیامبری برمی‌آید که یاری الهی را به‌گونه‌ای می‌بیند که دیگران نمی‌بینند. ۷. اطلاعات نو و چالش دانشی: میلر از این‌که قرآن می‌گوید: «مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ» شگفت‌زده شد. این سبک ارائه «اطلاعات جدید» می‌توانست به‌راحتی توسط معاصران پیامبر تکذیب شود اگر دانشی از آن داشتند، اما سکوت تاریخ و مخالفان، صدق منبع را تأیید کرد. نتیجه: ایمان عقل و دل دکتر گری میلر در برابر این انسجام منطقی، سرانجام حق را پذیرفت و در سال ۱۹۷۸ اسلام آورد و نام «عبدالأحد عمر» را برگزید. او از جست‌وجوی خطا به دعوت به حق رسید. میلر تجربه خود را چنین خلاصه کرد: قرآن فقط یک کتاب دینی نیست، بلکه «روش تفکری» است که عقل انسان را بر پایه برهان و یقین بازسازی می‌کند. و سپاس خدایی را که در کتابش نوری قرار داد تا خردمندان از آن بهره‌مند شوند. د. عثمان عثمان

  • 🔸 شتاب کردن به سوی توبه از گناه، واجبی فوری است و به تأخیر انداختن آن جایز نیست. بنابراین هرگاه انسان توبه را به تأخیر بیندازد، به سبب همین تأخیر نیز مرتکب گناه شده است. و اگر از اصل گناه توبه کند، هنوز توبه‌ای دیگر بر عهده‌اش باقی می‌ماند؛ و آن، توبه از به‌تعویق انداختنِ توبه است. و کمتر اتفاق می‌افتد که توبه‌کنندگان به این نکته ظریف توجه داشته باشند. ✍ امام ابن القیم رحمه الله تعالی 🆔 @E_A_Rahman

  • ابن رجب حنبلی رحمه‌ الله می‌فرماید: نشانه‌ی پذیرفته‌شدن یک عبادت آن است که به عبادت دیگری پس از آن پیوسته شود، و نشانه‌ی رد شدن آن این است که به گناهی پس از آن دنبال گردد. (لطائف المعارف، ص: ۶۴) و نیز می‌فرماید: بازگشت به روزه گرفتن پس از ماه رمضان، نشانه‌ای از پذیرفته‌شدن روزه‌ی رمضان است؛ زیرا هرگاه خداوند عملی را از بنده‌ای بپذیرد، او را به انجام عمل صالحی پس از آن توفیق می‌دهد. (لطائف المعارف، ص: ۲۲۱) @E_A_Rahman

  • 🔸از أم المؤمنین عایشه رضی الله عنها روايت شده است که گفت: به پيامبر ﷺ گفتم: ای رسول خدا! اگر شب قدر برايم معلوم شد، بفرماييد در آن چه بگويم؟ فرمودند: بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ العَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي» «بارخدايا! تو بسيار عفو کننده‌ای و عفو و گذشت را دوست داری، پس مرا عفو کن و از من درگذر.» 📚 رواه الترمذي 🆔 @E_A_Rahman

  • #جهاد امام ذهبی رحمه الله فرموده است: "بیان آشکار حق، چنان بزرگ است که نیازمند قدرت و اخلاص می‌باشد پس شخص مخلصی که قدرت ندارد از انجام آن ناتوان است و شخصی قوی که اخلاص ندارد از توفیق و تاثیرگذاری محروم می‌گردد". منبع: سیر أعلام النبلاء (۱۱/۲۴۳)

  • 21 янв.953из Hedayat1442

    видео или голосовое, без подписи

  • پنجاه سال خدا را عبادت کردم، اما شیرینی عبادت را نیافتم تا آن‌که سه چیز را ترک کردم: رضایت مردم را رها کردم تا توانستم حق را بگویم هم‌نشینی با فاسقان را ترک کردم تا اینکه همنشینی با صالحان را یافتم؛ و شیرینی دنیا را رها کردم تا شیرینی آخرت را چشیدم •احمد بن حرب  رحمه‌ الله @E_A_Rahman

  • 🔻امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه از مردم حمص خواست نام فقیران شهر را بنویسند تا سهم آنان را از بیت‌المال مسلمانان بدهد. وقتی فهرست نام‌ها به دستش رسید، با شگفتی دید نام والی حمص، صحابی بزرگوار سعید بن عامر جمحی نیز در میان فقرا نوشته شده است! عمر با تعجب از مردم حمص پرسید: «چگونه والی شما جزو فقیران شماست؟» گفتند: «او تمام حقوقش را میان فقرا و نیازمندان تقسیم می‌کند و می‌گوید: چگونه برای خود نگه دارم، در حالی که در برابر آنان نزد خداوند مسئولم؟» عمر پرسید: «آیا ایرادی هم بر او می‌گیرید؟» گفتند: «آری، سه ایراد: 1. جز در وقت چاشت (نزدیک ظهر) نزد ما بیرون نمی‌آید. 2. شب‌ها هرگز او را نمی‌بینیم. 3. یک روز در هفته کاملاً ناپدید می‌شود.» 📌 عمر بن خطاب، سعید بن عامر را فراخواند و از او توضیح خواست. سعید گفت: «اینکه جز در وقت چاشت بیرون نمی‌آیم، به این دلیل است که صبح‌ها خودم به خانواده‌ام خدمت می‌کنم؛ نه خادمی دارم و نه همسرم سالم است. و اینکه شب‌ها دیده نمی‌شوم، چون شب را برای عبادت پروردگارم قرار داده‌ام. و اما آن یک روز در هفته، لباسم را می‌شویم؛ چون جز همان یک لباس چیزی ندارم. صبر می‌کنم تا خشک شود، سپس بیرون می‌آیم.» در این هنگام، امیرالمؤمنین عمر بن خطاب گریست و گفت: «سپاس خدایی را که در میان والیان من کسانی هستند با چنین حال و سیرتی.» 📚 منابع: ابن سعد، الطبقات الكبرى (۴/۲۶۹) ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق ابن اثیر، أسد الغابة (۲/۴۶۲–۴۶۳) هیثمی، مجمع الزوائد، باب فضل الفقراء (۱۰/۴۶۰) ابن حجر، الإصابة في تمييز الصحابة (۳/۱۱۰) ◼️پی‌نوشت: خلفا و اصحاب رسول الله ﷺ چنین بودند که دنیا را با عدل و داد زینت دادند، همان کسانی که مورد لعن و نفرین روافض قرار دارند. روافضی که از شدت ظلم و فسادشان حتی پیروانشان را هم به جنون کشانده‌اند. @E_A_Rahman

  • #تلنگر  "حرارت جسم شخص زنده بخاطر تب بالا می‌رود اما جسم شخص مرده تاثیری نمی‌پذیرد قلب نیز این چنین است یعنی هرگاه نمازی را از دست می‌دهی یا به حرامی نگاه می‌کنی اما با این حال، قلبت سرد و بی‌تفاوت بود بر آن گریه کن چرا که قلب شخص زنده، به درد می‌آید". شیخ ابراهیم سکران @E_A_Rahman

  • 🔸 ابن قیم (رحمه‌الله) می‌فرماید: «شیخ ما، یعنی ابن تیمیه (رحمه‌الله) نسبت به کسانی که بدون داشتن اهلیتِ اجتهاد و فتوا، به فتوا دادن می‌پرداختند، سخت انکار می‌کرد. روزی از او شنیدم که می‌فرمود: برخی از آنان به من گفتند: مگر تو بازرسِ فتوا هستی؟! در جواب گفتم: بر نانوایان و آشپزها بازرس می‌گذارند، اما بر فتوا بازرس نباشد؟!» 📙 إعلام الموقعين، ابن القیم، ج۴، ص۱۶۶

  • 9 окт. 2025 г.951из Raaasekh

    رسول الله ﷺ فرمود: «احفظ الله تجده تجاهك» «الله را حفظ کن، او را پیش روی خود خواهی یافت.» یعنی: اگر بنده حدود الهی را نگاه دارد، فرمان‌های خداوند تبارک و تعالی را رعایت کند، در جایی که خداوند او را نهی کرده یافت نشود، و در جایی که خداوند فرمان داده غایب نباشد، در نتیجه به مقامی می‌رسد که خداوند نیز او را حفظ می‌کند؛ پروردگارش یاور، پشتیبان، موفق‌کننده و تأییدگر او خواهد بود. @Raaasekh | راسخ

  • 12 сент. 2025 г.88из RegayRoon

    #سخنان_گوهربار 🔺موضوع: خدمت به اسلام با عمل، نه با شعار ✍ د. سلطان العميري 🆔 @RegayRoon

  • ۝وقُل رَّبِّ زِدْني عِلمًا۝ 🌱 علم نعمتی است از سوی الله، و راه رسیدن به آن تنها تلاش و کوشش نیست، بلکه دعا نیز هست. در این آیه اشاره‌ای است که مؤمن هر اندازه به علم برسد، همچنان نیازمند افزونی آن خواهد بود. ⚘اللهم علمنا ما ينفعنا وانفعنا بما علمتنا وزدنا علماً⚘ @E_A_Rahman

  • عائشه رضی‌الله‌عنها به سبب حیای بسیاری که داشت از اینکه مردم در قیامت لخت محشور می‌شوند، تعجب کرد. اما امروزه کسانی دربارهٔ حوران بهشت می‌پرسند که آیا به کسانی جز همسران خود نیز توجه می‌کنند؟ همه‌ افراد، آخرت را با دنیای خودشان مقایسه می‌کنند! • شیخ عبدالعزیز طریفی

  • ظلم بس بزرگی است که نیکی‌های برادرت را کتمان کنی و او را با بدترین چیزی که از او می‌دانی یاد کنی‌. - ابن سیرین رحمه الله (صفوة الصفوة) 🌧 #باران_حکمت @E_A_Rahman

  • 🔸 نیکی به پدر و مادر نزد سلف صالح چنین بود: 🔹 طَلق بن حَبیب، از روی بزرگداشت و احترام به مادرش، سر او را می‌بوسید و حتی بر بام خانه‌ای که او در آن بود، راه نمی‌رفت. 🆔 @E_A_Rahman

  • «برخی از روی ریاکاری و فخرفروشی مهریه را بالا می‌برند و نه خود قصد گرفتن دارند و نه مرد نیت پرداخت‌کردن، که چنین کاری زشت و ناشایست و مخالف سنت است و در چارچوب شرع نمی‌گنجد. اما حتی اگر شوهر قصد ادای آن را داشته باشد -که در غالب موارد توانایی‌اش را ندارد- خود را به زحمت انداخته و ذمه‌اش را مشغول گردانده و در معرض نقصان حسنات قرار داده و گرفتار بدهی کرده است.» — ابن تیمیه (مجموع الفتاوی)

عِبَادُ الرَّحْمَٰن — tgindex