tgindex
اجتماعیات

اجتماعیات

Статистика
@Ejtemaaiyaatперсидский

نوشته‌های فرشید مقدم سلیمی @Femimsalimi

Последний пост
5 апр.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
148
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
206
21 постов
Вовлечённость
139,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • یاد فیلم «آتش» دربارۀ جنگ داخلی لبنان افتادم. فیلم نشون میده خشونت چطور کور میشه. از دقت در حال و احوال خودم در روزهای اخیر به یاد آن فیلم افتادم. از اینکه اضطرابی را تجربه می‌کنم که فکر می‌کنم ربطی به این جنگ نداره و ناخودآگاه دنبال علت‌های دیگری می‌گردم و بر اساس این علت‌یابی غلط کارهایی می‌کنم که کاملا اشتباهند. وقتی دربارۀ جنگ حرف می‌زنیم باید به تأثیرش روی هورمون‌ها هم فکر کنیم. خلاصه، وقتی سه صبح از صدای انفجاری خیلی دور بیدار میشی، که اگه این شدت صدا هر منشأ دیگه‌ای داشت، مثل غرش اگزوز یه کامیون، بیدار نمی‌شدی، ولی تو که به بَمی صدای بمب آشنا و حساس شدی و وقتی هم خوابی هیپوتالاموست چنین صدایی را رصد و به‌محض شنیدن بیدارت می‌کنه، و اون وقت در ساعتی که نباید در خونت کورتیزول پخش میشه، و در عین حال یه جای دیگۀ مغزت میگه نترس، حداقل ۱۵ کیلومتر با ما فاصله داره. بعد دو-سه صدای انفجار هم می‌شنوی و نمی‌دونی چرا باید اصلا تعدادش را بشماری، انگار که با شمردن‌شون ذره‌ای بر اوضاع مسلط میشی... بعد می‌خوابی... احساس می‌کنم جنگ یه مقداری دست کم گرفته شد.

  • یادداشت بالا رو در اولین روزهای جنگ نوشتم، الان ارسال شد.

  • استدلال شخص مذکور اینه که باید failed state بشه تا مردم بریزند بیرون و حکومت را سرنگون کنند!!! همین‌قدر چرت! مگر در حرکت‌های مردمی بزرگ قبلی، در failed state بودیم؟

  • یک تحلیلگر سیاسی سلطنت‌طلب به نام روح‌الله رحیم‌پور میگه حملات آمریکا و اسراییل باید منجر به وضعیت failed state در ایران بشه. ایشان معنای کلماتی که استفاده می‌کنه رو می‌دونه؟ ظاهراً بله. میگه دولت باید ناتوان بشه از انجام امور روزمره (زباله جمع‌آوری نشه، آرد به نانوایی‌ها نرسه، آب و برق به‌شدت ناپایدار بشه، سیستم درمانی از کار بیفتد و ...) چرا وی حساب قوۀ مجریه را از قوای نظامی و انتظامی جدا نمی‌کنه؟ اگر او به فکر انقلاب یا حتی براندازی باشه، نابودی قوۀ مجریه را نباید بخواد. چون هیج ضرورتی ندارد. نتیجه‌ای که من می‌گیرم و مبتنی بر تحلیل کلی‌ام از برنامۀ اسرائیل برای ایرانه، اینه که برخی از تحلیلگران و کنش‌گران در خدمت برنامۀ اسراییل هستند که نابود کردن دولت در تمام ابعاد است، نابود کردن تمام ظرفیت‌های دولت و نهایتا ایجاد جنگ داخلی. رضا پهلوی هم اصلی‌ترین کاتالیزور جنگ داخلی خواهد بود. شواهد کافی برای دیدن این واقعیت وجود داره.

  • ♦️اگر مردم بندگی خواستند چه؟ ✍نوشته‌ی فرشید مقدم سلیمی 🔻سؤال حیاتی ما این است که اگر مردم استبداد خواستند چه؟ آیا می‌توان مجبورشان کرد که آزاد باشند! این مسیر بن‌بست است. چون آنچه حاصل خواهد شد آزادی نخواهد بود. چون جمهوری و آزادی را منطقاً نمی‌توان تحمیل کرد. 🔻چپی که خود را بخشی از مردم می‌بیند و فروتنانه با دیگران گفتگو می‌کند، ممکن است راهی باز کند. اما این راه در گفتگو یا نشر آگاهی خلاصه نمی‌شود. گفتگو و آموزش تنها می‌تواند بخشی کوچک از یک کارزار انقلابی باشد. زیرا بندگی بیش از آنکه ناشی از نادانی باشد ناشی از میل به بندگی است. 🔻ما همیشه بیش از آموزش، به هم‌اندیشی و همراهی و همنشینی نیاز داریم. فیگور انقلابی دوران ما به‌جای معلم، دوست است، یا حتی پرستار. به کسی که افسرده است نمی‌گوییم برو پیاده‌روی و آفتاب بگیر؛ با هم به پیاده‌روی می‌رویم… متن کامل را در دموکراسی رادیکال بخوانید: RadicalD.net ➖➖➖➖➖➖ #دموکراسی_رادیکال #فرشید_مقدم_سلیمی #آزادی #آزادی‌خواهی #اسپینوزا #پادشاهی‌خواهی #جمهوری‌خواهی #چپ #سیاست_مبتنی_بر_ترس #سیاست_مراقبت #کنشگری #لنینیسم #محافظه‌کاری

  • بعد از خواندن ده-پانزده یادداشت و جستار کم‌مایه و سطحی، بالاخره یک متن گیرا خواندم. متأسفانه پیشاپیش هم نمیشه حدس زد یه نوشته ارزش صرف وقت داره یا نه. رسانه‌ها هم ترجیح می‌دن پشت‌سرهم منتشر کنند تا اینکه کم‌گو و گزیده‌گو باشند. بگذریم. متن یاشار دارالشفا:…

  • 🎙 پادکست رادیو مرز قسمت هشتاد و شش: دوام آوردن روایت دوام آوردن و ادامه دادن در روزهای بعد از فاجعه. __________________ موسیقی تیتراژ: گروه کلی موسیقی متن: Tales from Southern Mexico - Jimena Contreras __________________ @radiomarz

  • پرستو فروهر تجربه‌اش را از سوگ، مراقبت جمعی، عاملیت و دادخواهی روایت می‌کند. (قسمت ۸۶ رادیو مرز، از دقیقه ۳۰) 📌 انتقام درد را به افراد مسبب آن وصل می‌کند اما دادخواهی مسئله‌اش فرد سرکوبگر نیست، بلکه آن تفکر و ساختار سرکوبگر است. انتقام رو به گذشته است، اما دادخواهی رو به آینده دارد. 📌 برای من واقعا انگار این‌طوریه که همه زخم‌های این جامعه دوباره باز شده. انگار همه کشته‌شدگان این سال‌ها همه حالا کشته شده‌اند. 📌 در پرونده نوشته بود حذف فیزیکی یکی از وظایف سازمانی ما بود.

  • 20 февр.149из Alarabiya_far

    عبدالرحمان الراشد - رهبری ایران اشتباه می‌کند اگر گمان ببرد که اغوای واشینگتن با توافق هسته‌ای و وعده‌های سرمایه‌گذاری، مانع اجرای عملیات نظامی‌ علیه نظام خواهد شد. اسرائیل نه فقط برنامه هسته‌ای بلکه مشخصا برنامه موشک‌های بالستیک ایران را، تهدیدی وجودی تلقی کرده و فرصت را برای خنثی کردن آن مغتنم خواهد شمرد... https://ara.tv/55y95

  • 18 февр.13921из Socissues_ir

    این یادداشت را دو سال پیش درباره‌ی فیلم «منطقه‌ی مورد علاقه» نوشتم. دیشب، دوستی از فیلم حرف زد و باعث شد به موضوعیت‌داشتنِ نکته‌هایی که این یادداشت برای اکنونِ ما دارد فکر کنم. خواستم آن را بسط بدهم، اما ترجیح دادم به همان شکل که بود، بازنشرش کنم....

  • در دیالوگ با یادداشت یاشار دارالشفاء نوشتۀ وحید میره‌بیگی @Socissues_ir بخشی از متن: «هرگونه تعیین حقوق بنیادین که از سوی یک «رژیم حقیقت» تعیین شود نیز باید مبتنی بر گفتگوی جمعی باشد، تفاوتی نمی‌کند رژیم ولایت فقیهی باشد که از اصول اولیه و ثانویۀ اسلام بخواهد مشروعیتِ قواعد رأی‌ناپذیر را بیرون بکشد، یا پادشاهی مطلقه‌ای که از سنت و خرافات، یا حتی جریان لیبرال-سکولاری که قائل به استخراج این اصول از دیدگاه‌های نخبگانِ آگاه‌تر باشد. «ایستادگیِ» مدنظر نویسنده در برابر جامعۀ استبدادزده، بسیار ستودنی است، اگر و فقط اگر در سمت چپ طیف یادشده بایستد: گفتگو با جامعه. حتی در تعیین این حقوق بنیادین هم باید گفتگویی برقرار باشد. قابلیتش وجود ندارد؟ جامعه دنباله‌رویِ پروپاگاندای قوی‌تر خواهد بود؟ چپ بی‌اعتبار شده است؟ آیا این وضعیت توجیهی برای سرپرستی و ولایت(از هر نوعی، و به هر مقداری) می‌سازد؟ حالا که نه به دار است و نه به بار. نیروهای واقعی میدان هم به‌هیچ‌وجه روشنفکران چپ نیستند و پایگاه اجتماعی چندانی ندارند و بعید است حتی در هرگونه تغییری به بازی گرفته شوند، اما خودِ همین ادبیات، یکی از دلایل کم‌اعتباری دیدگاه‌های سوسیالیستی‌ای است که پتانسیل‌هایش برای ایجاد همبستگی جمعی، قربانی انتخاب رتوریک اشتباه از سوی خوش‌نیت‌های بداستراتژی شده، و خواهد شد.» متن کامل

  • بعد از خواندن ده-پانزده یادداشت و جستار کم‌مایه و سطحی، بالاخره یک متن گیرا خواندم. متأسفانه پیشاپیش هم نمیشه حدس زد یه نوشته ارزش صرف وقت داره یا نه. رسانه‌ها هم ترجیح می‌دن پشت‌سرهم منتشر کنند تا اینکه کم‌گو و گزیده‌گو باشند. بگذریم. متن یاشار دارالشفا:…

  • اگر قرار باشد واژه‌ای را انتخاب کنیم که امکان گذر از این روزها را به ما بدهد، آن واژه «مراقبت» است؛ مراقبت به‌عنوان کنشی جمعی و همگانی. اهمیت پرداختن به این مفهوم ما را بر آن داشت تا خوانشی کوتاه از کتاب «مانیفست مراقبت» تهیه کنیم؛ خوانشی که از دلِ یک نیاز واقعی بیرون آمده است. این خوانش با ساده‌ترین امکانات ضبط شده و فاصله‌ی زیادی با یک کتاب صوتی حرفه‌ای دارد، اما همین فاصله‌ی کیفی، خود گویای حال است؛ حالِ این روزها. تهیه شده توسط امیرحسین پی‌براه و سمیرا ضرابی، بهمن ۱۴۰۴ .

  • 14 февр.1323из coliberation

    без подписи

  • بعد از خواندن ده-پانزده یادداشت و جستار کم‌مایه و سطحی، بالاخره یک متن گیرا خواندم. متأسفانه پیشاپیش هم نمیشه حدس زد یه نوشته ارزش صرف وقت داره یا نه. رسانه‌ها هم ترجیح می‌دن پشت‌سرهم منتشر کنند تا اینکه کم‌گو و گزیده‌گو باشند. بگذریم. متن یاشار دارالشفا: سیاست حقیقت و دیکتاتوری اکثریت: چرا باید علیه رفراندوم و مجلس مؤسسان بود؟ البته خودم فقط با طرح مسئله‌اش موافق‌ام. وقتی می‌خواد به راه‌حل برسه میگه در برابر آرای عمومی که برخلاف حقوق بنیادین بشر باشند «باید ایستادگی کرد». ولی نمیگه چگونه. اینجا مقاله ساکت میشه.

  • اگر نتوانیم در سکوت متحد شویم، زبان به چه کار می‌آید؟ بعضی از زیباترین صحنه‌ها در سینما وقتی شکل گرفته‌اند که دو تن در سکوت و هارمونی با هم سر کرده‌اند. همهٔ ما کمابیش از این تجربه‌ها داریم. همدلی و هماهنگی الزاماً نیازمند زبان نیست. هارمونی بدن‌ها امری پیشا زبانی است؛ اگر شکل گرفت زبان هم به کار می‌آید. اگر نباشد، زبان خیلی خیلی سخت می‌تواند هارمونی بیاورد؛ و بیشتر میانجی دعوا می‌شود و خلاصه شده در فحش. سمانه اصغری یک‌بار در اینستاگرامش در میانه بحثی به درد انسانی دیگر اشاره کرد، و اینکه آیا می‌توان درد بدنی دیگر را حس کرد: «مگه زخم حتماً باید تو بدن خودمون باشه!». این آن درکی است که دنبالش می‌گردیم. ما نیاز نداریم که دیگری بگوید درد دارم تا درش را بفهمیم. درد دیگری را کلمهٔ درد منتقل نمی‌کند؛ درد طور دیگری منتقل می‌شود. انسان می‌تواند درد دیگری را حس کند؛ در فراسوی زبان. بدبختی ما این نیست که از زبان به‌نحو احسن استفاده نمی‌کنیم. استفادهٔ بهینه از زبان خودش چیست؟ ما نیاز نداریم که فلاسفهٔ تحلیلی به ما یاد بدهند چطور از زبان استفاده کنیم. همچنین نیاز نداریم که مشتاقان سایر دستگاه‌های تئوریک به ما مفهوم بیاموزند یا با هستی‌شناسی آشنامان کنند. ما از زبان هر طور که دلمان بخواهد استفاده می‌کنیم تا هارمونی بدن‌ها را – که الزاماً به میانجی زبان نیست - بیافرینیم و به سطح بالاتری ارتقا دهیم. زبان وسیله‌ای است در کنار سایر وسایل. پس هارمونی بدون زبان هم شدنی است؛ همان‌طور که دستهٔ نهنگ‌ها هماهنگ می‌شوند. گرفتاری آدمیان آنجایی است که زبان به «تنها میانجی» میانشان تبدیل می‌شود. آنجایی که بدن‌ها از هم بیگانه‌اند. آنجایی که هارمونی نه با نگاه، نه با دست‌ها، نه با فهمی پیشا زبانی شکل نمی‌گیرد و انسان رنجور به ریسمان زبان می‌آویزد. و زبان شاید در تاریخ بیشتر به کار تأسیس اقتدارها آمده باشد تا زندگی برابر: «بیا تا به تو بگویم حقیقت تو چیست». این زبان ملّا است؛ زبان حاکم؛ و زبان معلم اخلاقیات. معرفت غیرتئوریک مردم بی‌اعتبار می‌شود تا مردم دنباله‌رو شوند؛ تا عاملیّت واقعی مردم زدوده و عاملیّتی موهوم به خوردشان داده شود. اگر نتوانیم درد هم را بکشیم، زبان به چه کار می‌آید؟ @Ejtemaaiyaat

  • ترانه‌چک عرضه شد. چند سال پیش اصطلاحی در اینترنت فارسی درست شد به‌عنوان فلان‌چک که هر از گاه نسخه‌ای از آن شایع می‌شد، مثلاً قاسم‌چک، که معنی‌اش این بود که با دانستن نظر یا احساس هر شخص دربارهٔ قاسم سلیمانی می‌توان به حکمی کلی درباره‌ٔ آن شخص رسید. این نظر یا احساس هم نمی‌بایست چندلایه و نامنسجم باشد، و اگر کسی موضعی مبهم و مردد داشت می‌شد گفت نظر حقیقی‌اش که شاید خودش خبر ندارد مثبت است یا منفی، یعنی یا با قاسم است یا بر قاسم، در نتیجه یا با ما است یا بر ما، و شق سومی وجود ندارد. ما اینجا با شکلی از اندیشیدن یا دقیق‌تر بگوییم با خود نیندیشیدن مواجه‌ایم. امروز احساس کردم با نسخهٔ دیگری از این ایست‌بازرسی مواجه‌ایم: ترانه‌چک! در اینستاگرام عده‌ای مشغول ستایش از او شده‌اند و عده‌ای مشغول انتقاد ازو. و برخی از منتقدان انگار فراموش می‌کنند که ترانه علیدوستی واقعاً کار بزرگی کرده است. لازم هم نیست خط کش بگذاریم که بزرگی آن را اندازه بگیریم. چه‌بسیار توزین‌ها که از تنگ‌نظری است. و اکثریت سکوت کرده‌اند یا مثل من، تا قبل از این یادداشت، یواشکی لایکی می‌زنند. این سکوت با منطق ترانه‌چک نمی‌خواند: «ساکتین فتنه» باید موضعشان را روشن کنند. ما در دوگانه‌ها گیر افتاده‌ایم: زن-مرد، مردمی-حکومتی، سلبریتی بد-سلبریتی خوب، فاشیست-آنتی‌فاشیست، و… در اینستاگرام تعدادی از دوستان پست‌هایی ستایشگرانه دربارهٔ ترانه علیدوستی منتشر کردند و تعداد بسیار کمتری هم متن‌هایی انتقادی با تمرکز بر ماجرای سریال شهرزاد نوشتند. همهٔ این مطالب برای من مفید بودند. گروه دوم به‌ویژه شاید از آن جهت خوب باشند که در فضای وحدت کلمه جنبه‌های دیگری را به ما نشان بدهند. ولی آیا این متن‌ها قادرند ما را به اندیشیدن وادارند؟ نمی‌دانم. ماجرا اینجا است که متن در بستری خوانده و دریافت می‌شود. ما در بستری هستیم که دو دسته متون فوق مثل دو قطب آهن‌ربا همدیگر را دفع می‌کنند. ما در فضایی هستیم که وسط ندارد. وسط ماندن عاطل بودن است! قاعدهٔ بازی این است. پس نویسندگان هم به آن سو رانده می‌شوند که در میانه نایستند. اینجا بحث من دیگر ناظر به کیفیات درونی متون نیست بلکه راجع به این فضای قطبیده است. البته متن‌ها را هم دیگر نباید به‌خودی‌خود نقد کرد. متن مداخله‌ای در یک فضا است، حتی اگر نویسنده نسبت به فضا کاملاً آگاه نباشد. چون این فضا فضای ناخودآگاه است. مداخله کلمهٔ قشنگی است اما مداخله شاید فضا را متلاطم و افقی پیش روی ما باز کند، و شاید نکند، و عموماً نمی‌کنند و فقط به تحکیم فضا خدمت می‌کنند. وقتی این فضا ناخودآگاه می‌ماند ما بیشتر مستعدیم که همنوایی کنیم، به‌جای اینکه ضربه‌ای به وضعیت وارد کنیم. امروز فضای ناخودآگاه ما شاید دیگر زیر سیطرهٔ الگوریتم‌ها باشد. دراین‌صورت الگوریتم‌ها به ما حکم می‌کنند که خود را افراطی نشان بدهیم، افراطی بنویسیم تا دیده شویم. و ما رفته‌رفته عملاً افراطی می‌شویم. برای الگوریتم مهم نیست چه کوفتی باشی، هر چه هستی گندش را دربیار. @Ejtemaaiyaat

  • без подписи

  • فقط در ایران سالانه صد هزار عنوان کتاب منتشر می‌شود. چنین می‌گویند. بیست هزار ناشر ثبت شده و پنج هزار ناشر فعال هست. در این آشفته بازار ما هم داریم یک انتشاراتی راه می‌اندازیم. نشر «دگرش»: بیست و خرده‌ای هزارمین ناشر در ایران. کاش می‌توانستیم درکنار یا حتی به جای تولید کتاب‌ها و محتواهای بیشتر، فضاهایی برای سکوت ایجاد کنیم. چون سکوت و فضای اشغال‌نشده یکی از شرطهای آفرینش چیزی نو است. @Ejtemaaiyaat ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیۀ جان کیج را شنیده‌اید؟

  • ۱۸۰ اقتصادخوانده (دار و دستۀ عباس آخوندی و مسعود نیلی و غیره) در نامه‌ای از رئیس جمهور خواسته‌اند ضمن اصلاح قیمت حامل‌های انرژی عدالت اجتماعی فراموش نشود! آنها می‌گویند اصلاح قیمت حامل‌های انرژی یعنی گران کردن قیمت بنزین ضرورت است. به این ترتیب آنها برای سیاستی که قرار است زندگی را برای اکثر مردم سخت‌تر کند «توجیه علمی» فراهم می‌کنند، و درعین‌حال موضعی اخلاقی می‌گیرند یا به قول خودمان ادای آدم خوبا رو در میارن و به رئیس جمهور توصیه می‌کنند که شهامت به خرج دهد و بودجه نهادهای ناکارآمد را که فایده‌ای برای خیر عمومی ندارند حذف کند. اما این افراد خودشان شهامت کافی ندارند که اسم یکی از این نهادها را در نامه بنویسند. پزشکیان کجا شجاعت داشته که الان از او انتظار شجاعت داشته باشیم؟ و مگر گران کردن بنزین در سال ۹۶ با سیاست‌های بازتوزیعی همراه شد که امروز چنین انتظاری داشته باشیم؟ همه می‌دانند که این بار هم فرقی نخواهد کرد. اما کار این جماعت چیدن ویترین برای خشن‌ترین سیاست‌های ضد مردمی است. اگر کسی صداقت داشته باشد به رئیس جمهور می‌گوید حق نداری به قیمت بنزین دست بزنی مگر اینکه پیشاپیش اصلاح بودجه را شروع کرده باشی، و مگر آنکه پیشاپیش روشن کرده باشی که ۴ میلیارد دلاری که نقشه کشیده‌اید از جیب مردم بیرون بکشید را کجا می‌خواهید خرج کنید. خبر @Ejtemaaiyaat