tgindex
English podium

English podium

Статистика
@Englishpodiumперсидский

جایی برای یادگیری انگلیسی، شنیدن و دیدن چیزهای تازه، موسیقی، و گاهی فقط مکث کردن. اینجا آموزش هست، اما نگاه به جهان هم هست. A place to learn English, discover small things from the world, enjoy music, and sometimes simply pause. 🎙 Admin: @giroud78

Последний пост
8 янв.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
97
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
335
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
92
40 постов
Вовлечённость
27,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 97
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔴پروکسی فعال https://t.me/proxy?server=81.91.179.243&port=443&secret=eee73703db27c85315a346367e1f91f7747661727a657368332e636f6d @Englishpodium

  • 🔴پروکسی فعال https://t.me/proxy?server=91.107.159.5&port=144&secret=eecBAgABAAfwAwOG4kw63QRueWVrdGFuZXQuY29tZmFyYWthdi5jb212YW4ubmFqdmEuY29tAA @Englishpodium

  • 🔻پر‌وکسی فعال برای ایفون و برخی سیستم عامل های اندروید https://t.me/proxy?server=55df36f4daf72218379577db02d9d7a7.dl-rockstargame.ir&port=8443&secret=dd1b2d2e8f7928627913d2ef01a97d122b @Englishpodium

  • Learner English ✅ vs Native English ⭐️ خیلی خستم I’m very tired ✅ I’m beat ⭐ باید تصمیمت رو بگیری You have to decide ✅ You have to make up your mind ⭐ آسونه It’s easy ✅ It’s a piece of cake ⭐️ #English 📘 @Englishpodium

  • «Word of the Day» Countdown شمارشِ معکوس؛ کم‌کم شمردنِ زمان تا رسیدن به یک اتفاق مهم. - برای انتظار، هیجان یا نزدیک شدن به شروع چیزی استفاده می‌شه. Examples The countdown has begun. شمارش معکوس شروع شده. We’re in the final countdown to the event. وارد آخرین مرحله‌ی شمارش معکوس تا رویداد شدیم. 🔎 نکته: countdown → اسم count down → فعل #English 📘 @Englishpodium

  • «Word of the Day» Freedom آزادی؛ توانایی انتخاب، فکر کردن و زندگی کردن بدون اجبار. - این کلمه برای آزادیِ فردی، اجتماعی، فکری یا احساسی استفاده می‌شه. Examples Freedom is a basic human right. آزادی یک حقِ اساسیِ انسانه. He finally felt freedom after years of pressure. بعد از سال‌ها فشار، بالاخره حسِ آزادی کرد. #English 📘 @Englishpodium

  • «Word of the Day» Wish آرزو، میل قلبی (برای چیزی که واقعی نیست، یا هنوز اتفاق نیفتاده) کاربرد: برای آرزوها برای حسرت‌ها برای چیزهایی که کنترل مستقیمی روشون نداریم Examples I wish you happiness. برات آرزوی خوشبختی می‌کنم. I wish I had more time. کاش وقتِ بیشتری داشتم. ⚠️ Common mistake ❌ I wish I will see you ✅ I wish I could see you (بعد از wish معمولاً زمان جمله به عقب برمی‌گرده.) 🔎 نکته: wish → آرزو (غیرقطعی، احساسی) hope → امید (واقعی‌تر و محتمل‌تر) #English 📘 @Englishpodium

  • «Word of the Day» Overdress بیش از حد رسمی یا شیک لباس پوشیدن؛ طوری که با موقعیت، فضا یا بقیه‌ی آدم‌ها هم‌خوانی نداره. - این کلمه معمولاً وقتی استفاده می‌شه که: لباس خیلی رسمی‌تر از حد لازم باشه یا نسبت به بقیه زیادی تو چشم بزنه Examples: I think I overdressed for the party. فکر کنم برای مهمونی بیش از حد رسمی لباس پوشیدم. You don’t need a suit — don’t overdress. کت‌وشلوار لازم نیست، زیادی رسمی نپوش. 🔎 یه متضاد هم ازش یاد بگیریم: overdress → بیش از حد شیک underdress → بیش از حد ساده #English 📘 @Englishpodium

  • به تمام پدران و مردانِ شریفِ این کانال امروز رو با احترام و قدردانی تبریک می‌گم. به مردانی که زیر بارِ مسئولیت خم نشدن، در سکوت کار کردن، و با غیرت و تلاششون امنیت و آرامش رو برای خانواده‌هاشون ساختن. شماهایی که شاید کمتر دیده شدید، کمتر بهتون گفته شد خسته نباشید، اما ستونِ زندگی بودید در روزهایی که ایستادن خودش شجاعت می‌خواست. امیدوارم قدرت‌تون حفظ بشه، دل‌تون آروم بمونه، و نتیجه‌ی زحمت‌هاتون به آرامش و لبخند برگرده. براتون سلامتی، عزت، و روزهایی روشن‌تر از امروز آرزو می‌کنم. روز پدر مبارک مردانِ باارزش و پدرانِ بسیار قابل احترام. 🌹❤️ @Englishpodium

  • عبارتِ here’s to معنی: به امیدِ … / برایِ … (در فضای قدردانی، جشن یا آرزو) ساختار: here’s to + noun / verb-ing Examples: Here’s to new beginnings. به امید شروع‌های تازه. Here’s to two years of learning together. برای دو سال یادگیری در کنار هم. Here’s to more stories and discoveries. به امید داستان‌ها و کشف‌های بیشتر. ⚠️ Common mistake: ❌ Here’s for your success ✅ Here’s to your success 📌 نکته‌ی فرهنگی: این عبارت ابتدا تنها هنگام بالا بردنِ لیوان‌ها استفاده میشد اما امروزه یک ساختار زبانیِ رایجه و الزاماً ربطی به نوشیدنی یا فرهنگ خاصی نداره. بنابراین اگر می‌خوای محترمانه، بومی و صمیمی آرزو کنی here’s to پیشنهاد میشه #English 📘 @Englishpodium

  • Let's guess the countries #World 🌍 @Englishpodium

  • «Word of the Day» Overwhelmed بیش از حد درگیر، زیر فشار، کلافه و از پا افتاده، زیر بار مسئولیت‌ها موندن - احساس این‌که همه‌چیز بیش از حد شده و آدم دیگه توان یا تمرکز کافی نداره. 📌 نکته‌ی مهم: کلمه Overwhelmed بیشتر درباره‌ی احساسه، نه فقط شلوغی. ممکنه کار زیاد نباشه، ولی ذهن دیگه جا نداشته باشه. Examples: I feel overwhelmed with work. از حجم کار کلافه‌ام. She was overwhelmed by emotions. احساسات کاملاً بهش هجوم آوردن. این کلمه هم رسمیه، هم کاملاً روزمره و طبیعی #English 📘 @Englishpodium

  • «Word of the Day» hybrid ترکیبی، دوگانه، آمیخته از دو چیز متفاوت - کلمه hybrid به چیزی گفته می‌شه که از دو نوع یا دو سیستم مختلف ساخته شده. Examples: A hybrid car uses gas and electricity. ماشین هیبریدی از بنزین و برق استفاده می‌کنه. Many jobs are now hybrid. خیلی از شغل‌ها الان ترکیبی (حضوری + دورکاری) هستن. It’s a hybrid of tradition and modern life. ترکیبی از سنت و زندگی مدرن. اگر چیزی «نه کاملاً اینه، نه کاملاً اون» پس hybrid محسوب میشه #English 📘 @Englishpodium

  • 🎉 Two years of learning. Thank you for being with us every step of the way. Here’s to more words, stories, and discoveries together! @Englishpodium

  • سال جدید میلادی رو به همه همراهان کانال تبریک میگم @Englishpodium

  • «Word of the Day» 🍊 easy peeler میوه یا چیزی که پوستش خیلی راحت کنده می‌شه - کلمه easy peeler معمولاً برای بعضی مرکبات استفاده می‌شه مثل نارنگی یا بعضی پرتقال‌ها که بدون دردسر پوست می‌شن. Example: Tangerines are easy peelers. نارنگی‌ها پوست‌کنی راحتی دارن. #English 📘 @Englishpodium

  • Sometimes, the singer doesn’t need to be on stage. The song already lives in the people. #Pause ⏸ @Englishpodium

  • «Word of the Day» blur تار یا محو شدن (در تصویر، دید یا خاطره) - کلمه blur یعنی وقتی جزئیات واضح نیستند — چه در عکس، چه در چشم، چه در ذهن - همینطور کلماتِ blurred و blurry صفت‌های ساخته شده از این کلمه هستند. Examples: The photo is blurred. تصویر تاره. My vision went blurry. دیدم تار شد. The past became a blur. گذشته به‌صورت محو در ذهنم ماند. ⚠️ نکته: ❌ The picture is blur ✅ The picture is blurred / blurry #English 📘 @Englishpodium

  • Learner English ✅ vs Native English ⭐️ سر تا پا گوشم I’m listening very carefully ✅ (درست ولی توضیحی) I’m all ears ⭐ سحرخیزم I get up early in the morning ✅ I’m an early bird ⭐ دارم می‌ترکم I’ve eaten a lot and I can’t eat anymore ✅ I’m stuffed ⭐ برای هر عبارت هر دو جمله درسته، اما جمله‌ی دوم native-like ـه، همون چیزی که یه انگلیسی‌زبان واقعاً می‌گه. #English 📘 @Englishpodium

  • “I didn’t need it. Until I wanted it.” #Pause ⏸ @Englishpodium