- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هرسال میگم، امسالم میگم؛ این واقعاً ناراحتم میکنه که ما حداقل به همون اندازهای که برای امام حسن یا امام رضا و یا بقیهی ائمه و حضرات عزاداری میکنیم، برای پیامبر نازنین و مظلوممون عزای درخور برپا نمیکنیم.
ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم!
من یک وقتی گفتم؛ از من سؤال کردند که شما در مقابل آنچه که غربیها دربارهٔ مسئلهٔ زن در کشور میگویند، چه دفاعی دارید؟ من گفتم: ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئلهٔ زن، از غرب طلبکاریم، ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پایین میآورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهد؛ آنها باید جواب بدهند. ۱۳۹۰/۳/۱ - خانواده؛ به سبک ساخت یک جلسهٔ یکپارچه در محضر مقام معظم رهبری، صفحهٔ ۵۰
اکنون، این ماییم و امانت او. دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسهاش بگذاریم، که اگر بعد از رحلت رسولالله، ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بیقمر غیبت» انجامید، این بار امام فرصت یافت تا وثیقهی حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانهای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزبالله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند. - امام (ره) و حیات باطنی انسان، سید مرتضی آوینی، صفحهٔ ۴۷
دل در مقام شهود، احاطهی روحی او را بر این عالم درمییابد که اکنون وسعت و ثبات بیشتری یافته، اما عقل ظاهربین به جای خالی او مینگرد در حسینیهی جماران، به آن اریکهی حکومت عشق بر قلوب مصفا. و مگر این اریکه اکنون خالی مانده است؟ دل به حکم عشق گردن مینهد؛ خدا کند که عقل به حکم چشم تسلیم نشود. - امام (ره) و حیات باطنی انسان، سید مرتضی آوینی، صفحهٔ ۲۵
برادر حسین صادقی – مجلس روضهٔ کاروان میقات، ۱۰ مرداد، کربلا
وَ رَزَقَنِيَ اللَّهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ مَا أَبْقَانِي رَبِّي بِنِيَّهٍ صَادِقَهٍ.
⚜ مجلس روضهٔ کاروان میقات | برادران ⚫️ آخرین شب اسکان در کربلای معلی 00:00 | روضهخوانی 10:28 | صلی الله علی ساکن کربوبلا 17:04 | هنوز با خودم تو تنهاییهام 21:34 | صمنا به ناز چشمت 24:42 | ای غم شیرینت با آدم و حوا 29:40 | مناجات و دم پایانی 40:26 | دعا @ysc_heyat
چگونه پیری ما را پسند خواهی کرد؟ که پیش از این نخریدی جوانی ما را
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نیمهٔ دوم رمضان المبارك ۱٤٤۷ برای من در این هفت دقیقه خلاصه میشود. روز هشتم اسفند که سر سفرهٔ افطار، هشتمین قسمت درس خارج آقا را از شبکهٔ سه میدیدیم، نمیدانستم که قرار است یک هفته رنگ خانه را نبینم و وقتی برمیگردم دیگر درس خارج آقا را از تلویزیون پخش نکنند و مناجات میثم مطیعی را جایگزینش کنند. نیمهٔ دوم ماه رمضان با این صدا و این تصویر در ذهن من حک شده. هربار که پخش میشد، یادم میآمد که این هفت دقیقه، بهجای کدام آیتم از شبکهٔ سه پخش میشود و جگرم میسوخت. حالا هنوز هم دعای چهاردهم صحیفه را با میثم مطیعی میخوانم که هیچ کسی و هیچ چیزی نتواند حافظهٔ آن روزهایم را دستکاری کند. «يَا مَنْ لاَ يَخْفَى عَلَيْهِ أَنْبَاءُ الْمُتَظَلِّمِينَ.»
- دوست دارم بیشتر ازت بنویسم؛ ولی بلد نیستم؛ همین گریهها رو ازم قبول کن.
از چند روز پیش که فیلم روایت خانوادهٔ شهید شوندآذری رو دیدم، این بخش صحبتهای مادر شهید دائم توی سرم تکرار میشه. هیچوقت از این زاویهٔ دید نگاه نکرده بودم. حیفم اومد شما هم این بخشش رو نبینید. احساس کردم وظیفهمه که انتشارش بدم. این نگاه، این دقت و جزئیبینی در همهجای زندگی فوقالعادهست. حقیقتاً شهید تربیت کردن از شهید شدن هیچ کم نداره. رب من! رزق هردوش رو به ما بده.
از بس که دارد آبرو پیش خدا دستش محشر شفاعت میکند از انبیا دستش عالم زده دستان خود بر دامن آنکه شد جایگاه بوسهٔ دست خدا دستش اصلاً چرا باید به دست دیگری رو زد وقتی که دستم را گرفته بارها دستش با دست خالی زائر از صحنش نخواهد رفت حتی مسیحی را کند حاجتروا دستش از گونهٔ خیس محبان سر کویش در بزم روضه جمع کرده اشک را دستش شد کاشفالکربِ حسینِ فاطمه چشمش شد حامل پرچم به دشت کربلا دستش دست از برادر بر نخواهد داشت یک لحظه حتی ابوفاضل اگر باشد جدا دستش ای کاش میشد آب را تا خیمه میبردیم این بود تنها آرزوی هر دو تا دستش من از مقام دستهایش خوب فهمیدم از پشت سر شمشیر خورده بیهوا دستش بسته نمیشد دستهای خواهرش زینب از تن نمیافتاد اگر آقای ما دستش پیچید در ارض و سما «وَيْلِي عَلَى شِبْلِي» در لابهلای نخلها افتاد تا دستش آن قبر کوچک میدهد بوی تبر خوردن نذر حسین ابن علی شد چشم، پا، دستش...
✨ اثر عاشورایی «شرم مشک» تماشای روایتی نو از ایثار حضرت ابوالفضل(ع) را در قالب موشنکمیک تجربه کنید. مشاهده نسخه کامل (۷ دقیقه) : 📎 لینک آپارات 📎 لینک یوتیوب با بازنشر این تیزر، دستبهدست هم مرثیهشان را روایت کنیم؛ به امید آنکه #در_پناه_محبتشان_بمانیم…
آن که رفت از برم جوانم بود این که برگشتهاست بخت من است...
فَقَطَعُوهُ بسُیوف اِرباً اِرباً.
اینکه بر دوش من عمری بود تابوت تو بود... در عبا میچینم اما زود درهم میشوی
روضهخون یه چیزی خوند، وزن نداشت. مثلِ ... میریزد جسمت از عبا گم کردم من دستوپا