~𝓔𝓽𝓱𝓮𝓻𝓮𝓪𝓵 𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭
Статистика~𝓔𝓽𝓱𝓮𝓻𝓮𝓪𝓵 𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 𝓛𝓸𝓿𝓮? 𝓘𝓽'𝓼 𝓶𝓮𝓪𝓷 𝓵𝓲𝓯𝓮 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓼 𝓷𝓸𝓽 𝓪𝓫𝓸𝓾𝓽 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓸𝓷𝓮 𝓪𝓵𝔀𝓪𝔂𝓼 𝓘𝓽'𝓼 𝓪𝓫𝓸𝓾𝓽 𝓮𝓿𝓮𝓻𝔂𝓽𝓱𝓲𝓷𝓰 𝓲𝓷 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓵𝓲𝓯𝓮
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 8
- 1/48двое суток
- 9
- 1/72трое суток
- 9
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
جوان ایرانی سلامت باشی که نه سلامت روان داری نه تنت سلامته🗣️
~𝓔𝓽𝓱𝓮𝓻𝓮𝓪𝓵 𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 pinned «Iran forever»
Iran forever
وگرنه روانی میشم
من آدمی ام وقتی یکی جلوم مشکل داره و میفهمم باید کمکش کنم
واووووووووو
без подписи
без подписи
خدایی یکم آدم باشید آخه آدم آنقدر عوضی که هر گوهی میخواد بخوره؟ بخدا یچیزی تو کله لعنتی هست به اسم مغز یکم به کار بگیرید لطفا
In the magic of moonlight when I sigh, hold me close, dear
اگر احساس ضعف کردی یا خواستی تسلیم بشی، به یاد بیار که چرا این مسیر را آغاز کردی. Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba
این پیام رو فور کنید دیلی/ چنل هاتون. براساس وایب و محتوای چنلتون، عکس یک بازیگر/ نقاش/ نویسنده/ یوتیوبر/ خواننده هم وایب خودتون + یک آهنگ + یک سناریو کوتاه تقدیمتون کنم. حتما تو چنل جویین باشید. جواب ها ممکنه چند روز طول بکشه. لیمیت: تا وقتی خط بخوره.
کلا من باید با درمانگری ارتباط داشته باشم گویا😂
без подписи
ـ જ❈ تقدیم به تو 𝑬𝒗𝒆𝒍𝒚𝒏 🪶💧
ـ જ❈ تقدیم به تو 𝑬𝒗𝒆𝒍𝒚𝒏 🪶💧
Friends to Lovers 🫀 از بچگی بهترین دوست هم بودین، از اون مدل دوستیهایی که خانوادههاتون هم دیگه شما رو جدا از هم نمیشناسن. اون از اولین قرارها و شکستهای عشقیت خبر داشت و تو هم تقریبا تمام رازهاشو میدونستی. هیچوقت هم به ذهنتون نرسیده بود که ممکنه چیزی بیشتر از دوستی بینتون باشه. تا وقتی که یه شب، بعد از مهمونی حالش خیلی بد بود و طبق معمول اولین نفری که بهش زنگ زد تو بودی. وقتی رسیدی، روی پلههای جلوی خونه نشسته بود و به خیابون خیره شده بود. کنارش نشستی و گفتی: _باز چی شده؟ چند ثانیه ساکت موند و بعد گفت: _فکر کنم عاشق شدم. با خنده گفتی: _بالاخره یکی پیدا شد که تحملت کنه؟ اما اون نخندید. فقط نگاهت کرد و گفت: _آره... مشکل اینه که اون فکر میکنه من فقط دوستشم. لبخندت کمکم محو شد. برای چند ثانیه هیچکدومتون حرف نزدین. بعد آروم پرسیدی: _کیه؟ لبخند زد و گفت: _تو واقعا هنوز نفهمیدی؟ و اون شب برای اولین بار به تمام خاطراتی فکر کردی که همیشه اسمشون رو «رفاقت» گذاشته بودی. دستهایی که زیادی طولانی گرفته شده بودن، نگاههایی که هیچوقت معمولی نبودن و حس عجیبی که هر بار تصور میکردی ممکنه شخص دیگری وارد زندگیاش بشه، ته دلت مینشست. شاید عشق شما از همان روز اول شروع شده بود... فقط هر دوتون اونقدر به داشتن هم عادت کرده بودین که اسمش رو اشتباه گذاشته بودین. https://t.me/Evie1998paris💛
چرا برق میاد آنتن میره؟
без подписи