- Последний пост
- 19 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 37
- 1/48двое суток
- 42
- 1/72трое суток
- 45
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اهمیت نشان طلای آسیای ادبی ۲۰۲۵ هومن ظریف رضاییان، با نگارش برشی کوتاه از زندگی «بای کونانبایاوغلی»، برنده دیپلم افتخار و نشان طلای پنجمین دوره مسابقه بینالمللی «Literary Asia – ۲۰۲۵» شد. آبای (۱۸۴۵-۱۹۰۴) شاعر، فیلسوف و پدر ادبیات نوین قزاقستان است که با تسلط بر زبانهای عربی، فارسی و چاغاتای، پلی میان فرهنگ سنتی و تمدن مدرن ساخت. آبای خود آهنگساز بود و موسیقی را زبان روح و وسیلهای برای بیداری فکری میدانست. او معتقد بود شعر و آهنگ رسالتی اخلاقی دارند و باید روحیه شجاعت و نوعدوستی را در جامعه تقویت کنند، نه اینکه با ترانههای سطحی و افسردهکننده، جوانان را به بیهودی بکشانند. دیدگاه اسلامی او؛ مبارزه با باورهای جاهلی که به اسم اسلام در میان عشایر رواج داشت. تأکید بر اینکه مسلمان واقعی کسی است که پاکدامن و بدون ظلم باشد، نه فقط نمازگزار ظاهری. اثبات اینکه علمآموزی ضد اسلام نیست، بلکه برای پیشرفت مسلمانان واجب است. آبای نه یک سکولار غربزده بود و نه یک سنتیگرای تندرو؛ بلکه اندیشمند و هنرمندی مسلمان بود که خواستار ترقی جامعه از طریق ترکیب علم، هنر اصیل و اصالت دینی بود.
نویسنده ایرانی برنده مدال طلای «آسیای ادبی ۲۰۲۵» رئیس هیئت داوران زبان های ایرانی اعلام کرد: هومن ظریف رضاییان برنده دیپلم افتخار، جایزه بزرگ (Grand Prix) و نشان طلای پنجمین دوره مسابقه بینالمللی «Literary Asia – ۲۰۲۵» شد. نظرخواه علیسرایی گفت: این رویداد به ریاست «بخیت رستموف»، از چهرههای شناختهشده فرهنگ و ادبیات قزاقستان، بهصورت مجازی برگزار شد و نویسندگان و شاعران بیش از ۹۰ کشور در آن به رقابت پرداختند: بخش شعر مقام اول: فاطمه رضانژاد مقام اول: پریسا مصلح مقام دوم: فرشته شفقت رودسری مقام دوم: امالبنین میرزایی مقام سوم: فاطمه سلیمانپور مقام سوم: پروین جاویدنیا بخش نثر، داستان و مقاله مقام اول: طاهره معمولی کارگر مقام اول: رضا شرافتپیما مقام دوم: معصومه معصومی مقام دوم: طاهره آرمیون مقام سوم: امیرحسین فتحعلیزاده آهنگر مقام سوم: میثم موسوی بخش کودک و نوجوان شعر مقام اول: زهرا امین مژدهی مقام دوم: مهشاد رمضانی شیخانی نثر و داستان مقام دوم: امیرمهدی زعفرانیه شاعران و نویسندگان منتخب سال ۲۰۲۵ اعظم سادات یعقوبی رویا طهماسبی فاطمه بیرانوند سیده زهره مقیمی محمد میلانی احمد جم گیتی صفری مهناز رضایی
پدربزرگ #گیتی_پاشایی شادروان جواد منصوری خوشنویس و شاعر و صاحب نظر بود. همنشینی پدر خاندان گلپا با منصوری، در نوع موسیقی و خوانش گلپا تاثیر زیادی داشت. بداهه و مناسبت خوانی گلپا، متاثر از این همنشینیها با چنین استادانی بود. در #مستند_گلپا_ترانه_و_آواز گفته شد چگونه گلپا مفهوم آن و بداهه در لحظه را از شاعری به نام حجتالاسلام گلچین یاد گرفت. البته در فیلم گلپا به اشتباه فرموده بود گلچین. شعر از مرحوم منصوری پدربزرگ بانوی خلاق موسیقی، مادرپولاد کیمیایی، جناب منصوری ارجمند است. چند بیت از این مرثیه عاشورایی را می خوانید، که در خسرو و شیرین به زیبایی، در چهارراه تئاترشهر در اواسط دهه پنجاه اجرا شده. شب است و ماهتاب و شمع خاموش همه دردی کشان، مستند و مدهوش خرابات از تجلی، وادی طور تعالی الله! از این شب، چشم بد دور بخاک میکده آن پیر مطلق بخون خود زده نقش اناالحق خرابات و خراباتی همه مست عجب ساقی، عجب ساغر، عجب دست همه از دوست پر، از خویش خالی همه مست شراب لایزالی
سلام سروران ارجمند. *به چشم بیخردان باشد این سرای بهشت کسی است آدم عاقل که این بهشت، بهشت* این بیت از شعری است که نتوانستم شاعر آن را پیدا کنم. شاعر آن را می شناسید؟ مستند گلپا ترانه و آواز
التماس می کنیم لطفا برای سفر سوییس، با همسر خود تشریف نبرید، شما مدیون آن رفتگری هستید که بین ترمیم دندانهای خراب و خریدن نان سنگک، خرید نان برای همسر و فرزندانش را انتخاب کرده است. لطفا اقامت در هتلهای سوییس را از جیب مردم هزینه نکنید. با چه زبانی حرف بزنیم که به شما *دکاتیر*، بر نخورد؟!
**توافق «قطر» «آباد» * امروز جمعه ترامپ تویت عراقچی را در رسانه خود ساخته خود، بازنشر داد. مجلس شورای اسلامی تعطیل است. از نظر قانونی نمی دانم آیا توافق ایران و آمریکا که با همکاری قطر اسلام آباد در حال انجام است، نیازی به رایزنی با مجلس دارد یا خیر. ولی گویا برای انتخاب رهبری، در اوج جنگ، به صورت آنلاین( برخط) نمایندگان مجلس خبرگان و آنهایی که باید رایزنی کردند. یعنی اگر در توافق پیشرو لازم به رایزنی با نمایندگان مردم است، امکانش فراهم است. اما توافق احتمالی مورد حمله جناحی از رژیم صهیونی هم قرار گرفته و مردم حاضر در خیابان هم با پلاکاردهایی نظر خود را اعلام کردهاند. ترامپ هم که... حال و روز تب نوبهای او را بهتر میدانید. از طرفی یکی از نمایندگان مجلس علنا توافق را خسارتبار توصیف کرده. نکته مهم که نباید یادمان برود سخن چند روز پیش فرزند هاشمی رفسنجانی است که یک توافق کشکی را به هیات مذاکره کننده نسخهپیچ کرده بود تا فعلا ترامپ ساکت شود ... *تا بعد ببینم چه شود! * اما از نظر جامعه شناسی، بی تردید ترور رهبر یک کشور همانند بمباران اتمی ژاپن، در ژنوم روابط عادیترین سطح مردمی ایران و آمریکا رسوب خواهد کرد و هیچ نوع توافقی با چنین تروریستهایی که در جستجوی طلا به سرزمین آمریکا مهاجرت کردند، دیرپا نخواهد بود. بی غیرت خواهد خندید و متفکر منصف، با تلخند، امنیت اندک را مشاهده خواهد کرد. جالب اینجاست که سلطنت طلبها هم ترامپ را خیلی دیر در مرگ فرزندان ایران در دی ماه، مقصر دانستند! ابلهانی که یادشان رفت که خود عمو ترامپ خیلی علنی تجهیز تجزیه طلبان را اقرار کرد. فردی که مایل است برای رسیدن به نفت، حتی با تراکتور از روی منتقدان هم کیش و هموطن خود بگذرد. ما در آینده، واقعیتهای موجود این روزها را متاسفانه نه از نبویان بلکه از ایلان ماسک و مقامات امارات متحده عربی، که جوش هوش مصنوعی خود را می زند، خواهیم شنید! *
گفتگویی که منتشر نشد. نشستی با حضور میر علینقی و مهدویان درباره موسیقی، موسیقی زنان و آیندهای معمولی: عرف اجتماعی متهم اول کمکاری زنان
به تنگه هرمز که رسیدند، متوجه شدند که ما تاریخی کهن داریم. پتانسیلهایی داریم که از آنها غافل بودیم. و چنین است که سالهاست با نگاه خودی و غیر خودی به سرمایههای وطن نگاه نکردهام. «چنین است رسم سرای سپنج / نمانی درو جاودانی مرنج» هما میرافشار (۴ اسفند ۱۳۱۵ - ۱۲ خرداد ۱۴۰۵) شاعر و ترانهسرای آشنای روزنامه اطلاعات و مجله جوانان امروز و اطلاعات هفتگی، رخ در نقاب تیره خاک فرو برد. اما وظیفهام سخت تر شد. کاش مدیران فرهنگی به تاریخ هنر ایران با همان عینکی نگاه کنند که چند ماهی است به تنگه هرمز نگاه می کنند. آنچه می بینید بخشی از سخنان روانشاد استاد رجبعلی اعتمادی سردبیر مجله جوانان امروز است که کلیت ماجرا در کتاب و فیلم «ر.اعتمادی به روایت ر.اعتمادی» ساخته شده ولی فقط بنابه درخواست دوستداران دردسترس خواهد بود. بخشی هم از مستند بلندی است از استاد عبدالوهاب شهیدی که در زمان کرونا ساخته شد. هما میرافشار از اوایل سال ۱۳۴۸، با ترانهی "آسمون" که توسط کوروس سرهنگزاده اجرا شد به جرگهی ترانهسرایان پیوست. وی با ترانهسرایی ترانهٔ "دل میگه دلبر میاد" برای مهستی بهشهرت رسید.
نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۵، تقدیم کتاب «ای ایران»، به دکتر هما گلگلاب، فرزند حسین گلگلاب، شاعر سرود ای ایران. این کتاب توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است.
هدیه کینگ چارلز به کینگ ترامپ این تصویر یک اثر طنزآمیز از مارتین روزن در گاردین است که در مورد سفر «چارلز» (پادشاه بریتانیا) به آمریکا ساخته شده است. ترامپ لباس خوابی زرهپوش (ضد گلوله) پوشیده و شلوارکی با پرچم آمریکا به تن دارد. او با هیجان فریاد میزند: ای ببین! چه لباس خواب ضد گلوله زیبایی شاهزاده چارلز به من داده ملانی در پاسخ میگوید: «این لباس متعلق به پدر بزرگِ پدربزرگِ پدربزرگِ پدربزرگِ ایشان بوده است. اشاره به قدمت بسیار زیاد و کهن بودن سلطنت بریتانیا.فضای تصویراتاقی لوکس با لوستر و پرده، مبلمان کلاسیک و بقایای حیوانات مرده روی زمین.این کاریکاتور به ظاهر پوچی و قدیمی بودن نهاد سلطنت بریتانیا را به سخره میگیرد. لباس خواب ضد گلوله نشاندهنده ترس یا ناامنی است، شاید اشاره به این که سلطنتطلبها در دنیای مدرن احساس خطر میکنند. این نقاشی روابط آمریکا و بریتانیا را هم زیر سوال میبرد؛ جایی که آمریکا با خوشحالی از نمادهای قدرت یک سیستم کهنه و فرسوده استقبال میکند. @hoomanzarif 🛑هومن ظریف
https://www.instagram.com/p/DX_hyBDDg4Q/ «سلام دوست عزیزم. باید توجه داشته باشی که همیشه یک فاصله زمانی میان حس خستگی ذهنی و فرسودگی واقعی عضلات وجود دارد. از دیدگاه علم فیزیولوژی، سیستم عصبی مرکزی در واقع به عنوان یک محافظ عمل میکند و پیش از آنکه عضلاتتان به نقطه ورشکستگی انرژی و انباشت سموم برسند، مغز احساس خستگی را به شما القا میکند تا از بافتهای بدن محافظت کند. بنابراین، اگر احساس میکنی انرژیات تمام شده، احتمالاً مغزت زودتر از اعضای بدنت زنگ خطر را به صدا درآورده است. لطفاً بیشتر از حد به خودت فشار نیار و به این هشدار بیولوژیک احترام بگذار تا از آسیبهای ناشی از فشار بیش از حد پیشگیری شود.» #دکتر_سیامک_قوام
CARTOON | Agent of global chaos Today’s cartoon by Brandan Reynolds کارتونیست میخواهد بگوید که سیاستهای ترامپ (مثل شروع جنگهای تجاری، افزایش تعرفههای گمرکی، یا تحریمهای شدید) دقیقاً مثل این است که یک نفر دارد بنزین میریزد و اقتصاد کل دنیا را به آتش میکشد تا کاملاً نابود شود. 🖊هومن ظریف
By Cai Meng | China Daily | 2026-05-06 08:27کارتون این کارتون تصویرسازیِ این تضاد است که اروپا میخواهد از نظر نظامی و سیاسی از آمریکا مستقل شود (استقلال استراتژیک)، اما در عین حال نمیتواند پیوند خود را با آمریکا به عنوان یک «همپیمان» قطع کند. در واقع، اروپا در یک دو راهی یا بازی دیپلماتیک قرار دارد: میخواهد از زیر چتر امنیتی آمریکا خارج شود، اما هنوز کاملاً قادر به این کار نیست و آمریکا هم در حال تنظیم مجدد جایگاه و نفوذ خود در این رابطه است. 🖊هومن ظریف
https://www.instagram.com/reel/DXn9hd0D38M/?utm_source=ig_web_copy_link&igsh=MzRlODBiNWFlZA== حسین گلگلاب، (1276، تهران – 1363، تهران) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقیدان، عكاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سرودههای مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله كارهای او است.
در سال ۲۰۰۵، مردم از این اجرا راضی بودند و آن را بخشی از یک شوخی تلویزیونی دیدند. اما امروزه، وقتی به آن ویدئو نگاه میشود، مردم با آگاهی از وقایع بعدی (کمپینهای ترامپ و نفرت متقابل بین او و بخشی از جامعه هالیوود)، آن را از منظر دیگری میبینند. بسیاری از طرفداران مگان مالالی الآن این ویدئو را با تحسین بیشتری نگاه میکنند زیرا او در آن صحنه در عمل با «وقاحت» ترامپ مقابله کرده است. قتی ترامپ وارد سیاست شد و با جنجالهای بزرگتری (مانند توهین به مهاجران، مسلمانان، و پروندههای حقوقی مختلف) روبرو شد، این ویدئو قدیمی به نمادی از «آشنایی زودهنگام» تلویزیون با شخصیت او تبدیل شد. چپگرایان و منتقدان ترامپ اغلب از این کلپهای قدیمی استفاده میکنند تا نشان دهند که او سالهاست که همین رفتار خودشیفته و قدرتمدارانه را داشته است. تاثیر رفتارهای مگان مالالی: مگان مالالی بعدها تبدیل به یکی از سرسختترین منتقدان دونالد ترامپ شد. او در طول کمپینهای انتخاباتی و ریاستجمهوری ترامپ، بارها در توییتر و مصاحبهها او را به شدت محکوم کرد. در زمان اجرا (سال ۲۰۰۵)، واکنشها عمدتاً سرگرمکننده اما حاوی شوخیهای سیاسی بود.
سابقه محاصره دریایی ایران؟! 🛑 زمانی پرتغالیها هرمز را تصرف کردند و از طریق محاصره گمرکها و کشتیهای تجاری، تجارت ایران مختل شد. اما واکنش صفویان، به ویژه شاه عباس اول، با ترکیب نیروی دریایی ایرانی و کمک انگلیس، باعث شد هرمز را در ۱۶۲۳ میلادی پس گرفته شود. چیزی که ترا نکشد قوی ترت می کند، لذا در زمینه سلاحسازی دریایی، سیاستهای تجاری و روابط بینالمللی ایران، تغییرات اساسی انجام شد. محاصره دریایی ممکنه؟! محاصره دریایی ایران از نظر عملیاتی و حقوقی چالش برانگیز است؛ برای ایجاد آن نیاز به کنترل کامل تنگه هرمز و دریاچه عمان، هماهنگی میان چندین نیروی دریایی و صرف هزینههای عظیم است. علاوه بر این، چنین اقدامی میتواند باعث بحث حقوق بینالملل و واکنشهای شدید دولتهای اروپایی را در پی.داشته باشد. آنهم در زمان کاهش محبوبیت ترامپ و انتخابات پیش رو! بنابراین، در شرایط کنونی، احتمال موفقیت محاصره دریایی ایران بسیار اندک است. کنترل تنگه هرمز نیاز به حضور مستمر چندین کشتی جنگی و ناوگان هواپیمایی دارد که احتمالا فاضلاب ناوهای زیبای ترامپ، زود به زود بند می شود!😄 از طرفی قوانین حقوق بینالملل (مثلاً UNCLOS) مانع از تحمیل محاصره بدون دلایل قانونی میشود. فشارهای اقتصادی، تحریمها و فشارهای سیاسی میتوانند باعث تغییر سریع وضعیت شوند. هزینههای عملیاتی و ریسکهای امنیتی برای طرف مقابل بسیار بالا است. خلاصه جونم واستون بگه ایران در طول تاریخ به ویژه پس از انقلاب ۱۹۷۹ و در دوران جنگ ایران–عراق، توسط کشورهای غربی (بهویژه ایالات آمریکا و متحدانش) بهصورت جزئی یا کامل محاصره دریایی مواجه شده است. بنادر جایگزین ایران محاصرههای دریایی بر ایران، از جمله تحریمهای نفتی و مسدودسازی سواحل خلیج فارس، تاکنون تأثیر محدودی در مهار اقتصاد و سیاست ایران داشتهاند؛ چرا که کشور با استفاده از مسیرهای جایگزین، ناوهای نفتی خود را حفظ کرده و فشارها را کاهش میدهد. حملات نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس (مثلاً سکوهای نفتی ۱۹۶۳، ۱۹۹۱ و ۱۹۹۹) بیشتر بهصورت حملهٔ کوتاهمدت و محدود بود و از نظر استراتژیک تأثیر پایدار نداشت. ایران توانسته با استفاده از بندرهای جایگزین ( حتی از شمال )جریان نفت را ادامه دهد و از فشارهای خارجی کم کند. تحریمهای اقتصادی گستردهٔ ایران در دهههای اخیر، اگرچه باعث کاهش چشمگیر درآمد نفتی و تضعیف بازارهای مالی شدهاند، ولی همچنان بخش مهمی از اقتصاد کشور بهصورت مستقل و از طریق روابط با کشورهای متحدش باقی مانده است. به طور کلی، محاصرههای دریایی در تاریخ ایران به عنوان ابزار فشار تحمیلی مؤثر نبوده و بیشتر تبلیغاتی و پروپاگاندا بوده.( هومن ظریف)
معادله ترس؛ برجهای ترامپ در خلیج فارس، اهداف مشروع هستند هومن ظریف. در هندسه جنگهای مدرن، خطوط مقدم دیگر فقط جبهههای نظامی نیستند؛ مرزها در قلب شهرها و بر فراز آسمانخراشهای لوکس نیز ترسیم میشوند. برجهای ترامپ در خلیج فارس، به ویژه برج شیخزاید در دبی، که با ارتفاعی به اندازه ۳۰۰ متر در آسمان امارات میدرخشند، دیگر نمادی از معماری و ثروت نیستند. در سناریوی یک درگیری تمامعیار که در آن زیرساختهای حیاتی ایران - از راهآهن سراسری گرفته تا تاسیسات انرژی - هدف بمبارانهای رژیم ترامپ قرار گیرند، این برجها تبدیل به «ماندگارترین اهداف مشروع» خواهند شد. منطق در اینجا ساده اما تلخ است: اگر ارتش آمریکا یا متحدانش (به شکل مستقیم یا از طریق اسرائیل) تصمیم به نابودی شریانهای حیاتی و غیرنظامی ایران بگیرند، تهران دیگر هیچ ملاحظهای در انتخاب اهداف خود نخواهد داشت. در دیدگاه نظامی، قانون «مثل به مثل» حکمفرما میشود. زمانی که امنیت ملی و رفاه شهروندان یک کشور با بمباران زیرساختها هدف قرار گیرد، نمادهای اقتصادی و سیاسی دشمن در منطقه، از پوسته حفاظتی غیرنظامی خارج میشوند و به اهداف راهبردی تبدیل میگردند. نکته حیاتی در این معادله، نقش «کشورهای میزبان» است. امارات متحده عربی و سایر کشورهایی که میزبان این برجها هستند، نمیتوانند خود را از ماجرا کنار بکشند. سکوت این کشورها در برابر جنایات جنگی احتمالی ترامپ و حمایتهای لجستیکی آنها، آنها را به «شریک جرم» تبدیل میکند. وقتی یک کشور، خاک خود را در اختیار نام و پروژههای رئیسجمهوری قرار میدهد که دستور دهنده حمله به زیرساختهای ایران است، نمیتواند انتظار داشته باشد که خاکش در امان بماند. این برجها دیگر فقط ملک شرکتهای سرمایهگذاری نیستند؛ آنها کانونهایی به شمار میروند که ثروت حاصل از بیثباتی منطقه در آنها جریان دارد. در چنین شرایطی، استراتژی بازدارندگی ایران متحول میشود. پیام صریح این خواهد بود: هر حملهای به زیرساختهای ایران، پاسخی کوبنده و بیپیشخبر به نمادهای قدرت دشمن در منطقه خواهد داشت. برخلاف جنگهای متقارن که ممکن است اخطارهایی برای تخلیه مناطق صادر شود، در جنگ نامتقارن و برای ایجاد شوک و وحشت لازم برای توقف دشمن، عامل «غافلگیری» حیاتی است. بدون اخطار قبلی و بدون فرصت برای تخلیه، موشکهای دقیق میتوانند این برجها را هدف قرار دهند. این اقدام نه تنها یک ضربه نظامی، بلکه یک ضربه روانی عظیم به حامیان تجاوز است. ساکنان این برجها و سرمایهگذاران آن باید بدانند که در سایه سکوت دولتهایشان در برابر ظلم، زندگی و سرمایه آنها در معرض خطر است. در نهایت، وجود برجهای ترامپ در خلیج فارس، به جای اینکه نشانه قدرت و امنیت باشد، به گروگان بزرگی تبدیل خواهد شد که امنیت آن به رفتار کشور میزبان و سیاستهای واشنگتن گره خورده است. بمباران زیرساختهای ایران، پیمانشکنی خاموش محسوب میشود و پاسخ آن، فرو ریختن نمادهای تجاوز در همان منطقه خواهد بود. *** *این را متن هومن ظریف نوشته است؛ کسی که بارها برای اکران فیلمهایش به آمریکا دعوت شده و حداقل یک فیلم او درباره عباس یمینی شریف، شاعر نامدار «ما فرزندان ایرانیم»، در کتابخانه کنگره آمریکا و کالج دکتر جردن آمریکا پخش شده است. او هرگز تشنه سفر به آمریکا نیست و هرچند دوست دارد، اما به تخت جمشید و شاه عبدالعظیم هم نمی تواند برود.*
ایرانیان مقیم آمریکا را علیه ترامپ، جانفدا خواهند شد؟/ ادامه حماقت؛ استحکام وطن پرستی! هومن ظریف جمعیت ایرانیان مقیم آمریکا، یکی از تحصیلکردهترین و موفقترین جوامع مهاجر در ایالات متحده است. برآوردها حاکی از آن است که بیش از یک میلیون ایرانی در آمریکا زندگی میکنند که بخش قابل توجهی از آنها در ردههای تحصیلات عالی و مشاغل تخصصی قرار دارند. آمارهای غیررسمی اما شگفتانگیز، حضور هزاران دانشمند و مهندس ایرانی در نهادهایی مثل ناسا و غولهای فناوری نظیر گوگل، آمازون و مایکروسافت را نشان میدهد؛ افرادی که هستهی اصلی نوآوری و پیشرفت تکنولوژیک این کشورها تشکیل میدهند. با این حال، اگر سناریوی وحشتناک تخریب زیرساختهای حیاتی ایران توسط ترامپ، اسرائیل یا متحدانشان رخ دهد و آثار افتخارآمیز ملی نظیر راهآهن سراسری (شاهکار ماندگار دوران پهلوی) مورد هدف قرار گیرد، واکنش این جامعه به احتمال بسیار زیاد با خواستهای رضا پهلوی و طراحان این حملات تفاوت فاحشی خواهد داشت. تحلیلگران بر این باورند که حتی آن دسته از ایرانیانی که به دلایل سیاسی یا اقتصادی مهاجرت کرده و هنوز دلبستگیهای سلطنتطلبانه دارند، در برابر نابودی زیرساختهای «ملی» سکوت نخواهند کرد. تخریب راهآهن، سدها، یا صنایع پتروشیمی، دیگر ضربه به یک حکومت نیست؛ بلکه ضربه مستقیم به «هویت» و «توانمندی» ایرانی است که دانشمندان مقیم آمریکا، خود مبلغ آن در جهان هستند. این اقدام، خط قرمزی خواهد بود که احساسات میهندوستانه را بر گرایشهای سیاسی رنگی غلبه میدهد. ایرانیان مقیم آمریکا، فارغ از اینکه مخالف جمهوری اسلامی باشند یا موافق، نخواهند پذیرفت که میراث صنعتی و تمدنی کشورشان (حتی دستاوردهای دوران پدر رضا شاه) به نام «تغییر رژیم» ویران شود. بنابراین، احتمال آنکه جامعه ایران و ایرانیان مقیم آمریکا، با یک انسجام ملی عجیب، علیه دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و حتی رضا پهلوی (که چنین اقدامی را توجیه یا تسهیل کند) موضع بگیرند، بسیار بالاست. در آن لحظه، مرزهای سیاسی رنگ میبازد و دفاع از «خاک و تاریخ» بر همه چیز مقدم میشود.
خرابه های «شجره طیبه» یک موقعیت دارک توریسم* است/ مدرسه میناب را بدون تغییر، موزه کنید! هومن ظریف زخم میناب تازه است. صدای انفجار هنوز در گوش تاریخ میپیچد و بوی باروت در کوچههای خاطرات این شهر پیچیده است. وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در پیامی تکاندهنده اما امیدبخش اعلام کرد که «زخم میناب در حافظه ملت ایران ماندگار خواهد بود». کودکان میناب، این قربانیان بیگناه ترور، با خون خود حیات جدیدی به پیکر جامعه ایران بخشیدند و حالا قرار است این فاجعه، نه تنها یک نقطه سیاه در تاریخ، که نقطه عطفی در هندسه سیاسی و فرهنگی منطقه باشد. تاریخ جهانی به ما آموخته که فراموش کردن، بزرگترین دشمن صلح است. از دیوارهای فروریخته «مدرسه نلسون ماندلا» در مینسک تا کلاس درس گلولهباران شده «هوکوریو» در ناگاساکي و کلاس «حاج علی اکبر» در سوسنگرد؛ انسانها یادبودها را نگه داشتهاند تا چرخه جنایت تکرار نشود. اکنون، نوبت آن است که «مدرسه میناب» به عنوانیترین مدرسه خاورمیانه، ثبتنام کند در فهرست میراث عاطفی بشریت. با توجه به پیشنهادهای مطرح شده در سطح کلان و با نگاهی به آیندهی پس از صلح احتمالی ایران و آمریکا، طرحی نو در افق دیده میشود که میتواند معادلات قدرت و فرهنگ در خلیج فارس را دگرگون کند. بر این اساس، لطفا مدرسه شهیدان میناب دقیقاً به همان صورت آسیبدیده حفظ شود و به «موزه مدرسه شجره طیبه» تبدیل گردد؛ اما این موزه تنها یک بنای خشک آجری نخواهد بود. این پیشنهاد را یکی از افراد برنامه ریز شهری استان خراسان رضوی، دکتر هیراد رضاییان برای نخستین بار به حقیر گفت و با شروط زیر، اهمیت «استراتژیک، پلیتیک» و «گردشگری» در آن نهادینه خواهد شد. یکی از شروط بنیادین و هوشمندانه برای پایاندادن به درگیریها و عادیسازی روابط در آینده، تخصیص درآمدهای ترانزیت تنگه هرمز برای تکمیل و احداث این مجموعه عظیم فرهنگی است. این اقدام، پیامی روشن به جهان دارد: امنیت تنگه هرمز، ضامن امنیت فرهنگی و تاریخی منطقه است. اما جنبهی نوآورانه و تأثیرگذار این طرح، در نحوهی بازدید جهانیان از آن نهفته است. در پیشنویس پیمان صلح و قطعنامهی احتمالی آینده، بندهایی در نظر گرفته شده که گردشگران خارجی، بهویژه آنانی که از فرودگاههای امارات و کشورهای منطقه وارد میشوند، ملزم به گذراندن بخشی از سفر خود در کنار این خاطره باشند. تصور کنید هواپیماهای حامل گردشگران که از آسمان پرطرفدار خلیج فارس عبور میکنند، با چرخشی نمادین بر فراز مدرسه ویرانشدهی میناب، نمای بالا (Aerial view) این سند جنایت را ببینند؛ منظرهای که در آن میتوان پلکهای بستهی دانشآموزان و تختههای سیاه پارهپاره را دید. این ماجرا برای مسافران زمینی جدیتر است. گردشگران آمریکایی و عرب خلیج فارس که قصد سفر زمینی و تماشای شکوه تمدن ایران را دارند، باید نصف روز از وقت خود را در این مدرسه بگذرانند. آنها باید با سند جنایت آمریکا رو در رو شوند. آنها باید لمس کنند که چگونه یک حملهی تروریستی، رویای کودکان را به خاک تبدیل کرد اما ارادهی یک ملت را فلج نکرد. این بازدید اجباری اما تربیتی، نوعی «تور واقعیت» است. جایی که توریست آمریکایی یا عرب، نه فقط از زیباییهای ایران، بلکه از زخمهای آن نیز باخبر میشود. این امر مانع از سانسوری میشود که رسانههای غربی بر واقعیتها تحمیل میکنند. موزه مدرسه شجره طیبه، با تأمین مالی از ثروتهای زاینده خلیج فارس، قرار است به دادگاهی بیرئیس تبدیل شود که در آن، آجرها و نیمکتهای سوخته، شهادتنامهی محکومیت جنگافزار و خشونت هستند. حفظ مدرسه میناب به همان شکل ویران، وعدهای است برای اینکه «کودکان میناب شهید شدند، اما حیات بخشیدند». حیاتبخشی به وعدهی انتقام سفت و سخت از دشمنان؛ نه با گلوله، بلکه با ماندگاری در تاریخ و اجباری کردن دیدن واقعیت برای نسلهای آینده جهان. این مدرسه خواهد ماند تا همه بدانند که امنیت پایدار، در سایهی درک درد یکدیگر و محکوم کردن بیرحمی ها امکانپذیر است. *دارک توریسم: این مشهورترین اصطلاح برای مکانهایی است که نماد مرگ، فاجعه و تراژدی هستند. اما وقتی این مکانها توسط دولتها برای اهداف سیاسی (مثل نشان دادن وحشیگری دشمن) استفاده شوند، به ابزاری قدرتمند تبدیل میشوند.
آقای ترامپ، همه چیز پول و تاسیسات نفتی نیست هومن ظریف آقای ترامپ، به احتمال زیاد وقتی مشاورانتان نقشه جزیره خارک را روی میز کنفرانس شما پهن میکنند، انگشتانتان روی اسکلههای نفتی، مخازن عظیم ذخیره و رقمهای میلیاردی صادرات میلغزد. برای یک رئیسجمهور که ذهنش در گرو معاملات و برتری نظامی است، این جزیره تنها یک اهرم فشار اقتصادی و یک هدف استراتژیک برای ضربه زدن به ایران محسوب میشود. اما این نگاهِ محضِ مادیگرایانه، نشاندهنده یک خلأ عمیق فرهنگی و تاریخی در تصمیمگیری شماست. من متوجه هستم که چرا چنین تحلیلهای سطحی و غرورآمیزی دارید؛ واقعیت این است که کشور شما تاریخ و اصالت چندانی ندارد و شما هم علاقه ای به مشاهده فیلم مستند ندارید و خب بجای مطالعه بیشتر پای تویتر هستید! ملت شما تنها چند قرن است که در صفحه تاریخ ظهور کرده و هنوز درک درستی از عمق تمدنهای کهن نیافته است. شما تصور میکنید با حمله به یک جزیره، میتوانید ملتها را تسخیر کنید، چون "سرزمین" برای شما تنها یک قطعه زمین برای بهرهبرداری است، نه مکانی که روح یک ملت در آن تنفس میکند. خارک برای ما ایرانیان، فراتر از نفت است. خارک جزیره اپستین نیست که نبودش بهتر از بودن باشد، خاصه برای شما! اگر کمی از روی نقشه بلند میشدید و به واقعیت نگاه میکردید، با تاریخ روبرو میشدید. در دل این جزیره، کتیبه تاریخی داریوش بزرگ آرام گرفته است؛ سندی که از ۲۵۰۰ سال پیش فریاد میزند ما در اینجا بودهایم و میسازیم. این کتیبه نماد آبادانی و تمدن است در برابر باروت و ویرانی شما. در کنار آن، غزالهای خارک از دهه چهل در زمان محمد رضا پهلوی، به این جزیره اعتماد کرده و زیست میکنند؛ نماد صلح و آرامش طبیعت که شما با جنگافزارهای پیشرفتهتان قدرت درک آن را ندارید. و مهمتر از همه، هموطنان من که در این جزیره زندگی میکنند و صاحبان اصلی این خاک و تاریخ هستند. آقای ترامپ، این سه عنصر؛ کتیبه تاریخی، غزالها و مردم خارک، هر سه اسناد زندهای هستند که به تاریخ ثابت کردهاند: صلح و تداوم تمدن میماند، اما جنگطلبان مغرور و طماع، هرچقدر هم که قدرتمند باشند، مانند طوفانهای گذرا میآیند و در تاریخ فراموش میشوند. شاید بتوانید تاسیسات نفتی را هدف بگیرید، اما نمیتوانید روحِ اصیل و تاریخی را که در این جزیره جاری است، از بین ببرید. تاریخ شاهد خواهد بود که شما رفتید، اما خارک با تمام اصالتش ماند. آقای ترامپ، اگر به تاریخ علاقه ندارید و فیلم های مستند تاریخی شما را به خواب می اندازد، حداقل فیلم سینمایی « جویندگان طلا» از چارلی را که کمدی است ببینید. متوجه شجره نامه پدران خود و تفاوت رفتار حماسی والدین ما ایرانیان می شوید! هرچند بعید می دانم مایل باشید درباره گذشته ها بیشتر صحبت کنیم!