tgindex
AKOYA
@FICAKOYAперсидский

✭ بـرای آبـی، بـرای قـهوه، بـرای چـشم‌هـای دو رنـگِ مـاوی. - می‌خواستی من هم عاشقت نباشم؟ می‌خواستی از اینی که هستی هم تنهاتر باشی؟ + می‌خواستم تو به‌خاطر من و عشقِ من، احساس تنهایی نکنی. - من برای تو، فقط احساس دلتنگی می‌کنم.

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
400
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
400
20 постов
Вовлечённость
100,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
137
1/48двое суток
157
1/72трое суток
169

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ੈ♡˳ᵐʸ ˡᵒᵛᵉ, ᵐʸ ᵉᵛᵉʳʸᵗʰⁱⁿᵍ˚ - عشق رو توی زخم‌زدن می‌بینی؟ - عشق رو توی تو می‌بینم، جونگ‌کوکم.

  • 내 마음𓏲ּ𝄢 - نباید بره، می‌فهمی؟ نباید!

  • без подписи

  • «حالا تو و تمام نشونه‌های حضورت، روی این جسم نفس می‌کشید. شدی وطنِ من و من از این جسم یه شهر جدید به اسمِ «معجزه‌ی حضورت» می‌سازم تا هر کسی که دورادور اسمش رو شنید، بفهمه چقدر عاشقتم. حالا حتی اگه آلزایمر بگیرم، تو رو یادم نمی‌ره، قهوه‌ی من.»

  • ⋆ ˚。⋆୨ Любовь ୧⋆。˚ ⋆ - دوستم داری؟ - به اندازه‌ی تمام جونم، به اندازه‌ی تمام قلبم و به اندازه‌ی تمام نفس‌هایی که تا این لحظه توی زندگیم کشیدم، دوستت دارم همسرِ زیبای من!

  • без подписи

  • 𒀭 𝗬𝗼𝘂𝗿 𝕖𝕪𝕖𝕤, 𝗺𝘆 𝕙𝕖𝕒𝕣𝕥 و قسـم به مـرگ...

  • ⁠⁠ 𝆭  تنهایی، درست شبیه به انسانی نامرئی همیشه کنارش بود و شونه به شونه‌ش قدم برمی‌داشت. شبیه فردی جدایی‌ناپذیر که همیشه حضور داره؛ اما دیده نمی‌شه. حس می‌شه؛ اما همیشه پررنگ نیست. تنهایی همیشه بود؛ اما جونگکوک ترجیح می‌داد گاهی به نبودنش فکر کنه.

  • 𑣲🄱🄻🅄🄴 🄻🄾🅅🄴𓂃 𓈒𓏸 تو ماهرترین غارتگر جهانم بودی. جوری دلخوشی‌هایم را با خود بردی که گویا آن‌ها هیچ‌گاه متعلق به من نبوده‌اند.

  • ⭒𝆯 運命の赤糸 ˚𓋼˖𓂃. - من می‌خوام زخم‌های روی روحت رو ببوسم، کالیستو.

  • без подписи

  • 𓏲࣪ 𝑘𝑖𝑠𝑠𝑖𝑛𝑔 𝑦𝑜𝑢 𓂃. ֪ - بوسیدیم که بشم خاطره‌ی خوبت؟ - بوسیدمت که بشی زیباترین رویا قبل از فرو رفتن توی زشتیِ حقیقت. - برای من حتی زشت‌ترین حقیقت‌ها با وجود تو زیبا می‌شن.

  • без подписи

  • «اگر می‌دانستم بهشت درون لمس لب‌های توست، خود را زودتر به اقیانوس می‌سپردم.» ⋆𐙚₊˚𝐴𝐾𝑂𝑌𝐴 𐙚₊˚⋆

  • ˚ ༘ ʸᵒᵘʳ ᵉʸᵉˢ; ᵐʸ ʷᵒʳˡᵈ ⋆。˚ زندگی میـــان ثانیه‌ها به قتل می‌رسید و ما در اوج جوانی، پیـــر می‌شدیم. از ابتدا اطمینان داشتم زندگی در جای دیگری در جریان است؛ مثلاً درون چشمانـــت…

  • без подписи

  • ~*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'**'*'*'*'*'*'*~ - پناهِ تو شدن، برای خودم تبدیل می‌شه به پناهگاه. تو کنارم آروم بگیری، از آرامشت منم آروم می‌شم. تو وطن منی، با تمام کم‌وکاستی‌هات دوستت دارم. تو ریشه‌ی منی، اگه خشک بشی منم همراهت می‌میرم. تو زخمِ منی، هر کاری‌ می‌کنم تا خونریزیت رو بند بیارم. تو تهیونگِ منی، مردِ منی. ~*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'*'**'*'*'*'*'*'*~ "#AKOYA"

  • без подписи

  • 「 ✦𝚂𝚗𝚘𝚠✦ 」 در تمام روزهای سرد و برفی، تو را جست‌وجو می‌کردم. تویی که همچو دانه‌برفی یخ‌زده، روی پوستم بوسه می‌کاشتی و قبل از اینکه گرمایت را احساس کنم، محو می‌شدی.

  • - من عاشقِ شب می‌شم، اگه ماهش تو باشی. - و من خاکستر می‌شم، اگه آتیش تو باشی.                 𓆝 𓆟 #AKOYA  𓆟 𓆝