فرحنامه | فرح صداقت
Статистикаروان شناس کودک و نوجوان، مشاور، نقاش، عاشق شعر و نویسندگی
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Дети
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نوشتار درمانی با “پنهبیکر” بیشتر آشنا شویم: دکتر “جیمز پنهبیکر” روانشناس اجتماعی، متولد سال ۱۹۵۰ و استاد دانشگاه تگزاس در شهر “آستین” امریکا است. در مصاحبهاش با کانال یوتویوب TENPERCENTHAPPIER(ده در صد خوشحالتر) میگوید: اوایل کارش توجه ویژهای بر تأثیر نوشتن در درمان نداشته است. زمانی این موضوع برایش مهم میشود که روی نوشتن کتابش در مورد «علائم فیزیکی» و «چگونگی فهمیدن احساساتمان» کار میکرد. در کنارش میاندیشید که به این کتاب فصلی بیفزاید در مورد اینکه «چه افرادی علائم فیزیکی زیادی گزارش میدهند؟». همین پرسش سبب شد تا با شاگردانش به پرسشهای دیگری بیندیشند که جایشان خالیست. در ادامهی این تحقیق پرسشی که به آن رسیدند این بود که آیا مراجعین، تجربهی روانزخمانگیز جنسیای ( ترومای تجاوز جنسی)در گذشته داشتهاند؟ (این پرسش برای سال ۱۹۷۹ است) و نتیجه این بود که همین پرسش راهگشای شناسایی بسیاری از مسائل موجود در سلامت روان مراجعین شد. در ادامه “پنهبیکر” اشاره میکند که همه میدانند “روانزخمها” ( ترومای روانی) مصیبزا هستند اما، راز نگه داشتن آنها به مراتب مصیببارتر است. او میگوید اگر نگفتن اینهمه آسیبزاست، پس بیان با جزئیات احساساتمان، نقش مهمی در درمان ایفا میکند. ممکن است همیشه امکان حرف زدن برای ما فراهم نباشد، ممکن شنوندهای در اختیار نداشته باشیم و حتا در بیان شرمی جلوی ما را بگیرد. اینجا بهترین پیشنهاد این است که بنویسیم و نوشتاردرمانی در معنای امروزهاش شکل میگیرد. در اواخر همان دهه بود که دکتر “جیمز پنهبیکر” آزمایش سرنوشتسازش را انجام داد. او شرکتکنندگانی خواست دربارهی دردناکترین اتفاقی که در گذشتهشان رخ داده با جزئیات بنویسند. بنا بر این بود که همهی افراد در نوشتههایشان، عمیقترین افکار و احساساتشان را دربارهی آن رخداد بنویسند. پنهبیکر در کنارش گروه کنترلی داشت تا نتایج این گروه را با آنها مقایسه کند تا بفهمد نوشتن دربارهی رویدادهای دردناک گذشته چه تأثیری داشته است. افراد در گروه کنترل باید دربارهی چیزهایی مینوشتند که نه شخصی بود و نه احساسی. چیزهایی سطحی مثل کفشی که پوشیده بودند، درخت یا دیگر موضوعاتی که خنثا به شمار میآمدند. این افراد نباید هیچ فکر و احساس شخصی را دربارهی موضوع نوشتن بیان میکردند. هر دو گروه چهار روز پشت سر هم به آزمایشگاه “پنهبیکر” آمدند و هر بار حدود ۱۵ دقیقه نوشتند. آنها پرسشنامههایی را هم پر کردند و بدون اینکه اسم و مشخصاتشان را کسی بداند، رفتند. “پنهبیکر” در این پژوهش عوامل مختلفی را در این افراد سنجید و یافتههای دو گروه را با هم مقایسه کرد. اما مهمترین نتیجهای که از مقایسهی این دو گروه به دست آورد این بود: کسانی که دربارهی رویدادی دردناک در گذشتهشان نوشته بودند، در ماههای آینده خیلی کمتر از گروه کنترل به پزشک مراجعه داشتند و میزان سلامتی آنها در ماههای پس از تجربهی نوشتن دربارهی تجربهی دردناک و مگوی گذشته، افزایش پیدا کرده بود. البته پنهبیکر از آن زمان آزمایشهای بسیار زیادی را انجام داده، اما داستانش دربارهی نوشتاردرمانی، یا آنچه اسمش را “نوشتن ابزاری” (نوشتن التیام بخش) گذاشت. ، از همینجا شروع شد. (نقل از سایت شاهین کلانتری)
مثبتاندیشی در دوران بارداری نگرش مثبت، تمرکز شما را بر خوردن، خوابیدن افزایش میدهد که برای مقابله با تغییرات در دوران بارداری و تربیت جنین در شکم مادر لازم است. اگرچه نادیده گرفتن عوامل مرتبط با افکار منفی برایتان سخت است، اما میتوانید سعی کنید آنها را به روشی بهتر مدیریت کنید. بارداری زمان مناسبی است که شما آن عادتها را ترک کنید و اعتماد به نفس لازم برای قدم گذاشتن در این مرحله جدید زندگی، خود را برای فرزندپروری آماده کنید. همچنین با افکار و نگرش مثبت، درون خود را تقویت کنید، مانند اینکه مادر خوبی برای فرزندتان خواهید بود و او را به شیوهای سالم تربیت خواهید کرد. کتاب خواندن برای جنین در بارداری همانطور که جنین، کودک در رحم شما رشد میکند، روند رشد مغز او هنوز در حال پیشرفت است و اتصالات عصبی شکل میگیرد. خواندن کتاب در دوران بارداری میتواند این ارتباطات را تقویت و به تربیت جنین در شکم مادر کمک کند. یک یا چند کتاب اساسی در مورد رشد کودک در دوران بارداری بخوانید. در تربیت فرزندان سالم هیچ چیز جایگزین دانش نمیشود. والدینی که اطلاعات مربوط به رشد کودک را میخوانند، به عنوان والدین اعتماد به نفس بیشتری و نیز در مورد نیازهای کودکان آگاهی بیشتری دارند. اجتناب از برخوردهای تند و تنش زا بارداری یک زمان پر استرس و پر هیجان برای مادر و جنین است. اما گاهی اوقات استرس در طول این نُه ماه سراغتان میآید و لذت بارداری و مادر شدن شما را از بین میبرد. این تنشها میتواند به دلیل فشار کاری، نگرانیهای مالی یا مستقیماً با بارداری مانند نگرانی سونوگرافی، ترس از زایمان یا ندانستن نحوه مدیریت زندگی آیندهتان باشد. اما باید بدانید که این تنشها میتواند عواقبی برای این جنین کوچک داشته باشد. پس هر چه بیشتر و بهتر بتوانید استرس و هیجاناتتان را مدیریت کنید بعدها کودک آرامتری را خواهید داشت. ادامه دارد…
شعر شب✍️ تلخ ماندم، تلخ مثل زهری که چکید از شب ظلمانی شهر مثل اندوه تو مثل گل سرخ که به دست طوفان پرپر شد. تلخ ماندم، تلخ مثل عصری غمگین که تو را بر حاشیهاش پیدا کردم و زمین را توپ گردان پرت کردم به دل ظلمت تلخ ماندم، تلخ دیو از پنجره سر بیرون کرد از دهانش بوی خون میآمد.
از بین تمام بوها… از بین تمام بوها بوی عطر تو را در خواب دوست دارم. از بین تمام بوها بوی عطر شامپو تو را میپسندم آنگاه که انگشتانم در امواج موهایت میرفتند. از بین تمام بوها دنبال آن عطری هستم که در خوابی که از بهشت آمده بودی، بوئیدم. از بین تمام بوها عطر پیراهن ماندهات در کمد لباسهایت، من را گیج و منگ میکند. از بین تمام بوها بوی کفش نایکیات آنگاه که میخریدی و در کمد مخفی میکردی را دوست داشتم. از بین بوها بوی تند لباسهای ورزشیات وقتی که زیپ کولهات را باز میکردی و دماغم را دچار عطسه میکرد، خوش دارم. از بین تمام بوها بود کودکیت بعد از خوردن شیر را میطلبم. ادامه دارد… اینجور نوشتن ها چالش خوبیست که چند دقیقهای نوشتار درمانی کنید. متن بالا را دیروز بی هیچ کم و کاستی در وبینار عصرگاهی ساعت ۵ هر روز، نویسندهساز شاهین کلانتری تند و سریع و بد خط نوشتم. فقط در ۵ دقیقه و بعدش انگار سبک و بی وزن شدم. امتحانش کنید. معجزه رخ میدهد. (روزانه نویسی فرح)
تاریخچهی نوشتاردرمانی: «بهترین روش برای پشت سر گذاشتن حادثهی دلخراش، بهبود سلامتی، و ایجاد بهبودپذیری چیست؟ پژوهشگران در طول قرن گذشته به شکلهای مختلفی سعی کردند به این پرسش پاسخ دهند. رواندرمانی و درمان دارویی دقیق، (دارو درمانی)، به میلیونها نفر کمک کردهاند. نتایج پژوهشها حاکی از آن است که تکنیکهای آرامسازی (ازجمله یوگا و مراقبه) نیز مؤثر واقع میشوند. ورزش سنگین و عادتهای خوردن بهتر هم میتوانند کمک کنند. اما، متأسفانه، گاه هیچیک از این تکنیکها مؤثر واقع نمیشوند.» پاراگرافی که خواندید بخشی از کتاب « نیروی التیامبخش نوشتن» از “جیمز پنهبیکر” است. پژوهشگری که روی تأثیرات بدنمند نوشتاردرمانی و همچنین فواید آن در درمان اختلالات عاطفی، از جمله کاهش استرس و بهبود سیستم ایمنی کار کرده است. “پنهبیکر” خودش را نویسنده معرفی نمیکند، اما میشود گفت که او مروج علم نوشتاردرمانی است. در مصاحبهیی میگوید: «من نه در زمینهی روانشناسی بالینی آموزش دیدهام، نه زبانشناسی. بنابراین، بدانید که میشود در یک حوزه مشهور شد بدون این که هیچ چیز از آن بدانیم. چون با نگاهی کاملن نو وارد آن حوزه میشویم و موضوعات را از دیدی میبینیم که متخصصان آن حوزه نمیبینند. من هم نه در زمینهی روانشناسی بالینی فعالم نه در زمینهی زبانشناسی؛ من فقط واسطی هستم که در این میان میگردم و خوش میگذرانم.» «بانوشتن درباره احساساتمان، به آنها احترام میگذاریم و آنها را به رسمیت میشناسیم.» (از وب سایت شاهین کلانتری)
تربیت جنین در شکم مادر تا چه میزان تحتتأثیر سلامت پدر و مادر قرار میگیرد؟ بارداری اغلب اوقات بسیار شاد و هیجانانگیز است؛ اما نه برای همه. بسیاری از مادران ممکن است در مورد باردار بودن احساسات منفی داشته باشند و یا کنار آمدن با تغییراتی در سطح هورمونها و ابهاماتی که حاملگی به همراه دارد، دشوار باشد و بر سلامت روان آنها تاثیر بگذارد. بسیاری از پدر و مادرانی که افسرده، مضطرب یا یک سری مشکلات سلامت روانی دارند ممکن است از خودشان مراقبت نکنند، یا ممکن است در طول بارداری از مواد مخدر یا الکل استفاده کنند که همه این موارد میتواند در رشد جنین در شکم مادر آسیب برساند. استرس بیش از حد همچنین ممکن است بر سلامت شما و مغز جنین در حال رشد تأثیر منفی بگذارد و هنگامی که استرس دارید، جنین داخل شکم شما نیز این استرس را حس کند. همچنین عواملی مانند دعوا و کشمکشهای زناشویی، تغذیه، آرامش و مدت زمانی که زن و شوهر با هم میگذرانند میتواند در رشد روانی جنین در شکم مادر نیز مؤثر باشد و او را تحتتأثیر قرار دهد. بنابراین، والدین میتوانند هر هفته زمانی را برای انجام کاری در نظر بگیرند که از آن لذت میبرند و خلق و خوی آنها را بهبود میبخشد و به آرامش آنها کمک میکند. بدین ترتیب هم آن دو احساس بهتری خواهند داشت و هم جنین در آرامش رشد خواهد کرد. ادامه دارد…
نوشتار درمانی وقتی از نوشتار درمانی (نوشتن التیامبخش) حرف میزنیم از چه حرف میزنیم؟ نوشتاردرمانی نوعی از نوشتن است که تنها جنبهی درمانی دارد. به این معنا که از نوشتن برای درمان بهره میبریم، بدون تلاشی برای خلق یک اثر ادبی. در تعریف ویکیپدیا میخوانیم: «نوشتار درمانی ( Writing therapy): شکلی از بیان درمان است که از عمل نوشتن و پردازش کلام نوشته شده به عنوان روش درمانی استفاده میکند. نوشتار درمانی بر این گزاره واقع شده که نوشتن احساسات فرد به صورتی تدریجی، هیجانات ناشی از ضربهی روانی را کاهش میدهد.» گمان بیشتر ما این است که نوشتاردرمانی تنها از جنبهی روانی بر ما اثرگذار است اما، نکتهی جالب توجه این است که اولین پژوهشهای نوشتاردرمانی، تأثیر نوشتن را در بهبود وضعیت و بیماریهای جسمی سنجیده است. این هم باید در نظر داشت که تأثیر مثبت نوشتاردرمانی بر بیماری جسمی بیارتباط با بهبود حال روحی و عاطفی نبوده است. بنابراین نوشتاردرمانی نه تنها برای آسیبهای روانی، بلکه برای حفظ سلامت جسم و بهبود وضعیت آن هم مؤثر است. ادامه دارد… (از وب سایت شاهین کلانتری)
شعر روز✍️ پشت پنجرهام را کوبید گفتم که هستی؟ گفت: آفتاب بیاعتنا طناب را آماده کردم. پشت پنجرهام را کوبید گفتم که هستی؟ گفت: ماه بیاعتنا طناب را آماده کردم. پشت پنجرهام را کوبیدند گفتم که هستید؟گفتند همهی ستارگان دنیا بیاعتنا طناب را آماده کردم. پشت پنجره ام را کوبید گفتم که هستی؟ گفت: یک پرندهی آزاد من پنجره را با اشتیاق باز کردم.
تربیت جنینی تربیت جنین در شکم مادر با ورزش و نرمشهای دوران بارداری: بسیاری از مادران نگران برقراری پیوند خود با نوزادشان هستند. ورزش با بهبود سلامت روانی و ایجاد حس ارتباط بیشتر با بدن، احساس دلبستگی مادر به فرزند متولد نشده خود، را ایجاد میکند که شامل مجموعهای از تمرینات تنفسی است که هدف آن ایجاد قدرت و انعطاف پذیری برای بهبود سلامت ذهنی و جسمی است. ورزش های مناسب در دوران بارداری طول زایمان و دنیا آمدن نوزاد را کوتاهتر میکند. و احتمال زایمان طبیعی را بیشتر میکند. ورزش خصوصن پیادهروی هر روز میتواند به شما کمک کند تا روی بدن خود تمرکز کنید و از نفسهای خود برای حفظ آرامش استفاده کنید. آموزش تنفسهای ریتمی میتوانددر طول زایمان به شما و جنینتان کمک کند. تا زایمان سالمتری را تجربه کنید. حرف زدن با جنین صحبت کردن یکی از حیاتیترین استعدادهایی است که کودک برای موفقیت در آینده به آن نیاز دارد. جنینی که در درونتان در حال رشد است، عاشق شنیدن صدای شما است. نوزادان با صدای پدر و مادر آرام میشوند که احتمالاً یکی از صداهای مورد علاقه آنها در جهان است. چون در دوران رحمی با این صداها آشنا شدند. شاید به نظر بیاید که صحبت کردن شما را درک نکنند، اما قطعاً از الگو و صداهای گفتارتان لذت خواهند برد. ادامه دارد…
نویسنده هفته زندگینامه اسماعیل فصیح اسماعیل فصیح (Esmail Fassih) در دوم اسفندماه سال ۱۳۱۳ در محلهی درخونگاه در تهران به دنیا آمد. تنها 2 سال داشت که پدرش را از دست داد. اسماعیل فصیح مقاطع ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۲۳ مدرک دیپلم خود در رشتهی طبیعی را از دبیرستان رهنما در تهران دریافت کرد. پس از کسب مدرک دیپلم، از ایران خارج شد و ابتدا به ترکیه و فرانسه و در نهایت به آمریکا رفت. در آنجا مدرک کارشناسی خود را در رشتهی شیمی و از دانشگاه مونتانا دریافت کرد. اسماعیل فصیح پس از اتمام تحصیلات به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد. در آنجا بود که با “آنابل کمبل” آشنا شد و با وی ازدواج کرد، اما خوشبختی او دوام چندانی نداشت و در یک روز، همسر و فرزند بهدنیانیامدهاش را از دست داد. پس از این رویداد، اسماعیل فصیح تصمیم گرفت یک بار دیگر به تحصیل روی بیاورد و این بار، به سراغ ادبیات رفت. اسماعیل فصیح مدتی در دانشگاه “مونتانا” به تحصیل در رشتهی ادبیات انگلیسی پرداخت. همزمان با تحصیل در این دانشگاه بود که توانست با “ارنست همینگوی” دیدار و گفتوگوی کوتاهی داشته باشد. این گفتوگو علاقهی او به ادبیات را جدیتر و تصمیم او برای ادامهی مطالعات در این حوزه را متمرکزتر ساخت، تا جایی که به دانشگاه میشیگان رفت تا در مقطع کارشناسی ارشد در آن دانشگاه تحصیل کند. اما به دلایلی دانشگاه را رها کرد و به تهران بازگشت. اسماعیل فصیح پس از بازگشت به ایران، چندماهی به عنوان مترجم در انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد. در سال ۱۳۴۲، با کمک صادق چوبک و معرفینامهی او، توانست کارمند شرکت ملی نفت ایران شود. او حدود ۱۹ سال در این شرکت به فعالیت خود ادامه داد. اسماعیل فصیح در سال ۱۳۵۹ و با آغاز جنگ ایران و عراق، در ۴۷ سالگی و با سمَت استادیار زبان انگلیسی، بازنشسته شد. پس از آن بود که به تهران نقل مکان کرد و در کنار همکاریهای محدود خود با شرکت نفت، به نوشتن نیز روی آورد. کار در شرکت نفتْ تنهایی و خلوتی برای اسماعیل فصیح فراهم کرد و موجب شد تا به نوشتن ترغیب شود. اولین اثر اسماعیل فصیح، «شراب خام»، با استقبال مخاطبان همراه شد و او را در تصمیم خود مبنی بر نویسندگی مصممتر کرد. از جمله آثار او که در این برههی زمانی نوشته شدهاند میتوان به «خاک آشنا»، «دل کور» و «دیدار در هند» اشاره کرد. اسماعیل فصیح پس از انقلاب اسلامی نیز به نوشتن ادامه داد. «لاله برافروخت»، «زمستان ۶۲» و «ثریا در اغما» از آثار او در آن برهه از زندگیاش هستند. اسماعیل فصیح به جز داستاننویسی، در ترجمه نیز دستی داشت. «وضعیت آخر»، «ماندن در وضعیت آخر»، «بازیها» و «خودشناسی به روش یونگ» از جمله آثار ترجمهشده و پرمخاطب اسماعیل فصیح به شمار میروند. اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ به علت مشکلات عروق مغز در تهران درگذشت. (جستجو اینترنتی فرح)
فهرست کلمات امروز من باز یکشنبه است و چالش “اکنون من در فهرستی از کلمات”، را امروز در وبینار نویسنده ساز شاهین کلانتری داشتیم. اکنون من در فهرستی از کلمات: استخر.آب. گرم. ولرم. مادر. خسته. گرسنه. تشنه. ورزش. عضلات. ساختن. مفصل. درد. خشکی. التهاب. آرام سازی. آرامنوشتاری. سکون. ساکت.دقت. راهپیمایی. راهتراپی. آبدرمانی. آب. منشاء. حیات. سرچشمه. آب. آب. آب. ماشین. جوان. راننده. اسنپ، تنبل. سازنده. لیز . زمینسُر. زن. انسان. هوشیار. ترافیک. کولر. شانه. زانو. ماهیچه. سلامت. خودکار. سلامت. مرگ. مچ. درد. دست. انگشت. بهبود. ماساژ. بادکش. انرزیدرمانی. حوضچه. آب. گرم. آب. انرژی. حیات. عضلهسازی. عضلهپروری. دلاک. مشتومال. دلاکی. کیسهکش. حالخوش. حالآمدن. لذت. جسمی. روحی. ذهن. آرامش. بیحرف. کمحرف. سکوت. جکوزی. سونا. اتاق. خشک. مرطوب. صندلی. نیمکت. حیات. حیاط. ورزش. نرمش. کشش. فکر. ذهن. احساس. آرمیدن. بیپروا. سخن. راحت . شوخی. جدی. مقایسه فهرست کلمات روزهای یکشنبه: باید کلمات این یکشنبه را با کلمات هفته پیش و یا هفتههای پیشتر مقایسه کنیم. من که با ورزش در آب، و آب درمانی و راه رفتن در حوضچهی آب گرم از هفتههای پیش بهترم. و انرژی بیشتری را حس میکنم که در کلمات این هفته داشتم. شما هم میتوانید روحیه بد، یا خوبتان را در فهرستی از کلمات که پیدر پی بدون مکث و سانسور ۵ دقیقهی بنویسید و بفهمید چه فراز و فرودهایی را داشتهاید. (از روزانه نویسی فرح)
مهارتهای مؤثر بر تربیت جنین در دوران بارداری رحم شما مانند یک میدان بازی حسی برای جنین شما است. جنین در حالی که در رحم است، شروع به یادگیری میکند. تعجب خواهید کرد اگر بدانید که ترجیحات کودک برای غذا و موسیقی زمانی شروع میشود که آنها هنوز در رحم شما هستند. پس بهترین راه برای آموزش جنین در شکم مادر، تعامل با او است. در ادامه مهارتهای مؤثری که برای تربیت جنین در شکم مادر بسیار مناسب است، میپردازیم. ماساژ دادن شکم آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که در پایان یک روز طولانی احساس ناراحتی، خستگی و درد میکنید؟ ماساژ دادن شکم یک راه مؤثر برای کمک به آرامش، تسکین ناراحتیها و بهبود جریان خون در زنان باردار است. همچنین هنگامی که مادر باردار شکم خود را ماساژ میدهد، از طریق لمس با جنین داخل رحم ارتباط بیشتری برقرار میکند و هنگامی که جنین شما به آرامی به هر لمس شما پاسخ میدهد، از این ارتباط با جنین خود لذت میبرید که منجر به افزایش پیوند و ارتباط بین مادر و جنین در شکم مادر میشود. بنابراین شکم خود را به طور مرتب و در حین صحبت با جنین ماساژ دهید. یک ترفند ساده که خوب است به خاطر بسپارید این است که در هنگام ماساژ دادن میتوانید از امیدها و رؤیاهای خود برای او بگویید یا آنچه را که قرار است در آن روز انجام دهید را توصیف کنید. ادامه دارد…
قصاب محل دیروز در گزارش نیک ۸۵ در قسمتی نوشتم: «گوشت کیلویی دومیلیون یک سردست گرفتم با دو کیلو گوشت گوساله، که برام چرخ کرد. دختر جوانی یک مرغ کوچیک خرید به مبلغ ۳۵۰ هزار تومان. دم در قصابی، خانم مسنی از من تقاضا نیمکیلو گوشت کرد. گفت: «گوسفندی باشه و گوشت هم داشته باشه. برای آبگوشت میخوام. فقط استخوان بهم نده! قصاب فقط استخوان میده..» مانده بودم چه کنم . قصاب گفت: «اینا کارشون همینه. برن کار کنن. یک گروه هستن بالای فرحزادی میشینن. یک عدهشون روزهای زوج میان عدهی دیگرشون روزهای فرد. کارشون همینه.» من گفتم: «کمی گوشت و استخوان از گوشتهای من بهش بده لطفن.» اون خانم هم هی میگفت: « بده دیگه. نذار قصاب بده. خودت بده. اون کم میده. فقط استخوان میده.» به خانم گفت: «برات گوشت گوساله بگیرم؟» گفت: « نه آبگوشت با گوشت با استخوان گوسفند خوشمزهتر میشه.» مردم فقیر شدن، درسته. اما پسر نوجوان قصاب گفت: «من اگر جای او بودم نان و پنیر میخوردم وگوشت گدایی نمیکردم.» زن هم دم در قصابی مثل طلبکاران ایستاده بود و هی طلب گوشت میکرد. سرانجام مقداری گوشت با استخوان قصاب بهش داد و با من حساب کرد. وقتی گوشت را گرفت دعای خیری برای من کرد و رفت. قصاب گفت: « خانم… کار هر روزشون همینه، بیخیالشون شو.» ولی من دلم ریش شد و تا خانه رسیدم در فکر زن بیچاره بودم. و اینکه آبگوشت با گوشت با استخوان گوسفندی خوشمزهتر میشه! (از روزانه نویسی فرح)
پارک جنگلی ساعی امروز بعدازظهر با دوستانم قرار گذاشتیم که برای پیادهروی به پارک ساعی برویم. هر کدام قدمزنان از خانهی خودمان راه افتادیم و کمی بعد، نزدیک پارک به هم رسیدیم. پارک ساعی همیشه برای من یکی از محبوبترین پارکها بوده است، چون از آنجا خاطرات زیادی دارم. اولین بار وقتی خیلی کوچک بودم، برادر بزرگم، من و خواهرم را به پارک ساعی برد. هنوز هم یادم هست که آن پارک جنگلیِ بزرگ و سرسبز چقدر برایم شگفتانگیز بود. آنقدر کوچک بودم که اسمش را هم اشتباه میگفتم و به جای «ساعی»، «ساری» صدایش میکردم. پارک ساعی چون در گودی قرار گرفته، معمولاً هوایش کمی گرم و دمکرده است. امروز هم همینطور بود، اما زیباییاش باعث میشد گرما چندان آزاردهنده نباشد. تنوع گیاهانش همیشه برایم جذاب بوده است، از انواع کاج و سرو گرفته تا درختان و گیاهانی که نامشان را نمیدانم. طراحی پارک و معابر آن بسیار چشمنواز است و در میدان اصلی، مجسمهی بنیانگذارش، مهندس کریم ساعی، قرار دارد. وقتی خواستم این یادداشت را بنویسم، هرچه فکر کردم نام بنیانگذار پارک یادم نیامد. ناچار سری به گوگل زدم. نامش را پیدا کردم، اما در کنار آن، داستان درگذشتش را هم خواندم، روایتی که واقعاً دلگیرم کرد. میگویند، در یکی از پروازهای شیراز به تهران، مردی وارد هواپیما میشود و میپرسد، اگر کسی عجلهای برای رفتن به تهران ندارد، جایش را با او عوض کند، چون حتماً باید برای جلسهای مهم در تهران حاضر شود. یکی از مسافران میپذیرد و جایش را به آن مرد میدهد، مردی که نامش مهندس کریم ساعی، بنیانگذار همین پارک بوده است. اما آن هواپیما هرگز به تهران نرسید و در نزدیکیهای ساوه سقوط کرد و مهندس کریم ساعی و همهی سرنشینانش جان باختند. بعد از خواندن این ماجرا، حس کردم پارک ساعی برایم معنای دیگری پیدا کرده است، زیرا هر درخت این پارک، یادگار انسانی است که عمرش را وقف طبیعت این سرزمین کرد. از حالوهوای امروز پارک بگویم. دیگر از آن شلوغی و جنبوجوش چند سال پیش خبری نیست. قبلاً وقتی از ورودی خیابان ولیعصر وارد پارک میشدیم، دو طرفِ در، سالنهای شیشهای بزرگی بود پر از پرندگان رنگارنگ. داخل پارک هم اتاقکهای گنبدی شکل بزرگی وجود داشت که در آنها انواع پرندگان، طوطیها، خرگوشها، طاووسها و حیوانات دیگر نگهداری میشدند. در جویبارها لاکپشتهای فراوان کنار هم آفتاب میگرفتند و مرغابیهای زیبا در اطراف جویبار پراکنده بودند. اما امروزه، حوض بزرگ پارک خالی است، فوارهها خاموشاند و دیگر از آن پرندگان و جانوران خبری نیست. سکوتی عجیب در پارک جریان دارد. با این همه، درختان سرسبز و گیاهان متنوعش هنوز همان زیبایی همیشگی را دارند و امیدوارم سالهای سال همینطور سرپا و سرزنده بمانند. ما بیشتر از یک ساعت در پارک قدم زدیم. دقایقی روی نیمکت نشستیم و از هندوانهی خنکی که دوستم از خانه آورده بود خوردیم. بعد هم، با حالوهوایی خوب و ذهنی پر از خاطره، هر کدام راه خانهمان را در پیش گرفتیم. شاید از امروز، هر بار که به پارک ساعی بروم، علاوه بر خاطراتم، به کریم ساعی هم فکر کنم، مردی که نامش هنوز در میان درختان این پارک زنده مانده است. ✍مریم نیکومنش
هوالحی سلام، سلامی به زیبایی درخشانترین ستارهای که جذابیتش بیپایان است. صبح شما بخیر؛ امیدوارم سرشار از اتفاقهای دلخواه باشد. خدایا! اگر هزاران نفر بخواهند چیزی رخ دهد و تو نخواهی، هرگز اتفاق نمیافتد. خدایا! برای دوستان شنوا و ناشنوای من، یاران گروهها و بنده ، اتفاقهایی رقم بزن که پسند تو باشد، نه پسند بنده هات. روز چهارشتبه چهاردهم مرداد ۱۳۴۰۵ زیبا رحمانی
«دلنوشته دوست» دوستان خوب دلگرم کنندهاند گرمی بخش وجود آدمند باعث سبکی وجود آدم میشن توقعی ندارند و بیچشم داشت خوبند خوبیشون آنقدر پررنگ که حتی خودشون هم نمیدونند اون وقتهایی که سادهترین واژگان رو در قالب یه پیشنهاد خوب به زبون میارند چققققدر میتونند تاثیرگذار و اثربخش باشند به زندگی و حال و هوای وجود یه آدم جهت خوب میدن قدرت این رو دارند که آدم رو به روحشون پیوند بدن سرشار از ایده و حس خوب زندگیاند باعث میشن پی ببری که چققققدر ارزشمندی خوبیهات رو برجسته میکنند به سمت و سو و خطمشی فکریت بهترین مسیرها رو نشون میدن توقعی برای خوب بودنشون ندارند و وقتی باهات ارتباط برقرار میکنند همه وجودشون رو در قالب یه پیام یه پیشنهاد در طبق اخلاص میذارند بی تردید برای همه این گونهاند اما هر کسی از ظن خود یارشون میشه اینها آدمهای خوب زندگی همهاند ولی همه کسی گوهر شناس نیست و توان تمیز خوب از بد برای همه میسر نیست باید خیلی خوش شانس باشی که تو مسیر زندگیت به چند تا از این خوبها بربخوری حتی یه ملاقات کوچیک باهاشون هم میتونه کلی اثر خوب رو به زندگی متبادر کنه وجودشون متبرک و گرمی بخشه و تا همیشه یاد و خاطره حضورشون در قلب و ذهن آدم حک میشه.. رفیق روح آدمند و به وجود آدمی گستردگی میدن تجربه بودن باهاشون یعنی تجربه لحظات شیرین و پاک و سفید ماهی 🐟 1403/4/7 (از نوشتههای دوست عزیزم که دیروز برام فرستاد. و نوشته: «اینو چند سال پیش در وصف شما نوشتم» خیلی ازش ممنونم که اینقدر روان و سلیس حرف دلشو برام نوشته، البته که خودش نویسنده خوش قلمیست.)
چالش جمله ناتمام وقتی بهتر مینویسم که … وقتی بهتر مینویسم که ایدهای مشخص داشته باشم. وقتی بهتر مینویسم که اتفاقی افتاده باشد. وقتی بهتر مینویسم که گفتگو و دیالوگی با کسی داشته باشم. وقتی بهتر مینویسم که در مکانی و زمانی با کسی برایم اتفاق افتاده باشد. وقتی بهتر مینویسم که تحت تاثیر جملهای از کسی قرار گرفته باشم. وقتی بهتر مینویسم که چیزی، جملهی، اتفاقی من را رنجانده باشد. وقتی بهتر مینویسم که بشدت ناراحتم و میخواهم تمام محتوای ذهنم را از ذهنم خالی کنم. وقتی بهتر مینویسم که از کلمات پر از حرفم. وقتی بهتر می نویسم که کلمات از سرم فوران میکند روی کاغذ و دیگر از کنترل من خارج است. وقتی بهتر مینویسم که کسی با کلامش مرا زخمی کرده باشد. وقتی بهتر مینویسم که کسی ازم سؤال کرده و منتظر پاسخ روانشناسانه و علمی است. وقتی بهتر مینویسم که که از خواهش دوستی پر از ایده میشوم و جستوجو میکنم، سرچ میکنم و سرانجام مطلبی شستهورفته در کانالم پاسخش را مینویسم. وقتی بهتر می نویسم که تداعیها منو به سمت خاطرهای سوق میدهد.میرم در آن زمان و آن مکان، اول کلی مینویسم و سپس به جزئیات میپردازم. ( ۵/۱۲ دیروز در وبینار نوشتم و تایپش کردم که در کانال تلگرامی وبینارهای نویسنده ساز بگذارم.)
اکنون من در فهرستی از کلمات «کلمه تراپی/ کلمه درمانی» چالشهای جالبی در وبینار نویسندهساز هر روز داریم. یکی از چالشها برای من از یکشنبه ۱۴ تیر شروع شد. هر هفته یکشنبهها فهرست کلماتی را آزاد و رها و بیوقفه و تند و یک نفس در ۵ دقیقه روی کاغذ مینویسیم. یا تایپ میکنیم. «هر یکشنبه چنین فهرست میکنیم: اکنون من در فهرستی از کلمات» چند هفته پیش کلمات من چنین بود: خستگی / درماندگی / غم / شادی / پادرد / فیزیوتراپی / اتاقک / کاناپه / تخت / نور / قرمز / لیزر / فشار /فیزیوتراپ / مرد / بویعرق / بد / ناخوشایند /دمپایی / روفرشی / شلوار / مشکی / راننده / خوشخلق /بدخلق / ناپسند / ناگوار / حریص / مالدوست / مادی / تندخو / بیسامان / نابسامان / کولر / ماشین / پراید / سفید / سیاه / پله / آب / آبسردکن / استراحت / دستشویی / توالتفرنگی / دستمالکاغذی / غمبار / سوگوار / روزها / شبها / دردها / زخمها / ضدآفتاب / استمرار / فقدان / برزخ / جنهم / دنبالهرو / بیخیالی / تهی / خالی / پوچی / بیهدفی / بیسرانجامی / ناراحتی / گرما / بیکسی / فرومایه / راننده / اسنپ / پستی / پولدوستی / طلبکار / احمق / بیوجدان / بیعاطفه / خشمگین / فروخورده / خشم / ناراحتی / تندیگفتار / مچالگی / درخودفرورفتگی / روانپریش / روانغمناک / روانعنی / روانخشدار / بیتوجهی / عرقریزان / محکم / استوار / نفس / عمیق / توکل / خدا / کمک / صبوری / شکیبایی / کمانرژی / بیانرژی / فقدان / کمبود. تحلیل من: …. تحلیل شما: … (از روزانه نویسی فرح)
حساسیت به موی گربه دیشب در مورد آلرژی و حساسیت به مو گربه در گوگل سرچ و جستوجو کردم فقط بخاطر استادشاهین. مدتی است شاهین کلانتری در وبینارهای عصرگاهی دچار حساسیت شده. یاد دوست و همکلاسی برادرم افتادم که تا دانشگاه بینا بود اما بخاطر داشتن گربه و رعایت نکردن بهداشت مبتلا به بیماری چشمی شد که فقط از گربه منتقل میشود و در بیست سالگی از یک چشم نابینا شد. من به معلمها و استادهایم مثل اعضا خانوادهام علاقه دارم و نگران وضع جسمی و روحیشان میشوم و حتی در رویاها و خوابهایم آنها هم حضور دارند. بارها خواب علامه جعفری را دیدم. که اتفاقن مطالبی گفتن که بعدن به وقوع پیوست. شاهین کلانتری، نویسنده، مدرس نویسندگی و مربی خلاقیت، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در حوزهی تولید محتوا و نویسندگی خلاق در ایران است. او با رویکردی جسورانه و الهامبخش، افراد را به کشف صدای منحصربهفردشان در نوشتن و خلق محتوا تشویق میکند. از سال ۱۴۰۰ بطور منظم در وبینارهای صبحگاهی و پس از آن عصرگاهیهای ایشان شرکت کردم. نویسنده کیست؟ «نویسندۀ لزوماً کسی نیست که رمان و داستان مینویسد و کتاب چاپ میکند. تو میتوانی نویسندهای باشی که هیچ داستان و کتاب چاپشدهای ندارد. میتوانی خاطرات و تأملات شخصی خودت را بنویسی و نویسنده باشی. میتوانی برای تقویت روابط عاطفی و کاریات نامه بنویسی و نویسنده باشی. میتوانی وبلاگ بنویسی و در حوزۀ تخصصیات محتوا تولید کنی و نویسنده باشی. نویسنده کسی است که هرروز مینویسد و با یاری نوشتن، روزبهروز از هر لحاظ بهتر و بهتر میشود.» (شاهین کلانتری) آلرژی به گربهها چیست؟ آلرژی به گربهها یکی از رایجترین انواع واکنش آلژیک و حساسیت به جانوران خانگی است. این آلرژی زمانی رخ میدهد که سیستم ایمنی بدن نسبت به پروتئینهایی که در بزاق، پوست (شوره) یا ادرار گربه وجود دارند واکنش نشان میدهد. برخلاف آنچه بیشتر مردم باور دارند، موی گربه بهتنهایی عامل آلرژی نیست. در حقیقت، حساسیت به موی گربه در نتیجهی تماس با پروتئینهای آلرژیزایی است که روی موهای گربه قرار دارند و باعث بروز علائم حساسیت میشوند. حساسیت به گربه با علائم گوناگونی تشخیص داده میشود که معمولا شامل عطسه، آبریزش بینی، خارش چشمهایم، سرفه یا تنگی نفس میشوند. شدت این علائم از خفیف تا شدید متغیر است و در برخی موارد ممکن است منجر به “آسم آلرژیک” شوند. شناخت دقیق علت آلرژی و چگونگی بروز آن میتواند به مدیریت بهتر شرایط و کاهش علائم کمک کند. (از شبانه نویسیهای فرح)
چگونه جنین در رحم شروع به یادگیری زبان مادری میکند؟ تاثیر رفتار مادر و تربیت جنین در شکم مادر واقعاً شگفتانگیز است. جنین در دوران بارداری در حالی که هنوز در رحم مادر است، زودتر از آنچه که تصور کنید، شروع به یادگیری زبان مادری میکند و صدایی که بیشترین تاثیر را روی او خواهد داشت، صدای مادرش است. مکانیسمهای حسی و مغزی شنوایی در هفته سیام بارداری ایجاد میشود و نوزادان در هفتههای آخر بارداری به صحبتهای مادرشان گوش میدهند و در بدو تولد میتوانند به آنچه که شنیدهاند عکس العمل نشان دهند که به رشد مهارتهای حافظه و تقویت آن کمک میکند. نوزادان نه تنها میتوانند کلماتی را که در رحم یاد گرفتهاند تشخیص دهند، بلکه به طور باورنکردنی، الگوهای زبان مادری خود را میشناسند و انها زبان مادرشان را به زبانهایی که قبلاً نشنیدهاند ترجیح میدهند. (از مقاله زبان مادری و تاثیر آن روی جنین)