فرازِ خاکستری
Статистикаهمچون گندالف که در نبرد با تاریکی از خاکستری به سپیدی گذر کرد، من نیز در کشاکش با هیولای ابهامات و شایعات دنیای مدرن، در پی روشن شدن حقیقت هستم. نظرات شما رو خوشحال میشم بخونم. www.zil.ink/farazthegrey
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 100
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 147
- 1/48двое суток
- 168
- 1/72трое суток
- 181
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
⚜️ کاتافراکت همواره با ارائه اطلاعات غلط که به طور فاحشی با واقعیت در تضاد هستند مقابله کرده است و با بررسی آن(فکت چک)، حقیقت را در اختیار عموم قرار داده است. ⚜️ اخیرا که ارائه اطلاعات مبهم و داده های آماری غیرقابل اعتبارسنجی از ذخایر موشک های پدافندی در جریان جنگ اخیر رونق گرفته است؛ برخی پا را فراتر گذاشته و در فضایی تخیلی آمار میدهند! نمونه ای از آن خبرگزاری رویترز است که اخیرا در گزارش خود نوشته است: "عربستان سعودی در ۳۸ روز اول درگیری، حدود ۸۶ درصد از ۲۸۰۰ موشک رهگیر PAC-3 خود را مصرف کرد و در ماه آوریل، ۴۰۰ موشک باقی مانده بود. کشورهای دیگر خلیج فارس نیز مقادیر مشابهی از ذخایر خود را مصرف کردند، طبق گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)." "Saudi Arabia used about 86% of its 2,800 PAC-3 interceptors in the first 38 days of combat, leaving it with 400 missiles left in April. Other Gulf nations used up similar amounts of their inventories, CSIS said" ⚜️ گزارش کاتافراکت (در اینجا) نشان میدهد : ۱- عربستان تا امروز فقط کاربر PAC-3 CRI است. ۲- کل تولید این نسخه(CRI) به 2800 موشک نمیرسد. ۳- سفارش عربستان در صورت تحویل کامل، حتی یک چهارم این عدد(2800) نبوده است بنابراین حداکثر مقدار تحویل شده و امکان پذیر برای ذخایر موشک PAC-3 عربستان سعودی نمیتواند حتی به 1000 موشک نزدیک شود ! ⚜️در نتیجه گزارش رویترز مبنی بر استفاده عربستان از 86 درصدی(2400 موشک) از 2800 موشک pac-3 خود، کاملا غلط و به قول معروف شاخ دار است! #article 📃@Cataphract1
➕ موسسه RANE Worldview که یکی از منابع تخصصی تحلیل ژئوپلیتیک و ریسک جهانی است و تمرکز خوبی هم روی پیش بینی آینده تحولات دارد. این موسسه ⛓ در گزارش پیشبینی سهماههی سوم ۲۰۲۶ که ۸ تیر ۱۴۰۵ منتشر شده است درباره وضعیت آینده خاورمیانه پیش بینی های زیر را دارد: ◀️خاورمیانه همچنان پرتنش میماند احتمال توافق پایدار میان ایران و آمریکا پایین ارزیابی شده و خطر درگیریهای مقطعی میان ایران، اسرائیل، آمریکا و کشورهای خلیج فارس ادامه دارد. تهدید علیه کشتیرانی در تنگه هرمز نیز پابرجاست، اما بازگشت به یک جنگ تمامعیار در این فصل بعید دانسته شده است. ◀️ایران زیر فشار اقتصادی و سیاسی میماند نبود رفع کامل تحریمها، مشکلات اقتصادی و اختلاف داخلی بر سر نحوه مذاکره با غرب، حکومت ایران را تحت فشار نگه میدارد؛ با این حال پیشبینی شده که در کوتاهمدت این فشارها به اعتراضات سراسری منجر نشود. ◀️اسرائیل احتمالاً به دنبال حفظ امکان تشدید تنش است فشار آمریکا باعث محدودتر شدن عملیات اسرائیل در غزه، لبنان و علیه ایران میشود، اما اسرائیل ممکن است با اقدامات محدود، حماس، حزبالله یا ایران را به واکنش وادارد تا زمینه بازگشت به درگیری گستردهتر فراهم شود. ◀️کشورهای عرب خلیج فارس به دنبال کاهش وابستگی به هرمز هستند عربستان، عمان، قطر، کویت و بحرین احتمالاً سرمایهگذاری بیشتری روی مسیرهای جایگزین، خطوط لوله، راهآهن، بنادر و حفاظت از زیرساختها انجام میدهند. ◀️عراق یکی از آسیبپذیرترین نقاط این سناریو است بغداد احتمالاً قادر به خلع سلاح کامل گروههای شیعه نزدیک به ایران نخواهد بود و در نتیجه ممکن است با فشار و تحریم بیشتر آمریکا مواجه شود. ◀️جنگ ایران میتواند بحران اقتصادی عراق را تشدید کند کاهش صادرات نفت یا اختلال دوباره در هرمز میتواند درآمد عراق را کاهش دهد و حتی بغداد را به سمت مذاکره برای دریافت کمک یا وام از IMF سوق دهد.
❓ ایران چه میخواهد؟ 👥 این تیتر آخرین ویدئوکست اکونومیست است که با میزبانی دیوید رِنی، سردبیر ژئوپلیتیک این نشریه، و با حضور دو چهرهٔ مهم یعنی صنم وکیل، مدیر برنامهٔ خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسهٔ چتم هاوس، و سایمون گَس، سفیر پیشین بریتانیا در ایران، ضبط شده است. 🔑 من متأسفانه به خاطر اشتراک گرانقیمت این بخش از مجلهٔ اکونومیست، به کل محتوای آن دسترسی ندارم؛ هرچند دارم تلاش میکنم تمام این ۴۵ دقیقه را به طریقی به دست بیاورم و ببینم، چرا که به نظرم گفتوگوی مهمی به نظر میرسد. 🔼 اما از این گفتوگو، یک بخش ششدقیقهای با عنوان چه کسی واقعاً ایران را اداره میکند؟ خود اکونومیست به صورت رایگان منتشر کرده است. به نظرم نقطهنظرات جالبی که داخلش دارد، نشاندهندهٔ اشراف عمیق مهمانان برنامه نسبت به وضعیت داخلی ایران است. 📄 متن این شش دقیقه به شرح زیر است: دکتر صنم وکیل: من سیستم و حکومت ایران را در حال مبارزه برای بقای خود میبینم. این یک جنگ وجودی است؛ جنگی که آنها انتظار آمدنش را میکشیدند، زیرا جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته بدون هیچ توافقی پایان یافت. آن فقط آتشبسی بود که پذیرفتند و به مرور زمان کاملاً مشخص شد که در حال از هم پاشیدن است. همچنین فکر میکنم آنها تا حدودی آماده بودند که ایالات متحده و اسرائیل دوباره حمله را از سر بگیرند و این کار را با همان استراتژیهای «قطع رأس» (ترور رهبران) که در چند سال گذشته استفاده کردهاند، انجام دهند. و در واقع، آمریکا و اسرائیل موفق شدند رهبر معظم ایران و سه لایه از فرماندهی و رهبری نظامی را ترور کنند. اما افرادی که روی کار آمدهاند و افرادی که امروز تصمیمات کلیدی را میگیرند، چهرههای شناختهشدهای هستند؛ آنها ناشناختههایی نیستند که ناگهان از اعماق دیوانسالاری ایران بیرون آمده باشند. از نظر من، ساختار همچنان مبتنی بر «اجماع» است. آنها بین خودشان اجماع میسازند؛ در شورای عالی امنیت ملی درباره تصمیمات کلیدی رأیگیری میکنند، مثل امضای یادداشت تفاهمی که در ماه ژوئن امضا شد و ۱۲ عضو از ۱۳ عضو به آن رأی مثبت دادند. بنابراین خیلی چیزها دستنخورده و مثل قبل باقی مانده است. آنچه تغییر کرده و مجهولِ این معادله محسوب میشود، طرز تفکر و نقش رهبر جدید ایران، مجتبی خامنهای، و همچنین وضعیت نامساعد سلامتی اوست. البته ما او را ندیدهایم؛ او هنوز در حال بهبودی از جراحات ناشی از حوادث ۲۸ فوریه است. اما ما هنوز نمیدانیم او دقیقاً در کجای این سیستم قرار میگیرد و دیدگاههایش چیست. دیوید رنی: ما دیدهایم که برخی مقامات آمریکایی میگویند: «میدانید، ما برخی از تندروهای سرسخت را از میان برداشتیم و حالا تندروهایی جای خود را به براگماتیستهایی (واقعگرایانی) دادهاند که از دیدنشان در آن سوی میز مذاکره خوشحالیم.» اما آیا اصطلاحات «تندرو» و «میانهرو» مفاهیم ساده و شفافی هستند؟ آیا این فکره که تندروها کشته شدهاند و حالا واقعگرایان جای آنها را میگیرند درست است؟ شما اصلاً چطور از این اصطلاحات استفاده میکنید؟ دکتر صنم وکیل: به نظر من اغلب اوقات توصیفهای غربی از سیاست در ایران بیش از حد سادهانگارانه است. سیاست در ایران همیشه جناحبندی شده بوده و بین اصلاحطلبان، میانهروها، واقعگرایان، محافظهکاران و نئومحافظهکاران تقسیم شده است. وفاداری آنها به این گروهها و افکارشان طی زمان تغییر میکند. علی لاریجانی زمانی یک محافظهکار تندرو بود و بعد کمکم به عنوان یک فرد واقعگرا (براگماتیست) شناخته شد. به همین دلیل ترور او باعث غافلگیری زیادی شد — اگرچه برخی آن را جشن گرفتند — اما غافلگیرکننده بود چون او به عنوان یک طرف گفتگو و یک مذاکرهکننده واقعبین دیده میشد. بنابراین فکر میکنم باید در نحوه توصیف این افراد محتاط باشیم و ایدئولوژی آنها را بسیار شناورتر ببینیم. آنها در حفظ امنیت و ثبات نظام با هم متحد هستند، اما شاید در سیاستها — اگر نگوییم در استراتژی کلان — اختلافات تاکتیکی داشته باشند. این مرزبندیها اصلاً خطوط صاف و شفتوانگاشتهای نیستند. سیر سیمون گس: در غرب خیلی وقتها رهبران سیاسی تصویر کلیشهای و کلی از ایران دارند؛ اینکه ایران فقط یک چیز است: معمولاً حکومتمداران مذهبی که صرفاً با انگیزه نفرت از ایالات متحده و ارزشهای آن حرکت میکنند و چیزهایی از این قبیل. و این کاملاً اشتباه است. ایران هم مثل اکثر کشورها یک استراتژی امنیت ملی دارد که در قالب آن کارهایی انجام میدهد که باعث رنجش ایالات متحده و غرب میشود. اما یکی از دلایلی که آنها این کارها را میکنند این است که خود را در محاصره مخالفان و دشمنان میبینند. بنابراین، آنها تمایل دارند موضع «دفاع رو به جلو» اتخاذ کنند که در آن، در سطح منطقه بسیار فعال هستند تا آنچه را که منافع خود میدانند پیش ببرند. و به نظرم این نکته مهمی است؛ زیرا تا زمانی که شروع به درک این نکته نکنیم که چرا ایران این کارها را انجام میدهد، به پاسخها و تحلیلهای اشتباهی خواهیم رسید. دیوید رنی: پس بدترین عبارت ممکن، عبارت «ملایان دیوانه» است، چون آنها در واقع شدیداً عقلانی رفتار میکنند. سیر سیمون گس: عقلانی بر اساس معیارها و برداشت خودشان از جهان — که قطعاً معیار ما نیست — اما به هر حال منطق خودش را دارد. اگرچه بسیاری از چهرههای درون ساختار فعلی برای ما شناختهشده هستند، با این حال، به نظر من توازن نفوذ در حال حاضر قطعاً به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شیفت پیدا کرده است. ما نمیدانیم وقتی جنگ و درگیری تمام شود چه اتفاقی خواهد افتاد؛ چرا که گاهی اوقات سیستم دوباره توازن خود را باز مییابد و به همان مدل مبتنی بر اجماعی که صنم به درستی توصیف کرد برمیگردد. اما یک مجهول بسیار مهم دیگر هم وجود دارد: علی خامنهای به مدت ۴۰ سال به عنوان رئیسجمهور و رهبر در رأس هرم قدرت ایران قرار داشت. او از طرف کسانی که از نظام حمایت میکردند بسیار مورد احترام بود (و البته مورد بغض کسانی که حمایت نمیکردند). او شبکه عظیمی از انتصابات و نفوذ داشت؛ تمام انتصابات ارشد قضایی و نظامی طی سالهای طولانی توسط او تایید شده بود. او استادِ تمامعیاری در همان کاری بود که صنم اشاره کرد: یعنی ایجاد موازنه در سیستم، دستیابی به اجماع در شرایطی که اجماع سخت به نظر میرسید، و یافتن راهحلهایی که تمام بدنه نظام بتوانند روی آن به توافق برسند. ما دقیقاً نمیدانیم این روند در زمان مجتبی چگونه کار خواهد کرد. تا جایی که میتوانیم بگوییم، او شخصیت پدرش را ندارد. او قطعاً آن پرستیژ و جایگاه را ندارد، اگرچه البته سالهای زیادی دستیار پدرش بوده است. علاوه بر این، او پس از جراحاتی که در ۲۸ فوریه برداشت و همچنین از دست دادن چندین تن از نزدیکترین اعضای خانوادهاش در حال رنج کشیدن است؛ موضوعی که منطقاً روی او تأثیر گذاشته است. بنابراین، همانطور که صنم گفت، با شروع و شکلگیری این تحولات، ما هنوز برخی از مهمترین قطعات اطلاعاتی را درباره نحوه پیشبرد امور در دست نداریم.
видео или голосовое, без подписи
▶️ بخش اخر گفتگو که شاید مهم ترین بخش برای ما باشد به دو موضوع مهم میپردازد: ◀️ ورود به فاز عملیات زمینی در سواحل و جزایر ایران پیپ با احتمال بیش از ۵۱ درصد پیشبینی میکند که طی ماههای آینده، خط قرمز عبور به عملیات زمینی (فاز ۳) در جزایر یا سواحل ایران شکسته خواهد شد. علت اصلی این امر، تشدید بحران اقتصادی جهانی، جهش قیمت بنزین در آمریکا و احتمال بروز حملات با تلفات انبوه است که ترامپ را در آستانه انتخابات، برای اثبات قدرت و ارائه یک پیشپرداخت ملموس جهت نشان دادن عزم خود برای بازگشایی تنگه هرمز، دچار استیصال کامل میکند. ◀️ چشمانداز تاریکِ امید برای ایران و افق ۱۰ ساله پیپ در واکنش به صحبتهای مجری درباره پیامدهای انسانی جنگ برای جمعیت ۹۰ میلیونی ایران، با ابراز تأسف یادآور میشود که امید واقعی به بهبود شرایط و ثبات برای مردم ایران، دستکم ۵ تا ۱۰ سال فاصله دارد؛ اما با تشدید جنگ و ورود به مراحل جدید، این افق از ۵ سال دورتر شده و به مرز ۱۰ سال نزدیکتر میشود.
▶️ در این ویدئو درباره رویکرد چین و روسیه درباره جنگ ایران و آمریکا اینگونه توضیح داده میشود: 🇨🇳 چین پیپ موضع چین را ترکیبی از محاسبات دقیق امنیتی و امتناع از مداخله مستقیم نظامی میداند پکن بههیچوجه نمیخواهد خاورمیانه وارد بیثباتی مطلق شود و قاطعانهتر از آن، با تخریب و فروپاشی کامل ساختار ایران (Smashed) مخالف است؛ چرا که ایران یک همپیمان کلیدی انرژی و استراتژیک برای چین محسوب میشود. با وجود مخالف بودن با شکست ایران، چین هرگز نیروهای رزمی خود را برای دفاع از ایران به میدان نخواهد فرستاد و متقابلاً از آمریکا نیز پشتیبانی نظامی نخواهد کرد. سیاست پکن اجتناب از درگیری مستقیم عینی است. پیپ یادآور میشود که رئیسجمهور چین در نشست مشترک صراحتاً به ترامپ گفت آمریکا یک «قدرت رو به افول» است. دغدغه اصلی شی جینپینگ این است که آمریکا با افتادن در «تله توسیدید» (ترس قدرت حاکم از قدرت نوظهور)، برای جلوگیری از پیشرفت چین، جنگی پیشگیرانه را در شرق آسیا کلید بزند. بنابراین، چین بحران خاورمیانه را از زاویه احتمال کشیده شدن تقابل به آسیا رصد میکند. 🇷🇺 روسیه پیپ اهداف و نگاه روسیه به این بحران را در دو محور کلیدی بازتعریف میکند مسکو بحران خاورمیانه و ناامنی در خطوط انرژی را یک فرصت طلایی برای تحمیل فشار اقتصادی شدید به کشورهای اروپایی میبیند تا اروپا تحت فشار تورم و بحران سوخت، دست از حمایت از اوکراین بردارد.در همین حال، پیپ به تحولات اخیر جنگ اوکراین اشاره میکند و میگوید اوکراینیها با جهش در جنگ پهپادی، ضربات استراتژیکی به نقاط حساس شبهجزیره کریمه (که پوتین در سال ۲۰۱۴ آن را ضمیمه کرده بود) وارد کردهاند. این حملات بهقدری سنگین بوده که طی هفتههای اخیر موجب فرار و خروج دستهجمعی از کریمه شده است؛ موضوعی که تمرکز روسیه را در مدیریت همزمان بحرانها برهم زده است.
▶️ در نیمه اخر این گفتگو موضوعات زیر مطرح میشود: 🔔 همزمانی بحران بینالمللی با انتخابات آمریکا؛ بازگشت به آشوبهای دهه ۱۹۶۰ پیپ کابوسوارترین سناریوی پیشروی سیاست خارجی و داخلی آمریکا در پاییز ۲۰۲۶ را همزمانی یک بحران بزرگ بینالمللی با انتخابات میداند. او این وضعیت را با دهه ۱۹۶۰ میلادی مقایسه میکند؛ دورهای که تقاطع یک جنگ فرامرززیِ نامحبوب با تنشهای شدید سیاسی داخلی، کشور را به ورطه آشوب، تظاهرات گسترده، ترورهای سیاسی (مانند ترور مارتین لوتر کینگ و رابرت کندی) و موج تروریسم شهری کشاند. گره خوردن بحرانهای نظامی خارجی با شکافهای سیاسی داخلی، فضای فعلی را به یکی از ملتهبترین مقاطع تاریخ معاصر آمریکا بدل کرده است. ❓ تأثیر رویدادهای پیشرو بر سرنوشت انتخابات و حزب جمهوریخواه در پاسخ به این پرسش که آیا ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات پیشرو شکست خواهند خورد، پیپ تأکید میکند که پاسخ به دو متغیر کلیدی بستگی دارد. اگر یک «حمله با تلفات انبوه» در داخل خاک آمریکا رخ دهد، شانس پیروزی ترامپ و جمهوریخواهان بهشدت جهش خواهد یافت. در مقابل، اگر بحران صرفاً در قالب یک «فروپاشی یا بحران اقتصادی جهانی» بدون حادثه تروریستی بزرگ ادامه یابد، احتمال شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات بسیار بالا خواهد بود. 🔫 خطر حملات تروریستی «الهامگرفته شده» و الگوبرداری از داعش پیپ هشدار میدهد که لازم نیست یک حمله حتماً مستقیماً از سوی دستوردهندگان مرکزی هدایت شود، بلکه خطر اصلی در «حملات الهامگرفتهشده» نهفته است. او بیانیههای تند ایران را به سخنرانیهای ابوبکر البغدادی (رهبر سابق داعش) تشبیه میکند که افراد را به اقدامات خودسرانه ترغیب میکرد. این دقیقاً همان الگویی است که به حوادث مرگباری مانند حملات نوامبر ۲۰۱۵ پاریس یا حادثه سان برناردینو منجر شد و میتواند بار دیگر موجی از تروریسم الهامگرفته را ایجاد کند. 🏳 بحران ذخایر موشکی پدافند در برابر پایداری بینهایت بمبهای هوایی در تحلیل توان و پایداری تسلیحاتی آمریکا با هزینه روزانه حدود ۲ میلیارد دلار، پیپ میان دو نوع سلاح تمایز قائل میشود: آمریکا در بخش موشکهای رهگیر پدافندی (مانند پاتریوت) با ریسک جدی کمبود مواجه است، چرا که واشنگتن مجبور شده ذخایر خود را از اروپا و آسیا به سمت خلیج فارس گسیل کند (موضوعی که زلنسکی را در اوکراین با بحران پدافند روبهرو کرده است). اما در مقابل، ادعای تمام شدن بمبهای هواپیمایی یک گزافهگویی محض است. علت پایداری کامل آمریکا در جنگ هوایی این است که نیاز به ساخت بمبهای هوشمند بسیار گرانقیمت نیست؛ ارتش آمریکا میتواند بهراحتی روی بمبهای ساده و غیرهدایتشونده ۵۰۰ پوندی (Dumb Bombs)، یک کیت هدایت ماهوارهای ارزانقیمت (اصطلاحاً کولهپشتی یا کیف کمری) به ارزش تنها ۲۰ تا ۲۵ هزار دلار نصب کند. این تکنولوژی ساده و ارزان، بمبهای معمولی را به سلاحهای نقطهزن تبدیل کرده و پایداری عملیات هوایی آمریکا را بدون خطر اتمام ذخایر تضمین میکند.
▶️ از دقیقه 1:02:00 تا بیست دقیقه از این ویدئو به گفتگو پیرامون احتمال تشدید حملات تروریستی - انتحاری علیه آمریکا بعد از ورود زمینی این کشور به خاک ایران اختصاص دارد. 🔔 این بخشها نشان میدهد که آمریکا به دلیل ناکارآمدی حملات هوایی و نزدیک شدن به بحران کمبود شدید نفت، با احتمال ۵۰ تا ۷۰ درصد دست به یک عملیات زمینی محدود در سواحل جنوب شرقی ایران مانند چابهار یا جاسک خواهد زد. 🔫 هدف اصلی از این اقدام، کسب یک پیروزی نمادین سریع و اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا است. با این حال، پیپ هشدار میدهد که ورود نیروهای زمینی بیگانه و سلب کنترل سیاسی مردم بر سرزمینشان، محرک اصلی شکلگیری موج گستردهای از تروریسم انتحاری علیه شهروندان و اهداف آمریکایی در سراسر جهان خواهد بود. 🔍 پیپ حملات انتحاری را به سرطان ریه در دنیای تروریسم تشبیه میکند، زیرا میزان تلفات آن از مجموع تمام روشهای دیگر تروریستی بیشتر است. او توضیح میدهد که یک عامل انتحاری دقیقاً مانند یک سلاح هدایتشونده نقطهزن عمل میکند و میتواند آسیبپذیرترین نقطه یک ساختمان یا جمعیت را شناسایی و در دقیقترین زمان ممکن منفجر کند. بر اساس پژوهشهای ۲۵ ساله او، اصلیترین عاملی که موجهای بزرگ حملات انتحاری را در جهان رقم میزند، حضور و اشغال نظامی خاک یک سرزمین توسط نیروهای رزمی بیگانه است. پیپ یادآور میشود که دادههای پژوهشی او در دانشگاه شیکاگو پس از حوادث ۱۱ سپتامبر دقیقاً پیشبینی کرده بود که اشغال نظامی عراق بزرگترین موج تروریسم انتحاری تاریخ معاصر را ایجاد خواهد کرد ❓ در جواب این سوال که چرا حضور درگیریهای زمینی موجب برانگیختن موج حملات انتحاری میشود در حالی که بمباران هوایی با وجود ایجاد تلفات چنین اثری ندارد. پیپ توضیح میدهد که مسئله اصلی، کشتن افراد نیست، بلکه تحمیل کنترل سیاسی بر یک جامعه است. 📁 از بعد سیاسی و استراتژیک، هیچ راه خروج دیپلماتیک سادهای برای آمریکا باقی نمانده است، زیرا نقض مکرر تفاهمنامه اولیه توسط واشنگتن، اعتبار مذاکراتی آن را از بین برده و ایران تنها در صورت پذیرش رسمی تسلطش بر هرمز حاضر به عقبنشینی است. 🔄 پیپ تنها راه احتمالی برای توقف این درگیری را پیروزی دمکراتها در انتخابات میاندورهای کنگره طی سه ماه آینده میداند تا مانند سال ۱۹۷۴ در جریان جنگ ویتنام، با استفاده از قدرت قانونگذاری، بودجه و منابع مالی جنگ را قطع کنند. اما او هشدار میدهد اگر کنگره بودجه را مسدود کند و ترامپ با اتکا به اختیارات فرماندهی قوا آن را دور بزند، آمریکا مستقیماً وارد یک بحران عمیق قانون اساسی خواهد شد. گره خوردن بحران نظامی خارجی با شکافها و خشونتهای سیاسی داخلی، این انتخابات را به یکی از خطرناکترین مقاطع تاریخ معاصر آمریکا تبدیل کرده است.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
▶️ در دقیقه 21 تا 26 این مسئله مطرح میشود که آیا آیا جنگ اخیر موجب تقویت موقعیت ایران شده است یا خیر چرا؟ 📁 پیپ تایید میکند که ایران امروز بسیار قویتر از زمان پیش از شروع جنگ در ۲۸ فوریه است. او توضیح میدهد دلیل این امر، تسلط ایران بر تنگه هرمز و توانایی آن در تهدید هر شناوری است که قصد عبور دارد. ایران این قدرت را با استفاده از پهپادها، مینهای دریایی و موشکها تثبیت کرده و مانعی ایجاد نموده که کنترل بر جریان انرژی جهان را در اختیارش قرار میدهد. 💬 پیپ در پاسخ به ادعای #ترامپ که میگوید آمریکا طی چهار ماه بمباران شدید، نیروی هوایی، نیروی دریایی، رادارها و توان نظامی ایران را نابود کرده، و این مسئله که چگونه ایران همچنان قادر است به پایگاهها و کشتیهای آمریکایی حمله کند پاسخ میدهد که آمریکا اهداف آسان و تجهیزات آشکار را از بین برده است، اما ایران با ذخایر تسلیحاتی عظیمی شامل دهها هزار پهپاد، موشک بالستیک و کروز ضدکشتی وارد جنگ شد. او تاکید میکند که ایران برای وارد کردن خسارت سنگین نیازی به استفاده از تمام سلاحهای خود ندارد؛ بلکه با اجرای حملات انبوه و پرحجم، سیستمهای پدافندی آمریکا را ناتوان میسازد و عبور تنها بخش کوچکی از این موشکها و پهپادها برای فلج کردن اهداف کافی است. پیپ در ادامه بررسی نوع تسلیحات اشاره میکند که در ماه مارس ترکیبی از موشکهای بالستیک میانبرد و پهپادها استفاده میشد، سپس تمرکز بر پهپادها قرار گرفت، اما اخیراً ایران تمام طیف سلاحهای خود شامل موشکهای کروز پرواز در سطح دریا و موشکهای بالستیک را به صورتی بسیار هوشمندانه در جبهههای مختلف به کار گرفته است. 💬 او یادآور میشود که برخلاف تصورات، هیچ نشانهای از تمام شدن ذخایر تسلیحاتی ایران دیده نمیشود و حتی احتمال دارد آمریکا زودتر با کمبود موشکهای رهگیر مواجه شود. در نهایت، او نتیجه میگیرد که نابودی کامل این توانمندی نظامی غیرممکن است، زیرا ایران برای حفظ تسلط بر تنگه هرمز و ادامه فشار، نیازی به ارتش سنتی و تجهیزات سنگین ندارد.
▶️ در 9 دقیقه نخست این گفتگو پروفسور رابرت پیپ به تحلیل دلایل عدم موفقیت یادداشت تفاهم اسلامآباد میان آمریکا و ایران میپردازد. 🔑 او توضیح میدهد که مسئولان آمریکایی مانند معاون رئیسجمهور، مسئله را از زاویهای کاملاً تجاری دیدهاند و تصور میکردند با رویکرد پرداخت در ازای خدمات میتوانند بحران را حل کنند. در این چارچوب، آمریکا پیشنهاد یک طرح بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری را داد تا در ازای آن، ایران اقدام به بازگشایی تنگه هرمز کند. اما به باور پیپ، این طرز فکر نشاندهنده عدم درک ماهیت سیاست بینالملل است، چرا که جنگهای بزرگ بر سر توازن قدرت شکل میگیرند نه معاملات تجاری. او یادآور میشود که کنترل ایران بر تنگه هرمز، معادله قدرت در منطقه را بهشدت به نفع ایران تغییر داد و آنچه برای ایران اهمیت داشت، تثبیت این نفوذ ژئوپلیتیک و حرکت به سمت تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه بود، نه صرفاً دریافت کمکهای مالی. 👥 بخش جالب توجه این بخش از گفتگو آنجایی است که او برای پاسخ به این سوال که چرا طرفین دوباره وارد جنگ شدند، به متن ماده ۵ یادداشت تفاهم اشاره میکند. طبق این ماده، ایران تنها برای یک دوره ۶۰ روزه تردد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را بدون هزینه تضمین میکرد و پس از آن، تعیین هزینهها و عوارض عبور کاملاً به ایران و عمان واگذار میشد، بدون آنکه آمریکا هیچ حقی برای مداخله داشته باشد. پیپ با تأکید بر یکسان بودن کلمهبهکلمه سند منتشرشده توسط کاخ سفید و دولت ایران، توضیح میدهد که این بند عملاً کنترل بلندمدت تنگه هرمز را به ایران میسپرد و همین تعارضات عمیق بر سر توازن قدرت، مانع از پایدار ماندن توافق شد. 📌 هرچند به نظر میاد که پیپ نقش تنگه هرمز را بسیار کلیدی دیده است ولی به نظر من با وجود اهمیت تنگه پاسخ وی پاسخ کاملی به ماجرا نیست. بند 5 توافق نامه می گوید: با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران با بهکارگیری حداکثر تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون دریافت هیچ هزینهای و صرفاً برای مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و همچنین مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز بهطور کامل برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان دربارهٔ تعیین سازوکار اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز گفتوگو خواهد کرد و این موضوع را با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس، مطابق حقوق بینالملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، مورد بحث قرار خواهد داد. 🔒 همانطور که میبینیم برخلاف توصیف پیپ بند ۵ صریحاً نمیگوید ایران و عمان پس از ۶۰ روز بهتنهایی عوارض تعیین میکنند یا آمریکا هیچ حقی ندارد. سند میگوید عبور کشتیها فقط برای ۶۰ روز بدون هزینه تضمین میشود و درباره مدیریت آینده و خدمات دریایی با عمان و سایر دولتهای ساحلی گفتوگو خواهد شد. بنابراین، واگذاری کنترل کامل تنگه یک تفسیر ژئوپلیتیک از بند ۵ است، نه عبارت صریح سند. 📼 با این وجود این بخش از پادکست مهم است چرا که تمرکز آن روی یک مسئله مهم قرار دارد که کمتر به آن توجه شده است و آن هم: دو تصور کاملاً متفاوت از نظم آینده خلیج فارس است
💬 اولین محتوایی که در کانال منتشر میکنیم، گفتوگوی تازه و بسیار مهم برنامه The Diary of a CEO با پروفسور رابرت پیپ (Robert Pape) است؛ گفتوگویی که برای فهم روند جنگ ایران و آمریکا و پیامدهای احتمالی آن، ارزش ویژهای دارد. ⛓ مشاهده کانال The Diary of a CEO 💬 برای درک اهمیت این مصاحبه، ابتدا باید خود برنامه را شناخت. The Diary of a CEO با اجرای استیون بارتلت، یکی از بزرگترین و پربینندهترین پادکستها و ویدئوکستهای انگلیسیزبان جهان است. کانال یوتیوب این برنامه اکنون نزدیک به ۱۹ میلیون مشترک دارد و مجموع محتوای آن در یوتیوب و پلتفرمهای پادکست از مرز یک میلیارد بار پخش عبور کرده است. 📲 این برنامه معمولاً میزبان چهرههایی است که مستقیماً بر سیاست، اقتصاد، فناوری و افکار عمومی جهان اثر میگذارند؛ از رؤسای شرکتهای بزرگ و دانشمندان برجسته گرفته تا سیاستمداران عالیرتبه. برای نمونه، ⛓ جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز اخیراً مهمان این برنامه بوده است. 📍 اما مهمان این قسمت کیست؟ پروفسور رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و ⛓ مدیر پروژه Chicago Project on Security and Threats یا CPOST است؛ مرکزی پژوهشی که بر تهدیدهای امنیتی، جنگ، تروریسم و خشونت سیاسی تمرکز دارد. پیپ یکی از شناختهشدهترین پژوهشگران حوزه قدرت هوایی و منطق راهبردی جنگ است . او از سالهای پس از یازده سپتامبر، در مقاطع مختلف به دولتها و نهادهای امنیتی آمریکا درباره راهبرد نظامی مشاوره داده است و یک چهره کاملا فراجناحی است. 🔔 نکته مهمتر اینکه پیپ میگوید حدود ۲۰ سال است سناریوهای مختلف جنگ با ایران را مدلسازی و شبیهسازی میکند؛ از انتخاب اهداف و نحوه آغاز حملات گرفته تا واکنش ایران، گسترش منطقهای جنگ و احتمال ورود نیروهای زمینی. 🛡 این، سومین حضور پیدرپی او در این برنامه از زمان آغاز دور تازه جنگ است؛ اتفاقی که برای برنامهای با این حجم از مهمانان سرشناس، کمسابقه محسوب میشود. دلیل بازگشت مکرر او نیز روشن است: بخشی از هشدارها و پیشبینیهایش درباره چگونگی گسترش جنگ، گرفتارشدن آمریکا در چرخه تشدید تنش و دشواری کنترل پیامدهای سیاسی حملات، به روند واقعی تحولات نزدیک بوده است. 🚪 در مطالب بعدی بزودی، مهمترین بخشها، ادعاها و پیشبینیهای مطرحشده در این مصاحبه را بهصورت جداگانه بررسی خواهیم کرد.
➕ سلام به همراهان گرامی بعد از یک دوره کمفعالیتی به دلیل مشغلههای این ایام، تصمیم دارم فعالیت کانال رو با یک رویکرد جدید از سر بگیرم. 👥 در شرایط فعلی، قصد دارم به بازنشر گفتگوها و تحلیلهای مهم پیرامون شرایط جنگی ایران بپردازم؛ مطالبی که به دو دلیل در وب فارسی کمتر بازنشر میشن یا هیچ وقت منتشر نمیشوند: ◀️ غرق شدن اکثر رسانهها در اخبار لحظهای. ◀️ طرح مباحثی که لزوماً در قالب روایتهای خوشایند یا رسمی نمیگنجند. من تلاش میکنم بدون سوگیری، این دیدگاههای متفاوت و مهم رو انعکاس بدم. گاهی هم ممکنه نظر شخصی خودم رو ضمیمه کنم، اما اصل بر بازنشر تحلیلهای کلیدی است. 📼 سرمایه این کانال، بازخوردهای شماست. حتی نظرات مخالف شما برای من ارزشمنده چون باعث میشه متضاد فکر کردن رو بهتر درک کنم. 🙂 با ریاکشنها، ارسال نظرات و فرستادن پستها برای دوستانتون، مثل همیشه حامی کانال باشید.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи