- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 596
- 1/48двое суток
- 683
- 1/72трое суток
- 736
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کی میدونه چی پشت سینه ها شد
ولی آبیه چشمات که جای خون نبود این شعر پر از خون رو نمیخوام بگم...🖤
۲۷ سالم شد. سالهایی پر از تاریکی و بودنهای سایهوار... با زخمهایی که از هم زاده میشدن و در تنِ هم میمردن. امروز اما یه حس عجیب توی رگهامه: یک عطشِ بیرحم، یک میلِ سنگین و غریبه برای تغییری عمیقتر و بزرگتر تغییری که شاید منو آماده کنه برای یک پرواز بلند...…
آسمون شوخیه خدا با پرنده بود زیرِ نگاهِ خشکِ گلوله بود...
امروز میکاری توی سینه بذرِ مرگُ! ولی فردا که بیاد...هزار جوونه میبینی🖤🌱
تا مَن هستم که خالی از تو باشه بعیده که دیگه مایی از تو باشه...
میبینی؟ باز هم کلمه ها باز هم تنفر و باز هم همون تهوع همیشگی اون برگشته...
چَرخوندن اون خَنجری که خسته توی سینه بود
مرگ درمانه یا شروع یه بیماری جدید؟
قَسم به اندوهِ پشتِ پلکِ تَر امیدی نمونده که بشه کُشته تَر
مثل یه رویا بودم که گذشت بیدار شدی ازش...
اگه یروز بد شدم اون آدم خوبی که بودمو فراموش نکن.
شاید ورق برگرده اما خیلی چیزا دیگه برنمیگردن
گُمم از سوز آخرین ضربه از آخرین خَنجر توی مستی اخرین شَب ، تو هَپروتِ مرموزِ آخرین زَهر...
گفتم شعر شو تا فقط بگذره ولی زندگی زورش از کلمه بیشتره...
۲۷ سالم شد. سالهایی پر از تاریکی و بودنهای سایهوار... با زخمهایی که از هم زاده میشدن و در تنِ هم میمردن. امروز اما یه حس عجیب توی رگهامه: یک عطشِ بیرحم، یک میلِ سنگین و غریبه برای تغییری عمیقتر و بزرگتر تغییری که شاید منو آماده کنه برای یک پرواز بلند... یا یک سقوط محکمتر.
پرنده بودن چه فایده داره؟ وقتی تو قفس به دنیا اومدی
سال نو رو تبریک میگم امیدوارم هر قدمی که برمیدارین به سمت روشنایی و آگاهی باشه💙🕊
زیرِ آسمونی ک واس من نبود خواستن هیچوقت توانستن نبود
همیشه همینه مینویسم و بعد از اون کلمات متنفر میشم