tgindex
Blue whispers.

Blue whispers.

Статистика
@Fercanssowhispersперсидский

Chapters: @talktofercansso Unk bot: @Fercanssohazywhispersbot

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
172
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
85
20 постов
Вовлечённость
49,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
73
1/48двое суток
83
1/72трое суток
90

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • « خودت رو به من نشون بده؛ بگو که چی میخوای!» من پاسخم رو طوری که نباید، گرفتم. درست زمانی که هفده ساله شدم و نحسی رو به زندگی همه آوردم. شاید نباید کاری که کردم رو، انجام می‌دادم. شاید اگر هیچوقت به اونجا نمی‌رفتم و یا هیچ گاه تماسِ لارا رو بی‌جواب نمیذاشتم، هیچکدوم از این اتفاقات... نمیفتاد! من چیکار کردم؟ خدای بزرگ من چیکار کردم؟! حالا خانواده‌ام تقاص اعمال من رو پس می‌دن؛ این گناهِ منه. گناهی که تا زمانی که به زیر خاک برم، به دوش می‌کشم. حالا من یک قاتلم، و این آخرین قطرات جوهریه که تلف می‌کنم تا گناهانی که مرتکب شدم رو به ثبت برسونم.

  • без подписи

  • من نگاهش رو روی خودم همیشه احساس می‌کردم، حتی زمان هایی که نمی‌خواستم متوجه حضورش بشم. اون چشم‌ها، تمام شب، از میون مِه غلیظ جنگلِ هوریگان، رو زیر نظرم داشتن؛ انگار که... فقط من رو می‌دید. روز ها و ماه ها و سالها نادیده‌اش گرفتم، تا اینکه یک روز، نتونستم. این غیر ممکن بود، چرا که فرا سوی جنگل تاریکی‌ که دور تا دور خونه رو فرا گرفته بود، یک چیزی من رو به سمت خودش می‌کشید. یک احساس، یا شاید هم صدایی آشنا در رویا هایی که به خوبی یک فیلم، به خاطرشون می‌آوردم. اون چه کسی بود؟ و چرا دائماً وجودش رو در پشت سرِ خودم، یا در سایه‌های پنهان، احساس می‌کردم؟ چشمانی سرد و سبز داشت، سبز رنگ تا لحظه‌ای که سرم رو میچرخوندم و من هم متقابلاً بهش خیره می‌شدم. اون زمان بود که سرمای یخیِ نگاه تیزش، من رو به لرزش می‌نداخت. مردی که قدم در اشکال نامفهوم شب می‌گذاشت، بالاخره خودش رو به من نشون داد.

  • без подписи

  • یا وقتی موقعیت خطرناکه همیشه کلیشه اینه که ویلن یا مرد نقش مکمل میاد نجاتت میده چی میشه اگر خودش هلت بده توی دره🤣🤣🤣🤣🤣🤣

  • بچه ها فرض کنید کلیشه برعکس بشه همه چیز. تو رییس مافیا رو بدزدی، تو ددی سرد و خشن باشی 😂😂😂😂😂

  • فرض کنید مثل سریال چینی ها، جونگهان تناسخ کنه در بدن ویلن ولی قراره ویلن بهتری باشه نه آدم بهتری 😂😂😂😂😂 و مرد نقش اصلی عاشق ویلن بودنش بشه

  • без подписи

  • یا جای اینکه ددی آلفای سرد و خشن که با همه بده با تو خوب باشه، اینجوری باشه که سونگچول با همه سوییته نرمه نازه به تو که میرسه میخواد استفراغ کنه روت

  • همیشه ددی ماجرا ریچ پولداره خب حالا یه بارم جونگهان پولدار باشه! فرض کنید سونگچول شرکت داره و رییسه و اوووووف بعد جونگهان که منشیشه یهو از خواب پا میشه و میبینه به طرز جادویی ای پدر بزرگ سونگچول تمام مال و منالش رو زده به اسم جونگهان🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

  • без подписи

  • یا انمیز تو لاورز هست؟ همیشه یه صحنه ای هست که تاپ داستان میبینه نقش اصلی آسیب دیده و میگه: کی این کارو باهات کرده 🔥🔥💋🔞

  • یا انمیز تو لاورز هست؟ همیشه یه صحنه ای هست که تاپ داستان میبینه نقش اصلی آسیب دیده و میگه: کی این کارو باهات کرده 🔥🔥💋🔞

  • فرض کنید سونگچول دوک باشه ( ناولای استریت همیشه یه دوک از سرزمین شمالیه مرد نقش اصلی ) و جونگهان هم شاهزاده باشه اما وقتی دوک نظرش بهش جلب میشه جونگهان جدی میخواد از دستش فرار کنه

  • یا به گذشته سفر کنه اما عاشق یه خدمتکار شه نه ارباب عمارت 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

  • وای یا سونگچول سایکوپث باشه و جونگهان کسیه که دهنش رو سرویس می‌کنه 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂