LEE JOONGI | لی جونگی🪷
Статистика•جمع خودمونی جونگی لاورا🥹💘🌱 ꪆৎJG Archive: @JGDrama ꪆৎJG Mood: https://t.me/JGstickers ꪆৎPM: @JGAnswer
- Последний пост
- 17 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
•²⁰²⁶ ⁷ ¹⁷• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت¹² ⁸⁰|وقتی این مجله رسمی به دست همه میرسه، اگه کسی بخواد همون غذایی که لیجونگی میخوره رو بخوره، چه چیزی رو بیشتر پیشنهاد میکنید؟ اگه میخواید این حس رو داشته باشید که «امشب دارم با جونگی آبجو میخورم»، حتماً باید یاکیتوری (سیخ مرغ کبابی) باشه. من معمولاً هم خیلی به رستورانهای تخصصی یاکیتوری میرم. برای کسایی که رژیم دارن هم خیلی مناسبه، و با آبجوی مورد علاقهام فوقالعاده هماهنگ میشه. امیدوارم وقتی این مجله رسمی رو میخونید، یاکیتوری بخورید و آبجو بنوشید، انگار که دارید با من آبجو مینوشید (میخندد). ⁸¹|من نان و برنج سفید رو خیلی دوست دارم، حتی وقتی رژیم دارم اغلب در برابر وسوسه شکست میخورم، چه کار کنم؟ (انگار اومده پیش متخصص تغذیه😐😂این سوالا چیهههع🦦) در واقع من هم نان رو خیلی دوست دارم. اما تازگیا کشف کردم که در بازار نانهای پر پروتئین زیادی وجود داره. چرا اونها رو امتحان نمیکنید؟ اگرچه کاملاً بدون کربوهیدرات نیستن، اما چون گلوتن ندارن، میتونید به تدریج سعی کنید اونها رو جایگزین نانهای معمولی کنید. حتی اگر ۱۰ سال نان نخورده باشید، باز هم یک وقت یهویی دلتون نان میخواد.بنابراین خودم هم مدام دنبال نانهای پر پروتئین مختلف میگردم تا امتحان کنم. حتی بعضیاشون بیش از ۸۰٪ پروتئین دارن و برای کاهش وزن هم بسیار مناسبن. ⁸²|شما همیشه رژیم غذاییتون رو کنترل میکنید، وضعیت سلامتیتون در حال حاضر چطوره؟ مطمئناً خوبه(میخندد). ⁸³|از وقتی که طرفدار لیجونگی شدم، به غذاهای کرهای علاقهمند شدهم. اگه بخواید پنج غذا از غذاهای کرهای مورد علاقتون رو پیشنهاد بدین، کدوما هستن؟ · کیمچیجون (پنکیک کیمچی) · کیمچیپوگومباب (برنج سرخشده با کیمچی) · گانجانگگهجانگ (خرچنگ تخمدار خام که در سس سویا خوابونده شده) · سامگهتانگ (سوپ مرغ با جینسینگ و برنج) · غذاهای گوشتی گاو کرهای (گالبی/بولگوگی) ⁸⁴|همشون غذاهایی هستن که آدم دوست داره با هم بخوره! اما الان، تقریباً در تمام این غذاها، برنج سفید رو با توفو جایگزین کردم. علاوه بر این اخیراً برنج کونجاک هم میخورم تا جایگزین برنج سفید معمولی کنم. ⁸⁵|اگر یک ساعت وقت آزاد داشته باشید، چه کار میکنید؟ یک ساعت؟ به نظر کمی کوتاهه (میخندد). اگر جای دیدنیای نزدیکم باشه، کمی قدم میزنم و نگاه میکنم. یا شاید برم دنبال یه رستوران خوب در همون حوالی بگردم. ⁸⁶|گاهی در مقابل طرفدار هاتون اشک میریزید،معمولاً آدمی هستید که زود گریه میکنه؟ من حتی با دیدن سریالهای تلویزیونی هم گریه میکنم. فکر میکنم جزو اون دسته آدمهایی هستم که به محض اینکه ریلکس میشن، اشکشون درمیاد. و با بالا رفتن سن، به نظر میرسه راحتتر از قبل گریه میکنم. راستش خودم هم خیلی دوست دارم بدونم چرا اینطوری شدم (میخندد). ⁸⁷|اینکه بتونید احساساتتون رو صادقانه بروز بدید، اتفاق خوبی نیست؟ فکر میکنم دلیل گریه کردنم اینه که خیلی دوست دارم به طرفدارام تکیه کنم. هر وقت کنارشون هستم، صادقتر و روراستتر میشم. در واقع، من آدم بزرگی نیستم. همه شما این همه عشق و اعتماد به من دادید و من همیشه دوست داشتم محبت شما رو جبران کنم. اما هر وقت حس میکنم هنوز به اندازه کافی تلاش نکردم، همزمان پشیمونی و عذرخواهی در دلم موج میزنه. بنابراین اون احساسات به طور طبیعی تبدیل به اشک میشن و جاری میشن. و در بین اون اشکها، یک حس «لطفاً من رو درک کنید» هم وجود داره.(اویییی🥹😭😭) ⁸⁸|اگه لیجونگی میتونست، یک سوال از طرفدارهاش بپرسه، بیشتر دوست داشت چه چیزی بپرسه؟ دوست دارم بپرسم: «چرا اینقدر من رو دوست دارید؟» و همچنین، دوست دارم بپرسم: «آیا میتونیم همیشه مثل الان، به هم تکیه کنیم و با هم پیش بریم؟» ⁸⁹|اگه یک رو قرار باشه یک آرزو با طرفدارها تون داشته باشید،اون چه آرزوییه؟ هوم... اگه فقط یک روز باشه، دوست دارم در یک سالن خیلی بزرگ با همه شما ملاقات کنم. قبلاً که فن میتینگ رو برنامهریزی میکردیم، همیشه به صورت رویداد و مسابقه برگزار میشد، و من همیشه حس میکردم کمی حیفه. در واقع من همیشه دوست داشتم که به صورت کنسرت زنده (Live) با همه دیدار کنم. حالا بالاخره داریم این کار رو انجام میدیم. امیدوارم یک روز بتونم در یک سالن بسیار بزرگ با تمام طرفدارهام ملاقات کنم. این همیشه بزرگترین رویای من برای فن میتینگ بوده. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹⁵• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت¹¹ ⁷⁰|به عنوان یک طرفدار، واقعاً از شما سپاسگزارم که همیشه برای ما ارزش قائل هستید و زبان ژاپنی رو دوست دارید. از همون اول وقتی که تازه فعالیتم رو شروع کرده بودم، طرفدارهای ژاپنی از من حمایت میکردن. دقیقاً به همین خاطره که تونستم این همه فرصت به دست بیارم. الان در سراسر دنیا طرفدارهایی دارم که از من حمایت میکنن، اما همیشه حس میکنم نسبت به طرفدارهای ژاپنی قدردانی و احترام ویژهای دارم. واقعاً همیشه از همه سپاسگزارم. ⁷¹|بین چهار فصل ژاپن، کدوم فصل رو بیشتر دوست دارید؟ زمستان. چون زمستان ژاپن نسبت به کره کمی گرمتره(میخندد). و علاوه بر اون، بیشتر سفرهام به توکیو بوده و مناظر شبانه چراغونیها در توکیو واقعاً زیبا هستن و تأثیر عمیقی روی من گذاشتن. ⁷²|اگر غذایی باشه که دوست دارید، اون رو اول میخورید یا برای آخر نگه میدارید؟ برای آخر نگه میدارم. اول چیزهایی مثل سالاد (پیشغذا) رو میخورم و در نهایت غذای مورد علاقهام رو به عنوان آخرین لقمه میخورم (میخندد). ⁷³|معمولاً خودتونن آشپزی میکنید؟ تقریباً نه. چون مدام در حال مدیریت تناسب اندامم (وضعیت بدن) هستم، بنابراین کمتر پیش میاد که خودم غذا درست کنم. قبلاً خودم چیزهایی مثل برنج سرخکرده درست میکردم، اما الان مصرف کربوهیدرات رو کنترل میکنم، بنابراین طبیعتاً کمتر آشپزی میکنم. ⁷⁴|یادم میاد قبلاً خیلی غذاهای تند دوست داشتید، الان هم همینطوره؟ الان هم خیلی دوست دارم. حتی وقتی رژیم کمکربوهیدرات دارم، باز هم فلفل زیاد میزنم. برای همین خواهرم همیشه نگران منه. مثلاً موقع خوردن برنج سرخکرده توفو، من هم فلفل سبز تند (چیلی) زیاد میزنم و هم سس توباسکو (Tabasco). ⁷⁵|شما همیشه مصرف کربوهیدرات رو کنترل میکنید، پس چطور معمولاً سلامتید و انرژی خودتون رو حفظ میکنید؟ تازگیها گهگاهی برنج سفید هم میخورم. اما اغلب اون رو با برنج کونجاک (برنجی که از ریشه گیاه کونجاک ساخته شده و کالری کمی داره) جایگزین میکنم. در واقع من رژیم خیلی سختگیرانهای ندارم. وقتی سفر هستم، کمی برنج هم میخورم. و الان شروع کردم که همراه با گوشت، برنج سفید بخورم. فقط سعی میکنم تا جای ممکن از محصولات گندم (آردی) پرهیز کنم. هر بار که به ژاپن میرم، عاشق چوبهای توفو هستم که در فروشگاههای راحتی (کانبینی) میفروشن و مرتب میخرم و میخورم. ⁷⁶|شما همیشه به مدیریت تناسب اندام اهمیت زیادی دادید. غیر از توفو، معمولاً چه چیزهای دیگه ای میخورید؟ در واقع هنوز هم گوشت میخورم. اما اخیراً مراقب کلسترول هستم، بنابراین سبزیجات زیادی هم میخورم. خواهرم اغلب برام سالاد درست میکنه و این اواخر من کاملاً عاشق سالادهایی شدم که او درست میکند (میخندد).(اوخوداااا🥹🥹) ⁷⁷|یک طرفدار خانم ۵۰ ساله و بسیار اهل غذا میخواد بپرسه: آقای جونگی این اواخر دیوانهوار عاشق چه غذایی شده؟ این اواخر خیلی چوبهای توفو رو دوست دارم که در فروشگاههای راحتی ژاپن فروخته میشن. اما همزمان، دارم به این فکر میکنم: «آیا الان دیگه لازم نیست اینقدر عمداً مصرف آرد و گندم رو محدود کنم؟» بنابراین کتلت گوشتِ سرخشده (تونکاتسو) مدام از ذهنم میگذره (میخندد). در سفر اخیرم به ژاپن، به یک رستوران تخصصی تونکاتسو رفتم و واقعاً خوشمزه بود. ⁷⁸|اگر الان اصلاً مجبور نبودید به اندامتون فکر کنید و هر چیزی دوست داشتید میتونستید بخورید، بیشتر از همه چی دوست داشتید بخورید؟ (بابا سس کنید به این مرد دیگه😐🤣) همه غذاهای ژاپنی (میخندد). دوست دارم یک تور دور ژاپن بزنم و یک سفر غذا خوری رو شروع کنم. تونکاتسو، سوشی، همشون رو دوست دارم بخورم. انواع دونبوری (کاسه برنج با مخلفات) رو هم دوست دارم یک بار امتحان کنم. و همچنین، چیزهایی که همیشه توی دلم مونده همون کایسکی (وعدههای سنتی چند قسمتی) در چشمههای آب گرمه. دوست دارم همه اینها رو بخورم. 7⁹|برای لیجونگی، بهترین غذای تشویقی که بعد از یک تلاش سخت میخوره چیه؟ اون قطعاً... آبجوییه که هر بار در ژاپن مینوشم. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹⁵• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت¹⁰ ⁶¹| در طول فیلمبرداری و جابجایی در ژاپن، منظرههای زیادی دیدید. اگه بخواید در ژاپن خونهای بسازید، دوست دارید در چه مکانی و با چه منظرهای زندگی کنید؟ راستش من اولش علاقه چندانی به چشمههای آب گرم نداشتم. اما اخیراً که به تنهایی سفر میکنم، مکانهای خیلی خوبی پیدا کردم. بهویژه ایزو در استان شیزوکا رو خیلی دوست دارم. دریا واقعاً زیباست. حتی حس میکنم اگه فقط یک ماه هم اونجا بمونم، عالی میشه. ⁶²|اگه واقعاً مجبور باشید یک سال در ژاپن زندگی کنید، چه احساسی دارید؟ فکر میکنم بد نباشه! البته به شرطی که فیلمبرداری مدام ادامه داشته باشه. این سری دوبار به ژاپن رفتم و هر بار حدود دو هفته موندم. تفاوت چندانی بین کره و ژاپن احساس نکردم. در عوض حس میکنم خیلی راحت و آروم هستم. بنابراین حتی فکر میکنم میشه به زندگی در جاهایی غیر از توکیو هم فکر کرد. ⁶³|اگر واقعاً بخواید زندگی کنید، بین شهرهای بزرگ، متوسط یا حومه/روستای ژاپن کدوم رو انتخاب میکنید؟ حومه (روستا) هم به نظر بد نیست~ این بار وقتی برای مدت کوتاهی در ناگویا موندم، حتی با خودم گفتم: «کاش میتونستم همینجا یک ماه بمونم.» عوامل ژاپنی هم مکانهای زیادی رو به من معرفی کردن. بنابراین، به فکر افتادم که قبل از اینکه سنم بالاتر بره، مدتی رو در خارج از کشور زندگی کنم. ⁶⁴|تا الان، کدوم شهر ژاپن رو بیشتر دوست داشتید؟ احتمالاً توکیو. توکیو بیشتر از همه به سئول شباهت داره، بنابراین در اونجا احساس راحتی میکنم. علاوه بر این، ایزو رو هم خیلی دوست دارم. تویاما هم عالیه. ⁶⁵|محبوبترین غذای ژاپنیتون چیه؟ اوه... خیلی زیادن~ سوشی رو دوست دارم، کاتسو (گوشت سوخاری) رو هم دوست دارم، رامن هم... همهشون خیلی خوشمزهان. اما اگر بخوام محبوبترینم رو بگم، کایسکی (غذاهای چند قسمتی که در اقامتگاههای سنتی سرو میشه) رو ترجیح میدهم که موقع اقامتم در چشمههای آب گرم خوردم. واقعاً فوقالعاده خوشمزه ست. فکر میکنم به خاطر اینه که با محصولات محلیِ اون منطقه تهیه میشن، بنابراین طعمشون فوقالعادهست. واقعاً عالی بودن. ⁶⁶|در سفر سال گذشته به اوزاکا، بهترین غذایی که خوردید چی بود؟ یاکیتوری (سیخهای مرغ کبابی). و با آبجوی مورد علاقهام خیلی هماهنگ میشه (میخندد). هر بار که به توکیو میرم هم به رستورانهای تخصصی یاکیتوری سر میزنم. در رستورانهایی که آشپز خودش مستقیم سیخها رو کباب میکنه، طعمشون کاملاً متفاوته. میشه روحیه و جدیت یک آشپز حرفهای رو به خوبی حس کرد. سال گذشته در اوزاکا، واقعاً یاکیتوریِ خیلی خوشمزهای خوردم. ⁶⁷|سال گذشته هنگام عکاسی برای مجله رسمی در اوزاکا، کدوم عکس رو بیشتر دوست داشتید؟ عکسی که روی پل داخل پارک دایسن در شهر ساکای گرفتیم، بیشتر از همه توی ذهنم مونده. همچنین، جنگل بامبو در آراتییاما، کیوتو رو هم خیلی دوست دارم.بعلاوه اونجا محل فیلمبرداری فیلم برف پاک (Virgin Snow) بوده، بنابراین برای من خاطرهانگیزتره. ⁶⁸|جایی در ژاپن بوده که مخفیانه رفته باشید و طرفدار هاتون از اون بیخبر باشن؟ بله!! یک بار من و خواهرم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم بریم پیادهروی. به اوکوشیبو رفتیم. اونجا ایزاکایاها (رستورانهای سنتی کوچک) و بارهای زیادی هستن که فقط محلیها از اونها خبر دارن. من اونجا رو خیلی دوست دارم. و حتی همین که فکر میکنم امروز کدومیکی رو انتخاب کنم، خودش تبدیل به یک کار جذاب میشه. ⁶⁹|این سالها زبان ژاپنیتون واقعاً پیشرفت زیادی کرده و تلفظتون هم خوبه. چطور یاد گرفتید؟ قبل از هرچیز، من انیمه خیلی دوست دارم. خیلی انیمه دیدم و فکر میکنم این خیلی به زبان ژاپنیم کمک کرده. قبلاً فکر میکردم انگلیسی خیلی مهمتره، بنابراین همیشه تلاش میکردم انگلیسی یاد بگیرم. اما الان، دوست دارم بتونم ژاپنیِ طبیعیتر و صمیمیتری صحبت کنم. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
ریکشن هاتون رو دریغ نکنید❤️ شبتون بخیر✨
•²⁰²⁶ ⁷ ¹⁴• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁹ ⁵³|ورزشی که معمولا بیشتر انجام میدید چیه؟ این اواخر دارم تلاش میکنم با دویدن استرسم رو کم کنم. ⁵⁴|بالاخره همون دویدن هستش! اگه امکان خروج از خونه نباشه، روی تردمیل داخل خونه هم حدود چهل دقیقه میدوعم. تقریباً هر روز همینطوره. فقط کافیه بدوعم، حتماً رنگ و روم بهتر میشه. صبح ها هم همینطور؛ قبل از فیلمبرداری میرم باشگاه هتل و روی تردمیل میدوعم. حتی اگر فقط کمی بدویید و روز رو شروع کنید، با اینکه بلافاصله بعد از بیدار شدن سر کار برید، وضعیت بدنتون کاملاً متفاوته. رانها بزرگترین ماهیچههای بدن هستن و به نظرم فارغ از زن و مرد بودن، حتماً باید مرتباً فعالیت داشته باشن. با این کار گردش خون بهتر میشه و چهره و حال و هوای کلی آدم بهتر به نظر میرسه. ⁵⁵|هر روز تمرینات قدرتی (بدنسازی) انجام میدید؟ نه هر روز. تقریباً هفتهای سه بار. ⁵⁶|با اینکه هیکلی نیستین، اما عضلات بازو و پاها خیلی ورزیده بنظر میرسن! احتمالاً به خاطر اینه که مردم عکسهایی رو که من گاهی بعد از وزنهبرداری در اینستاگرام میذارم، دیدهن. ای بابا... این قرار بود یه راز بمونه (میخندد). ⁵⁷|روشی وجود داره که بدون اینکه اذیت بشید، بتونید با لذت به ورزش کردن ادامه بدید؟ این واقعاً سخته. بنابراین، به جای اینکه مدام به خودم یادآوری کنم «حتماً باید ورزش کنم»، شب قبل از خواب لباس ورزشیِ فردا رو میپوشم و میخوابم. به این ترتیب صبح که از خواب بیدار میشم، اتوماتیک میرم سمت باشگاه. فکر میکنم باید اجازه داد بدن خودش شروع به حرکت کنه. به همین دلیل، حتی اگر فردا فیلمبرداری داشته باشم، به خودم میگم: «اول برو ورزش کن، بعد برو فیلمبرداری.» در واقع همین الان هم دارم با لباس ورزشی مصاحبه میکنم (میخندد). ⁵⁸|پس شما صبح که بیدار میشید، بدون اینکه چیزی بخورید مستقیم میرید ورزش؟ انجام ورزش هوازی با معده خالی بهترین حالته. البته اگر هدف عضلهسازی باشه، باید خوب غذا خورد و بعدش ورزش کرد. اما من از اون دسته آدمهایی نیستم که بخوام بدنم رو خیلی ورزیده و عضلانی کنم. بنابراین از شب قبل لباس ورزشی رو میپوشم و آماده میشم. شب قبلش هم حمام میرم. به این ترتیب، به محض اینکه بیدار بشم، میتونم فوراً ورزش کنم. کفشها رو هم از قبل آماده میکنم تا همیشه در حالت آمادهباش برای دویدن باشم. اگر بخوام بعد از بیدار شدن با ارادهام تصمیم بگیرم که برم یا نه، در واقع کار آسونی نیست. بنابراین شب قبل با همون لباس ورزشی میخوابم. اگر این کار رو بکنید، همه زیباتر به نظر میرسن (میخندد). ⁵⁹|در ورزشهای توپی کدومشون رو بهتر بلدید؟ بهترین ورزش من قبلاً اسکواش بود. الان دیگه فرصتی برای بازی کردنش پیش نمیاد، واسهی همین دیگه بازی نمیکنم. توی بیسبال، بسکتبال و پینگپنگ زیاد خوب نیستم. اما فوتبال رو قبلاً کمی بازی کردم. حتی قبلاً عضو یک تیم فوتبال هم بودم. ولی الان اگه دوباره بخوام با یه تیم بازی کنم، برام کمی سخته. پست من اون زمان هافبک / بازیکن میانی بود. ⁶⁰|لیجونگی در اوزاکا هم دویده. اگر فرصتی پیش بیاد، دوست دارید توی کدوم کشوری که هنوز نرفتید بدوید؟ دوست دارم همه جا رو ببینم و بدوعم. مدتیه که برنامه تلویزیونی Extreme 84 رو از شبکه MBC تماشا میکنم .داشتم میدیدم که Extreme 84 چطور در شرایط مختلف و سخت ماراتن رو به چالش میکشه. کاملا مجذوبش شده بودم و بنظرم فوقالعاده بود. چون به جای اینکه سریع بدوعم، دوست دارم طولانیتر بدوعم. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹⁴• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁸ ⁴⁸|همه معتقدن که لیجونگی موقع سوارکاری خیلی خوشتیپه و مهارت اسبسواریتون هم عالیه. از زمانی که شروع به اسبسواری کردید، تاحالا شده که از اسب بترسید؟ من واقعا از اسب سواری لذت میبرم. و درواقع توی این کار کاملا ماهرم(میخندد). با این حال، موقع سوارکاری همیشه باید فروتن بود. به هر حال، این اسبه که واقعاً من رو به همراه خودش میبره. اگه خوب قدرش رو ندونم، به راحتی ممکنه اتفاق خطرناکی بیفته. ⁴⁹|قبل از اسبسواری، چه کارهای مقدماتی انجام میدید؟ اول با اسب ارتباط میگیرید تا احساس آرامش کنه؟ اول به آرومی تمام بدنش رو نوازش میکنم. بعد مدام به چشماش نگاه میکنم و به تدریج فاصله بینمون رو کم میکنم. بعدش باهاش حرف میزنم. مثلاً میگم: «امروز هم به تو تکیه میکنم، میتونم سوارت بشم؟» اگه اون روز حال خوبی نداشته باشم، قبلش بهش میگم: «امروز کمی خستم، لطفاً بیشتر مراقبم باش.» حتی اون رو در آغوش میگیرم. بعد از سوار شدن، یک دست رو دور گردنش میذارم و به آرومی ماساژ میدم و همزمان به حرف زدن با اون ادامه میدم. مثلاً: «خب، آروم آروم شروع میکنیم.» همینطور با هم حرف میزنیم و کارهایی رو که باید امروز انجام بدیم، با هم پیش میبریم. حتی اگر فیلمبرداری خیلی شلوغ باشه، این روند رو هرگز حذف نمیکنم. چون باید اول با اون دوست بشم. بنابراین اول بهش میگم: «امروز با هم تلاش میکنیم.» اسب در واقع من رو با خودش حمل میکنه، پس معمولا ازش میپرسم: «خیلی خستهات میکنم، نه؟» وقتی علامت میدم که «خب، حالا شروع میکنیم به دویدن»، اسب هم حرفم رو میفهمه. در نهایت، وقتی اسب حس کنه که «این آدم واقعاً قدر من رو میدونه»، خود به خود با من هماهنگ میشه. (گوگولیییی چقدر این جوابشو دوست داشتم🥹😭😭) ⁵⁰|حتی اگر اسبی باشه که برای اولین بار میبینید، باز هم همین رفتار رو دارید؟ درسته. و علاوه بر این، اکثر اسبهایی که بازیگران اصلی سوار میشن، از قبل هماهنگ میشن. حتی اگر اسبی ذاتاً خیلی دونده باشه، ممکنه اون روز حال و هوای خودش رو داشته باشه و شرایط خوب نباشه. در این زمان نباید عجله کرد و نباید اون رو سرزنش کرد. در عوض باید بهش نزدیکتر شد، اون رو در آغوش گرفت و باهاش ارتباط برقرار کرد تا به طور طبیعی آروم بشه. بنابراین، من همیشه به ارتباط با اسب ها اهمیت زیادی میدم. قبل از اینکه واقعاً شروع به دویدن کنیم، به آرومی زمانی رو باهاشوم میگذرونم. بعد از تمام شدن کار، ازش میپرسم: «میتونی دوباره با من بدوی؟» تا زمانی که رضایتش رو جلب کنم، اون حاضر میشه دوباره با من بدوعه. بنابراین، من فکر میکنم احترام متقابل، چه برای حیوانات و چه برای انسانها، در اصل کاملاً یکسانه. اما اخیراً، گاهی اوقات حس میکنم کنار اومدن با سگها سختتره (میخندد). ⁵¹|آیا سگها حیواناتی هستن که راحتترین ارتباط عاطفی رو با انسان برقرار میکننن؟ به راحتی میشه با اونها رابطه عاطفی برقرار کرد. با این حال، «بچه» (سگ) خونه ما دیگه پیر شده. الان به نوعی حس میکنم که من "تولهسگ" اون هستم (میخندد). (وای جر🤣🤣🤣😭) اخیراً حتی مدام ازش میپرسم: «امروز دوست داری من برات چیکار کنم؟» و همیشه بهش میگم: «امیدوارم همیشه سلامت باشی.» این روزها خیلی نگران سلامتی سگم «گابی» (Kabi) هستم. (خدایااا🥹😭واقعا امیدوارم سلامت باشه🫠😭) ⁵²|گابی الان چند سالشه؟ الان چهارده سالشه. از همون اول هیچوقت حالش کاملا خوب نبوده. خواهرم مدام از گابی مراقبت میکنه و گاهی اونقدر درگیر میشه که نمیتونه به کارهای دیگه برسه. خوشبختانه، حالش کمکم رو به بهبوده. پن:پارت گوگولی و نازی بود🥹😂🎀 ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹³• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁷ ⁴³|یکی از طرفدارها گفته که به دلیل ماهیت کارم، بعد از اتمام هرکار، یک دوره بی انگیزگی رو تجربه میکنم و تغییر مسیر برام دشواره. آقای جونگی، شماهم از شروع چالش های جدید میترسید؟ منم همیشه همینطور بودم. فکر میکنم اکثر بازیگرها اینجوری هستن. یک روز قبل از فیلمبرداری، مثل یک تازهکار استرس دارم و مدام فیلمنامه رو مرور میکنم. وقتی به محل فیلمبرداری میرسم، در حالی که منتظر تأیید اولین برداشت هستم، مدام به خودم دلداری میدم: «اجرای من حتماً اشکالی نداشته.» به خودم میگم: «از اول همه باید با هم هماهنگ بشن، زیاد نگران نباش.» و اطرافیان و کسایی که همیشه من رو تماشا میکنن هم تمام تلاششون رو میکنن تا به من کمک کنن، پس اشکالی نداره. مدام به خودم این رو تلقین میکنم. البته، حتی اگر سعی کنم حالم رو خوب کنم، ممکنه یهو همه چیز درست پیش نره. اما به محض شنیدن اولین «OK!» از طرف کارگردان، با خودم میگم: «آخیش، حالا میتونم با خیال راحت با همه تا انتهای کار پیش برم.» چیزی که میخوام بگم اینه که در واقع همه همینطور هستن. بنابراین زیاد نگران نباشید. هرچند، آمادگیِ قبل از کار رو حتماً باید با تمام وجود انجام بدین. ⁴⁴|الان بیشتر دوست دارید چه نقشی رو به چالش بکشید؟ هنوز دوست دارم فیلمهای اکشن بازی کنم. چون تازه دارم شروع میکنم به حس کردنِ تغییراتِ بدنم (میخندد). برای کارهای اکشن، یک "زمان مناسب برای به چالش کشیدن" وجود داره. ذهن و احساساتم رو میتونم همیشه و برای مدت طولانی به کار بگیرم، اما زمانی که بدن واقعاً بتونه به خوبی و چابکی حرکت کنه، محدوده. بنابراین تا وقتی که هنوز توانش رو دارم، دوست دارم با تمام وجود یک فیلم اکشن بازی کنم. اگر اکشن نباشه، خیلی دوست دارم نقشهای پیچیدهای مثل افراد دارای چند شخصیت (بیماری تجزیه هویت) رو بازی کنم. ⁴⁵|آیا رمان یا مانگایی هست که همیشه آرزو داشتید یک روز شخصاً اون رو بازی کنید؟ واقعاً زیادن. موقع خوندن آثار ادبی میتونم تخیلم رو به طور کامل به کار بگیرم. و چون بازیگر هستم، معمولاً در حین خواندن این فکر در ذهنم شکل میگیره: «اگر این احساس باشه، دوست دارم تلاش کنم اون رو اجرا کنم.» من خیلی دوست دارم اون نوع داستانهایی رو بازی کنم که به طور طبیعی از دلِ پاکی، گرما و غم بیرون میان و سرنوشتِ آدمها رو از طریق روابط انسانی به هم گره میزنن. ⁴⁶|اگر یک روز به عنوان کارگردانِ فیلم یا سریال، اثری خلق کنید، دوست دارید چه داستانی رو بسازید؟ میخوام داستانی با این مضمون بسازم: «زندگیِ خودت، یا شاید فقط یک فرصتِ کوچک از زندگیِ یک نفر؛ اما اگر این فرصتها رو به هم وصل کنی، میتونن به یک سرنوشت جدید تبدیل بشن.» میخوام اثری بسازم که این پیام رو منتقل کنه ⁴⁷| لی جونگی نه تنها در بازیگری، بلکه در مدیریت رژیم غذایی و تناسب اندام هم همیشه بسیار منضبطه. اگر یک بار دیگه متولد میشدید، باز هم دوست داشتید بازیگر بشید؟ اگر هوش مصنوعی (AI) وجود نداشت (میخندد)،(چه گیری داده به هوش مصنوعی🤣حرفای بابا بزرگی میزنه بچم🙂🤣) حتی اگر به گذشته برمیگشتم، باز هم یک بار دیگه بازیگر میشدم. من باور دارم که سنت و احترامی که در طولِ سالیان متمادی به هنرِ اجرا و نمایش انباشته شده، هرگز در آینده ناپدید نخواهد شد. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹³• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁶ ³⁶|در هنگام فیلمبرداری، میتونید فوراً بین حالت کار و استراحت جابهجا بشید که این کار باعث شگفتی میشه. آیا از همون ابتدا اینجوری بودید؟ ذاتاً شخصیت آرامتری دارم و اهل این نیستم که احساساتم رو زیاد بروز بدم. در اوایل کار، عمداً سعی میکردم شادابتر به نظر برسم، شاید همین باعث شد دیگران فکر کنن من آدم پرانرژیای هستم. اما وقتی در صحنه فیلمبرداری با خوشحالی میرقصیدم و میدیدم که عوامل هم از این فضا لذت میبرن، کمکم این رفتار برام عادی شد. با انباشته شدن تجربههای بازیگریم، حالا حتی از همین سبکِ خودم لذت میبرم. در حین بازی به طور کامل در حالت "تمرکز" میرم، اما به محض تموم شدن کار، تلاش میکنم فضا رو عوض کنم تا دیگران هم بتونن ریلکس بشن. البته این سبک زندگی از نظر احساسی و فیزیکی خیلی انرژیبره و وقتی به خونه میرسم، معمولاً همونجا خوابم میبره. اما الان این زندگی برام تبدیل به یک روال عادی شده. ³⁷|وقتی عمیقاً در یک نقش فرو میرید، آیا به سرعت به حالت عادی خودتون برمیگردید؟ هر نقشی متفاوته.گل شیطان اثری بود که خاطرات نسبتاً سختی برام به جا گذاشت و زمان زیادی طول کشید تا از احساساتِ اون نقش خارج بشم.(حتی برای منم🙂😂😭خیلی طول کشید!) و حتی الان هم، بعد از پایان شمشیر آرامون ، اثرِ اون نقش هنوز توی دلم باقیمونده. ³⁸|از پایان شمشیر آرامون دو سال گذشته! بله. بعد از پایان اون کار، حس کردم واقعاً به یک دوره زمانی برای "خالی کردن" خودم نیاز دارم، چرا که انرژی بسیار زیادی از من گرفته شد. من برای هر نقشی انرژی فراوانی صرف میکنم، اما در سالهای اخیر، شمشیر آرامون بیشترین انرژی رو از من گرفت. تقریباً تمام وجودم رو در اون گذاشتم، بنابراین قبل از انتخاب پروژه بعدی، بیش از قبل محتاط شدم و زمان بیشتری صرف کردم. (بگردمش🙃 چون جواب ذره ای از زحماتی که کشید رو نگرفت و خستگیش تو تنش موند! خاک تو سر بی لیاقت شون!) برای کار قبلیش هم یعنی گل شیطان ، زمان زیادی طول کشید تا از احساساتِش خارج بشم. ³⁹|بین دوتا پروژه، برای حفظ انگیزتون به چه چیزهایی فکر میکنید یا چه چیزهایی رو احساس میکنید؟ الان دوران "صد سالگیِ زندگی" هست. وقتی به این فکر میکنم که زمان زیادی تا پایان عمرم باقی مونده، مدام به این فکر میکنم که چطور باید از این زمان استفاده کنم و چطور زندگی کنم. به هر حال، بازیگری تنها شغل منه. ⁴⁰|الان دوران شارژ شدن (وقفه برای تجدید قوا)ست. اخیراً نسبت به آیندهی جامعه احساس نگرانی میکنم. با پیشرفت فناوریهایی مثل هوش مصنوعی (AI)، حرفه بازیگری تا کجا دوام خواهد آورد؟ یا اگر روزی بازیگری رو کنار بذارم، به عنوان یک انسان عادی چقدر میتونم پیش برم؟ به این چیزها هم فکر میکنم. بالاخره یک روز تشکیل خانواده خواهم داد.(عع به به😔😂 بالاخره اون روز کی میرسه جناب؟😂😭🥹) آیا در اون زمان میتونم مسئولیتهاش رو به طور کامل بپذیرم؟ حتی به چنین چیزهایی فکر میکنم. در محیطی که مدام در حال تغییره، آیا میتونم این کار رو ادامه بدم؟ یا شاید از موقعیت فعلیم راضی هستم؟ مدام به این سؤالات فکر میکنم. ⁴¹|ظاهراً دارید درباره جایگاه خودتون به عنوان یک بازیگر در عصر هوش مصنوعی فکر میکنید! برای همین طبیعتاً شروع کردم به فکر کردن درباره تئاتر (حضور روی صحنه). من معتقدم که در عصر هوش مصنوعی، ارزشِ نمایش زنده و حضوری که بازیگر روی صحنه میره، کمکم افزایش پیدا میکنه. به همین دلیل، هر سال دیدارهای حضوری با طرفدارهام و اجرای روی صحنه برام ارزشمندتر میشه و عشقم به طرفدارهام هم سال به سال عمیقتر میشه. خوشبختانه من نسبت به اجرای روی صحنه تا حدی اعتماد به نفس دارم، بنابراین اخیراً در حال بررسی چالشِ تئاتر هستم. ⁴²|معمولا برای دیدن تئاتر میرید؟ اخیراً دوست دارم فقط به دیدن اجراهای موزیکال یا تئاتر برم. هرچه هوش مصنوعی (AI) پیشرفت میکنه، من برعکس حس میکنم گرمای صحنههای زنده بیشتر میشه. لحظاتی که بازیگران در مقابل چشم هات زنده اجرا میکنن، ارزشمندی اون رو عمیقتر به تو منتقل میکنه. وقتی به این موضوع فکر میکنم که خودم بیش از ۱۸ ساله که روی صحنههای دیدار با طرفدارهام ایستادم، دوباره متوجه میشم چقدر تلاش کردهم و از اینکه تا امروز ادامه دادم بسیار خوشحالم. به طور خلاصه، فکر میکنم کلمه کلیدی بعدی من «تئاتر» است:))))) ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁵ ²⁷|تاحالا با آثار متعدد خودتون مخاطبان بیشماری رو تحت تأثیر قرار دادید.چه زمانی بیشتر احساس میکنید که «بازیگر بودن واقعاً خوبه»؟ دقیقاً مثل همین لحظهای که الان داریم. اینکه بتونم این همه اتفاقات ارزشمند رو تجربه کنم و از حمایت و محبت طرفدارام در سراسر دنیا برخوردار بشم. هر وقت به این فکر میکنم که: «من اصلاً چه ویژگی خاصی دارم که این همه مورد محبت دیگران قرار گرفتم؟»، دلم فقط پر از قدردانی و خوشبختیِ بینهایت میشه. من همیشه این حس رو در قلبم حفظ کردم:)) ²⁸|اینبار همکاری با بازیگران ژاپنی چطور بود؟ راستش من همیشه خیلی به آثار ساکاگوچی کنتارو علاقه داشتم. نسخه ژاپنی سریال Signal رو هم دیده بودم. قبلاً همیشه با خودم فکر میکردم: «یک روز بالاخره باید با هم همکاری کنیم.» فکرش رو هم نمیکردم که این بار واقعاً محقق بشه. بنابراین، این همکاری بسیار فراتر از اون چیزی بود که تصور میکردم و من رو خیلی خوشحال کرد ²⁹|بعد از سالها، دوباره با بازیگران ژاپنی همکاری کردید، چه چیز جدیدی پیدا کردید یا چه نکتهای براتون به یادموندنی بود؟ اول از همه... زبان ژاپنی من واقعاً خیلی پیشرفت کرده (میخندد). ³⁰|راستی زبان ژاپنیتون ن خیلی خوب شده! حتی بهتر از قبل شده (میخندد). ³¹|واقعاً باید بهتون غبطه خورد. این شاید یکی از مزیتهای بازیگر بودن باشه. انگلیسیم هم البته پیشرفت کرده، اما فکر میکنم این بار بیشترین پیشرفتم در زبان ژاپنی بوده. بالاخره در محیطی بودم که به جز زبان ژاپنی، تقریباً انتخاب دیگه ای نداشتم. بیشتر عوامل در صحنه، ژاپنی بودن، بنابراین به طور طبیعی مدام به ژاپنی صحبت میکردم و در محل فیلمبرداری هم اغلب به ژاپنی با همه ارتباط برقرار میکردم. خود فیلمنامه هم به ژاپنی بود، پس سخت بود که زبانم پیشرفت نکنه. وقتی حس کردم زبانم بهتر شده، واقعاً خوشحال شدم و حس موفقیت بزرگی به من دست داد. البته، در مقایسه با کسایی که خیلی بیشتر از من برای یادگیری زبان ژاپنی تلاش میکنن، هنوز خیلی فاصله دارم. اما به همین دلیل، تقریباً به طور کامل در فضای زبان ژاپنی غرق شدم و با تمام وجود زندگی و کارم رو به زبان ژاپنی انجام دادم. ³²|الان زبان ژاپنیتون تقریباً در چه سطحیه؟ راستش خودم هم خیلی دقیق نمیدونم. به هر حال، الان میتوانم خیلی طبیعی با دوستان ژاپنیم صحبت کنم. هرچند شاید برای گوش یک ژاپنی، من هنوز مثل یک خارجی به نظر برسم که خیلی مسلط نیست (میخندد)، اما حداقل توی بخش شنیداری، تقریباً همهچیز رو میفهمم. زبان ژاپنی زبانیه که از دوران جوانی با شوق و ذوق زیاد، یادش گرفتم. ³³|این هم یکی از دستاوردهای این کاره، نه؟ بله. بزرگترین دستاورد، یادگیری دوباره اون زبان، یعنی زبان ژاپنی بود. همکاری با تیم تولید سریالهای تلویزیونی ژاپن، باعث شد بفهمم واقعاً به چه چیزی نیاز دارم و حس کردم چیزهایی رو که قبلاً فراموش کرده بودم دوباره به یاد آوردم. تیم تولید ژاپن همیشه دیدگاه و پافشاری خاص خودشون رو دارن، و من بهویژه حس کردم اون پافشاری که بر پایه «آنالوگ» (روشهای سنتی و غیردیجیتال) هست، واقعاً عالیه. ³⁴|لیجونگی در صحنه فیلمبرداری، مثل ماهی در آب پر انرژی و سرزندهست! من واقعاً عاشق فیلمبرداری هستم. همچنین خیلی دوست دارم که از طریق کارهام بتونم افراد برجسته و فوقالعادهای رو بشناسم. ³⁵|اگر دوباره بتونید در یک سریال تلویزیونی ژاپنی بازی کنید، دوست دارید با کدوم بازیگر ژاپنی همکاری کنید؟ اوه... این سؤال خیلی سختیه (میخندد). اگه فرصتی پیش بیاد، دوست دارم با آقای کیمورا تاکویا همکاری کنم. آقای کیمورا تاکویا همیشه زندگیش رو با جدیت و پشتکار مدیریت میکنه و بدون توقف به بازی در انواع مختلف آثار ادامه میده. این مسئله تأثیر عمیقی روی من گذاشته و من عمیقاً به ایشون احترام میذارم.در آثار بسیار زیادی بازی کرده و بازیگریش که جای بحث نداره، همچنین بازیگریه که در طول دورههای مختلف تاریخی هنوز هم باعث تحسین و الهامبخشی میشه، مثل یک اسطوره. بنابراین خیلی دوست دارم یک بار با ایشون همکاری کنم. پن¹: قشنگ یه دل سییییر حرف زده🫠😂😭چقدر دلم براش تنگ شده بودددد😭 پن²:بی صبرانه منتظر پروژههای جدیدشم🥹 ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت⁴ ²⁰|با توجه به اینکه سالهاست به عنوان بازیگر فعالیت دارید، اصلیترین نیتی که هنوز نمیخواید فراموش کنید چیه؟ «کارهای پایهای رو به خوبی انجام بده.» این احساس من تا الان تغییری نکرده. منظورم اینه که زودتر از هر کسی در محل فیلمبرداری حاضر بشم، خودم رو مثل کارگردان بدونم، و با تمام عوامل صحنه همنفس باشم و کنار هم کار رو به پایان برسونیم. این طرز فکر همیشه برای من بسیار مهم بوده. حالا که عنوان «بازیگر اصلی» رو بر عهده دارم، فکر میکنم این همون مسئولیت و آمادگی روانیه که یک بازیگر اصلی باید داشته باشه. نکته دیگه اینه که همیشه آگاهی حرفهای خودم رو حفظ کنم. فرقی نمیکنه چه کاری انجام میدید، افراد حرفهای واقعی هرگز تنبلی نمیکنن. حتی در کوچکترین جزئیات هم باید مدام به آدم به خودش تذکر بده و با تمام توان کار رو به سرانجام برسونه. «میشه خلاقیت رو حفظ کرد، اما نباید روحیه حرفهای رو فراموش کرد.» این همون باوریه که من از گذشته تا امروز همواره به اون پایبند بودم. ²¹|لیجونگی همیشه میگه «جواب در صحنه فیلمبرداریه»، پس آیا همیشه با همین روحیه در بازی هاتون سرمایهگذاری میکنید؟ من معتقدم تا زمانی که خودم آمادگی کامل داشته باشم، سایر عوامل هم میتونن کارشون رو راحتتر و روانتر انجام بدن. از یک جهت، احساس میکنم مثل یک میزبان هستم. مهمترین چیز برای من اینه که همه با هم یک اثر رو به پایان برسونیم. البته، شاید یک روز از نقشهام خسته بشم. اما حداقل تا الان، اصلاً نمیتونم تصور کنم که اون روز فرا برسه. چون فضای فیلمبرداریِ الان واقعاً همینقدر شاد و لذتبخشه. ²²|موج ایجاد شده توسط 《مرد پادشاه (The King's Man)》 بیش از بیست سال است که ادامه داره و شما تا به امروز همچنان فعال هستید. بزرگترین تغییری که از اون زمان تا الان داشتید و چیزی که هرگز تغییر نکرده چیه؟ اون موقع واقعاً هیچی بلد نبودم (میخندد). واقعاً با تمام وجودم تلاش میکردم. و شاید به خاطر همین نگرشِ بیپروام در فیلمبرداری بود که تونستم این شانس رو به دست بیارم. در اون زمان این درک رو داشتم که: «اگر این اثر رو از دست بدم، زندگیم دیگه هرگز به پای دیگران نمیرسه.» من خودم این نقش رو انتخاب نکردم، بلکه در میان کاندیداهای زیادی، برای اون انتخاب شدم، بنابراین حس قدردانیم قویتر بوده. مدام به خودم میگفتم: «حالا که توی آزمون انتخاب بازیگر برای نقشآفرینیِ «گونگ گیل» (شخصیت اصلی فیلم) انتخاب شدم، نباید به مخاطب ها یک اجرای نپخته نشون بدم.» بنابراین تمام زندگیم رو وقف این اثر کردم. حتی وقتی فیلمبرداری نمیشد، در محل اقامتم فقط به فکر اثر بودم. برای من، انتخاب شدن برای بازی در این اثر، خودش برام یه خوشبختی محسوب میشد. و دقیقاً به خاطر اینکه اون موقع همه توانم رو گذاشتم، تونستم مسیری که تا امروز اومدم رو طی کنم. من الان در مقایسه با اون زمان، به یک بازیگر بسیار حرفهایتر تبدیل شدم. بنابراین، احساس میکنم باید نتیجهای همتراز با جایگاه الانم ارائه بدم. ²³|اگر خودتون تصمیمگیرنده بودید، بیشتر دوست داشتید چه نوع نقشی رو به چالش بکشید؟ میخوام جنبههای عمیقتر و متفاوتتری از طبیعت انسان رو بررسی کنم. تا به حال نقشهای اصلیِ پر از عدالتخواهی زیادی بازی کردم. بنابراین گاهی هم به این فکر میکنم: «اگه نقشی رو بازی کنم که کاملاً دیوانگی رو نشان بده، چه شکلی میشه؟» (ماهم مشتاقیم بدونیم😈😈😈) ²⁴|تاحالا به بازی در یک کمدی عاشقانه فکر کردید؟ اگه با فیلمنامهای روبرو بشم که واقعاً با اون همذات باشم، حتماً قبول میکنم. اما از طرفی هم حس میکنم که این نوع نقشهای کمدی عاشقانه، شاید باید کمکم به نسل جوانتر واگذار بشن. ²⁵|آیا نقشی هست که خیلی دوست داشته باشید بازی کنید، اما احتمالاً طرفدارهاتون از اون خیلی بدشون بیاد؟ احتمالاً نقشهایی مثل آدمکش! ( پسرمممم این چه حرفیه مارو اینجوری شناختی؟😔🤣تو بزن همه رو بکش راحت باش😌) ²⁶|با این حال، باز هم دوست دارید اون رو بازی کنید؟ اگه کارگردانی مثل کوئنتین تارانتینو به سراغم بیاد، فکر میکنم جداً بهش فکر میکنم. بعضیا میگن کارهای اون مثل «تکههای گوشتِ خونین» هست (میخندد). اگر میتونستم توی اونجور اثر هنریای شرکت کنم، خیلی دوست دارم این چالش رو بپذیرم. (کلا مشکل پروژه برنداشتن این بچه تهیه کننده و کارگردانی بی لیاقته🤦♀) من فقط نمیخوام در یک فیلمِ صرفاً پر از استایل بازی کنم،(یکی دیگه از دلایل کم کاریش🤌)بلکه امیدوارم در اثری شرکت کنم که واقعاً عمق دارد. برای مثال: اثری که ذرهذره بخشهای تاریکِ ذات انسان را کاوش کنه. یا یک کمدی سیاه که در اون طنزِ انتقاد اجتماعی وجود داشته باشه. من خیلی دوست دارم در چنین آثاری بازی کنم. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت³ ¹⁶|معلومه که لیجونگی فلسفه بازیگری منحصر به فرد خودش رو داره. آیا اخیراً سریال یا فیلمی برای معرفی دارید؟ اخیراً خیلی از فیلمهایی رو که قبلاً دیده بودم دوباره نگاه کردم، مثل دار و دستههای نیویورک (Gangs of New York). همچنین فیلمهایی رو با بازی لئوناردو دیکاپریو که خیلی دوستش دارم دوباره دیدم. بهویژه آثاری که دیکاپریو با مارتین اسکورسیزی ساخته، تقریباً هیچکدوم رو از دست ندادهم. وقتی در بازیگری به مشکل برمیخورم یا احساس میکنم اشتیاقم را از دست دادم، به محض دیدن اون فیلمها دوباره حس میکنم: «فیلم واقعاً عالیه!» حتی گاهی یک انگیزه لحظهای به من دست میده که «فردا برگردم به صحنه فیلمبرداری» (میخندد) و آتش اشتیاق در اعماق دلم دوباره شعلهور میشه. همچنین، من یک هوادار وفادار فیلم یک نبرد پس از دیگری (One Battle After Another) هستم، حتی دوست دارم با خانوادهام به سینما برم تا اون رو ببینم. ¹⁷|با شنیدن صحبتهای شما، تقریباً متوجه شدیم که چه نوع آثاری رو دوست دارید. فکر میکنم دقیقاً به خاطر اینه که من با شور و اشتیاق یک بازیگر به تماشای آثار میپردازم، پس اینطور میشه. بهویژه صحنه آخر فیلم 《دار و دستههای نیویورک》، هر بار که میبینم موهام سیخ میشه و عمیقاً تحت تأثیر قرار میگیرم. شهر نیویورک، شهریه که بر روی تاریخِ خونها و قربانیانِ بیشمار ساخته شده، به علاوه تصاویر سخت و سنگین و موسیقیای که با صحنه آخر هماهنگه... اون صحنه رو فکر میکنم حداقل دهها بار دیده باشم. من ذاتاً آدمی هستم که موقع بازیگری به چیزهای زیادی فکر میکنم، بنابراین همین که پا به صحنه فیلمبرداری میذارم، کاملاً در اثر غرق میشم و گاهی حتی به سختی میتونم از اون رها بشم. اما با رسیدن به الان، حس میکنم میتونم کمی بیشتر آرامش داشته باشم. ضمناً، خیلی دوست دارم آثاری رو به چالش بکشم که فلسفیتر هستن و داستان عمق بیشتری داره. ¹⁸| وقتی صحبت از آثار به یادماندنی میشه، آیا 《مرد پادشاه (The King's Man)》 هم یکی از اونهاست؟ اون اثر، اثریه که منِ امروزی رو شکل داد، بنابراین احساس بسیار عمیقی نسبت به اون دارم. فکر میکنم بیش از صد بار اون را دیدم. هر بار که میبینم، همزمان باهاش، هم حسرتِ دلخراش رو احساس میکنم و هم احساسات مختلفی در وجودم موج میزنه. اخیراً حتی حس میکنم راحتتر از قبل تحت تأثیر قرار میگیرم. وقتی فیلمهای دیگه رو میبینم، گریهام نمیگیره، اما فقط کافی است پادشاه و دلقک یا کارهای خودم رو ببینم، در نهایت گریهام میگیره (میخندد). ( بزرگوار تازه فهمیده چه بلایی سر ما میاره😂😂) اون اشکها، برخی حسرت گذشته ست و برخی هم آمیخته با پشیمانی. (الهی بگردمتتت🙁😭) گاهی فکر میکنم: «اون موقع واقعاً خوب بازی کردم»، اما همزمان این فکر هم به ذهنم میرسه: «ای کاش میتونستم بهتر بازی کنم.» (این بچه چرا همچین میکنه😭هنوز که بیش از حد متواضعی مرد) تماشای اون آثار باعث میشه زندگیِ مسیری رو که تا امروز پیمودهام، مرور کنم. خواهرم که با من تماشا میکنه، من رو خوب میشناسه، بنابراین هر وقت ببینه که دارم گریه میکنم، بیصدا محل رو ترک میکنه (میخندد).(اوخودااا🥹😂😂😭) این روزها واقعاً گریههام زیاد شده:) ¹⁹پس وقتی فیلم میبینید، همیشه بدون اینکه متوجه بشید اشک میریزید؟ بله! اشکها خودشون جاری میشن. نه به شکلی که با صدای بلند گریه کنم، بلکه اشک مدام و بیصدا جاری میشه. (من چرا به جوری شدم عاقا🫠😭😭) خودم هم کمی خجالت میکشم، بنابراین مخفیانه اشکهام رو پاک میکنم. اما هر چقدر پاک کنم بند نمیاد، مدام جاری میشن. امیدوارم روزی بتونم این اشکها رو به «مواد مغذی» برای خلقِ یک اثر واقعاً عالی تبدیل کنم و از اون در بازیگریم به خوبی بهره ببرم.(امیدوارممممم😭😭😭😭) ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت² ¹⁰|از ایلجیما تا گل اهریمن و زندگی دوباره من، هر بار صحنههای گریهی شما کاملاً متفاوته و همیشه تأثیرگذاره. شما اون احساسات رو چطور شکل میدید؟ اول از همه، حتماً باید فیلمنامه رو به طور کامل مطالعه کرد تا بشه احساسات موجود در اون رو به شکلی ظریف و دقیق اجرا کرد. همچنین، من مدام به بازی خودم بازنگری میکنم تا از تکرارِ نمایشِ احساساتِ یکسان پرهیز کنم. فکر میکنم بازبینی مداوم خودم، روش مهمی برای جلوگیری از کلیشهای شدن بازیگری است. اگر بازیگری مکرراً یک نوع احساسات رو اجرا کنه، به راحتی دچار مکانیکی شدن (اتوماتیک وار شدن) میشه، بنابراین همیشه به خودم تذکر میدم که مراقب این موضوع باشم. به همین دلیل، عمداً سعی میکنم از کارِ بیوقفه و پشتسرهم پرهیز کنم. برای من، صفر کردن و خالی کردن ذهن از احساسات، بسیار مهمه. و مهمتر از همه اینه که کاملاً در اثر غوطهور بشم. ¹¹| تا حالا، کدوم اثر رو بیشتر دوست دارید (بهش حس نزدیکتری دارید)؟ هر اثری مثل بچه خودم برام ارزشمنده. اما بیشتر مردم معمولاً میگن «گل اهریمنی» رو دوست دارن.(مردم درست میگن😭😭😭) گل اهریمنی به من اجازه داد چهرهای جدید رو که قبلاً نشون نداده بودم به نمایش بذارم و این شخصیت واقعاً از صفر ساخته شد.(قربون این شخصیت میرم😔🤌🏻) بنابراین این اثر برای من بسیار معناداره. ¹²|اگر امکان داشت یک بار دیگه بازی کنید، کدوم نقش رو بیشتر دوست دارید دوباره به چالش بکشید؟ من «لی سو هیون» از سریال «زمان بین گرگ و میش» رو انتخاب میکنم. نه به خاطر اینکه کار خودم بوده، بلکه به این دلیل که معتقدم اون اثر، دوران نوآر (فیلمهای جنایی سیاهپوست) کرهای رو آغاز کرد و همچنین اولین باری بود که تلویزیون کره چنین ژانری رو امتحان کرد. حتی الان هم وقتی دوباره میبینم، فکر میکنم داستان فوقالعادهای نوشته شده. اگه میتونستم یه بار دیگر بازی کنم، دوست ندارم اون «لی سو هیون» ۲۶ ساله و جوان رو بازی کنم، بلکه دوست دارم با بلوغ و عمقِ بیشتری که الان دارم اون رو تفسیر کنم.(وای تشنججج ناینفشنفسننفسن🥹😭😭کاش میشددد) همین تصورش هم من رو بسیار هیجانزده میکنه(میخندد).(والا منمممم🤣😭) اگه من تهیهکننده بودم، حتماً دوست داشتم اون رو از نو بسازم. الان هم گاهی با خواهرم توی خونه با هم فیلم میبینیم و آبجو میخوریم، حتی گاهی تنها اون رو میبینم و اشک میریزم. تا امروز هم هنوز معتقدم که یک اثر عالی هست و واقعاً دوست دارم بتونم یه بار دیگه نقش لی سو هیون رو بازی کنم. ¹³|در طول فیلمبرداریهای طولانی و پرفشار، عادت ثابت شما برای حفظ انرژی چیه؟ عادت ثابت من احتمالاً فقط خوابیدن و بعد رفتن به صحنه فیلمبرداریه (میخندد). چون وقتی به صحنه فیلمبرداری میرسم، این حس رو دارم که «همه چیز به طور طبیعی حل میشه». من همیشه این رو میگویم: در نهایت، جواب همه چیز در صحنه فیلمبرداریه. وقتی در محل کار، کنار همه نفس میکشیم، حرف میزنیم و تلاش میکنیم، به طور طبیعی انرژی به وجود میاد. چون فضای صحنه فیلمبرداری اونقدر لذتبخشه که گاهی حتی حاضرم برای استراحت و خوردن غذا، فیلمبرداری رو متوقف نکنم (میخندد). ¹⁴|شما در ژانرهای مختلفی مثل اکشن، تاریخی و معمایی بازی کردید. اگه یک روز پیشنهاد بازی در یک درام عاشقانه رو دریافت کنید که اصلاً دیالوگی نداره و فقط باید با حالات چهره و حرکات بدن بازی کنید، چه میکنید؟ (جونگی رو نمیدونم ولی اون روز من به همه شیرینی میدم🙂😂😭) فکر میکنم این واقعاً عالیه. یک نمایش بدون حتی یک کلمه دیالوگ، به نظر یک کار بسیار جذاب میاد. من خیلی دوست دارم این چالش رو امتحان کنم. ¹⁵|حتی اگه یک کلمه هم نگید و فقط با حالات چهره و حرکات نمایش بدید، هیچ مشکلی ندارید؟ برعکس، فکر میکنم این کار بسیار جالبه. برای بیان کامل احساسات، گاهی دیالوگها تبدیل به مانع میشن. وقتی یک نفر کاملاً در داستان غرق میشه، صرفاً احساسات برای انتقال همه چیز کافی هستن. بنابراین من بارها به این فکر کردم که امیدوارم یک روز بتونم چنین اجرایی رو امتحان کنم. قبلاً یک پیشکسوت جملهای به من گفت که تأثیر عمیقی روی من گذاشت. اون گفت: «نقطه پایانی بازیگری، جاییه که فقط حالات چهره و احساسات باقی میمونه.» در مورد اینکه چطور اون بازی رو تفسیر کنید، به خود مخاطب واگذار میشه تا حس کنه. به نظر من، بازیگری که این فضای تفکر رو برای مخاطب باقی میذاره، یک بازیگر واقعاً تواناست. بازیگری که احساسات فراوانی داره و مطابق با درکش از اثر، اون رپ اجرا میکنه، اگه بتونه تخیلات متفاوتی رو در مخاطب ایجاد کنه، اون بازی خوبه و اون بازیگر، بازیگر خوبیه، مگه نه؟ ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• پرسش و پاسخهای پئو لیجونگی😌✨ پارت¹ ¹|خیلی وقته ندیدمتون! واقعاً خیلی سپاسگزارم که هر سال اینطوری میتونم همه رو ببینم. امسال هم تونستم این دوران رو همراه با همه شما بگذرونم و این باعث افتخار زیاد منه؛ همه اینها به لطف شما عزیزان هست. از صمیم قلب از تکتک شما سپاسگزارم. از این به بعد هم با تلاش بیشتر، خودم رو پیوسته بهبود میبخشم. ²|این اولین بار نیست که به تایوان میآیید، درسته؟ بله. قبلا به خاطر برگزاری فن میتینگها، بارها به تایوان اومدم. ³|خیلی از طرفدارهاتون دوست دارن بدونن پروژه بعدیتون چیه، اما خبر بازی در سریال جدید شبکه فوجی (Fuji TV) اون زمان هنوز محرمانه بود. درسته. اون زمان قرار بود خیلی زود به طور رسمی اعلام بشه. زمانی که مجله رسمی منتشر بشه، فکر میکنم همه متوجه میشن، پس فکر میکنم الان گفتنش اشکالی نداره. ⁴|خیلی از طرفدارها فکر میکنن اثر «kiDnap GAME»اقتباسی از یک رمانه. بله، درسته که رمان، اثر اصلی هست، اما محتوای کلی کاملاً متفاوته. کارگردان بر اساس رمان، فیلمنامه رو از نو بازنویسی کرده، بنابراین میشه اون رو اثری کاملاً متفاوت از محتوای رمان در نظر گرفت. در واقع من معمولاً موقع انتخاب پروژهها خیلی فکر میکنم و زمان زیادی صرف میکنم، اما وقتی پیشنهاد این کار رو دریافت کردم، تقریباً بلافاصله تصمیم به بازی در اون رو گرفتم(اوخودااا🥹🥹). چون توی دلم فقط یک فکر داشتم: «به هر قیمتی که شده باید این نقش رو بازی کنم.» واقعاً خیلی جالب به نظر میرسید.(من نمیتونم منتظر بمونم کمک!😭😭😭) ⁵|بعد از فیلمبرداری، همانطور بود که تصور میکردین؟ خیلی جالب بود. البته هنوز باید صبر کنیم تا ببینیم نتیجه نهایی کار چطور میشه. اما خود فرآیند فیلمبرداری برای من تجربهای بسیار تازه بود. همچنین افراد خیلی خوبی رو شناختم و با همه اونها پیوند عمیقتری برقرار کردم، بنابراین بیشتر از همیشه منتظر مرحله بعدی هستم. ⁶|این روزها بیشتر به چه چیزی علاقهمند شدین؟(مشغول چه کاری هستین؟) این روزها من کاملاً در این پروژه غرق شدم و تمام وقتم رو صرف اون کردم. ⁷|پس در طول فیلمبرداری کاملاً در اون غوطهور بودین؟ چون باید تکتک حرفها و تکتک احساسات بازیگر مقابل رو درک میکردم و با دقت بررسی میکردم، تقریباً بعد از برگشت به اقامتگاهم، مدام مشغول خوندن فیلمنامه بودم. حتی جزئیترین تغییرات عاطفی که در فیلمنامه وجود داشت رو هم نمیخواستم از دست بدم(عجب چیزی قراره بشه😭😭😭) و مدام به این فکر میکردم که چطور باید اجرا کنم تا اثر برجستهتر بشه. تا همین چند وقت پیش، مثل درس خوندن (مطالعه عمیق) روی این پروژه وقت میذاشتم. حدود دو هفته از پایان فیلمبرداری میگذره و الان هم با تمام وجود مشغول عکاسی برای مجله رسمی هستم (خنده). ⁸|این سبک خاص لی جونگی بود که تمرکز شگفتانگیزی رو به نمایش میذاشت. چون با خودم فکر کردم: «وقتی به این پروژه عالی دعوت شدهم، حتماً باید بیشتر تلاش کنم.» پس میتونم بگم که تمام روز رو درگیر فیلمنامه بودم و این کار اصلاً زیادهروی نبود. کارگردان با دیدن این وضعیت من خیلی خوشحال بود.(خوشحال نباشه؟ از خداشه پسرمممم🫠🤌🏻) رایجترین جملهای که کارگردان به من میگفت این بود: «واقعاً عالی هستی! (ساسوگا!)» هر بار که این جمله رو میشنیدم، انگیزه بیشتری پیدا میکردم. ( بچمممم تو همیشه عالی هستی😭) ⁹|فضای فیلمبرداری سریال تلویزیونی ژاپن، خیلی به شما چسبید، درسته؟ این یک پروژه عظیم بود، اونقدر بزرگ که حتی کارگردان هم فشار اون رو احساس میکرد، اما برای من واقعاً تجربه بسیار ارزشمندی بود. تموم شدن فیلمبرداری واقعاً ناراحتکنندست. همه عوامل هم گفتن که خیلی دلشون تنگ میشه. من و ساکاگوچی کنتارو (Sakaguchi Kentaro) هم رابطه اعتماد عمیقی برقرار کردیم. وقتی فیلمبرداری تموم شد، درونم یکجای خالی بزرگ حس کردم. دلیل اینکه بیشتر ناراحت بودم این بود که توی دلم حس میکردم: «شاید دیگه به سختی بتونم دوباره اونها رو ببینم.» مثل همسفرانی که در یک سفر طوفانی با هم بودن، و در میانه راه در اسکله پیاده میشن، و شما باید به تنهایی سفر جدیدی رو شروع کنید. دقیقاً به همین خاطره که احساس دلبستگی بیشتری دارم. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
без подписи
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• جلدهای فتوبوک Beyond Memory❤️🔥 ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
без подписи
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• صحبت های جونگی عزیزمون درباره فتوبوک Beyond Memory، پارت²💚 امیدوارم لحظهای که این کتاب رو باز میکنید، شما هم کمی مکث کنید و همراه با من، خاطرات و احساساتِ متعلق به خودتون رو به یاد بیارید. تمام این مدت، به خاطر اینکه شما همواره با یکدلی و محبت از من حمایت کردید، تونستم اینجوری، یکبار دیگه دورانِ ارزشمندی رو ثبت کنم. امیدوارم بتونم قلبِ واقعیم (احساست واقعیم) رو از طریق این کتاب به شما منتقل کنم... همزمان با ابرازِ تشکر از شما، صمیمانه آرزو میکنم که همیشه سلامت باشید و هر روز سرشار از شادی باشید. ♡ بازیگری که برای همیشه متعلق به همهی شماست — لی جونگی ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
без подписи
•²⁰²⁶ ⁷ ¹²• صحبت های جونگی عزیزمون درباره فتوبوک Beyond Memory، پارت¹💚 سلام به همه!! من بازیگرِ همهی شما، لی جونگی هستم~!! 💛 از اینکه بتونم یک بار دیگه اینطوری از شما تشکر کنم، واقعاً سپاسگزارم. این مجموعه فوتوبوک رسمی، با عنوان 《Beyond Memory》(فراتر از خاطره) تهیه شده. همونطور که عنوانِ اون نشان میده، آرزوی من این ه که بتونم اون لحظاتی رو که حتی با گذشتِ زمان طولانی، هنوز بهطور ناخودآگاه به یاد میاریم، با عکس، ثبت و حفظ کنم. در بین مناظر گوناگونِ تایپه قدم زدم، با صحنههای زیبای بیشمار و پرشماری روبرو شدم، و احساسات گوناگونی رو که در اون زمان تجربه کردم، به طور طبیعی و به صورت لایهلایه، به خاطراتی ارزشمند تبدیل کردم. در طول فرآیند عکاسی، بارها و بارها به این فکر کردم که امیدوارم بتونم این لحظات رو با همهی شما به اشتراک بذارم. به همین دلیل هم فکر میکنم این مجموعه عکس رسمی، منِ ریلکستر و طبیعیتر از همیشه رو به نمایش گذاشته. ┊ #photobook #BeyondMemory •─(„• ֊ •„) ─• 𓏲ּ ֶָ @FetiJG ִ ۫ ּ
без подписи