tgindex
فیلم‌آرا: انسان، هنر و سینما

فیلم‌آرا: انسان، هنر و سینما

Статистика
@FilmAraMagazineперсидский

انسان، هنر و سینما 🌐 film-ara.ir 💌 filmaramagazine@gmail.com 📱 instagram.com/filmaramagazine ▶️ youtube.com/@FilmAraMagazine 🖥 aparat.com/FilmAraMagazine

Последний пост
22 дек.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
551
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
862
25 постов
Вовлечённость
156,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کانون نمایش دانشگاه تهران با همراهی باشگاه دانشجویان برگزار میکنند: 📌 اکران سوم سینماتک دانشگاه تهران 🎬 اکران و تحلیل فیلم درخت گلابی 🎥 کارگردان: داریوش مهرجویی ▫️ با همراهی سعید هاشم زاده، منتقد سینما 🗓 سه شنبه ۲ دی ⏳ ساعت ۱۷ 📍خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، معاونت فرهنگی و اجتماعی، نبش کلینیک ۱۶ آذر، باشگاه دانشجویان، سالن تماشاخانه باشگاه دانشجویان ▪️حضور برای عموم آزاد است. 🔴 ثبت نام و رزرو رایگان: @paiiz_2005 طراح پوستر: زهرا رحمانی(@Zeraitis) 🆔️@theaterut

  • 📣 «سینماتک #مدرسه_تهران» با همکاری فیلم‌آرا برگزار می‌کند: 📌 اکران فیلم «Body Double» کارگردان: برایان دی‌پالما سال ساخت: ۱۹۸۴ 🎙با نقد و تحلیل: ■ دانیال زین‌العابدینی منتقد سینما ● جمعه ۳۰ آبان، ساعت ۱۸:۳۰ ■ محل برگزاری: خ انقلاب، خ ۱۶ آذر، خ پورسینا، نبش خ جلالیه، ساختمان گدار 📮 برای ثبت‌نام به آیدی زیر مراجعه کنید: 🔗 @Pouya_teh_82

  • . ثبت نام مدرسه دراماتورژی تئاتر و سینما آغاز شد دوره ترمیک مدرسه دراماتورژی با حضور: ترم ۱: مرتضی حسین‌زاده: دراماتورژی بدن/ بازیگر نیلوفر زارع: درام در ایران پرستو محبی: اقتباس و دراماتورژی سعید هاشم‌زاده: دراماتورژی ژانر ترم ۲: مهرداد پارسا: روانکاوی و سینما علی حاج‌ملاعلی: دراماتورژی و هنر اجرا سعیدرضا خوش‌شانس: دراماتورژی در تاریخ درام و اجرا در ایران مصطفی مرادیان: دراماتورژی و صحنه‌پردازی محمد هاشمی: دراماتورژی روایت در سینما مدیر بخش تئاتر: عرفان ناظر مدیر بخش سینما: رامتین شهبازی برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با این شماره‌ها در تماس باشید: 021-88936215 09213104439 ۱۰درصد تخفیف برای دانشجویان سینما و تئاتر (ارائه کارت دانشجویی هنگام ثبت نام الزامی‌ست) این دوره به صورت پکیج دو ترمه ارائه می‌شود و امکان شرکت در یک ترم نیست. این دوره آموزشی طی سه ماه برگزار خواهد شد. روزها و ساعت برگزاری هر کارگاه، به زودی اعلام خواهد شد. محل برگزاری کلاس‌ها: میدان ولیعصر، خیابان شهیدان سازش، کوچه سوم، پلاک ۶، خانه هنر آپامه شروع دوره: هفته اول آذرماه ۱۴۰۴

  • 📣 «سینماتک #مدرسه_تهران» با همکاری فیلم‌آرا برگزار می‌کند: 📌 اکران فیلم «زیستن و مردن در لس‌آنجلس» ● [متن معرفی] کارگردان: ویلیام فریدکین سال ساخت: ۱۹۸۵ 🎙با نقد و تحلیل: ■ بهنود امینی منتقد سینما ● چهارشنبه ۱۴ آبان، ساعت ۱۸:۳۰ ■ محل برگزاری: خ انقلاب، خ ۱۶ آذر، خ پورسینا، نبش خ جلالیه 📮 برای ثبت‌نام به آیدی زیر مراجعه کنید: 🔗 @Pouya_teh_82

  • 📣 «سینماتک #مدرسه_تهران» با همکاری فیلم‌آرا برگزار می‌کند: 📌 اکران فیلم «خداحافظی طولانی» کارگردان: رابرت آلتمن سال ساخت: ۱۹۷۳ 🎙با نقد و تحلیل: ■ امیرحسین بهروز منتقد سینما ● چهارشنبه ۳۰ مهر، ساعت ۱۸:۳۰ ● هزینه‌ی بلیت: ۹۵ هزار تومان ● محل برگزاری: خ انقلاب، خ ۱۶ آذر، خ پورسینا، نبش خ جلالیه 📮 برای ثبت‌نام به آیدی زیر مراجعه کنید: 🔗 @Pouya_teh_82

  • 📚 مجلۀ الکترونیکی فیلم‌آرا 🚩 شمارۀ یازدهم (شهریورماه ۱۴۰۴) @FilmAraMagazine

  • 📚 مجلۀ الکترونیکی فیلم‌آرا 🚩 شمارۀ یازدهم (شهریورماه ۱۴۰۴) 🖋 در این شماره می‌خوانید: 📁 مؤلفان مهجور - پروندۀ پنجم: ترنس دیویس 🔸 مقدمۀ پرونده: یک گزارش شخصی 🔹 عینیت شعر، موسیقی و حافظه: بازتاب زیبایی‌شناسی احساسی: نگاهی به فیلم «صداهای دوردست، زندگی‌های بی‌جان» 🔸 در جستجوی زمان از دست رفته: نگاهی به فیلم «روز طولانی به پایان می‌رسد» 🔹 ضد نوستالژی: نگاهی به فیلم «کتاب مقدس نئونی» 🔸 زن، سرمایه‎‌ای که رو به انقضا می‌رود: نگاهی به فیلم «خانۀ شادی» 🔹 پیچش باد در موهایش: نگاهی به فیلم «دریای آبی عمیق» 🔸 به سوی نوشتار زنانه: نگاهی به فیلم «ترانۀ غروب» 🔹 نگاهی شخصی به امیلی دیکنسون: نگاهی به فیلم «یک اشتیاق خاموش» 🔸 آه از آن رفتگان بی‌برگشت...: نگاهی به فیلم «نیایش» 🖊دبیر پرونده: امیرحسین بهروز ✍🏻 سردبیر: سعید هاشم‌زاده @FilmAraMagazine

  • 🔸 ...حال باید پرسید که آیا می‌توان فیلمی نام برد که ضدجنگ است؟ تصاویری به‌خاطر می‌آیند: از پسربچۀ فیلم «#بیا_و_ببین» که در فاصلۀ چندروز یک چهرۀ چروکیده و ماتم‌زده می‌شود تا شاهکار ارنست لوبیچ با عنوان «مردی که کشتم» - در مورد مردی که در جنگ به‌اجبار #سرباز جناح مخالف را می‌کشد و حال در پی آمرزش است. اما فیلم دیگری نیز وجود دارد: «#اینک_آخرالزمان» از کوپولا. فیلمی در باب فروپاشی، در باب تاریکی و در باب فرو غلتیدن در جنون. اولین چیزی که از فیلم «اینک آخرالزمان» می‌ماند، تروما است. در واقع جنگ هنگامی که به یک نبرد اکشن‌گونۀ آخرالزمانی میان نیروها با یونیفورم‌هایی از دو کشور-جناح می‌شود، می‌تواند لذتی برای یک‌سو داشته باشد یا او را در شعف #نوستالژی تراژیک غرق کند (مثلا قهرمان‌پروری یک جناح یا ساخت فرمول‌های رفاقت مردانه درمیانۀ آوارها). اما «اینک آخرالزمان» چنین چیزهایی را در مرکزیت و اصل خود ندارد. در واقع خود صحنه جنگ در پس‌زمینه است و روان انسان به مرکز #میزانسن آمده. از صداهای انفجار تا جملات زمرمه‌وار، از نیاز جنسی تا میل به‌ یادآوری لحظاتی از خاطره، همگی با یک اصل مهم گره‌خورده‌اند: تروما. 🔹 در واقع یک فیلم جنگی واقعی، یک فیلم ضدجنگ، به کسانی می‌پردازد که اصلاً هیچ تعلقی به آن جنگ ندارند - مانند «درناها پرواز می‌کنند» از کالاتازوف. دلیلی که سکانس دیوانه‌وار افتتاحیۀ «نجات سرباز رایان» در انتها عینیت روایی نمی‌یابد، برای این است که اسپیلبرگ در نهایت برای قهرمان‌پروری و مرزبندی تن‌ها و ملیتی‌کردن فیگورها، در نهایت به ما یک ملودرام مردانه می‌دهد. در «اینک آخرالزمان»، مردی آن‌جاست که می‌تواند فیگوری از سوبژکتیو و ابژکتیویته در یک لحظۀ به‌خصوص باشد، می‌تواند مرده و زنده‌بودن یک تن را در تمام نماها به‌رخ بکشد و می‌تواند انسانیت به‌گل‌مالیده و مسئله‌ساز را با چشمان خود القا کند. برای همین است که «اینک آخرالزمان» نه فقط در باب جنگ، بلکه خود جنگ است. 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine

  • اینک آخرالزمان نگاهی به فیلم «اینک آخرالزمان» ✍🏻 نویسنده: دانیال زین‌العابدینی 🔸 #فرانسوا_تروفو باور داشت که فیلم #ضدجنگ وجود ندارد؛ از آن‌جایی که در نهایت خود نشان دادن جنگ با هر نیتی به ستایش یا لذت از آن منجر می‌شود. این حرف تروفو در واقع همانی‌ست که ژرژ باتای نیز گفته: «آشکار کردن خود نوعی جنایت است.» 🔹 #تروفو از سینما به‌مثابۀ یک نظام تصویری-صوتی برساخته از اتراکسیون صحبت می‌کرد که کلیت مربوطه هرچه باشد، حتی تاریکی و خشونت، در نهایت به‌واسطۀ زبان #سینما می‌تواند به حسی از شعف و لذت منجر شود. در واقع چنین چیزی را می‌توان به هر مبحثی، از #فیلم ساختن در باب فقر تا تجاوز جنسی، در نظر گرفت. از آن‌جایی که نشان دادن یک چیز، خواه بخواهد صادقانه باشد و خواه سوءاستفاده، با نمایش‌دادن در برابر چشم‌ها همراه است؛ یا همان‌طور که کاراکس گفته: «لعنت بر شما چشمانم که از این منظرۀ دوست‌داشتنی لذت می‌برید.»... @FilmAraMagazine

  • ...تمرکز فیلم نه بر کنش، بلکه بر واکنش است و جنگ نه به‌عنوان رویدادی بیرونی، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای درونی و فروپاشنده به تصویر کشیده می‌شود. فیلم با طراحی صدای خفه، تقطیع شده و خش‌دار و نورپردازی محدود، فضای اختناق‌بار داخل تانک را تشدید می‌کند. در این میان، لحظات محدودی از نمادگرایی مثل پوستر #برج_ایفل در شهری ویران یا نام مقصدی چون «سن‌تروپه» به گسست میان واقعیت و توهم نظامی اشاره می‌کند. لبنان هیچ‌گاه تلاشی برای روایت همه‌جانبه ندارد و با محدود ماندن در ذهن و بدن سربازان، فیلم به درکی حسی از جنگ می‌رسد. تجربه‌ای از درماندگی، وحشت و زوال تدریجی ادراک. تانک در فیلم تنها ابزار جنگی نیست، بلکه به شکل سمبلی از بن‌بست روانی و #سیاسی‌ که نسل درگیر جنگ در آن گرفتار شده‌اند، ترسیم می‌شود. در نهایت «لبنان» نه یک درام #جنگی معمولی است، نه بیانیه‌ای سیاسی. فیلمی است در مورد ادراک محدود در میانۀ خشونت، در مورد انفعال، فشار، و ترسی که از کنترل خارج می‌شود. 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine

  • لبنان نگاهی به فیلم «لبنان» ✍🏻 نویسنده: پویا هاشم‌پور 🔸 #لبنان ساختۀ #ساموئل_مائوز، روایتی فشرده، بی‌واسطه و شخصی از تجربۀ #جنگ است. مائوز که خود در سن ۲۰ سالگی توپچی #تانک در جنگ ۱۹۸۲ #لبنان بود، با حذف پیرنگ کلاسیک و استفاده از فرمی محصورکننده، تماشاگر را مستقیماً وارد کابوس روانی سربازانش می‌کند. تمام فیلم در فضای بستۀ یک تانک #اسرائیلی می‌گذرد؛ جایی که چهار سرباز جوان، بدون آمادگی واقعی، در وضعیتی سرشار از اضطراب، ناآگاهی و ناتوانی گرفتار شده‌اند. دوربین از تانک خارج نمی‌شود و تنها دید ما از دنیای بیرون، نگاه بریده‌ و مکانیکی‌ از پشت چشمی #توپ است. همین تصمیم فرمی، فیلم را از یک #درام جنگی معمولی جدا می‌کند و به تجربه‌ای حسی و پرفشار بدل می‌سازد. شخصیت‌ها با ویژگی‌های تیپیک تعریف شده‌اند: فرمانده‌ای کم‌تجربه، راننده‌ای مضطرب، لودری عصبی و تیراندازی که ناتوانی‌اش در شلیک، به مرز روان‌پریشی می‌رسد... @FilmAraMagazine

  • 📚 مجلۀ الکترونیکی فیلم‌آرا 🚩 شمارۀ دهم (ویژه‌نامۀ تابستانی ۱۴۰۴) @FilmAraMagazine

  • 📚 مجلۀ الکترونیکی فیلم‌آرا 🚩 شمارۀ دهم (ویژه‌نامۀ تابستانی ۱۴۰۴) 🖋 در این شماره می‌خوانید: 📁 ۱۰+۱ فیلم مهجور تاریخ سینما از نگاه ۱۰ نویسندۀ سینمایی 🔸 مقدمۀ پرونده: تایم‌اوت و چند نکته 🔹 از ته دل وحشی: نگاهی به فیلم «زن میمونی» 🔸 مثل مثله کردن مرگ: نگاهی به فیلم «سوزانندۀ جسد» 🔹 کلاویه‌های قرمز پیانو، باخ به وقت انتقام: نگاهی به فیلم «انگشت‌ها» 🔸 به دست آوردن و از دست دادن: نگاهی به فیلم «شغل» 🔹 در میان دو بی‌کرانگی: نگاهی به فیلم «گذرگاه کاساندرا» 🔸 به طریقی خاص: روایتی زنانه از انقلاب و مقاومت: نگاهی به فیلم «به طریقی خاص» 🔹 اسرار گنج نادیده: نگاهی به فیلم «بهشت و جهنم» 🔸 فراتر از وسترن: نگاهی به فیلم «محدودۀ کلرادو» 🔹 یک بیماری خفیف کشنده: نگاهی به فیلم «سندرم آستنیک» 🔸 دو فیلم با یک بلیت: نگاهی به دو فیلم «اوقات خوب» و «جشن تولد» 🖊دبیر پرونده: امیرحسین بهروز ✍🏻 سردبیر: سعید هاشم‌زاده @FilmAraMagazine

  • 🔹 ...حال که حدود کار استون مشخص شد، باید به این اندیشید که او در این محدودۀ تعیین‌شده که فقط و فقط به خودِ کلیدواژۀ جنگ می‌پردازد چگونه فضاسازی می‌کند. این نکته از همان نخستین پلان‌های فیلم تبیین می‌گردد. جایی که یک هلیکوپتر که حامل سربازان جدیدالورود است همچون سفینه‌ای فضایی بر روی زمین می‌نشیند. به تبع همین رویکرد پس از بازشدن در این هلیکوپتر/سفینه، سربازان ظهوریافته در آن نمای لانگ‌شات چندان تفاوتی با رُبات‌های دست‌ساز ندارند. این فضای ابتدایی به بهترین شکل همچون چکیده‌ای از کل جهان جوخه عمل می‌کند. چکیده‌ای که قرار است جزئیات بیش‌ترش را در کالبد یک شخصیت و به‌واسطۀ کانونی‌شدنش مشاهده کنیم. گروهبان بارنس سربازی است با چهره‌ای پرخط‌وخش و تا حدودی نکره و بی‌شک شبیه به هیولایی که دکتر #فرانکنشتاین خلق نمود. او کسی است که حتی خودش را از #فرمانده بالاتر می‌داند و خودسرانه دستور صادر کرده و شخصاً دستوراتش را اجرا می‌کند. بنابراین این شخص نمونۀ کاملی است از آن‌چه که «از خود بیگانگی #انسان» نامیده می‌شود. از خود بیگانگی به این معنا که انسان چیزی را می‌سازد که به مرور زمان علیه‌اش عمل می‌کند و به عنصری مخرب برای زیست وی تبدیل می‌شود. رُبات‌ها نمونه‌هایی از همین مسئله هستند، امّا در این‌جا رُباتی که به عنوان ماشین کشتار طراحی و تولید شده‌است، جنسی نه از سیم و فلز، بلکه از رگ و گوشت و خون دارد. 🔸 برای گروهبان بارنس نفسِ کشتن است که ارزش دارد. او حتی اصلاً نمی‌داند که برای چه می‌کشد و این ندانستن «برای چه؟» تا جایی پیش می‌رود که به عدم آگاهی نسبت به «چه کسی؟» می‌رسد و در نهایت گروهبان بارنس برای حفظ منافعش و حتی در سطحی کودکانه‌تر جهت انتقام و بازکردنِ عقده‌هایش، همرزمش را نیز به گلوله می‌بندد و می‌کشد. او گروهبان الیاس را می‌کشد؛ کسی که نامش خلوص ذاتی انبیاء را به یاد می‌آورد. 🔹 از رویکرد پدیدارشناسانه و تماماً عینی استون پیش‌تر گفته شد؛ امّا خوب است جهت تبیین این رویکرد به مسئلۀ ماوراءالطبیعه و نگاه تاحدودی نیچه‌ای مؤلف در این اثر، گریزی بزنیم. آن‌چه که اجتماع هستی فیلم‌ساز را در این اثر می‌سازد، شامل مادی‌گرایی‌ای با ماهیتی نیچه‌ای است که نه تنها ذات‌گرایی فرهنگی، بلکه هرگونه تمایز معنادار میان عقل و طبیعت را انکار می‌کند. به عبارت دیگر، این نگرش از طریق تصریح ماهیت طبیعی عقل، هرگونه برتری یا چیرگی هستی معقول را بر طبیعت انکار می‌کند. نتیجۀ نهایی این است که عقل انسان چیزی نیست جز «تظاهر عقلانیت کور طبیعت» (به‌قول ایان مک‌دانلد)، نه خارج از قاعدۀ طبیعت؛ بلکه تجلی بی‌کم‌وکاست آن. از این منظر، دیگر چنین نیست که همه چیز زندگی است و زندگی زیبا، نیک و راستین است. برعکس، همه چیز کشمکش است و درگیری؛ چنان که در جوخه ظاهر می‌شود، این‌جا جنگی است در دل طبیعت؛ مناقشه‌ای که انسان/سرباز برخلاف آن‌چه ما گمان می‌کنیم، هیچ نقش خاصی در آن ندارد. ما تنها قادریم این جنگ را همان‌طور که هست ببینیم. الیور استون ما را به تماشا دعوت می‌کند. او به ما می‌گوید: «جنگ می‌خواهید؟ بفرمایید تماشا کنید.» 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine

  • سرباز فرانکنشتاین نگاهی به فیلم «جوخه» ✍🏻 نویسنده: امیرحسین بهروز 🔸 «#جوخه» از آن‌دست آثار جنگی‌ای است که به معنای دقیق کلمه و به شکل تام‌وتمام دربارۀ #جنگ است؛ نه کم‌تر و نه بیش‌تر. نه آن‌چنان پیش‌پرده‌ای برای ورود به جهان دلخراش و خون‌آلودش ارائه می‌کند و نه مؤخرۀ ویژه و پرطمطراقی برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری دارد. نه آن‌چنان به مضامین #سیاسی می‌پردازد و نه #تاریخ را به عنوان یک عنصر فرامتنی چاشنی درامش می‌کند. کاملاً متمرکز و بدون هیچ پس و پیشی با جنگ آغاز می‌شود و در آن به اتمام می‌رسد. به یک معنا #الیور_استون جنگ را نه به‌مثابۀ یک کانسپت، بلکه در جایگاه یک شئ ابژکتیو می‌بیند و قصد دارد تا با نگاهی پدیدارشناسانه صرفاً یک وضعیت را به منصۀ ظهور برساند... @FilmAraMagazine

  • 🔹 ...مالیک در اقتباس از داستان جونز، بخش عمدۀ توصیفات دردناک او که منبعث از تجربیات حقیقی او از #جنگ_جهانی_دوم است را حذف کرده و به‌جای آن چیز دیگری را جایگزین می‌کند. نکتۀ اصلی و کلیدی فیلم مالیک در #دیالکتیک میان انسان و طبیعت نهفته است. به بیان دیگر، خود بدن رزمنده و نمایش تکه‌پاره‌شدن آن‌ها نیست که برای مالیک جذابیت دارد، بلکه چیزی که در نزد او مهم می‌نماید، نگاهی است که هرکدام از این بدن‌ها به‌واسطۀ حس بینایی نسبت به طبیعت دارند و به دنبال آن این تجربیات متفاوت و عمدتاً متناقض را به مخاطب منتقل می‌کنند. در یک کلام «خط باریک سرخ» ما را به چیزی دعوت نمی‌کند، جز تماشاکردن؛ تماشا از پنجرۀ نگاه سربازانی که هرکدام پرسپکتیو خاصی را به مسئلۀ #جنگ می‌بخشند. یکی وابسته به این جهان است و ظواهر مادی آن، یکی دیگر به‌کل از این دنیا ناامید است، همه‌چیز را دروغ می‌پندارد و به پوچی مطلق رسیده‌است و دیگری در پی کسب تجربه‌ای دیگرجهانی و مابعدالطبیعه است. 🔸 معمولاً این تلۀ هرمنوتیکی وجود دارد که به‌واسطۀ فیلسوف‌بودن مالیک (او استاد فلسفۀ دانشگاه ام‌آی‌تی بوده و در شاخۀ آراء مارتین #هایدگر پژوهش می‌کند) برداشت‌های فلسفی از فیلم‌های او اجتناب‌نا‌پذیر است؛ امّا اگر بخواهیم این پیش‌فرض مزاحم را کنار بگذاریم، همچنان با نگاهی عمیق مواجهیم. نگاهی که پرسپکتیو ترسیم‌شده از جنگ را نهایتاً در وحدتی انسانی تجمیع می‌کند. آن‌جا که در تیتراژ پایانی موسیقی کلیسایی و آواز کودکان همۀ سربازان ـ و چه‌بسا تمام انسان‌ها ـ را به تجربه‌ای مشترک می‌رساند، سرانجام آرامشِ برآمده از وضعیتی دهشتناک از راه می‌رسد. سایمون کریچلی به درستی می‌گوید که آرامش کلید فهم این فیلم است و در معنایی گسترده‌تر، کلید هنر مالیک. 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine

  • آرامش دهشتناک نگاهی به فیلم «خط باریک سرخ» ✍🏻 نویسنده: امیرحسین بهروز 🔸 نخستین پرسش در مواجهه با اثر سترگ #ترنس_مالیک احتمالاً این است: چرا «#خط_باریک_سرخ»؟ و احتمالاً نخستین پاسخی که به ذهن متبادر می‌شود به عنوان منبع اقتباسی فیلم، یعنی کتاب خط سرخ باریک، نوشتۀ جیمز جونز برمی‌گردد. به تبع همین منبع اقتباسی، ظاهراً قرار است معنای این خط نیز تبیین شود؛ خطی که مرزی است باریک میان #عقلانیت و جنون. امّا با مقایسۀ فیلم مالیک با کتاب جونز، متوجه تفاوت‌هایی بنیادین می‌شویم. این خط در اثر مالیک برخلاف آن‌چه جونز در نظر داشته، خطی میان عقل و جنون نیست، بلکه پوستی است که بر تجسم ما به‌عنوان داننده دلالت دارد؛ بنابراین تضاد اصلی نه میان بینایی و لمس، که میان دو شکل از شناخت مجسم است: یکی آن‌چه عینیت می‌بخشد و دیگری همان چیزی است که از ورای این خط به شناخت می‌رسد... @FilmAraMagazine

  • 🔹 ...مسئلۀ عقلانیت ابزاری و تجسم‌پیداکردن قفس آهنین مصداق بارزش را در فیلم نخست پیدا می‌کند و فیلم دوم هم در نهایت تکمله‌ای است بر چالش‌ها و دغدغه‌های فکری مؤلف؛ مثلاً ظهور #رسانه و تلفیق آن با موقعیت جنگی و حتی بازتعریف شرایط جنگ #ایالات_متحده و #ویتنام در قالب یک معرفت طنزآمیز. 🔸 مهم‌ترین کنش فراگیر از منظر وبر، کنش مبتنی بر هدف است و عقلانیت ابزاری نهایتاً به همین کنش می‌انجامد. این مدل از رفتار، فارغ از عواطف، سنت‌ها و ارزش‌ها به غایت و نتیجۀ عمل می‌اندیشد و هدفش تعیین مناسب‌ترین ابزار برای رسیدن به هدف است. از این رو، کنش مبتنی بر #عقلانیت ابزاری بهره‌وری بیش‌تر را در نظر دارد و ناگزیر مسیری هم‌راستا با ارزش‌ها و احساسات کنش‌گر را نمی‌پیماید. بر همین اساس است که فرمانده‌ای که تو گویی هم‌چون #فاوست برای دستیابی به قدرت، روح خویش را به شیطان فروخته‌است، به ورطۀ فروپاشی اخلاقی فرومی‌غلتد و دیگران را هم به مغاک #فروپاشی روانی روانه می‌کند. 🔹 کوبریک نظام حاکم بر پادگان را به یک سیستم بروکراتیک تشبیه می‌کند که غایتش تولید #سربازی است که بر روی کلاهش این جمله حک شده‌است: برای کشتن آفریده شده‌ام. و دقیقاً در چنین نظامی است که سرانجام یکی درهم می‌شکند، طغیان می‌کند و فردیت فروپاشیده‌اش درنهایت وی را به جایی می‌رساند که پیش از اعزام ابتدا فرمانده و سپس خودش را می‌کشد. 🔸 مهم‌ترین دلیلی که باعث شده‌است تا «غلاف تمام‌فلزی» در تمام این سال‌ها به عنوان اثری ضدجنگ شناخته شود، این است که کوبریک عملاً جنگ ویتنام را به استهزاء می‌گیرد. از آموزش‌های نظامی و لحن حرف‌زدن و رفتارهای اغراق‌آمیز فرمانده گرفته تا آن‌جایی که در قریب به انتهای فیلم دوم، دختربچه‌ای ویتنامی یک‌تنه جوخه‌ای کامل را برای لحظاتی زمین‌گیر می‌کند و این نکته را اثبات می‌نماید که تمام آن آموزش‌های سخت‌گیرانۀ فیلم نخست بی‌فایده بوده‌است، همه‌وهمه نشان می‌دهند که کوبریک قصد داشته تا نگاهی هجوآمیز به حضور آمریکایی‌ها در ویتنام داشته باشد. 🔹 استنلی کوبریک در «غلاف تمام‌فلزی» بحران را نه در سطح هستی‌شناسانه، بلکه در سطحی چیستی‌شناسانه بررسی می‌کند. به بیان دیگر، این مسائل انضمامی مربوط به جنگ نبود که برای او اهمیت داشت، بلکه چیزی که برای او مهم جلوه می‌کرد بررسی ذات خشونت بود. در جایی از فیلم نخست، فرمانده خطاب به سربازان یادآور می‌شود که در این نظام، تبعیض نژادی حاکم نیست و رنگ‌ها معنایی ندارند؛ چراکه همۀ افراد به یک اندازه بی‌ارزشند. به این ترتیب، کوبریک بر غیرارزشی‌بودن کنش مبتنی بر هدف تأکید می‌ورزد. 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine

  • استهزاء جنگ ویتنام نگاهی به فیلم «غلاف تمام‌فلزی» ✍🏻 نویسنده: امیرحسین بهروز 🔸 «#غلاف_تمام_فلزی» به‌شکل توأمان برای من یادآور دو نکته‌ای‌ست که از جنبه‌ای مهم با یکدیگر دارای اشتراک هستند. یکی به گفت‌وگویی برمی‌گردد که با دوست و همکار خوبم، احسان آجرلو، دربارۀ فیلم‌نامۀ این اثر داشتم که به حسن مطلع همکاری من با مجلۀ فیلم‌نگار تبدیل شد و دیگری به مقالۀ استاد ارجمندم، جناب آقای دکتر سیدعلی روحانی، با عنوان «بحران عقلانیت ابزاری و نمود آن در سینمای #استنلی_کوبریک» مربوط است که در فصل‌نامۀ هنرهای نمایشی و موسیقی منتشر شده بود. نقطۀ اشتراک امّا در نام #ماکس_وبر است و مسئلۀ عقلانیت ابزاری و قفس آهنین و از همین روست که هم‌چنان اثر کوبریک را در حقیقت دو فیلم می‌دانم. یک فیلم مربوط است به حضور سربازان در #پادگان و پروسۀ آموزش آن‌ها زیرنظر فرمانده‌ای سخت‌گیر و فیلم دوم مربوط است به حضور سربازان در میدان نبرد علیه ویتنامی‌ها... @FilmAraMagazine

  • ...«#نامه_هایی_از_ایوو_جیما» از نامه‌های باقی‌ماندۀ سربازان #ژاپنی از این عملیات برداشت شده است و بیم و امید آن‌ها را در مواجهه با دشمن نشان می‌دهد. آن‌ها به خوبی می‌دانند که شکست می‌خورند اما تا پای جان برای وطنشان می‌ایستند و فداکاری می‌کنند. در آن سوی جبهه‌ها و در میان ارتش کوریبایاشی، سربازانی وجود دارند که پر از عشق و عاطفه‌اند و ایستوود روایتگر آن‌ها از دید فرماندۀ ژاپنی است. شاهکار ایوو جیما آن‌جایی به اوج می‌رسد که ایستوود بدون این که سویۀ #آمریکایی خود را مد نظر قرار دهد به واقعیت جنگ و بحران آن در جبهۀ ژاپنی‌ها متمرکز می‌شود و واقعه‌ای هولناک را از کشتار بیش از ۲۰ هزار سرباز ژاپنی به شکلی ‌تراژیک روایت می‌کند و آن سوی عکس روزنتال را نشانمان می‌دهد. 📱 لذت تماشای فیلم‌ها را با فیلم‌آرا دوچندان کنید 👇🏻 🌐 film-ara.ir @FilmAraMagazine