فُرْقَانَ | علی رفیعی
Статистикаمِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ (آلعمران ۴) بیانی جدید از سخنانی کهن @Alirafiei01 دانشجوی پزشکی دانشگاه ع.پ هرمزگان علاقهمند به مطالعات تطبیقی قرآن و علوم انسانی فعال بسیح دانشجویی مسلمان به اسلام خمینی
- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 22
- 1/48двое суток
- 25
- 1/72трое суток
- 27
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مرگ جریان روشنفکری اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران ایران، چون از خرد و لوگوس ایرانی دور هستند، بیخانماناند. @bijanabdolkarimi
آیت الله جوادی آملی: این سرمایهی (عظیم قرآن و اهل بیت) حیف است به دست ۴ تا مداح از بین برود.... مردم را به سادهلوحی و شستشوی مغزی عادت دادن، کار فرعون است...
هوالحکیم 🔰 اگر ایمان به غیب نداشته باشیم؛ اصلا وارد مرز ایمان نشدهایم ▪️«يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» به وجود مقدس امام زمان(عج) تفسیر شده است. اصلا فرق مومن و کافر این است که ملاک معرفتش مشهودات و محسوسات نیست. اگر ما فقط به محسوسات اکتفا کنیم که هیچ اعتقادی را نمیتوانیم اثبات کنیم، خدا را هم نمیتوانیم اثبات کنیم. ▪️بنیاسرائیل هم مشکلش همین بود؛ یعنی ایمان به غیب نداشتند. خیال میکردند تا یک چیزی را آدم نبیند، نمیتواند ایمان بیاورد. این روحی است که امروز بر فرهنگ جهانی حاکم است؛ یک نوع گرایشِ پوزیتیویستی که البته مراتبی دارد. ▪️قدم اول ایمان این است که اول ایمان به غیب داشته باشیم. بدانیم یک چیزهایی هست که ما نمیشناسیم، نمیبینیم و درک نمیکنیم. اگر این [ ایمان به غیب ] را نداشته باشیم اصلا وارد مرز ایمان نشدیم هنوز. 📖 علامه مصباح رحمت الله علیه بیانات: ۸ آبان ۱۳۸۰
از زمانی که هرزهها قلههای «آزادی» را فتح کردند، یک پایشان تراپیست و پای دیگرشان شفاخانه برای درمان زگیل تناسلی.
◾️حقیقت و حقوق هرزهها با پُتک هر آنچه تمدن برایش زحمت کشیده خُرد میکنند: غیرت، تعهد، آبرو، فداکاری، خانواده، تعصب، شجاعت، ایمان، حزم و صداقت. سپس میکوشند در میان مخروبهها دوباره آنها را اختراع کنند: وجدان عمومی، اخلاق اجتماعی، رابطهی امن، اعتماد متقابل، معنویت، مسئولیتپذیری، انضباط و وفاداری. مفاهیم دوم پوک و بیریشه هستند. مفاهیم اولی بر اصلهای قدسی بنا شدهاند. نمیتوان ماهیت امری قدسی را نابود کرد و با مفاهیم انتزاعی و حقوقی آنها را زنده کرد. تمام تلاش روشنفکر دانشگاهی و هرزه خیابانی این است که به نحوی امر کلی را از توافقات انسانیِ عاری از امر قدسی استخراج کند. شکست آنان به پذیرفتن حقیقت منجر نشده است، بلکه هارتر هم شدهاند. 📜 @hepolitike
_ارتباطتان با معنویّات را حفظ کنید. جوان ما، در این روزگار پُرمسئله، آن وقتی میتواند به معنای واقعی کلمه «مرگ بر آمریکا» بگوید که از لحاظ درونی، از لحاظ دینی، از لحاظ اعتقاد و اتّکاء به خدای متعال و قدرت الهی قوی باشد. _ آن جوانی میتواند در مقابل سطوت و قدرت و تشر فرعونهای زمان بِایستد که دلش با خدا باشد، با خدا مرتبط باشد. این [ارتباط] را حفظ کنید. _رهبرشهیدسیدعلیخامنهای، ۱۳ آبان ۱۴۰۴
*«انسان میتواند»* ┄┄┅••=✿؛🇮🇷؛✿=••┅┄┄ این جملهی دو کلمهای یکی از دو پشتوانه نظری انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی با این کشف بزرگ امام خمینی جوانه زد «انسان، میتواند» انسان میتواند که انسان باشد، انسان در گستره عمومی و حیات اجتماعی فراگیر میتواند انسان باشد قاطبهی مسلمین به انسان بدگمان هستند، عالم و عامی، فرق چندانی ندارد، در مرام ایشان، انسان در سطح عمومی نمیتواند، انسان باشد و میوهی انسانیت جز در معدودی از انسانها نمیتواند جوانه بزند انسان با کرامت خلق شده است اما جز معدودی نمیتوانند در افق کرامت زیست کنند پیشنهاد ایشان، حلقههای تربیت است، جدا سازی خوبها از بدها و خوبها را به دست تعلیم و تربیتهای ویژه سپردن از دل این نگاه، مدرسهها و خانقاهها و محافل پدیدار میشود غربیها و غربزدهها، بسیار رادیکالتر، از اساس امکان و مطلوبیت انسان بودن را نفی میکنند، انسان از ریشه حیوانی بیش نیست، دوپا و بیمو و سخنگو و عمیقا هوشمند است با آرزوهای رنگارنگ بی پایان، اما با این همه حیوان است، گرگی است در لباسی متفاوت که باید او را کنترل نمود از دل این نگاه، حکومت و قانون و روانشناسی و آموزش پدید میآید. این حیوان را یا باید با زور و تنبیه یا تطمیع و تشویق یا آموزشهای عادت ساز اهلی و مدنی کرد. غربی و مسلمان هر دو به انسان بدبین بودند، سوسیال و لیبرال، فقیه و عارف امیدی به انسان عمومی نداشتند اما خمینی، اما خامنهای در نظرگاه ایشان در منظر توحید این قرن، انسان میتواند، انسان میتواند که انسان باشد، انسان در گسترهی عمومی اجتماع میتواند انسان باشد و در افق کرامت زیست کند. از دل این ایده، انقلاب میجوشد، انقلاب انسان به گستردگی یک کشور، انقلاب عمومی در ابعاد یک ملت این ایده، نه مدرسه و خانقاه را رد میکند نه از قانون و حکومت بیزاری میجوید اما همه را ذیل کرامت انسان و اجتماع جای میبخشد در این نگاه، هم جبههی جهاد، مدرسه و خانقاه است هم عرصهی حکومت و قانون، عرصه خدمت و شهادت در این نگاه همهی بشر اهل کمال و شکوفایی اند جز عده ای معدود، لذا نه آن مدرسههای کوچک مسلمین نه این قانون گستردهی کنترلی که در آن همه متهمند، جواب نیست. اساس کار در این نگاه تببین است، در این نگاه انسان میتواند، به بالاترین انسانیتها برسد، به شرطی که فضا را برای او روشن کنید انسان در این نگاه هم میخواهد انسانیت را، هم میفهمد، فقط باید مراقب تاریکی بود و روشنی پاشید؛ تبیین اسم رمز همین نورپاشی است. در این نگاه به انسان نه سن مطرح است، نه جنسیت، نه طبقهی اجتماعی و اقتصادی و علمی در این نگاه، انسان ۹ سالهی کلاس سومیاش میتواند چیزی را در درونش پرورش دهد که سردار بالابلندی را در کشاکش جنگ به تماشا و شعف بکشاند، و به به، به این انسان در قامت سردار که در چکاچک شمشیرها و هیاهوی موشکها، چشمش انسان را میجوید و دنبال میکند کاش من هم بتوانم مثل این بزرگمرد دوستداشتنی ۹ ساله، مثل این سردار سالک با این روح لطیف کودکگون، از زلال جاری جمهوری اسلامی جرعه بنوشم و در هوای انسان زیست کنم. برحمته و نصرته اربعین سامراء مرقد منور حضرت انسان حمزه وطنفدا ┄┄┅••=✿؛🇮🇷؛✿=••┅┄┄ ☘️@bazgasht_be_khishtan
без подписи
🏴متن کامل بیانات رهبر انقلاب اسلامی در پایان مراسم عزاداری هیئتهای دانشجویی به مناسبت اربعین حسینی ✏️بسماللهالرّحمنالرّحیم مثل همهی اربعینهای دیگر، امروز شما جوانان عزیز این حسینیّه را با حضور خودتان، با احساسات پاک خودتان، نورانی کردید؛ از همهی شما…
عزت همه چیز ماست امام خمینی، ۴ آبان ۱۳۴۳ «ما زیر چکمهٔ آمریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم؟ چون دلار نداریم؟ از این بدتر چه خواهند کرد؟ از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ این قرضهٔ دلار چه بر سر این ملت میآورد؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکایی است، پس ما بردارید بریزید بیرون از این مملکت! تمام گرفتاری ما از این آمریکا است. تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است.» 💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست... @simafekr_com
هُوَالحَکیم سیئههای اجتماعی؛ عاملِ عقیم ماندنِ بعثت چرا در جامعهای که یک پیامبر ابراهیمی چون لوط علیهالسلام، ۳۰ سال در آن حضور دارد، هیچ «بعثت» و تحولِ درونی رخ نمیدهد؟ پاسخ را باید در آیات ۷۷ تا ۸۳ سوره هود جستوجو کرد. قرآن به ما میآموزد که "گناهِ جمعی" میتواند راهِ استجابتِ «قیام به قسط» و «بعثت» را برای همیشه مسدود کند. 1️⃣ بخل و بیانصافی؛ موتورِ محرکِ زوال 'شهر سدوم' به دلیل موقعیت جغرافیاییاش، یک 'کلانشهرِ توریستی' و کانونِ اصلیِ رفت و آمدِ کاروانها بود. این موقعیت، فرصتی طلایی برای رشدِ و تعالی فرهنگِ مهماننوازی و انصاف بود، اما اهالی سدوم از این فرصت، "ضدِ ارزش" ساختند. روایتهای تفسیری ذیل آیه ۷۸ اشاره دارند که خصلتِ غالبِ این قوم، "بخلِ نهادینه" و "خساستِ ساختاری" بود. آنها نه تنها در مواجهه با مهمانان و مسافرانِ غریب، دستِ یاری نمیگشودند، بلکه در خرید و فروش نیز با بیانصافیِ مطلق، خونِ مسافران را در شیشه میکردند. نکتهی هولناکِ اینجاست که روایات، "بخلِ اقتصادی" را کانونِ اصلیِ این "سیئه" میدانند که مانند یک دومینوی ویرانگر، راه را برای گناهانِ بعدی هموار کرد. وقتی جامعهای در بدیهیاتِ اخلاقی (حقِ مهمان و انصاف در معامله) به "سیئه" عادت کرد، مرزهایِ حیاء در دیگر حوزهها نیز فروریخت. خساستِ مالی و بخل، قلبِ آنها را نسبت به هر امرِ قدسی و انسانی "سنگ" کرد و همین "قساوتِ قلب"، زمینه را برای انحرافِ جنسی و شکستنِ حرمتهای الهی فراهم ساخت. 2️⃣ فریادِ «رُشد» و «جوانمردی» در میانِ قومِ مستِ شهوت حضرت لوط در حالی این جامعه را خطاب قرار میداد که قومِ او، در مستیِ انحرافاتِ اخلاقی غرق بودند؛ [لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ]. این قوم به چنان حدّی از تباهی رسیده بودند که [وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ]؛ چرا که [وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ]. آنها نه تنها به یک گناهِ ناگهانی، که به "ساختاری از سیئه" مبتلا بودند؛ زنجیرهای از گناهان که سرانجامِ آن به هنجارشکنیِ بیسابقهی لواط منجر شده بود. این سابقه در انجامِ سیئات، فطرتِ آنان را به بند کشیده و چنان حجابی بر جانشان افکنده بود که وقتی پیامبرِ خدا در آیه ۷۸ فریاد زد: [أَلَیسَ مِنکم رَجُلٌ رَشیدٌ؟]، در واقع آخرین تیرِ تَرَکِ «بعثتِ غیرت» را رها میکرد. لوط علیهالسلام به دنبالِ بیداریِ آن حقیقتِ نهفته در جانِ بشر بود تا شاید «جوانمردی» و «رُشدِ فطری» در کسی باقی مانده باشد و بتواند تکیهگاهِ حق قرار گیرد. اما این پرسش، تنها با پاسخِ گستاخانهی کسانی مواجه شد که در "سکرتِ شهوت" مستتر از آن بودند که صدایی از «عقل» یا «غیرت» را بشنوند. آنها از پیش، با اصرار بر "سیئاتِ مستمر"، راهِ هرگونه بعثت و بازگشت به حق را بر خود بسته بودند؛ گویی آن "سیئههای قبلی" زمینهسازِ مرگی شده بود که در لحظهی هجوم به خانهی لوط، به اوجِ بیشرمیِ خود رسید. 3️⃣ چرا «بعثت» به بنبست رسید؟ وقتی گناه به «سبکِ زندگی» و «ساختارِ فرهنگی» جامعه تبدیل میشود، «بعثتِ الهی» دیگر در قلبها نفوذ نمیکند. چرا؟ چون: ۱- سقوطِ درکِ حق: جامعهای که "بخل" و "بیحیایی" برایش فرهنگ شود، دیگر مفهومِ «جوانمردی» و «رشادت» برایش بیمعناست. ۲- عقیم شدنِ تبلیغ: بعثت زمانی رخ میدهد که جامعه «زمینه» و «ظرفیت» داشته باشد. "گناهِ سازمانیافته"، آن بسترِ فطری که باید پیامِ پیامبر را لبیک بگوید، نابود میکند. 4️⃣ بنبستِ نهایی؛ وقتی گوشها بسته میشود آیه ۸۰ سوره هود نشان میدهد که پس از سه دهه تلاش، حضرت لوط به نقطهای میرسد که میفهمد این قوم با تکرارِ گناهِ جمعی، خود را به "مرگِ فطرت" رساندهاند. فریادِ [لَوْ أَنَّ لِی بِکمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَىٰ رُکْنٍ شَدِیدٍ] از گلوی پیامبری برمیآید که میبیند گناهِ جمعی، چنان قفلی بر قلبهای مردم زده که دیگر تبلیغ و موعظه، کارگر نیست. ☑️ درسِ سدوم برای ما روشن است: مراقبِ "سیئههای کوچک و بزرگ جمعی" باشیم که اگر در جامعهای به «فرهنگ» و «سبک زندگی» تبدیل شود، آن جامعه دیگر آمادگیِ «بعثت» و «قیام به قسط» را نخواهد داشت. جامعهای که "سیئه" را به «ملت» و آیینِ خود بدل کند، خود را از فیضِ هدایت و رستگاری محروم کرده و در نهایت، به جایِ «بعثت»، با «هبوط» مواجه خواهد شد. #ملت_ابراهیم #امت_مبعوث ✍️ بَیِّنات | بهرام برادری @bahrambaradari
🔰 امام (ره) و دکترین کنش سیاسی شهید مدرس #خط_امام #خمینیسم
ما انسان رزمنده میخواهیم ما جوان حماسهجو میخواهیم ما روشنفکر نمیخواهیم!! #خط_امام #خمینیسم
شمس لنگرودی (شاعر): زندگی در ایران سخت هست منتهی زندگی (در آمریکا) بیمعنیه(برای من) !! من سختی رو به بیمعنایی ترجیح میدم !!
کتاب_روان_پزشکی_فرهنگی_با_نگاه_به.pdf
کتاب روانپزشکی فرهنگی با نگاه به فرهنگ ایرانی دکتر روحالله صدیق
شهید حسن طهرانی مقدم: به پیر به پیغمبر من قسم جلاله میخورم، حاج آقا میخواد قبول کنه، میخواد نکنه!! امروز اونی که واسه امام حسن علیه السلام گریه میکنه ولی آقا(امام خامنهای) رو هرکی در هر جایی هست نتونه کمک بکنه، اون(گریه) رو میگم تو سرت بخوره بچهها. تو همون ابوموسی اشعری احمق هستی!! مگه اسلام بازیچه این شعارها و مسخره بازیها است؟؟ اسلام یک واقعیت مسجلی هست با عمل!! والسلام. امام حسین(امام خامنهای) الان تو میدونه.
▪️دارم ز تهران میروم مردم خداحافظ دیگر مرخص میشوم، ای قم خداحافظ ▪️خیر تو را میخواستم ایران حلالم کن ای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظ ▪️گفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم من رفتم ولی تا گنبد طارم خداحافظ ▪️مستأجری بودم درون خانهای کوچک آن هم که شد در بمب و موشک گم خداحافظ ▪️این خانۀ زهراست، پاسش را نگه دارید حالا که این در سوخت در هیزم، خداحافظ ▪️من سوختم اما نه از موشک ز بیمهری ای نیشهای بدتر از کژدم خداحافظ ▪️مستی مهیا بود اما من ننوشیدم... چیزی به غیر از خون دل ای خم، خداحافظ ▪️دیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهد زیر چراغ کوکب هشتم خداحافظ ▪️من با عروس و دختر و داماد و زهرایم پرمیکشم از خاک تا انجم خداحافظ ▪️با جسم پرپر میروم تا کربلا اینک چون نعش اربابم به زیر سُم، خداحافظ ▪️ای خیل صاحبمنصبان از ملک ری رفتم مال شما این خاک و این گندم خداحافظ ▪️قدرم ندانستید اما مجتبایم را لطفا مرنجانید ای مردم خداحافظ... ✍ شاعر: «آقای افشین علا» #باید_برخاست
هُوَالحَکیم از ابتلائات ابراهیمی تا امامت جهانی؛ آیا امت مبعوث در مسیر عروج است یا انسلاخ 📖 الگوی ابراهیم علیهالسلام: امّتی در یک تن قرآن کریم حضرت ابراهیم را «اُمَّة قانِتاً» مینامد؛ انسانی که به تنهایی ایستادگی کرد تا الگویی برای امتهای بعدی باشد: «إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّـهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» اما این امامت، یک هدیهی بیدریغ نبود؛ بلکه حاصل یک فرآیند سخت از ابتلاء و آزمون بود. ابراهیم در طول ۸۷ سال زندگی پرفراز و نشیب خود [قبل از امامت]، از بتشکنی، آتش، جدایی از عزیزان و آزمونهای دشوار [که قرآن به بسیاری از آنها اشاره کرده] عبور کرد. او با عبور از این «ابتلائات»، از مقام یک انسان به مقام «امام و شاهد» یا همان "انسان کامل" رسید. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ» او نشان داد که چگونه میتوان با عبور از ابتلائات، به مقام «شهادت و امامت» دست یافت. 💠 بنابراین، این اسوه، مسیر و الگو برای امت مبعوث که به تبعیت از ملة ابراهیم هست، نه تنها ممکن، بلکه یک «ضرورت» است. پس امتهایی که به تبعیت از ملة ابراهیم هستند و مبعوث میشوند، در معرض آزمونهایی و ابتلائاتی هستند که هدفشان یا «کشیدن به بالا» (ترفیع، عروج و امامت جهانی) است؛ اما ممکن است به دلایلی این اتفاق به «کشیدن به پایین» (سقوط و استقرار در زمین) منجر شود. ⚠️ مخاطرهی انسلاخ: وقتی آیات، سبب سقوط میشوند بزرگترین خطر برای امت مبعوث، برخورداری از آیات الهی و در عین حال، جدا شدن از آنهاست. خداوند در داستان آن کسی که آیاتش را دریافت کرد اما از آنها «انسلاخ» کرد، ما را از یک فرآیند معکوس هشدار میدهد و امت مبعوث خود را در دو مسیر قرار میدهد: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ساءَ مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ» 1️⃣ مسیر رفع (عروج): «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها»؛ یعنی اگر بخواهد، با همان آیات، امت را به مقام امامت و شهادت جهانی میرساند. 2️⃣ مسیر سقوط (انسلاخ): برخورد با آن کسی (قومی) که آیات را دریافت کرد اما از آنها «انسلاخ» کرد. اینجاست که جایگاه از «امام» به «كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ » سقوط میکند: «وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ… فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ». اگر خداوند بخواهد امت را با نشان دادن آیاتش به مقام «امام و شاهد» برساند، آنها اوج میگیرند؛ اما اگر در برابر آزمونها، به جای عروج به آسمان و "سماء"، به سمت زمین و "ارض" (مادیگرایی و هوای نفس) متمایل شوند، دچار «انسلاخ» شده و از مرتبهی "انسان کامل" به مرتبهی "انعام" (مانند تمثیل سگ در قرآن) سقوط و هبوط میکنندو به زبان سادهتر 'جِر میخورند'! 🚫 نتیجه و هشدار: عقبنشینی یا ثبات؟ اگر امت مبعوث بخواهد با عقبنشینیهای غیرتاکتیکی: ۱- که برخاسته از "ترس": «أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّـهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» ۲- یا میل به "زمین": «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ» است از این مسیر خارج شود، به جای "امامت" و "قوم برگزیده شدن"، دچار "غضب الهی"، "تیه" و "حیرت" میشود. ابراهیم (ع) با تحمل ۸۷ سال ابتلاء، مسیر «بالا کشیده شدن» را طی کرد؛ اما امت مبعوث اگر به دنبال «سنگینی در زمین» باشد، همان مسیر «انسلاخ» و سقوط به مرتبهی پایینتر، ذلّت و مسکنت «...قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّـهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّـهِ...» را خواهد پیمود. ✍️ بَیِّنات | بهرام برادری @bahrambaradari
دکتر جعفر حسنخانی: قلم محمود سریع القلم در امتداد اسلحه برادرانش هست. لینک برنامه جریان