tgindex
FriedrichshainTaxi

FriedrichshainTaxi

Статистика
@FriedrichshainTaxперсидский

#FriedrichshainTaxi #Friedrichshain #Berlin

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
37
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 208
−4 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
377
33 постов
Вовлечённость
31,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 37
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
39
1/48двое суток
44
1/72трое суток
48

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • @NoSleepBerlin ✅👽

  • #berlinonline #Friedrichshain

  • Channel photo updated

  • Channel photo removed

  • Channel name was changed to «FriedrichshainTaxi»

  • Channel name was changed to «2016 O»

  • 2 янв.586274

    #berlin

  • یلدا را به هم نریزیم گرامی‌داشت آیین‌های تاریخی و فرهنگی بویژه آنهایی که به داخل خانه‌های‌مان می‌آید، همیشه سرمنشأ حال خوب و امید است و دریچه‌هایی را برای بهتر بودن باز می‌کند. می‌شود با آنها کمی خود را از مصیبت‌ها و رنج‌های تمام‌نشدنیِ روزگار تکاند. پس از کش و قوس‌های فراوان، چند سالی است که به جشن و آیین آخرین شب پاییز بیش از سال‌های پیش‌تر پرداخته می‌شود. یلدا برگرفته از واژه سریانی ܝܠܕܐ به‌معنای زایش است. زایش نور و روشنی و دفن تاریکی و سیاهی. در تعریف می‌گویند: خانواده‌ها و خویشاوندان در این شب گرد هم می‌آیند، با خوردن خوراکی‌هایی چون انار، هندوانه و آجیل، خواندن شعر به‌ویژه از دیوان حافظ، و نقل داستان و خاطره، این آیین را گرامی می‌دارند. شوربختانه مانند بسیاری از آیین‌های دیگرمان چه ملی چه مذهبی، یلدا هم وصله‌های نامتجانسی خورده است که با ماهیت حقیقی آن فاصله دارد. هرآنچه که در رسوم کهن برای یلدا آمده جایگاه دقیق و علت روشنی دارد و چسباندن تکه‌های دیگر، از زیبایی‌های معنایی آن به‌شدت کم خواهد کرد. نمی‌فهمم چرا باید کیک و شیرینی ویژه شب یلدا، لباس ویژه شب یلدا، کادوی شب یلدا و ... داشته باشیم. همین‌طور پیش برود چند دهه یا حتی چند سال دیگر اصلا یلدا چیز دیگری خواهد شد و اثری از اهداف دلنشین و خردمندانه آن باقی نخواهد ‌ماند. آنچه یلدا را برای ما نگه داشته سادگی بیرون و معنای درون آیین‌هایش بوده است. عمرتان دراز و پیشاپیش یلدای‌تان مبارک ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۲۹ #محمد_متینی_زاده #یلدا #امید @matinizadehmohammad

  • ⁨ سخنی با پاییز جان انگار دلش نمی‌خواست این همه ناامیدی ما را به زمستان تحویل بدهد. حالا آخرین نفس‌هایش با برف و باران در بسیاری از مناطق کشورمان همراه شده است. اگرچه در این چند ده سال گذشته، ما در این چهاردیواری گربه‌نشان ثابت کرده‌ایم که وقتی با همه قدرت و تاب و توانت می‌آمدی و با دما و بارشت بویژه برف‌های آخر فصلیت، ایران‌جان مادر را برکتی بزرگ می‌دادی، اصلا قدرشناس، صاحب فکر و برنامه‌دار نبودیم. هرچه تو و زمستان می‌دادید در بهار و تابستان نفله و خرج اَتِینا می‌شد. هنوز با آن روزها فاصله زیاد داریم ولی همین که در بسیاری از مناطق با روی سیاه و ریه‌هایی لبالب از دود و آشغال‌های هوایی به سراغ یلدا نمی‌رویم باز خوب است و جای شکر دارد. به‌هرروی سفارش ما را به زمستان بکن، قول نمی‌دهم که از همه بدبختی‌هایی که به سرمان آمده، درس گرفته باشیم ولی تا شماها کاری نکنید نمی‌شود به هیچ برنامه‌ای برای آبادیِ دل و جان ما و سرزمین آباء و اجدادی‌مان امیدوار بود. ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۲۸ تصویر مربوط به برف زیبای اصفهان است. #محمد_متینی_زاده #پاییز #امید @matinizadehmohammad⁩⁩⁩⁩

  • کارزاری با عنوان «درخواست تناسب مجازات متجاوزان به منابع طبیعی و محیط زیست با جرم» تأیید و با موفقیت منتشر شد: https://www.karzar.net/276742 با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاع‌رسانی کنید و از آنها برای جمع‌آوری امضا کمک بگیرید. #منفعل_نباشیم

  • پنج‌شنبه و روز مادر   پرستار مامان پنج‌شنبه‌ها نمی‌آمد. روز استراحتش بود. ما بچه‌ها بین خودمان تقسیم می‌کردیم. چون فاصله مکانی من دورتر از بقیه بود و مانند آنها نمی‌توانستم در طول هفته سری به او بزنم خودم را اغلب داوطلب پنج‌شنبه می‌کردم. هر شب تلفنی صحبت می‌کردیم. سه‌شنبه‌ها زودتر از ساعت همیشگی زنگ می‌زد. - این هفته تو می‌آیی مامان؟ - آره حتما. - شام از بیرون نگیری. اوایل دلم نمی‌آمد در سن نود و چند سالگی برای من غذا درست کند. با هر شگرد و بهانه‌ای شده بود مجابش می‌کردم و غذا از بیرون می‌گرفتم. وقتی بساط پهن می‌کردم اخم به صورتش می‌نشست، چشمانش کوچک می‌شد هر چند لقمه‌ام می‌گفت یک وقت مریض نشوی مامان، آخر چرا این کار را کردی؟! فهمیدم چقدر دوست دارد بپرسد چی برایت بپزم، من هم بگویم برنج و مرغ خوشمزه‌ات، بعد بپزد، با آن اخلاق خاصش تمام لقمه‌هایم را نگاه کند و ببیند آیا می‌پسندم یا نه ... دیدم بهتر است سوار اسب مادرانه‌اش شود و مرا همچون کودکی به هر شکل می‌خواهد پیش ببرد و غذا دهد. و چقدر خوشمزه بود. - باشد مامان ولی قول بده تهیه خاصی نبینی. - نه مامان من که دیگر آن جان‌ها را ندارم. دیر نکنی. زود بیایی‌ها ... پنج‌شنبه می‌رسید و من آن‌جور که او دوست داشت به‌وقت نمی‌رسیدم. قصه‌هایش را به‌سرعت شروع می‌کرد از آدم‌ها و دردهایش می‌گفت. اگر سرحال بود، خاطرات خیلی دورش را به همراه صدایش و گاهی تصویرش به ضبط می‌کشیدم.   می‌گفت بیشتر به من سر بزن. یک وقتی دلت من را می‌خواهد که من دیگر نیستم. برمی‌آشفتم. اکنون جمله‌اش و معنی آن را خوب می‌فهمم. خیلی می‌خواهمت آن هم در پنجشنبه‌ای که به امسال به نام تو شد اما نیستی، نیستی که نیستی. مامان جان گفتی خاک سرد می‌کند، این یکی را برای خودت درست نگفتی. سرد نکرد مادرجان و حالا روزت به پنج‌شنبه افتاده است. داغ داغم از نبودنت در آرامش باشی   روح همه مادران آسمانی شاد خدا مادران‌تان را به تندرستی و حال خوب حفظ کند.   ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ #محمد_متینی_زاده #روزمادر #مادرجان @matinizadehmohammad

  • 7 дек.313291

    اندوه تو را ستاره‌های کهکشان همسایه هم فهمیده‌اند دعوت‌شان را نپذیر شاید همین راه شیری خودمان ستاره‌ای برای تاریکی فردا نشان‌مان دهد. محمد متینی‌زاده از کتاب #بی‌خبرتر_از_یک_رؤیا #نشر_امرود

  • 2 дек.657279

    ⁨ ⁨ یک باران در نیمه‌های پاییز به تهران کافی بود تا گیاهان با شستن رنج دوده و رهایی از سیاهی، زیباترین رنگ‌ها را به آسمان و بعد به زمین بیاورند و خوش‌ترین حال را برای آدمی بسازند و دمی از همه غصه‌ها بیرون‌شان ببرند. اگر به باغ گیاه‌شناسی ملی ایران بیاید، می‌شود این تصاویر که فقط گوشه‌ای از دلربایی‌هایش بود … آه پاییز محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ #ریشه‌بان #پاییز #باغ_گیاه_شناسی_ملی_ایران⁩⁩ @matinizadehmohammad

  • ⁨ امسال گل‌های داودی باغ جلوه فوق‌العاده‌ای دارند. پس از چند سال رویشگاه آنها بازسازی کامل شد و نشاهایی تازه با بنیه جدید کاشته شد. برای رسیدن به این همه رنگ و زیبایی، کوشش و همتی بسیار والا از سوی همکارانم در باغ صورت گرفته است. البته همکاران پرتلاشم در رویشگاه‌های دیگر باغ نیز همواره در حال غنی‌سازی و بهتر کردن هستند. آمدن‌تان به باغ و دیدن مناظر بدیعش، خستگی ما را در این روزهایی که حال هوا و جنگل و درخت و خاک خوب نیست به در می‌کند. اگر هوا برای‌تان آزاردهنده نیست پاییز زیبای باغ گیاه‌شناسی ملی ایران را از دست ندهید. محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۰۴⁩ @matinizadehmohammad

  • برای درختان هیرکانی آهای انجیلی‌های زیبا نمدارهای باشکوه لیلکی‌های اَبَرزی و گونه تا گونه هیرکانی جاودانه، همیشه خزان رنگ‌های جادویی و خیره‌ساز شما را برای تسخیر قلبم‌مان به صف می‌آورد تا با شما و سرشت‌تان حرمت دیگری پیدا کند و ما در آن سرخوشانه چه بی‌خبر بودیم اگر رنگ‌تان از آتش بی‌خردی به نارنجی زرد و سرخ ‌افتد، در عین انبوهی چقدر تنهاییم همچون خودتان اما در این تیرگی افتاده بر ایل و تبارتان وقتی زردی شرم‌مان را می‌بینی سبزی اراده و سرخی عشق‌مان را هم ببین تاب بیاورید هیچ دمی خاموشی و نومیدی ما را نخواهید دید. تاب بیاورید تابی از همان جنسی که به تاریخ وطن‌مان دادید. ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۹/۰۳ #محمد_متینی_زاده #ریشه‌بان #محقق_منابع_طبیعی #امید #ایران #منابع_طبیعی #آتش_سوزی #تات #جنگل_هیرکانی #مؤسسه_تحقیقات_جنگل‌ها_و_مراتع_کشور #باغ_گیاه_شناسی_ملی_ایران #شعر #شعر_سپید #شعر_نو #شاعرانه @matinizadehmohammad

  • ⁨ ⁨ ⁨ دیر است، زنگ خطر خیلی وقت است به صدا درآمده است ۲۰ سال پیش متخصصان ما نسبت به همه چالش‌های پیش‌روی‌مان در منابع طبیعی و محیط زیست هشدار می‌دادند و روزهای سخت را پیش‌بینی می‌کردند اما بیشتر سیاست‌گذاران حوزه‌های مختلف همه آنها را قصه و افسانه و حتی چرندیات می‌دانستند. اکنون نه فقط همه آنها روی داده، مؤلفه‌ها شدیدتر از پیش‌بینی بوده یا حتی عناصر دیگری هم برای تأثیرگذاری وارد میدان شده‌اند. کمتر کسی تغییر اقلیم و نحیف شدن بنیه اقتصاد را با این درجات می‌توانست پیش‌بینی کند اما روی داده است. و این دو با سرعت سرسام‌آوری در حال نابودی منابع تکرارنشدنی‌مان هستند. افزایش میانگین دما و خشکسالی‌های چندساله، رمق بسیاری از رویشگاه‌های طبیعی‌مان را دارد می‌کشد و خواهد کشید، و آثارش سال‌های بعد بسیار نمایان‌تر خواهد بود. از سوی دیگر وقتی شرایط اقتصادی مردم و کشور بحرانی می‌شود و درآمدهای موردنیازشان اتفاق نمی‌افتد و جان و زندگی‌ها به خطر می‌نشیند، دیواری کوتاه‌تر از خاک و زمین و درخت و علف و آب پیدا نمی‌کنند، بی‌آنکه بدانند چه جانی را از مام میهن می‌گیرند. در این شرایط، وضعیت بحرانی دو سازمان نظارتی یعنی منابع طبیعی و آبخیزداری و حفاظت از محیط زیست را از لحاظ اعتباری و نیروی انسانی را هم به آن دو عامل اصلی بیفزایید. معدن‌کاوی، آتش‌سوزی‌ها، تغییرات افسارگسیخته کاربری‌ها از گیاه به بتون و سنگ، آینده غم‌انگیز و بسیار ترسناک را به پیش‌رو می‌نشاند. درس‌ها را زمان، طبیعت و از همه مهم‌تر سیاست‌ها و تصمیم‌های اشتباه و ویران‌کننده داده‌اند. دریاچه ارومیه و تالاب‌ها و رودخانه‌های خشک‌شده‌مان نماد اینهاست که هیچ‌کس پیش‌بینی برهوت‌شدن‌شان را توجه نکرد. حالا این گردباد ویرانگر سراغ منابع دیگرمان رفته است: جنگل‌های هیرکانی و زاگرس و ایران تورانی، مراتع و بیابان‌های بی‎‌مانندمان، دریای مازندران، رودخانه‌ها و منابعی که هنوز زنده هستند. فقط تفاوتش با پیش‌بینی‌های دو دهه پیش در این است که سرعت نابودی و خردشدن، چند برابر آن زمان است، درست مانند پیشرفت فناوری ... اکنون به‌خوبی می‌توان بر اساس همین داده‌ها که بیشمارند و نیز دانش و تخصص دانشمندان و کارشناسان متعهد، دلسوز و جان‌فدای داخل و خارج میهن‌مان، از این مهلکه بیرون آمد. اما اقتصادمان اگر بهبود نیابد … ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۸/۲۹ #محمد_متینی_زاده #ریشه‌بان #محقق_منابع_طبیعی #امید #ایران #منابع_طبیعی #آتش_سوزی #تات #جنگل_هیرکانی #مؤسسه_تحقیقات_جنگل‌ها_و_مراتع_کشور #باغ_گیاه_شناسی_ملی_ایران @matinizadehmohammad⁩⁩⁩ .

  • ⁨ ز ارباب ادب دریاب آداب ادب مرد به ز دولت اوست کسانی که به سراغ هنر خوشنویسی می‌روند به خوبی با این عبارات آشنا هستند. در همان جلسات نخست سرمشق قرار می‌گیرند. این ترکیب‌ها به‌طرز جالب توجهی با هدف نهایی هنر بویژه خوشنویسی عجین هستند، گام نهادن در معنا و رسیدن به زیبایی بی‌نهایت. استاد با این الگو می‌گوید برای رسیدن به این هدف باید در قله آدابِ درست اخلاقی و انسانی باشی. باید درونت پر از معنا آن هم به پاکیزگی باشد تا برای رسیدن به مقصود پیشرفت هنرمندانه داشته باشی نه بالا رفتنی خشک و ماشینی و گاه دور از انسان‌بودن. کاش می‌شد این مهم را برای هر آغازی، به قالب یادگیری و تذکر انداخت. از رویش بنویسند زیبا هم بنویسند چندین و چند صفحه … درین زمانه بیش از همه تاریخ‌مان نیازمند ادبی هستیم که از دولت‌مان بهتر باشد … محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۸/۲۸⁩ @matinizadehmohammad

  • ⁨ ⁨ شیرین و تلخ در بیابان‌های سبزوار هفته پیش در سفری به‌منظور ارزشیابی پروژه‌های تحقیقاتی استان خراسان رضوی، به اتفاق دو تن از همکارانم در آنجا حضور پیدا کردم. یکی از برنامه‌هایی که در دستور کار بود بازدید از پروژه‌های جاری منابع طبیعی در سطح استان بود. به سبزوار رفتیم و روستای بَرآباد. ده سال پیش مهندس خادمی، یکی از مهندسان منابع طبیعی عاشق‌ کار در این سرزمین، در اداره منابع طبیعی سبزوار تصمیم به احیای مناطق بیابانی بَرآباد می‌گیرد. ما نتیجه آن را پس از ده سال دیدیم. فوق‌العاده بود. از گیاهان بومی آنجا مانند اسکمبیل، قیچ، قره‌داغ، آتریپلکس، لیسیوم، عجوه و ... استفاده کرده بودند. اکنون جانورانی چون گرگ، شغال، هوبره، آهو، کفتار و … هم آمده‌اند. حال ادارات منابع طبیعی‌مان خوب نیست. خیلی تلخ است که اعتبار در اختیار چنین ادارات و آدم‌هایی قرار نمی‌گیرد تا با عشق و همتی که دارند، گام‌های بهتری برای حفاظت از اکوسیستم‌ها بردارند. هزینه‌اش را پرسیدم، گفت هکتاری ۳۰ میلیون تومان. شما هم مانند من یاد خیلی از هزینه‌های بی‌فایده در این کشور افتادید؟ تلخ‌تر هم هست. در همین منطقه، برخی اهالی محل، تکه زمین‌های بیابانی را به تصاحب رساندند، گیاهان بومی را خارج کردند، زمین را شخم زدند، چند صباحی کاشتند و اکنون رها کردند و طبیعی است که مستعد کانون تولید گرد و غبار باشد. داستان حفاظت و احیای منابع طبیعی ما همین است، عده‌ای عاشق ولی دست و پا بسته و بدون اعتبار و امکانات، عده‌ای دیگر کوشش گسترده برای تاراج هرچه طبیعت و خاک و درخت و گیاه است. نمی‌دانم چه وقت قرار است درست کنیم! ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۸/۲۴ #محمد_متینی_زاده #ریشه‌بان #محقق_منابع_طبیعی #امید #ایران #منابع_طبیعی #جهاد_کشاورزی #تات #سبزوار #اداره_منابع_طبیعی_سبزوار #مؤسسه_تحقیقات_جنگل‌ها_و_مراتع_کشور ‏ @matinizadehmohammad

  • ⁨ ⁨ ⁨ ریشه‌بان ریشه‌بان (root.guardian) عنوان صفحه تازه من در اینستاگرام است. در اینجا به منابع طبیعی بویژه خاک خواهم پرداخت. کوشش می‌کنم تا از حقایق، شگفتی‌ها، چالش‌ها، راه‌کارهای مرتبط با آنها مطلب بیاورم. انتخاب واژه ریشه‌بان برای صفحه هم علاوه‌بر هم‌خوانی با ماهیت محتویات، یک‌جورایی وفاداری به حفاظت از ریشه‌های علمی و پژوهشی و آنچه به من یاد داده شده هم هست. امید که پسندتان بیفتد. از منتی که می‌گذارید و صفحه‌ام را به مخاطبان‌تان می‌شناسانید سپاسگزار خواهم بود. محمد متینی‌زاده

  • ⁨ ⁨ تحقیق یکی از شغل‌های سخت دنیاست، در منابع طبیعی سخت‌تر وقتی همکارانی را در محل کارم می‌بینم که در همین شرایط سخت معیشتی، که گرانی افسارگسیخته و اجاره‌خانه‌های کمرشکن، حال و روزگار برای‌شان نگذاشته، به معنای راستین و حقیقی یک محققِ منابع طبیعی هستند و عاشق بی چون و چندِ پژوهش و یک آن هراسی که با تمام وجود برای از دست‌دادن‌های میهن‌شان دارند رهای‌شان نمی‌کند، کیف می‌کنم. این عاشقان با قفل کردن در اتاق‌شان در پایان ساعات اداری، کارشان تمام نمی‌شود، فکرشان، حواس‌شان و مسؤولیت‌پذیری‌شان همراه‌شان می‌ماند و برنامه‌های شبانه‌‏روزشان درگیر مواهب بی‌مانند ایران و رنج‌های مترتب بر منابع طبیعی آن است. ممکن است که از بودن هم‌قطارانی که فقط به دلیل نبودِ شغل و حرفه و تحصیلِ دیگر در این وادی افتاده‌اند حرص بخورند و رنج ببرند ولی هیچ‌گاه به هیئت آنها در نمی‌آیند. اینها عهدی دیگر با ایران بسته‌اند. ✍️محمد متینی‌زاده ۱۴۰۴/۰۸/۱۴ تصویر از قطعه اروپا در #باغ_گیاه_شناسی_ملی_ایران است. #محمد_متینی_زاده #ریشه‌بان #محقق_منابع_طبیعی #امید #ایران #منابع_طبیعی #جهاد_کشاورزی #تات @matinizadehmohammad⁩⁩