کتابفروشی قابوس
Статистика💠کتابفروشی قابوس(قاضی) آدرس: گنبد، خ خیام شمالی ،نبش چهارراه وحدت ساعت کار: یکسره ۷/۳۰صبح لغایت ۸/۳۰ شب 📞شماره تماس: مغازه : 01733226233 موبایل: 09118785180
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 88
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 11
- 1/48двое суток
- 12
- 1/72трое суток
- 13
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
برمه فلکه، مخدومقلی فراغی 289
۲۸۹ برمه فلکه BERME PELEGE فلک بازی برمیش جُمله جهانا منینگ اختیاریم برمه فلکه کؤنگۆل قوشی اوچوپ گیتسه هر یانا محتاج اتمه قانات، قویروق، یلهگه Pelek bazy bermiş jümle-jahana, Meniň ygtyýarym berme pelege. Köňül guşy uçup gitse her ýana, Mätäç etme ganat, guýruk, ýelege. بیدولت ــ اینانجانگ، کاسب ــ کأیینجنگ یدی یسر بولسا، بیری گؤوۆنجنگ بای خلقی یانگرا بۏر، قارّی ــ اؤوۆنجنگ چالیپ بۏلماز چال آغارسا چلهگه Bidöwlet − ynanjaň, käsip − käýinjeň, Ýedi ýeser bolsa, biri göwünjeň, Baý halky ýaňra bor, garry ― öwünjeň, Çalyp bolmaz çal agarsa çelege. اوردا باشی بولماق أره قین بۏلار پارچا گیسه، قیز اۏغلانا سین بولار دۇل گؤزۆنه قارّی نأزنین بولار ینه گؤزۆن آیلار کؤره، چۏلاغا Orda başy bolmak äre kyn bolar, Parça geýse, gyz oglana syn bolar, Dul gözüne garry näzenin bolar, Ýene gözün aýlar köre, çolaga. چپینه آیلانان چرخی فلکدیر آدم اوغلی ــ گلن باری هلأکدیر یتمیش ایکی ملّت بؤلک-بؤلکدیر بو بؤلکدن قۏشما اؤزگه بؤلهگه Çepine aýlanan çarhy-pelekdir, Adam ogly – gelen bary heläkdir, Ýetmiş iki millet bölek-bölekdir, Bu bölekden goşma özge bölege. یول اۆستۆنده اؤلسم، یۏلا آتسالار راضی من اۆستۆمدن باسیپ اؤتسهلر “مخدومقلی” دیییپ آدیم توتسالار گؤرن گؤز جۏرت آتار اشیدن قۇلاغا Ýol üstünde ölsem, ýola atsalar, Razy men üstümden basyp ötseler, «Magtymguly» diýip adym tutsalar, Gören göz jort atar eşden gulaga.
پدر و مادرها بی صدا پیر میشوند وقتی وارد آشپزخانه خانه پدرم شدم، او را دیدم؛ مردی هشتاد و هفت ساله با دستهایی لرزان که قوطی کنسرو را در دست گرفته بود و همانطور سرد و بدون گرم کردن، آرامآرام از داخل آن غذا میخورد. بعدها فهمیدم از یک چیز بیشتر از هر چیزی میترسیده؛ اینکه اگر از من کمک بخواهد، او را به خانه سالمندان بفرستم. بیاختیار قوطی فلزی سرد را از دستش گرفتم و گفتم: بابا، چرا حداقل داخل قابلمه گرمش نکردی..؟ لحنم تندتر از چیزی بود که قصدش را داشتم. خسته بودم اما او حتی سرش را بالا نیاورد. بعد از چند لحظه، خیلی آرام گفت: دیگر کار با دکمهء گاز را بلد نیستم، گیج میشوم. همان یک جمله کافی بود تا چیزی در دلم فرو بریزد. ماهها بود که به بهانه مشغله کاری، گرفتاری زندگی و هزار دلیل دیگر، دیدنش را عقب میانداختم. اما حقیقت چیز دیگری بود. دیدن مردی که همیشه تکیهگاهم بود و حالا آرامآرام توانش را از دست میداد، برایم دردناکتر از آن بود که بتوانم با آن روبهرو شوم. تماسهای تلفنی کوتاه ما در حد سلام و علیک و توصیه های پزشکی و سلامتی اش است با خودم فکر میکردم که به فکرش هستم، اما حالا میفهمیدم بیشتر از او، داشتم خودم را از احساس گناه نجات میدادم. صندلی را جلو کشیدم و روبهرویش نشستم. خانه سرد بود. بخاری روی کمترین درجه تنظیم شده بود تا قبض گاز کمتر شود. او هم انگار از آخرین باری که دیده بودمش کوچکتر شده بود. بعد با صدایی لرزان گفت: ببخش پسرم… نخواستم مزاحم زندگیت بشوم. میدانم گرفتار هستی. بعد دستش را روی میز گذاشت و آهسته ادامه داد: فقط نمیخواهم از خانهام بروم. نگاهش به سمت پذیرایی رفت. تمام دنیایش ،خاطراتش همین منزل بود. چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت: اگر بگویم به کمک احتیاج دارم، حتماً مرا از این خانه میبری. و اگر از اینجا بروم… دیگر هیچ چیز برایم باقی نمیماند. همینجا فقط منتظر ماندهام. حرفش مثل پتکی بر سرم فرود آمد. ناگهان فهمیدم مدتی طولانی او را نه به چشم پدر، بلکه مثل یک مشکل نگاه کرده بودم؛ مشکلی که باید هرچه زودتر برایش راهحلی پیدا میکردم. فراموش کرده بودم همین مرد سالهای جوانیاش را با سختترین کارها گذرانده تا من آینده بهتری داشته باشم. تمام غرورش حالا در همین استقلال کوچک باقی مانده بود. هیچ بحثی نکردم. فقط بلند شدم، سوپ را داخل قابلمه ریختم و روی شعله گذاشتم. و با هم غذا خوردیم بعد از مدتی طولانی، به پنجره بخارگرفته خیره شد و جملهای گفت که هنوز هم در ذهنم زنده است. هرچه آدم پیرتر میشود، خواستههایش کمتر میشود. دیگر دنبال چیزهای بزرگ نیست. فقط میخواهد احساس کند هنوز برای کسی مهم است. فقط دلش آدمهای خودش را میخواهد. آن لحظه تازه فهمیدم چقدر اشتباه کرده بودم. او با من مخالفت نمیکرد. داشت به آخرین تکههای زندگیاش چنگ میزد. بیش از هر چیز به پسرش احتیاج داشت. کسی که بیسروصدا نامهها و قبضهایش را مرتب کند. کنارش بنشیند. چای بخورد. حرف بزند. و نگذارد سکوت خانه، بوی تنهایی بگیرد. وقتی جوان هستیم، فکر میکنیم عشق یعنی حل کردن همه مشکلات. اما وقتی پدر و مادرمان پیر میشوند، میفهمیم عشق یعنی کنارشان بودن. حتی وقتی هیچ کاری از دستمان برنمیآید. همان روز، تمام فکرهای فرستادنش به خانه سالمندان را کنار گذاشتم. از آن زمان، هر جمعه به دیدنش میروم. بیهیچ بهانهای. گاهی خرید خانه را انجام میدهم. گاهی نوههایش را همراه خودم میبرم تا با سر و صدا و خنده، سکوت خانه را بشکنند. اما بیشتر وقتها فقط کنار هم روی همان مبلهای قدیمی مینشینیم، از خاطرات قدیم میگوید، از سختیهایی که هیچوقت به زبان نیاورده بود و از آرزوهایی که همه را خرج آینده من کرده بود. آن وقت است که بیشتر از همیشه میفهمم پدرها چقدر بیصدا پیر میشوند. خوب میدانم روزی خواهد رسید که آن صندلی برای همیشه خالی بماند. و آن روز، هیچ خانه بزرگتر، هیچ حساب بانکی پرتر و هیچ موفقیت شغلی، حتی یک ساعت از دسترفته کنار پدری را که همه زندگیاش را برای من گذاشت، به من برنخواهد گرداند. اگر پدر و مادرتان هنوز در کنارتان هستند، آنها را به چشم یک مسئولیت یا باری بر دوش خود نبینید. بیشتر از پول، نصیحت یا راهحل، به حضور شما احتیاج دارند. گاهی تنها چیزی که دل یک پدر یا مادر سالخورده را آرام میکند، این است که فرزندش در را باز کند، وارد خانه شود و بگوید: سلام بابا… سلام مامان… امروز فقط دلم خواست چند ساعتی کنارتان باشم. قدر این لحظهها را تا هستند بدانید. بعد از رفتنشان.. هیچ چیز در دنیا توان خریدن حتی یک دقیقه دیگر با آنها را ندارد …. پدر ومادرها بی صداپیرمی شوند بزودی نوبت ماهم می رسد.... 🌺دکتر ابراهیمی مقدم
آموزش در سال تحصیلی جدید ۱۰۰ درصد حضوری است 🔹سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با تکذیب شایعات مربوط به تأخیر در آغاز سال تحصیلی جدید، گفت: مدارس در سال تحصیلی جدید همزمان با اول مهر (همانند هر سال) و به صورت ۱۰۰ درصد حضوری فعالیت خود را آغاز خواهند کرد. Asriran.com @MyAsrirsn
♦️ دریاچۀ ارومیه دوباره تماشایی شد 🔹با افزایش آب دریاچۀ ارومیه، سواحل این پهنۀ آبی در روزهای اخیر بار دیگر شاهد حضور گردشگران و مسافرانی است که برای تماشای جلوههای دریاچه راهی این منطقه شدهاند. #اخبار_آذربایجان_شرقی در فضای مجازی 👇 @azarbaijan_sharghi
видео или голосовое, без подписи
♦️ عروسکگردان هنرمند خیابانی؛ اجرای دیدنی برای رهگذران 🇮🇷 ✊ @AkhbareFori | Link
♦️دزدها منتظر همین یک لحظهاند! 🔹یک لحظه حواسپرتی، یک حرکت برقآسا و ناگهان موبایل دیگر دست شما نیست. 🔹اما ماجرا فقط سرقت یک گوشی نیست؛ اطلاعات، عکسها و دنیای شخصی شما هم در خطر است. 🔹این ویدئو را ببینید؛ شاید دفعه بعد، دزدها سراغ شما هم بیایند! @Tv_Fori
کتاب برای کدام فصل زندگی؟ 💠 آیا از خود پرسیدهایم چرا نسل امروز چندان دل به کتابخوانی نمیدهد؟ آیا واقعاً مشکل، بیحوصلگی و بیعلاقگی به مطالعه است، یا باید پرسش را طور دیگری مطرح کنیم؛ آیا اساساً کتابهایی که نوشته شده است، متناسب با نیازها و دغدغههای اوست؟ 💠 کتاب هم همچون لباس است؛ باید متناسب با فصل انتخاب شود. همانگونه که لباس زمستانی را در تابستان نمیپوشیم، نمیتوان انتظار داشت کتابی که برای انسان چند دهه پیش جذاب و اثرگذار بوده، الزاماً برای نسل امروز نیز همان جذابیت را داشته باشد. 💠 جوان امروز در جهانی متفاوت زندگی میکند؛ جهانی پرشتاب، پرتنش و سرشار از محرکهای تصویری و دیجیتال. او ممکن است بیش از هر چیز به شادی، هیجان، امید، آرامش یا فاصله گرفتن از فشارهای زندگی نیاز داشته باشد. طبیعی است اگر چنین فردی کتابی را که با دغدغهها و نیازهایش بیگانه است، پس از چند صفحه کنار بگذارد. مثلاً ممکن است یک رمان کلاسیک، با وجود ارزش ادبی فراوان، نتواند با حال و هوای او ارتباط برقرار کند. 💠 در اینجا نباید فوراً نتیجه گرفت که «نسل امروز کتابخوان نیست». شاید مسئله این باشد که کتاب مناسبی برای او ننوشتهایم. شاید اشتباه ما این است که به جای آنکه از جوان امروز بپرسیم «چه چیزی دوست داری بخوانی؟»، به او میگوییم «چه چیزی باید بخوانی؟»؛ در حالی که علاقه، نخستین پل ورود به دنیای مطالعه است. ممکن است کسی امروز با یک کتاب ساده و سرگرمکننده کتابخوان شود، اما همین تجربه، او را فردا به سمت آثار جدیتر و عمیقتر ببرد. نتیجهگیری راهبردی: 💠 شاید پیش از آنکه از کاهش کتابخوانی نسل جدید گلایه کنیم، باید در محتوای کتاب تجدید نظر کنیم. مسئله شاید این نیست که نسل امروز کتاب نمیخواند یا نمیخواهد؛ بلکه کتابی میخواهد بخواند که با زندگی امروز او حرف بزند. گاهی مشکل از خواننده نیست؛ کتاب، کتابِ این فصل زندگی او نیست.
مريدی پرسيد: پندی ده كه به سفر شوم پير گفت: چرا روی؟ گفت: آب كه نرود تيره گردد. پير گفت: خود، دريا باش.... كه نرود، تيره نيز نگردد... « خواجه عبدالله انصاری » @AsrTarikh
📣زمان دقیق آزمون سراسری مشخص شد 🔹آزمون اختصاصی گروه آزمایشی علوم تجربی 🔸۲۹ مرداد، ۷:۳۰ صبح 🔹آزمون اختصاصی گروه آزمایشی هنر 🔸۲۹ مرداد، ۱۵:۰۰ ظهر 🔹آزمون اختصاصی گروه زبان های خارجه 🔸۲۹ مرداد، ۱۵:۰۰ ظهر 🔹آزمون اختصاصی گروه آزمایشی علوم انسانی 🔸۳۰ مرداد، ۷:۳۰ صبح 🔹آزمون اختصاصی گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی 🔸۳۰ مرداد، ۷:۳۰ صبح 🔴عضویت در کانال خبرهای جالب گنبد:👇 @gonbadnews
#تیکه_کتاب کلمات، تنها چیزی بودند که میتوانستند هم نجات بدهند و هم نابود کنند. آنها میتوانستند جهانی بسازند یا آن را به آتش بکشند و این همان چیزی بود که انسانها را هم زیبا و هم خطرناک میکرد… 📕 #کتاب_دزد ✍ #مارکوس_زوساک 📚 @audiobo0ok
видео или голосовое, без подписи
جلسه ی گوراوغلی خوانی این هفته، ساعت پنج و نیم تا هفت عصر امروز یکشنبه هجدهم امرداد ۱۴۰۵ ، با شرکت علاقمندان به ادبیات ترکمن به همت انجمن جیحون و در دفتر بنیاد مختومقلی برگزار گردید. در این هفته، صغحات ۲۳۵ تا ۲۴۸ قرائت و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. مدرس این کلاس، دکتر بای محمد چندری می باشد. این کلاس عصر هر یکشنبه در محل فوق برقرار بوده و ورود برای عموم آزاد است. *انجمن ادبی جیحون* @jeyhoonanjomany
۹ اوت #روز_دوستداران_کتاب است. هر سال در این روز دوستداران کتاب دور هم جمع میشوند و کتاب میخوانند. یکی از سنتهای این روز معرفی کتابی است که از خواندن آن لذت بردهاید . امـروز ، " یکشنبه " 📕۱۸ مرداد ۱۴۰۵شمسی 📘9 اوت2026 میلادی 📙۲۵ صفر ۱۴۴۸ قمری @jeyhoonanjomany
ثبت سفارش کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ آغاز شد 🔹به نقل از وزارت آموزش و پرورش، ثبت سفارش کتابهای درسی تمامی پایههای تحصیلی در سامانه فروش و توزيع مواد آموزشی فعال است. 🔹دانشآموزان، اولیای گرامی و مدیران مدارس میتوانند برای ثبت سفارش کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵، به پنجره واحد خدمات الکترونیک وزارت آموزشوپرورش به نشانی my.medu.ir مراجعه کنند. 🔹ثبت سفارش کتابهای درسی در سامانه فروش و توزیع مواد آموزشی به نشانی irtextbook.ir ، تنها پس از ثبتنام قطعی دانشآموز در سامانه سیدا امکانپذیر خواهد بود. 🚨اخبار حوادث استان ایلام Hadeseilam.ir @hadesenewsilam
۱۲۰ـ مین جلسه مختومقلی خوانی بانوان انجمن ادبی جیحون 🔷 یکصدو بیستمین جلسه مختومقلی خوانی ساعت ۹صبح دیروز ۵شنبه پانزدهم مردادماه در دفتر بنیاد مختومقلی با حضور پرشور بانوان دوستدار شعر و ادبیات برگزار شد. 🔸در آغاز این نشست با گرامی داشت یاد و خاطر شاعر مرحومه طواق خدمتگزار، فاتحه ای نثار شادی روح آن عزیز از دست رفته خوانده شد 🔹در این جلسه ۳ قطعه از اشعار مختومقلی با عناوین « دیوانه گلدی ، کلاه لی گلدی و درد اولدی» خوانده و مورد بررسی قرار گرفت. حاضرین در خوانش و بررسی بیت به بیت اشعار فعالانه شرکت داشتند. جلسه ساعت ۱۰/۳۰ پایان یافت. 🔸مدرس این کلاسها خانم فریده مختوم نژاد میباشد. 🔸از علاقه مندان دعوت میشود که در این جلسات فعالانه شرکت نمایند. انجمن ادبی جیحون @jeyhoonanjomany
♦️فلامینگوها در خلیج گرگان🦩 #اخبار_گلستان در فضای مجازی👇 @akhbaregolestan
شازدهکوچولو از گل پرسید: آدمها کجان؟ گل گفت: باد به اینور و آنورشان میبرد این بیریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده! 👤#آنتوان_دوسنت_اگزوپری 《📚 @lBOOKl 》
در کتاب سفر به سوی خویشتن اثر نادر ابراهیمی آمده که: هرچه بیشتر خودت را توضیح بدهی، بیشتر خودت را گم میکنی. بگذار آدمها همانطور که میخواهند تو را بفهمند. 《📚 @lBOOKl 》